فی دوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

فی دوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

تحقیق در مورد دیاک

اختصاصی از فی دوو تحقیق در مورد دیاک دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

تحقیق در مورد دیاک


تحقیق در مورد دیاک

ینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*

 

فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

  

تعداد صفحه15

 

فهرست مطالب

 

دیاک...................................................................................................  4

ترایاک………………………………………………………………………..……….4

تریستورها……………………………………………………………………………4

تریستورها را میتوان به 8 طبقه تقسیم کر………………………………..……5

ترمیستوره ………………………………………………………..………………   6

ترمیستورهای مدرن (ترمیستورهای نیم رسانا(........................................6 فوتوسل..............…………………………………………………….....…………7

دیودها (Diodes).................................................................................   9

انواع دیودهای قدرت ..........................................................................   9

انواع دسته بندی دیودها.......................................................................10 

انواع دیودها........................................................................................12

کاربردها .............................................................................................13

یک سو سازی و اینورت کردن .............................................................. 14

اجزا یک سو کننده و اینورت کننده.......................................................   14

سیستم های یک سو سازی و اینورتری ............................................... 14

 

 

 

 

 

 

 

دیاک :

دیاک عنصری دوپایه است و مشابه ترانزیستوری است که بیس ندارد. از هر دو طرف (بایاس مستقیم و معکوس )  جریان را عبور می دهد و روشن شدن آن بستگی به ولتاژ آستانه تعریف شده ( یا شکست ) دارد.

دیاک درتولید پالس بکار برده می شود.در واقع دیاک و تریستور و ترایاک هم خانواده اند و همگی در حالت کلی مانند دیود خاصیت هدایت کنندگی دارند اما با این تفاوت که تریستور و ترایاک عناصر سه پایه ای هستند که تکامل یافته اند و علاوه بر اینکه از هر دو طرف جریان را عبور میدهند دارای پایه گیت برای کنترل زمان عبور جریان نیز میباشند.

 

ترایاک :

ترایاک نمونه پیشرفته تر تریستور است ٬ که هدایت دو طرفه ولتاژ از مشخصه های آن به شمار می آید. این قطعه نیز 3 پایه دارد که ((ترمینال شماره ی یک ولتاژ اصلی یا  MT1)) و (( ترمینال شماره دو ولتاژ اصلی یا MT2 )) و ((گیت)) نامیده میشوند.

ولتاژ اعمال شده به MT2 نسبت به ولتاژ MT1 چه مثبت باشد و چه منفی میتوان پالسهای تحریک مثبت و منفی را به گیت اعمال کرد(نسبت به MT1).بنابر این ترایاک برای کنترل تمام موج سیگنال AC مناسب بوده و آن را مانند تریستور میتوان مورد استفاده قرار داد.

روشن و خاموش شدن تریستور و ترایاک با سرعت بسیار زیادی صورت میپذیرد در نتیجه پالسهای گذرای بسیار کوتاهی ایجاد میشود ٬ که ممکن است مسافت بسیار زیادی را در طول سیم طی کنند.برای جلوگیری از ایجاد چنین نویزهایی ٬ معمولا استفاده از نوعی فیلتر LC ضروری خواهد بود.

تریستورها :

تریستورها(که به آنها یکسوسازهایی با کنترل سیلیکونی نیز میگویند) 3 پایه داشته ٬ و میتوان آنها را برای قطع و وصل و یا کنترل توان سیگنالهای AC نیز مورد استفاده قرار داد.ترمیستور نیز مانند دیود ((آند)) و ((کاتد)) دارد. اما علاوه بر آنها پایه سومی به نام ((گیت)) نیز وجود دارد ٬ که با اعمال پالس جریانی کوتاه مدت از آن طریق ٬ میتوان تریستور را تحریک کرد.

ترانزیستور قابل تحریک PNPN بود که تریستور یا همان یکسو کننده کنترل شونده سیلیکونی SCR  نام گرفت.

از زمانی که  اولین تریستور ازنوع یکسو کننده کنترل شونده سیلیکونی در اواخر سال 1957 اختراع شد تا زمان حاضر،پیشرفت های زیادی در الکترونیک قدرت رخ داده


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق در مورد دیاک

دانلود مقاله روانشناسی ورزش

اختصاصی از فی دوو دانلود مقاله روانشناسی ورزش دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

مقدمه:
روان‎شناسی ورزشی شاخه‎ای از علم ورزش است که در جستجوی فراهم نمودن پاسخ به سؤالات مختلف در زمینه‎های رفتار انسانی در حیطه ورزش است. از آنجایی که روان‎شناسی به مطالعه رفتار می‎پردازد، بالطبع موضوع روان‎شناسی ورزشی نیز مطالعه حرکات و فعالیت‎های ورزشی در تمام ابعاد از فعالیت حرکتی یک کودک دبستانی تا مسابقات جهانی و المپیک می‎باشد.
اگر چه اهمیّت مسائل روانی در ورزش از چندین سال پیش شناخته شده است با این حال روان‎شناسی ورزشی هنوز دانشی بسیار جوان می‎باشد و در خلال دهه‎های اخیر علاقه و توجه به «روان‎شناسی ورزشی شناختی » افزایش چشم‎گیری یافته است. ابتدا تمام تلاش‎ها در این حیطه معطوف به مردان قهرمان بود اما در سال‎های اخیر این روند متحول شده است و روان‎شناسی ورزشی قهرمانان زن و مرد حرفه‎ای و برجسته افراد شرکت کننده در فعالیت‎های غیر حرفه‏ای را نیز مورد توجه قرار می‎دهد. به عبارتی هدف روان‎شناسی ورزشی کمک به ورزشکاران در تمام رده‎های سنی از نوجوانان تا بزرگسالان است.
امروزه متخصصان فیزیولوژی ورزش از دانش روان‎شناسی ورزشی برای کمک به شرکت‎کنندگان در برنامه‎های باز پروری قلبی استفاده می‎کنند تا آنها بر ترس خود نسبت به از سرگیری و شروع تمرین غلبه کنند. معلمان همچنین با استفاده از دانش روانشناختی ورزشی شیوه توجه به تأثیرات محیطی را که باعث بهبود اجرا می‎شوند، به متعلمان خود می‎آموزانند. دست اندر کاران تیمهای جوانان برای اطمینان از کسب تجارب مثبت از سوی ورزشکاران جوان، از روان‎شناسی ورزشی بهره می‎گیرند. و نهایتاً مربیان در تمام سطوح از تکنیکهای روان‎شناسی ورزشی همچون کنترل هیجان، تصویر سازی ذهنی، هدف گزینی و انگیزش کمک می‎گیرند تا ورزشکاران را در تکامل بخشیدن اجراهایشان یاری دهند. اکنون با پیشرفت علم روان‎شناسی ورزشی، بحث مهارت‎های روانی در اجرای عملکردهای ورزشی از اهمییت بسزایی برخوردار شده است و در حالی که قبلاً به اهمیت آماده سازی جسمانی تأکید می‎شد امروزه قهرمانان هرچه بیشتر بر آماده سازی روانی توجه و تأکید می‎کنند. تجارب کسب شده آنان حاکی از آنست که وقتی در میدانهای بزرگ با قهرمانانی همتراز به لحاظ جسمی‎به رقابت می‎پردازند، سرانجام آمادگی روانی پیروزی را به نفع یکی از طرفین رقم خواهد زد.
مربیان برتر نیز به جنبه‎های آماده سازی روانی ورزشکاران و ضرورت تدارک آن در طول تمرینات واقفند. و بخشی از برنامه آماده‎گی را به آماده سازی روانی اختصاص می‎دهند. با وجود این، آماده سازی روانی تا حدود زیادی مورد غفلت قرار گرفته است که به نظر می‎رسد عمده‎ترین علت این غفلت فقدان آگاهی مربیان در چگونگی آماده سازی روانی ورزشکاران می‎باشد. صاحبنظران ورزش چنین می‎پندارند که ورزش می‎تواند به بازیکنان جوان قدرت اراده‎گری، اعتماد به نفس، نحوه سلوک، برقراری ارتباط با دیگران و تجربه رسیدن به هدفهای مشکل را بیاموزد ولی امروزه می‎دانیم که این قابلیتها به طور خود بخودی به حداکثر نرسیده و رشد نمی‎یابند مگر اینکه ورزشکار تحت آموزش و تمرین مهارت‎های روانی1 قرار گیرد.
اکنون مهارت‎های روانی در همان نقطه‎ای قرار دارند که پنجاه سال پیش مهارت‎های جسمانی قرار داشتند مربیان باید به این اعتقاد دست یابند که مهارت‎های روانی هم چون مهارت‎های جسمانی قابل کسب‎اند و باید به طور اصولی و علمی آموزش داده شوند.

 


روانشناسی ورزشی:
پیدایش علم روانشناسی ورزشی به قرن بیستم باز می گردد اما اولین مطالعات در این زمینه در سال‎های آخر قرن نوزدهم انجام شد. در واقع به صراحت نمی توان بیان کرد که روانشناسی ورزشی دقیقاً در چه زمانی بصورت علم مطرح شد, به همین جهت برخی ادعا می‎کنند علم روانشناسی ورزشی همچون نوزادی است که به تازگی متولد شده است. بطور کلی در ابتدا مطالعه رفتار ورزشی در جهت تشریح اصول و موضوعات روانشناسی عمومی بود و جهت‎گیری مشخصی بعنوان روانشناسی ورزشی دیده نمی شد. دکتر نورمن تریپلت روانشناس دانشگاه ایندیانا, در اوایل سالهای 1897, در مجله‎ آمریکایی روانشناسی مطلبی را منتشر کرد که به گونه‎ای مستقیم به روانشناسی ورزشی ارتباط داشت. تریپلت پدیده‎ای را بررسی کرد که اکنون «‎سهولت اجتماعی» می‎نامیم, و آن اثر مساعد مشاهده کنندگان برعملکرد شخص است. او پی برد دوچرخه‎سوارانی که گروهی فعالیت می‎کنند نسبت به زمانی که فردی دوچرخه‎سواری می‎کنند, نیز سریع‎تر حرکت می کنند. دکتر ای. دبلیو. اسکریپچر روانشناس دانشگاه ییل از مطالعه خود چنین نتیجه گرفت که شرکت در ورزش به دارا شدن ویژگی‎های شخصیتی مطلوب می‎انجامد (مارک، اچ انشل،1380).
دیدگاه جدید مبنی بر اینکه ورزش رقابتی شخصیت ساز است, ریشه در پژوهش‎های اسکرپیچر دارد, اما پیشگام شناخته شده‏‎ روانشناس ورزش دکتر کلمن رابرتز گریفیت است. گریفیت که به عنوان پدر روانشناسی ورزش از او نام برده می‎شود, بعنوان اولین شخصی است که سال‎های زیادی را صرف آزمایش‎های منظم روانشناسی ورزشی کرده است(مارک، اچ انشل،1380).
گریفیت اولین آزمایشگاه روانشناسی ورزش را, به نام آزمایشگاه پژوهش ورزشی در سال 1925 در دانشگاه ایلینوی تأسیس کرد. اگرچه پژوهش درباره اثر عوامل روانی بر عملکرد ورزشی را, در سال 1918 آغاز کرده‎بود. علایق اولیه او شامل اثرهای عوامل روانی و محیطی بر یادگیری و اجرای مهارت‎های حرکتی و شخصیت در ورزش بود. او برای آزمایشگاه خود وسایلی را تهیه کرد که آگاهی از جنبش‎های مهارتی, هوشیاری ذهنی, واکنش‎های زمانی نسبت به بینایی, شنوایی، فشار, ثبات, هماهنگی عصبی ـ عضلانی, تنش‎ها و رهاسازی عضلانی و توانایی‎ عضلانی را اندازه‎گیری می‎کردند. او بر اساس مصاحبه با بازیکن فوتبال ردگرنگ پی برد که ورزش‎کاران برتر مهارت‎های ورزشی را خودبه‎خود, بدون هیچ یا کمترین اندیشه‎ای, انجام‎می‎دهند.او اولین‎کتاب‎های‎روانشناسی ورزشی را به‎ نام‎های «روانشناسی مربیگری» در سال 1926 و «روانشناسی‎ورزشکاران» در سال 1928 نوشت و اولین درس روانشناسی ورزش را در سال 1923 در دانشگاه ایلینوی تدریس کرد. گریفیت, در تکلیفی که روانشناسان ورزش امروزی واقعاً بر آن رشک می‎برند, توسط باشگاه شیکاگو‎کانبر استخدام شد تا در فصل مسابقه‎های سال 1938 مشاور روانشناس ورزش تیم باشد. او آزمون‎های حرکتی و پرسشنامه‎های روانی گوناگون را اجرا کرد تا توانایی حالت روانی و توانایی بالقوه کنونی ورزشکاران رقابتی را از آغاز آموزش (فصل بهار) تا پایان فصل تعیین کند(مارک، اچ انشل،1380).
پژوهش روانشناسی ورزشی در دهه‎های 1940 نمود واقعی داشت بجز پایان‎نامه‎های دکترا که گه‎گاهی نوشته می‎شدند. در این زمان بیش از هر چیز, تأسیس آزمایشگاه‎های یاد‎گیری حرکتی رواج یافت که ار جمله می‎توان آزمایشگاهی را نام برد که توسط جان لاتر در دانشگاه پنسیلوانیا,کلارنس رگزویل در دانشگاه ویسکاسنین, سی. اچ مک‎لوی در دانشگاه آ‎یوا, و شاید از همه معروف‎تر فرانکلین هنری در دانشگاه کالیفرنیا در برکلی, تأسیس شد (مارک، اچ انشل،1380).
این جنبش زمینه را برای حضور، رشد و ... تربیت بدنی فراهم ساخت که دارای پیچیده‎ترین رهیافت علمی در پژوهش برای رفتار حرکتی بود. همة دانشمندان ورزش به نوبه‎ی خود از بهینه‎بودن طرح, تجهیزات و فنون آماری پژوهشی انتشار بیشتر داده‎های مربوط به فرایندهایی که زیربنای مهارت‎آمیز عملی و آموختنی بودند, سود جستند. با وجود «خلأ شایان توجه بین سال‎های مولد گریفیت و کارهای پژوهشگران معاصر در روانشناسی ورزش», زمینه روانشناسی ورزش از این تلاش‎های اولیه در پژوهش حرکتی, سود برده است (مارک، اچ انشل،1380).
سرانجام, در دهه‎ی 1960 بود که روانشناسی ورزش گام‎های بزرگی را برداشت و زمینه علمی کنونی را فراهم آورد. چندین عامل به گسترش این زمینه علمی کمک کردند. کتاب‎های درسی بیشتر از هر زمان دیگر چاپ شدند. از جمله می‎توان به کتاب‎های زیر اشاره کرده:
«رفتار جنبشی و یادگیری حرکتی» بریانت‎گرتی , «مشکل ورزشکاران و چگونگی مقابله با آنها» بروس اجیلو و توماس تاتکو , «یاد‎گیری حرکتی و عملکرد انسانی» رابرت ان سینگر و «روانشناسی و رفتار حرکتی» جوزف اکسندین . کتاب دیگری به‎نام «مربی‎گری, ورزشکاری, روانشناسی» سینگر اولین کتاب درسی در روانشناسی ورزش بود. این کتاب‎ها محرکی برای پژوهش و انتشار فراوان در نشریه‎های علمی بودند. از همه مهم‎تر «فصلنامه‎ی پژوهش» که اکنون «فصلنامه‎ی پژوهش برای تمرین و ورزش» نامیده می‎شود, از انتشارات پژوهشی رسمی تربیت‎بدنی حرفه‎ای در ایالات‎متحده بود. اما مهم‎تر از پیشرفت پژوهش در روانشناسی ورزشی و رفتار حرکتی, کلاس‎ها و برنامه‎های دانشگاهی بود که منجر به پیدایش بارزترین دانشمندان, در روانشناسی ورزش شد (مارک، اچ انشل،1380).
عنصر نهایی در رشد روانشناسی ورزش تأسیس چند انجمن حرفه‎ای بود. اولین نشست سالیانه انجمن امریکایی روانشناسی ورزش و فعالیت بدنی در سال 1967 برگزار شد. انجمن کانادایی یاد‎گیری روانی ـ ‎حرکتی و روانشناسی ورزش, در سال 1969 آغاز به کار کرد (مارک، اچ انشل،1380).
این سازمان در آغاز به انجمن کانادایی بهداشت, تربیت‎بدنی, تفریحات سالم و رقص وابسته بود. اما در سال‎های 1977 مستقل شد. در سال 1975, بخشی به اتحادیه امریکایی بهداشت, تربیت‎بدنی, تفریحات سالم و رقص, اضافه شد تا روانشناسی ورزش را در چهارچوب علمی تربیت‎بدنی تقویت کند. آن را آکادمی(فرهنگستان) روانشناسی ورزش نامیدند. هدف فرهنگستان تقویت نگره و پژوهش بود به گونه‎ای که بتوان در تربیت‎بدنی یا موقعیت ورزشی به کار برد. بعلاوه در سال 1986, پیدایش انجمن پیشرفت روانشناسی‎ورزشی کاربردی بود که برای پیشبرد رهیافتی اکتشافی‎تر در روانشناسی ورزش آغاز به کار کرد. این انجمن, که در بر دارنده بزرگترین عضویت روانشناسی حرفه‎ای و دانشجویان در سرتاسر جهان است, دارای سه بخش است:
روانشناسی بهداشت (که برای نمونه اثرهای روانی فعالیت‎های بدنی را بررسی می‎کند)روان شناسی درمان (که مشاورة ورزشی و مطالعة اثر فنون رفتاری و روانی بر عملکرد ورزشی را بررسی می‎کند), و روانشناسی اجتماعی(که عوامل محیطی بر عواطف و رفتارهای ورزشکاران و مربیان ورزش را مورد مطالعه قرار می‎دهد). اگرچه شاخه روانشناسی ورزش ریشه در علم تربیت‎بدنی دارد, در سال‎های أخیر از سوی روانشناسی مورد پذیرش قرار گرفته است. این موضوع به سبب استفادة قانونی از اصطلاح«روانشناس» است که نشانگر آموزش دانشگاهی در روانشناسی است. قابل درک است که, در بین دانشمندان و دست‎اندرکاران, بحث‎های شایان توجهی در این باره وجود دارند مبنی بر اینکه کدام علم- تربیت‎بدنی, علم ورزش یا روانشناسی- باید برنامه‎های آموزشی روانشناسان ورزش را هماهنگ کند. به احتمال, در استرالیا, ارتباط بین روانشناسی ورزش و روانشناسی از همه قوی‎تر است, زیرا که در سال 1992 جامعة روانشناسی استرالیا اولین هیأت روانشناسان ورزش را در سازمان روانشناسی ملی پذیرفت. اهمیت این هیأت در تعیین معیارهایی است که برای دادن پروانه‎ی کار به روانشناسان ورزش مورد استفاده قرار می‎گیرند. انجمن روانشناسی امریکا دارای بخشی به‎نام بخش روانشناسی ورزش و تمرین است که گروه علاقمندی مرکب از پژوهشگران را تشکیل می‎دهد که عوامل روانی مرتبط با عملکرد انسانی را مورد مطالعه قرار می‎دهند. اما هدف این گروه این است که زمینة مطالعه را گسترش دهند نه اینکه معیاری برای پروانه یا مدرک تعیین کند (مارک، اچ انشل،1380).
کالج امریکایی پزشکی ورزشی و اتحادیة پزشکی ورزشی استرالیا, گروه‎هایی فرعی در روانشناسی ورزش و تمرین دارند. سرانجام روانشناسی ورزش توسط جامعة بین‎المللی روانشناسی ورزش در سرتاسر جهان شناخته می‎شود (مارک، اچ انشل،1380).
هدف این سازمان‎ها این است که برای دانشمندان و دست‎اندرکاران و روانشناسی‎ورزشی هویتی ملی و بین‎المللی حاکی از نظام علمی ایجاد کنند. همچنین فرصتی فراهم می‎کنند تا با اعضایشان سالانه ملاقات کنند و 1) ایده‎های خود را مبادله کنند, 2)تجارب پژوهشی خود را توضیح دهند, 3) با دانشمندان و دست‎اندرکاران شناخته شده‎ای که تخصص‎هایشان در زمینه‎های قابل کاربرد در رفتار ورزشی است, صحبت و تبادل نظر کنند, 4) دربارة موضوعات بحث‎‎‎‎‎‎‎‎‎انگیز بحث کنند و تصمیم بگیرند و 5)‎ به کلاس‎ها و بخش‎های مربوطة خود ایده‎های جدید و مهیجی ببرند که از زمینةموردنظر سرچشمه می‎گیرند. از این سازمان‎ها,‌ نشریه‎های علمی جدید پا گرفته‎اندکه نیازهای این زمینة پژوهشی گسترش یابنده را برطرف کنند. روانشناسی ورزشی اکنون توسط اعضای جامعة دانشگاهی به عنوان علمی معتبر شناخته می‎شود (مارک، اچ انشل،1380).
اکنون باید روشن شده باشد که روانشناسی دربردارندة زمینة علمی چند بعدی از مطالعه و عمل است. روانشناسی ورزشی از بسیاری از علوم سنتی روانشناسی, مشتق و بنابراین دریرگیرندة روانشناسی اجتماعی (مطالعة رفتار گروهی و عوامل محیطی- موقعیتی که بر عواطف و اعمال شخص اثر می‎گذارند), روانشناسی شناختی(ارتباط بین اندیشه‎ها عواطف و عملکرد), روانشناسی رشد(تغییرهای شناختی و رفتاری همراه با افزایش سن), روانشناسی تربیتی(عواملی که بر یادگیری و یادآوری راهبردها و مهارت‎های ورزشی اثر می‎گذارند), روانشناسی بالینی(بررسی موضوع‎های شخصی که نیازمند مشاورة حرفهایست به گونه‎ای که احساس رضایت شخصی در ورزش و رسیدن به حداکثر عملکرد به دست آید) و شاخه‎های دیگر است. شاخه‎های علمی روانشناسی در شکل(1) نشان داده شده‎ است. روانشناسی تمرین شاخه‎ای است که در روانشناسی جنبة سنتی ندارد, اگرچه از نزدیک با روانشناسی بهداشت ارتباط دارد. (اصانلو، پرستو؛ 1370).

روانشناسی تربیتی روانشناسی شناختی
روانشناسی اجتماعی روانشناسی بالینی
روانشناسی بهداشت و تمرین روانشناسی رشد
روانشناسی شخصیت روانشناسی فیزیولوژی

 

شکل(1): عناصر چندبعدی روانشناسی ورزش(مارک، اچ انشل،1380).

 

امروزه محققین و تشکیلات مختلفی در سراسر دنیا به مطالعه و بررسی موضوعات متنوعی در قالب روانشناسی ورزشی می‎پردازند. به‎عنوان مثال روانشناسی ورزشی توسط جامعة روانشناسی برای فعالیت ورزشی و تربیت بدنی در امریکای شمالی(NASPSPA) در سه زمینةمختلف تقسیم‎بندی شده است.

 

 

 

روانشناسی ورزشی

 

 

 

یادگیری حرکتی‎وکنترل روانشناسی‎اجتماعی‎وشخصیت رشد‎وتکامل‎حرکتی

 

شکل شمارة(2): تقسیم یندی حیطه‎های روانشناسی ورزشی براساس تقسیم بندی جامعة روانشناسی ورزشی امریکای شمالی(لامارتین، 1984).

 


در یادگیری حرکتی اصول یادگیری مهارت‎های حرکتی و ورزش, عوامل مؤثر در یادگیری مهارت‎های حرکتی, شناخت عوامل اجتماعی و روانی و اهمیت آنها در رابطه با یادگیری مهارت‎های حرکتی و نقش بازخورد و انگیزش در یادگیری مهارت‎های ورزشی مورد مطالعه قرار می‎گیرد.
در روانشناسی اجتماعی و شخصیت, موضوعاتی همچون شخصیت ورزشکاران, پرخاشگری, استرس اضطراب و کنترل شرایط روحی و آمارگی روانی مدنظر می‎باشد. و نهایتاً در رشد و تکامل حرکتی, مراحل مختلف رشد, نقش عوامل ارثی و محیط در رشد, روند تکاملی حرکات, توانایی‎های جسمانی و ادراکی و برنامه‎ریزی حرکتی برای کودکان مطرح می‎باشد (لامارتین، 1984).
فولهام (1999) روانشناسان ورزشی را به دو دسته تقسیم می‎کند: روانشناسان ورزشی بالینی و تربیتی. او معتقد است روانشناسان ورزشی بالینی عملکردشان در رابطه با مسائل همچون به هم‎ریختگی تغذیه‎ای, خشونت‎گرایی, آشفتگی شخصیت, افسردگی شدید و روان‎درمانی است اما روانشناسان ورزشی تربیتی مسائلی همچون هدف‎چینی, تصویرسازی ذهنی, انگیزش, تمرکز, اعتماد به نفس و آمادگی ذهنی را در رابطه با ورزشکاران پیگیری می‎کنند (فولهام، 1991).
مفهوم روانشناسی ورزشی:
روانشناسی ورزشی یکی از موارد کاربرد ویژة دانش روانشناسی را تشکیل داده و موضوعاتی همچون شخصیت, عوامل روانی اجتماعی, انگیزش, کنترل استرس و اضطراب, آموزش حرکتی, اعتماد به نفس و سایر مهارت‎های روانی که لازمة یادگیری و اجرای مطلوب مهارت‎های حرکتی می‎باشد را مورد بررسی و مطالعه قرار می‎دهد. به‎عبارتی دیگر مطالعة رفتار فردی در ورزش و فعالیت‎های حرکتی تعیین میزان تأثیر فاکتورهای روانی بر روی فعالیت‎های حرکتی و تعیین کیفیت اثرگذاری تجربیات اولیة حرکتی افراد بر روی عوامل روانی, موضوعاتی هستند که مورد توجه روانشناسان ورزشی قرار می‎گیرد. بنابراین روانشناسان ورزشی در پی یافتن اطلاعات مفید و باارزش در رابطه با بهبود سطح فعالیت‎های ورزشی افراد در هر دوجنبه روش‎های انفرادی و تیمی می‎باشند (محرم زاده، مهرداد؛ مبانی روانی ـ اجتماعی).
تعریفی که «فدراسیون اروپایی روانشناسی ورزشی و تربیت بدنی» از این رشته به عمل آورده است, به شرح هدف‎های کلی و قسمت‎های اصلی آن می‎پردازد. به این شرح که «روانشناسی ورزشی دارای موضوع مخصوص به خود می‎باشد, این دانش به مطالعة انسان و حرکات او در جریان تمرینات بدنی, مسابقات ورزشی و فعالیت‎های بازی‎گونه در هوای آزاد می‎پردازد. روانشناسی ورزشی سطوح مختلف ژنتیک, نتایج مؤثر این فعالیت‎ها در فرد و گروه و تأثیر آن در ضعیف‎ترین, قوی‎ترین و پراستعدادترین افراد در تمام زمینه‎های روانی-حرکتی و تربیت بدنی و ورزش را در نظر دارد (توماس، ریموند، روان‎شناسی ورزشی).
دبورآ.ست و چارلزآ.بوچر (1984) در این زمینه معتقدند: روانشناسی ورزشی عملی است‎که‎ازتکنیک‎های ارزیابی شناختی و راهبردهای مداخله‎ای برای کمک به افراد جهت نیل به اجرای برتر استفاده می‎کند(وست دبورآ، بوژر، چارلز آ، مبانی تربیت بدنی و ورزش).
دکتر نمازی‎زاده روانشناسی ورزشی را کاربرد اصول و یافته‎های روانشناسی در یادگیری مهارت‎های ورزشی و رفتارهای جنبشی انسان در کلیة شئون ورزش و تربیت بدنی می‎داند (رحمانی نیا، فرهاد؛ مبانی روانی ـ اجتماعی در تربیت بدنی).
گولد و وینبرگ (1995) اظهار می‎کند که روانشناسی ورزشی یه اهمیت مطالعة رفتار افراد در ورزش و تمرین می‎پردازد و روانشناسان ورزشی اصول و دستورالعمل‎هایی را که مربیان می‎توانند برای کمک به بزرگسالان و خردسالان, جهت شرکت در ورزش‎ها و سودمندی از تمرینات مورد استفاده قرار دهند, مشخص می‎کنند.
آنها معتقدند که روانشناسان ورزشی دو هدف مهم دارند:
1 ـ آموزش چگونگی تأثیر عوامل روانی بر عملکرد جسمانی افراد.
2ـ پی بردن به این موضوع که مشارکت در ورزش‎ها چگویه باعث پیشرفت جنبه‎های روانی شخصیت, سلامتی و احساس خوب بودن می‎شود.
و در پایان بیان می‎کنند, هنگامی‎که روانشناس ورزشی یا یک ورزشکار با تیم ورزشی شروع به کار می‎کند, او برنامه‎اش را در قالب یک برنامة تمرینی مهارت‎های روانی طرح‎ریزی می‎نماید که این برنامه به ورزشکاران کمک‎می‎کند تا بطور هم‎زمان مهارت‎های روانی و جسمانی خود را افزایش دهند (دکتر گلد، 1995).

 

مهارت‎های روانی:
با پیشرفت علم روانشناسی بحث مهارت‎های روانی در اجرای عملکردهای ورزشی از اهمیت بسزایی برخوردار شده است و در حالیکه قبلاً به اهمیت آماده‎سازی جسمانی تأکید می‎شدروانشناسان ورزشی, مربیان و ورزشکاران هرچه بیشتر بر آماده‎سازی روانی توجه و تأکید می‎کنند (هالیوار، 1997).
امروزه با استفاده از مهارت‎های روانی پیشرفت قابل ملاحظه‎ای در عملکرد ورزشکاران حرفه‎ای- المپیک و سطوح دانشگاهی به وجود آمده است (مارتنز راینر، (1987).
جک نیکلوس , لاری برد , رجی جکسون و فران‎تارکنتون و بسیاری از ورزشکاران بزرگ برای بخش ذهنی و روانی د رمسابقات اهمیت بسیار بالایی قائلند و معتقدند این مسئله در تعیین نتیجه, اعتبار بالایی دارد. منظور آنها از اعتبار دادن بسیار بالا به آمادگی روانی اینست که هنگامی‎که قهرمانان از نظر مهارت‎های بدنی در سطح بالایی قرار می‎گیرند و همان سطح بالایی مسابقات آماده می‎شوند, احتمالاً فردی موفق می‎شود که از نظر روانی آمادگی داشته باشد (مارتنز ، راینر؛ 1373).
مهارت‎های روانی به ورزشکاران اجازه می‎دهد تا در هنگام مسابقه اعتماد به نفس پیدا کند و اطلاعاتی برای او فراهم کند که باعث می‎شود بدن و ذهن برای اجرای بهینه آمادگی پیدا کنند و سبب بروز پیشرفت در ورزشکارمی‎شود(وست دبورآ، بوچز، چالزآ؛ 1374) و نهایتاً به افزایش عملکردهای ورزشی آنها,تعدیل‎هیجانات, افزایش تمرکز,توسعة اعتماد به نفس, بالا بردن میزان یادگیری و... منجر خواهد شد (آقا علی نژاد،حمید؛ 1376).
چندین نظریه در رابطه با تمرین مهارت‎های روانی وجود دارد. یکی از آنها اینست که مهارت‎های روانی فقط در ارتباط با ورزشکاران غیر حرفه‎ای است که قاعدتاً این موضوع را مشخص‎ خواهد کرد زیرا اگر مهارت‎های روانی آموخته شود, نهایتاً اثرات بسیار مفیدی برای تمام ورزشکاران دارد.
نظریة دوم اینست که برنامة تمرین مهارت‎های روانی فقط برای ورزشکاران حرفه‎ای است که این موضوع هم قابل تأیید نمی‎باشد زیرا روانشناسان ورزشی برنامه‎هایشان را در ارتباط با جوانان, ورزشکاران در حال پیشرفت و حتی افراد خاص مانند عقب‎ماندگان ذهنی, معلولین جسمی و ناشنوایان طرح‎ریزی می‎کنند.
و نهایتاً سومین نظریه اینست که مهارت‎های روانی سریع آموخته می‎شوند. اکثر مربیان و بازیکنان فکر می‎کنند که این مهارت‎ها را سریع خواهند آموخت و فقط در طی چند جلسه بازخورد مثبتی برای آنها مهیا خواهد شد, در صورتی‎که تمرین این مهارت‎ها به زمان و تمرین مناسب نیاز دارد (فولهام، آ؛ 1999).
هرچند محتوای برنامه‎های آمادگی روانی, در رشته‎های مختلف ورزشی متفاوت است ولی بر اساس اظهارات ویلی, تمامی برنامه‎های آمادگی روانی دارای موضوعات مشترکی هستند که از جمله می‎توان به مهارت‎های کنترل توجه(تمرکز), انگیزش, توسعة اعتماد به نفس, تصویرسازی ذهنی, هدف‎گزینی مهارت‎های خودآگاهی و عزت نفس اشاره نمود (ویلی، 1986)
گولد و وینبرگ در این زمینه معتقدند تعدادی از اجزای مهارت‎های روانی که برای مربیان و ورزشکاران مفید است عبارتند از: تمرکز, اعتماد به نفس, کنترل حالات روانی, کنترل انگیزش, تصویرسازی ذهنی, هدف‎گزینی و خودصحبتی (دکتر گلد، 1995).
مارتنز در کتاب روانشناسی ورزشی مهارت پایه را جهت تمرینات روانی مطرح ساخته است که شامل:
1 ـ مهارت‎های تصویری
2 ـ تنظیم انرژی روانی
3 ـ تنظیم فشار قوی
4 ـ مهارت‎های توجه
5 ـ مهارت‎های تدوین اهداف
او معتقد است این مهارت‎های روانی ارتباط نزدیک و درونی با هم دارند و توسعة یک مهارت به پیشرفت مهارت‎های دیگر کمک می‎کند که در شکل(2) نشان داده شده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل شمارة(3): ارتباطات درونی میان مهارت‎های روانی (مارتنز، راینر؛ 1373)
وی در ادامه می‎افزاید استفاده از مهارت‎های روانی مانند مهارت‎های بدنی است که ابتدا باید اصول را یادگرفت و چیز دیگری را نمی‎توان جایگزین این اصول کرد. سپس باید توانایی ترکیب اصول مهارت‎های روانی را در شرایط مسابقات پیدا نمود (مارتنز، راینز؛ 1373).
مارتنز همچنین در مورد یادگیری مهارت‎های روانی معتقد است که تمرین مربوط به مهارت‎های روانی را می‎توان در سه مرحله آموخته می‎شود:
1 ـ آموزش موردی مهارت‎های روانی
2 ـ کسب مهارت‎های روانی از طریق برنامة تدوین شده و با استفاده از بهترین اطلاعات قابل دسترس
3 ـ تمرین مهارت‎ها به‎گونه‎ای که بتوان آن را در مسابقات بکار گرفت
و وی روش‎کسب مهارت‎ها را بدین صورت تقسیم‎بندی می‎کند:
1 ـ خودسازمانی و نظارت بر کار خود
2 ـ خودسنجی
3 ـ خود تقویتی می‎باشد (مارک، اچ انشل).
مارتین در زمینة استفاده از برنامه تمرین مهارت‎های روانی اظهار می‎دارد:
مربی زمانی که از برنامة تمرین مهارت‎های روانی(PST) استفاده می‎کند باید مشخص کند آیا این برنامه قرار است صرفاً شانس برنده شدن تیم را بالا ببرد یا اینکه به بهتر شدن عملکرد فردی ورزشکاران کمک کند. به محض اینکه تصمیم گرفته شد باید از برنامه استفاده شود که اولین قدم عبارت خواهد بود از:
تشکیل جلسه در قبل از تمرین و معرفی کل برنامه و آشنا نمودن ورزشکاران با مفاهیم کلیدی و نهایتاً برای‎تعیین‎سطح مهارت‎های فعلی و مقایسة آن با بعد از تمرین, از پرسشنامه استفاده شود (مارتنز، راینر؛ 1987).



مقدمه :
علم روانشناسی در قرن بیستم بیشتر بر هیجانات منفی نظیر افسردگی و اضطراب تمرکز یافته است تا برهیجانات مثبت مانند شادی ، بهزیستی . تعریف سلامت از نظربوم و همکاران او در سال 2001 مترادف با فقدان بیماریهای روانی و علائم بیمارگونه تلقی شده است درحالی که از دهه 1980 به بعد به سلامت از جنبه مثبت آن تاکید شده است و فردی واجد سلامت شناخته می شود که به لحاظ زیستی ـ روانی ـ اجتماعی ازشرایط معینی برخوردار باشد (37).
روانشناسی ورزش به منظوربررسی جنبه های مختلف شخصیت و ویژگیهای شرکت کننده ها درمسابقات ورزشی شکل گرفته است چرا که بسیاری از تحقیقات اولیه روانشناسی ورزش در این زمینه بوده است . روانشناسان ورزشی به دنبال پیدا کردن رابطه ای بین صفات شخصیتی و فعالیت های ورزشی بوده اند ،فیشر در سال 1984 پی برد که متجاوز از هزار مطالعه روی شخصیت ورزشکاران و عملکرد و رفتار ورزشی او انجام گرفته است.
محققان درمطالعات خود سؤالاتی را مطرح ساختند و بدنبال پاسخی برای این سؤالات بوده اند ـ آیا شخصیت ورزشکار با غیر ورزشکار متفاوت است ؟ – آیا ورزشکاران ماهر با ورزشکاران مبتدی درهمان رشته ورزشی از سطح شخصیتی متفاوتی برخوردارند ؟ ـ آیا ورزش باعث تغییر صفات شخصیتی می شود ؟ یا این که افراد به خاطر داشتن صفات شخصیتی ویژه در رشته معینی شرکت می کنند ؟ ـ آیا ورزش به عنوان یک پدیده تربیتی و اجتماعی در رشد و تکامل شخصیت تاثیر دارد ؟ ـ آیا فعالیت های ورزشی در ویژگی هایی همچون کمال گرایی ، احساس امنیت ، رفتارهای اجتماعی و ابتکاری بودن ، سازگاری اجتماعی ، رعایت و موازین اخلاقی ،خود پنداری ، افکار غیر عادی و تمایلات مردم گریزی ، مکانیزم های دفاعی ، بدبینی و سوء ظن ، تشویش ، و ترس و دلهره و گوشه گیری و فعالیت های خلاف سنن اجتماعی تاثیر دارد ؟
این سئوالات به این دلیل مطرح می شوند که ، اگرچه شخصیت افراد از اوایل زندگی شکل می گیرد ولی می تواند با تجارب بعدی تغییر یافته و اصلاح شود(38 ). ریاحی و مهابادی درسال 1372 بیان کردند از آنجا که برخوداری افراد از سلامت جسمی و روانی ، بقاء و خود شکوفایی یک جامعه را تضمین می کند لذا شناخت خصوصیات شخصیتی که افراد را به انجام فعالیتهای ورزشی و اجتماعی متمایل یا ازآن گریزان می سازد نقش مهمی در تصمیم گیری های تربیتی و بهداشتی دارد .(22)
مارک انشل در کتاب خود می نویسد بسیاری از مربیان همان رهیافت ها و فنون نظامی گری را برای انگیختن ورزشکارانشان به کار می برند که در دهه های پیش بکار می رفتند و حتی با وجود صرف ساعتهای بسیار در ایجاد مهارتهای ورزشی از آموزش مهارتهای روانی به ورزشکارانشان سرباز می زنند . ( 7 )
بنابراین طبق نظر مشهوری در سال 1380 شناخت توانایی ها و ضعف های شخصیتی ورزشکاران بسیار ضروری است و به ما کمک می کند تا برای تقویت نقاط قوت و رفع نقاط ضعف شخصیتی برنامه ریزی کنیم (22).
یکی از این ویژگی های شخصیتی ابراز وجود یا رفتار قاطعانه است که شامل مهارت های کلامی و غیرکلامی مفید و موثر در روابط بین فردی و اجتماعی است و از اهداف آن سلامت روانی ، جسمی و روابطی در بین افراد می باشد ، ما روش فعالی را برای افزایش میزان ابراز وجود در افراد معرفی می کنیم تا بتوانند در محیط طبیعی زندگی بطور مستقل عمل کرده و از آن استفاده کنند .
1- بیان مسئله
ابراز وجود یا قاطعیت به عنوان روشی جهت رفع مشکلات ارتباطی افراد و رفع اضطراب هایی که از روابط متقابل اجتماعی ناشی می شود در مسیر تکامل شخصیتی افراد تاثیر مستقیم و فراوان دارد هیچکس را نمی توان یافت که کاملا رشد کرده و یا احساس کند که فردی کامل است مگر آن که در یک ارتباط انسانی قرار گیرد (33) . فقیرپور در سال 1377 می گوید افرادی که به علت عدم مهارت های ارتباطی مهم بین فردی و اجتماعی نمی توانند احساسات و خواسته های خویش را بیان کنند و یا از عهده تقاضاهای نا معقول دیگران برنمی آیند غالبا از طرف افراد دیگر تحت سلطه قرار می گیرند ، عزت نفس را از دست داده و احساس می کنند کنترلی بر وقایع زندگی خویش ندارند درنتیجه از رویارویی با مسائل مختلف زندگی اجتناب می کنند ، خوشنودی و احساس رضایتمندی انسان در زندگی تاحدودی به ارضاء نیازهایی وابسته است که محصول ارتباط با دیگران هستند، مانند دوستی – احترام – پیشرفت – اعتماد و عزت نفس … (28) .
از نظرسالتر در سال 1987 ، آنچه در ابراز وجود باید مورد توجه قرارگیرد عبارت است از: تاکید بربیان احساسات ، ابرازعقیده مخالف ، قبول تمجید ازطرف دیگران ، استفاده ازضمیر من و حاضر جواب بودن بدون درنظرگرفتن شرایط و موقعیت اجتماعی.
لازاروس در سال 1971 شروع گفتگو ، ادامه دادن و خاتمه دادن به کلام ، رد تقاضاهایی که فرد قادریا مایل به انجام آنها نیست ، قدرت نه گفتن ، حق تغییر عقیده دادن ، مورد احترام بودن و به دیگران احترام گذاشتن ، احساس عزت نفس و خود ارزشمندی در فردرا رفتار قاطعانه می داند.(1) انسان فطرتا” به هنگام بحران یا کشمکش ، به تعارض متوسل می شود و یا برای رهایی درجستجوی راه گریز است اگرچه این غریزه برای نیاکان ما مفید بوده است اما درعصرکنونی به طور مطمئن چندان کاری از آن ساخته نیست زیرا اگر بخواهیم با توسل به غریزه ی ستیزه جویی و به قیمت زیرپا نهادن حقوق دیگران برنده شویم روابطی آکنده ازخصومت ، خشم ، و انزجار درانتظارمان هست ، اگرهم به غریزه ی گریز اتکا کنیم و با رفتاری انفعالی و کورکورانه به اطاعت دیگران گردن نهیم نتیجه آن خواهد شد که یا هردو دراین بازی بازنده ایم یا به دیگران اجازه داده ایم تا با نادیده انگاشتن حقوق ما برنده شوند .
در اینجا است که رفتارهای پرخاشگرانه – منفعلانه – پرخاشگری منفعلانه ، به عنوان سه راه ناسالم ارتباطی اثرات روانی ، جسمی ، اجتماعی خود را ، بجا خواهندگذاشت . (33)
چنین افرادی بدلیل ناتوانی در برقراری ارتباط سالم یا بی اطلاعی از آن به چنین رفتارهایی روی می آورند
بیتسون در سال 1972 در این رابطه می گوید شناخت ارتباط سالم می تواند گامی موثر درجهت نیل به سلامت جسمی و روحی افراد باشد ، اهمیت ارتباط سالم بین افراد به اندازه ای است که با اهمیت دادن به آن می توان خود افراد را سالم کرد ، افراد فاقد ابراز وجود فکر می کنند که دیگران آنها را به حساب نمی آورند درحالی که بیان باز امیال می تواند موجب شود که فرد نقشی را بدست آورد که بر پایه آن دیگران او را به حساب آورند .(33)
تمایز تربیت بدنی ازدیگرنظامهای تربیتی درچند ویژگی است که یکی از آنها نقش تربیت بدنی در ابراز و اثبات وجود است (7) .
ورزش می تواند با تغییر دید و نگرش خود فرد شرایطی فراهم کند تا محدودیت های اجتماعی نتواند مانعی برای پذیرش و بکارگیری ابراز وجود باشد . ژانوف – بولمن در سال 1989 و مایرز در 1993 می گویند وقتی فرد شایسته و خوب رفتارکرد در موقعیت هایی که قبلا شکست خورده موفقیت هایی را کسب کرده ، احساس شادکامی وسلامت روانی می کند ، افراد شاد ازعزت نفس و احترام به خود بالایی برخوردارند این افراد به اخلاقیات توجه بسیار دارند و عقلانی رفتار می کنند و به نظر دومونت و لارسن در سال 1989 این افراد احساس کنترل شخصی بیشتری را درخود احساس می کنند و با اندیشیدن به توانایی ها با استرس مقابله بیشتری می کند و از نظر دینر و همکاران او در سال 1992 برونگرا هستند و در ارتباط و همکاری با دیگران توانمند ، چه درتنهایی و چه درحضور دیگران احساس شادی می کنند و با زندگی در نواحی شهری یا روستایی و از اشتغال در مشاغل گوناگون انفرادی و اجتماعی به یک اندازه لذت می برند (37).
گرین و دوراستون درسال 2004 به این نتیجه رسیدند که تماس های اجتماعی اغلب یکی از مهمترین دلایل شرکت افراد در ورزش بوده است ، هرچه شبکه روابط بین فردی فراگیرتر باشد تعداد افراد منزوی وپرخاشگر در یک جامعه کمتر خواهد بود.عامل موثر در شرکت مادام العمرافراد در ورزش تمرکز بر تغییر انگیزش و رفتار بسوی رضایتمندی ولذت از طریق تکامل مهارت های ارتباطی افراد است (73).
محیط ورزشی نه تنها امکان تعامل کلامی را عرضه می کند بلکه ارتباط غیرکلامی نیز اغلب در آن بوجود می آید و از این طریق احساس تعامل و همبستگی ایجاد می شود ، خود جامعه شناسی ورزشی نیز مدعی است که فعالیتهای بدنی حوزه ای است که افراد درآن به دلیل توانمندی ها و نه کمبودهایشان شناخته و معرفی می شوند و بدین ترتیب بین آنها پیوستگی حسنه ای ایجاد می شود و مفهوم اجتماعی – تعاملی ورزش به دوجهت اهمیت می یابد 1- به جهت بوجود آمدن فرصتهای جالب برای آشنایی و ملاقات با افراد دیگر و 2- بوجود آوردن امکان فرایند یادگیری و اجتماعی ورزشی است . (24)
موضوع ابرازوجود از دیرباز مورد توجه روانشناسان بوده است و آنها از تکنیک های مختلفی برای افزایش میزان ابراز وجود در افراد و رفع اختلالات شخصیتی چون افسردگی ، پرخاشگری ، اضطراب ، سازشگری ، مصامحه گری … استفاده کرده اند و لزوم ادامه تحقیقات برای مقایسه راه های مختلف و یافتن سایر روش های بهبود ابراز وجود ازطرف آنها مورد تاکید قرار گرفته است . با توجه به تشابه زیاد بین اهداف ابراز وجود و معیارهای قابل تحقق در ورزش ،این تحقیق در پی آن است که با پیدا کردن رابطه بین ورزش و ابراز وجود و مقایسه آن در دوگروه از دانشجویان دخترورزشکار و غیرورزشکار ، ورزش را به عنوان یکی از ابزارها و تکنیک های مفید برای افزایش میزان ابراز وجود در افراد معرفی کند و از این راه سالم ارتباطی به منظور رفع مشکلات افراد پرخاشگر ، منفعل و پرخاشگری منفعلانه در ارتباطات بین فردی و اجتماعی استفاده نمود .
ازآنجایی که رفتارهای مربوط به ابراز وجود باید درمحیط های طبیعی خودشان پرورش یابند ، بهترین شیوه برای تمرین آن در فضایی مناسب و در جمع افرادی است که قدرت و اختیار و علم مورد نظر را داشته باشند و درصورت پا از حد فراتر گذاشتن ، به فرد هشدار دهند (33)
آیا ورزش می تواند چنین محیطی را فراهم سازد ؟

 

ضرورت و اهمیت تحقیق
هدف از آموزش ابراز وجود، افزایش گنجینه ی ذهنی وعملی رفتارهای شایسته در افراد است بطوری که آنها را دربرخورد با مسائل مختلف و موقعیت های متعدد زندگی و همچنین ارتباط مؤثر با محیط یاری دهد ، احساس خشنودی و رضایت از نتیجه کار را افزایش داده و با تمهیداتی که فراهم می آورد احتمال اخذ تقویت از محیط های اجتماعی را برای آنها افزایش دهد .
علی رغم بکارگیری تکنیک های متعدد در آموزش ابراز وجود هدف کلی روانشناسان معطوف بر بهبود روابط اجتماعی ، احقاق حقوق و نهایتا افزایش سلامت روانی و رضایت مندی شخص می باشد.(33)
فقیر پور در سال 1377 عدم قاطعیت را یک مشکل بین فردی دانست که در موقعیت های اجتماعی و تعامل های شغلی ، خانوادگی و جمعی بروز پیدا می کند و منجر به مشکلات و اختلالات روانی مانند پرخاشگری ، افسردگی ، حقارت و ….. می گردد.
دانش آموزی که نتواند سؤالی را که درنظرش کم اهمیت جلوه می کند از معلم بپرسد ممکن است هرگز نتواند به تقویتی که از طرف معلم در زمینه طرح سؤالات جالب ارائه می شود ، دست یابد و یا فردی که نمی تواند تقاضاهای شغلی خود را به مافوقش بگوید ممکن است زندگی را بدون توفیقات شغلی سپری کند ، زن و شوهری که نتوانند مستقیم و صادقانه مشکلات را با یکدیگر در میان بگذارند در امورخانه مسامحه و وقت گذرانی نموده ، افسرده و پرخاشگرشده و یا رنجش خود را به فرزندان منتقل می کنند (28). نصیری در سال 1375 می گوید بیشتر موارد خودکشی بین کسانی روی می دهد که به دلیل پایین بودن عزت نفس قادر به ابرازوجود و بیان مشکلات و عواطف خود به طور منطقی نبوده اند (4) . قرایی مقدم در سال 1384 می گوید: دانشجویان حساسیتشان نسبت به مسائل جامعه بالاتر است در نتیجه امکان دچارشدن آنها به تعارض ، سرخوردگی ، بدبینی ، گریز و نابهنجاری هایی همچون خودکشی و اعتیاد و ….. نیز بیشتر خواهد بود (11) .
آسیب پذیری دوره نوجوانی و جوانی باعث می شود که تعدادی از افراد این گروه سنی تحت تاثیر شرایط نامساعد خانوادگی و اجتماعی و عناصر مربوط به آنها به صور مختلف در مسیر روابط ناسالم قرارگیرند. داشتن خصلت جوانمردی و مقابله دربرابر تجاورگری ها و بی عدالتی ها ازویژگی های دوران جوانی است که انحطاط اخلاقی وفرهنگی می تواند آنرا به خشونت و لاابالی گری بکشاند . درصورتی که فعالیت ورزشی ، بخصوص در بعد حرفه ای برای ورزشکاران وجهه اجتماعی کسب می کند و احساس لیاقت و شایستگی و برتری را در آنان افزایش داده و افکارو ذهنیاتشان در زمینه های مثبت و مساعد سیر می کند درنتیجه با تصمیم گیری های صحیح و منطقی می توانند در جنبه های مثبت ابراز وجود کنند (19).
از نظر دیوید و همکاران او در سال 2004 ورزش می تواند علاوه بر سلامتی شخصی منجربه افزایش احساس شایستگی ،احترام به خود ، اعتماد به نفس ، قاطعیت و کاهش رفتارهای اجتنابی و ترس اجتماعی گردد (51). از دیدگاه نسپور در سال 2005 ورزش با آموزش ابراز وجود و مهارت های ارتباطی ،مهارت تصمیم گیری و قدرت نه گفتن ، جزو برنامه های پیچیده و منظم پیشگیری و درمان اعتیاد قرارمی گیرد (66).
نیوفلد و همکاران او به این نتیجه رسیدند که به منظور هدایت تمایلات جنسی قبل از ازدواج ، آموزش سلامتی جنسی ، باید شامل توسعه مهارت های ارتباطی ، مهارت های تصمیم گیری و توانایی نه گفتن باشد ( 67)
به نظر ریوا و دیگران در سال 1983 و فاوزی و همکاران او در سال 2001 و او یکی دیگراز کاربردهای ورزش و قاطعیت در درمان افراد مبتلا به چاقی و فشار خون می باشد که درمان های پزشکی و روانکاوی درآنها بایستی به صورت توامان صورت بگیرد وهیچ کدام به تنهایی مؤثرنیستند چرا که هرچه این بیماران اجتماعی ترو از لحاظ فیزیکی فعال تر باشند بهتر می توانند درتغییر عادتهای مخرب ذهنی و تغذیه ای خود موفق باشند .(70)(54).
دانشجویان همانند سایر اقشار جامعه دچار نقص در روابط اجتماعی و رفتارهای قاطعانه می باشند ولی ازآنجا که در مجموع نیاز به روابط بیشتری در آینده خواهند داشت نیاز آنها به مهارتهای ارتباطی بیشترخواهد بود بخصوص اگر در محیط هایی پرورش یافته باشند که فرصت یادگیری مهارت های اجتماعی وجود نداشته باشد.
دختران به گونه ای اجتماعی شده اند که بیشتر هماهنگ و فروتن باشند بنابرین آنها کمتر احساس می کنند که ابراز وجود کنند لذا فواید شرکت در فعالیت های اجتماعی مانند ورزش اهمیت بیشتری برای دختران دارد (76).
امروزه داشتن مهارت های اجتماعی و ارتباطی شرط لازم برای موفقیت شغلی و تحصیلی است و دیدگاه هایی چون پراگماتیسم باعث تشویق افراد برای احساس رضایتمندی و کسب حداکثر منافع گردیده است لذا روش های برخورد موفقیت آمیز با محیط و همنوعان زمینه تحقیقات بسیاری را به خود اختصاص می دهد ،اخیرا نهضت آزادی خواهی زنان وسایر نهضت های روابط اجتماعی برروند آموزش ابراز وجود تاثیر عمده گذاشته اند و از طرفی فقر فرهنگی ، اقتصادی ، اعتقادی باعث برخوردهای نادرست بصورت روابط سلطه جویانه و سلطه پذیر گشته و عامل مهمی در بسیاری از مشکلات جامعه از قبیل فحشاء ، انحرافات ، خودکشی ، و بیماری های روانی … شناخته شده است (21).
سه عامل افزایش افراد فاقد ابرازوجوددر ایران : 1- فاصله طبقاتی 2- عدم وجود امکانات خود مطرح نشدن 3- باورهای ذهنی غلط مردم از نظر گروه محققین در سال 1368 اعلام شد(30) . ما در این تحقیق شواهدی را ارائه خواهیم داد که ورزش در کمرنگ کردن فاصله طبقاتی و فراهم کردن امکانات در بروز استعدادها موثر بوده است و با این پژوهش دریچه ای در جهت تغییر افکار، نسبت به رفتارهای قاطعانه و معقول و موجه کردن آن خواهیم گشود .
ورزش می تواند از طریق بهبود روابط بین فردی و اجتماعی در کسب موقعیت در آینده تحصیلی و شغلی درجوانان مؤثر واقع شود و می توان برای گسترش فرهنگ قاطعیت و روابط مناسب در جامعه و ساماندهی باورهای ذهنی مردم و جامعه نسبت به ابرازوجود ، از طریق قشر آینده ساز اقدام کرد ،چراکه رقابت های ورزشی فرصت یگانه ای است که امکان مشارکت ورزشکاران را فارغ از جایگاه اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و بدور از تبعیضات نژادی و دینی ، قومی ، جنسیتی و تفاوت های سنی فراهم می آورد (40) . هموار کردن راه پژوهش های تجربی در زمینه بهبود روابط فردی واجتماعی با ملاک قرار دادن رفتارهای قاطعانه از اهداف بلند مدت این پژوهش می باشد .
هدف های پژوهش

 

الف ) هدف کلی :‌
مقایسه ی میزان ابرازوجود ( قاطعیت ) بین دانشجویان دخترورزشکار و غیرورزشکار دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد (سال 1384) می باشد .

 

ب ) هدف های ویژه :
1ـ مقایسه ی میزان ابراز وجود (قاطعیت ) بین دانشجویان دختر ورزشکار و غیر ورزشکار دانشگاه آزاد اسلامی – واحد مشهد
2ـ مقایسه ی ‍ امتناع از درخواست بین دانشجویان دختر ورزشکار و غیر ورزشکار دانشگاه آزاد اسلامی – واحد مشهد
3ـ مقایسه ی بیان و ابراز محدودیت های شخصی بین دانشجویان دختر ورزشکار و غیر ورزشکار دانشگاه آزاد اسلامی – واحد مشهد
4ـ مقایسه ی شروع برقراری روابط اجتماعی بین دانشجویان دختر ورزشکار و غیر ورزشکار دانشگاه آزاد اسلامی – واحد مشهد
5ـ مقایسه ی ابراز احساسات مثبت بین دانشجویان دختر ورزشکار و غیر ورزشکار دانشگاه آزاد اسلامی – واحد مشهد
6ـ مقایسه ی انتقاد کردن بین دانشجویان دختر ورزشکار و غیر ورزشکاردانشگاه آزاد اسلامی – واحد مشهد
7ـ مقایسه ی اختلاف عقیده داشتن با دیگران بین دانشجویان دختر ورزشکار و غیر ورزشکار دانشگاه آزاد اسلامی – واحد مشهد
8ـ مقایسه ی ابراز وجود در موقعیت های خدماتی بین دانشجویان دختر ورزشکار و غیرورزشکار دانشگاه آزاد اسلامی – واحد مشهد
9ـ مقایسه ی میزان ابراز وجود در دانشجویان دختر متاهل و مجرد
10-مقایسه ی میزان ابراز وجود در دانشجویان دختر با توجه به ترتیب تولد
11- مقایسه ی میزان ابراز وجود در رشته ها

دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله روانشناسی ورزش

دانلود مقاله استان قزوین

اختصاصی از فی دوو دانلود مقاله استان قزوین دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 


موقعیت جغرافیایی و تقسیمات سیاسی استان
استان قزوین از شمال به استان گیلان، از جنوب به استان مرکزی، از مشرق به استان تهران و از مغرب به استان زنجان و همدان محدود است و 1304 متر از سطح دریا ارتفاع دارد.
استان قزوین با توجه به موقعیت جغرافیایی خود، مانند پلی، پایتخت کشور را به مناطق شمالی و غربی و کشورهای قفقاز و اروپا متصل می کند و به دلیل موقعیت مناسب، ضمن توسعة کشاورزی، صنعتی و خدماتی به یکی از قطب های مهم توسعة کشور تبدیل شده است.
شهر قزوین تا سال 1375 جزو محدودة سیاسی – اداری استان تهران بود. در این سال، این شهر از استان تهران جدا شد و همراه با شهرستان تاکستان از استان زنجان، به عنوان استان قزوین در تقسیمات کشوری جای گرفت. این استان، بر اساس آخرین تقسیمات کشوری، دارای 2 شهرستان، 10 بخش، 12 شهر، 37 دهستان . 936 آبادی دارای سکنه است و شهرستان قزوین و تاکستان مجموع شهرستان های آن را تشکیل می دهند.
عشایر استان به لحاظ وابستگی های قومی عبارت‌اند از:
لرها و کردها: این گروه به احتمال زیاد در زمان شاه عباس به این منطقه کوچ داده شده اند. طایفه های کرد در نواحی طارم، قازقان، دودانگه، رودبار الموت، بشاریات و پشگلدره زندگی می کنند و تا این اواخر، زندگی چادرنشینی داشته و ییلاق و قشلاق می کرده اند.
طایفه های معروف کرد ساکن در استان قزوین عبارت‌اند از: چگنی، غیاثوند، کاکاوند، رشوند، مافی، بهتونی، جلیلوند، باجلان و کرمانی.
شهسون ها: شاهسون ها از ایل هایی هستند که در محدودة استان قزوین زندگی می کنند. بر اساس نوشته های اغلب مورخان، ایل های شاهسون در زمان شاه عباس صفوی به منظور مقابله با شورش طایفه های قزلباش سازماندهی شده اند. طایفه های مختلف شاهسون در استان قزوین شامل بغدادی ها و اینانلوها می باشند و بیش تر آن ها، در نواحی رامند، زهرا، خرقان و افشاریه یکجانشین شده اند و به کار دامپروری و کشاورزی اشتغال یافته اند. تعداد معدودی از شاهسون ها در محدوده ای میان کوه های خرقان و نواحی بزینه رود و کوه شاه کولک خمسه از یک طرف، و دهستان های زهرا، رامند و نواحی ساوه در استان مرکزی و استان قم ییلاق و قشلاق می کنند.
مراغی ها یا کله بزی ها: علاوه بر طایفه های یاد شده، در استان قزوین، و به ویژه در منطقة رودبار، گروهی مشهور به «مراغی» یا «کله بزی» نیز زندگی می کنند که گویش، نوع پوشش، آداب و رسوم و وابستگی قومی آنان بسیار جالب توجه و درخور توجه ویژه است.

رودخانه ها
رودخانة حاجی عرب
این رود از کوه های مرکزی سرچشمه می گیرد و تا سگزاباد ادامه دارد. در بعضی از سال ها، به علت وجود سیلاب ها، آب این رودخانه زیاد می شود.
رودخانه الموت
این رود از کوه های هفت خانی در ارتفاعات البرز سرچشمه می گیرد و پس از دریافت آب پانزده رود دیگر، به صورت یک رودخانة بزرگ و پرآب به نام الموت جریان می یابد. در جنوب صائین کلایه، اندجرود نیز به آن می پویندد و سرانجام در روستای شیرکوه با طالقان رود یکی می شود و شاهرودی را تشکیل می دهد.
رودخانه شاهرود
این رود تنها رودخانة دامنه جنوبی البرز است که آب آن به دریای مازندران می‌ریزد. این رودخانه از دو شاخه اصلی طالقان رود و الموت رود تشکیل می شود که در شمال غربی روستای شیرکوه به هم می پیوندند. رودخانه شاهرود همواره طغیانی است و تا اواخر بهار، آب آن با گل و لای فراوان همراه است. آبرفت این رود برای شالیزارهای پیرامون آن، اهمیت قابل توجهی دارد. این رود با جهت شرقی – غربی، پس از طی مسافتی و گذشتن از لواسان، در تنگه منجیل به دریاچة سد سفیدرود می ریزد.
ابهر رود
این رود که از حوالی سلطانیه سرچشمه می گیرد و از شمال غربی بخ جنوب شرقی جریان دارد، پس از سیراب کردن ابهر، هیدج، صائین قلعه و خرم دره، به تاکستان می رسد و آب مورد نیاز تعدادی از روستاهای دودانگه را فراهم می سازد.
خر رود
این رود که از کوه های قزل قلعه در خرقان خمسه سرچشمه می گیرد، در محل آب گرم جادة قزوین – همدان به طرف شمال غربی جریان پیدا می کند و پس از دریافت آب رودهای آوه و کلنجین، و گذشتن از دهستان های افشاریه، رامند و زهرا، به سوی ساوجبلاغ جریان می یابد. در این ناحیه، رودخانه های شور و کردان به آن می پیوندد و رود شور نام می گیرد. این رود، پس از رسیدن به شهریار، با دریافت آب رودخانة کرج و رودهای دیگر، بتا نام رود شور به طرف شوره زارها و دریاچة حوض سلطان می رود.

ارتفاعات و قله ها
قلعة آوان
این قله در خط الرأس اصلی رشته کوه البرز و در شمال رودبار با ارتفاع 3750 متر واقع شده و به «خشته چال» هم معروف است. خط الرأس این کوه، در جهت شمال غربی – جنوب شرقی است و قسمتی از مرز طبیعی شهرستان قزوین و تنکابن (شهسوار) به شمار می رود. از جهت جنوب غربی و به وسیلة گردنة سیالان به قلة سیالانؤ و از جهت شمال غربی به دو قسمت شمالی و غربی تقسیم می شود. یال شمالی آن به وسیلة قلة بزاکوه، به قلة سوماسوس یا سمام کوه، و یال غربی آن به وسیلة گردنة گرم کوه، به قلة پارچ کوه متصل است. رودخانه های ازگین و سفیداب و آوان که از شاخه های شاهرود (سفیدرود) می باشند، از ارتفاعات جنوبی، و رودخانة چتالک رود که پس از گذشتن از دهستان جنت رودبار و کلیجان، در بندر شیررود به دریای مازندران می ریزد، از ارتفاعات شمالی این کوه سرچشمه می گیرند. در دامنة جنوبی این کوه، دریاچه ای قرار دارد که به نام آوان مشهور است. طول و عرض این دریاچة زیبای کوهستانی 500 متر است و در شمال دهکدة آوان و در فاصلة تقریبی 75 کیلومتری شمال شرقی قزوین واقع شده است. آب این دریاچه از چشمه های درون آن تأمین می شود. روستای جنت رودبار از شهرستان رامسر، در شمال، و روستای رودبار معلم کلایه از شهرستان قزوین، در جنوب این دریاچه واقع شده اند. راه صعود به این قله از مسیرهای زیر است:
- جبهة غربی: از طریق قزوین و معلم کلایه و شمس کلایه و آوان.
- جبهة شمالی: از طریق تنکابن (شهسوار)، شیررود، درة رودخانة چالک رود و سرچشمة رودخانة چالک رود.
- از طریق گردنة سیالان و گردنة گرم کوه نیز می توان به این قله صعود کرد.
بناها و یادمان های تاریخی
کاخ‌ها و عمارت‌ها
سر در عالی قاپو
یکی از بناهای مهم دورة صفویه در قزوین «حیاط نادری» با عمارت ها و باغ های بسیار زیبا بوده است. این مجموعه هفت در داشته است که یکی از آن ها را عالی قاپو می نامیدند. از درهای آن جز در عالی قاپو، اثری باقی نمانده است.
ازاره های سردر، با کاشی پوشیده شده اند و بقیة سردر با گچ پوشیده شده است. در قسمت میانی سردر و بالای در، کتیبه ای به خط ثلث جلی به قلم علی رضا عباسی – نقاش معروف – در کاشی معرق نوشته شده است. بالای کتیبه، در وسط سردر، پنجرة مشبک بزرگی از کاشی معرق دورو قرار دارد که نظیر آن را در دیوار شمالی نیز کار گذاشته اند.
عمارت چهل ستون
این بنای تاریخی که یادگاری از دوران صفویه است، در وسط یک باغ قرار گرفته است. این بنا در دو طبقه ساخته شده و تالار بزرگی دارد و در روزگار رونق، دارای درهای خاتم کاری، راهروهایی با تزئینات نقاشی، کاشی کاری و طلاکاری جالب بوده است که به مرور زمان، این تزئینات از بین رفته و یا زیبایی اولیة خود را از دست داده است.
قلعه های تاریخی
این قلعه بر فراز کوهی است که اطراف آن را پرتگاه عظیم و بریدگی های شگفت فرا گرفته است. این کوه از نرمه گردن (میان نرمه لات و گرمارود) شروع شده و به طرف مغرب ادامه پیدا کرده است. صخره های پیرامون قلعه که رنگ سرخ و خاکستری دارند، در جهت شمال شرقی به جنوب غربی کشیده شده اند.
قلعة الموت را مردم محل «قلعه حسن» می نامند. این قلعه از دو بخش غربی و شرقی تشکیل شده است. هر بخش، به دو بخش: قلعة پایین و قلعة بالا تقسیم شده است که در اصطلاح محلی، آن ها را «جورقلا» و «پیازقلا» می نامند. طول قلعه حدود 120 متر و عرض آن در نقاط مختلف بین 10 تا 35 متر متغیر است.
دیوار شرقی قلعة بالا یا قلعة بزرگ که از سنگ و ملاط گچ ساخته شده است، کم تر از سایر قسمت ها آسیب دیده است. طول آن حدود 10 متر و ارتفاع آن بین 4 تا 5 متر است. در طرف جنوب، در داخل صخره اطاقی کنده شده که محل نگهبانی بوده است. در جانب شرقی این اتاق، دیواری به ارتفاع 2 متر وجود دارد که پی آن در سنگ کنده شده و پشت کار نیز از سنگ گچ بنا شده است، و نمای آن از آجر می باشد.
به طور کلی باید گفت، قلعة الموت که دو قلعة بالا و پایین را در بر می گیرد، به صورت بنای سترگی بر فراز صخره ای سنگی بنا شده و دیوارهای چهارگانة آن به تبعیت از شکل و وضع صخره ها ساخته شده اند؛ از این رو عرض آن به خصوص در قسمت های مختلف فرق می کند.
از آنجا که در تمام طول سال، گروه زیادی در قلعه سکونت داشته و به آب بسیار نیاز داشته اند؛ سازندگان قلعه با هنرمندی خاصی اقدام به ساخت آب انبارهایی کرده اند و به کمک آب روهایی که در دل سنگ کنده اند، از فاصلة دور، آب را بر این آب انبارها سوار می نموده اند.
هم چنین در قسمت غرب قلعه، قبرستانی قدیمی معروف به «اسبه کله چال» وجود دارد که در بالای تپة مجاور آن، بقایای چند کورة آجرپزی نمایان است. در قلة کوه هودکان نیز پیه سوزهای سفالین کهن به دست آمده است.
قلعة نویزرشاه
این قلعه در شرق «شترخان» و در شمال شرقی روستای «گرم رود» بر فراز کوه بلندی که دیواره های صخره ای آن به طور عمودی به سوی دره های اطراف پایین می رود و بلندترین نقطة آن 2000 پا ارتفاع دارد، واقع شده است.
از دیوار قلعه هنوز قسمتی بر پا است و در بالای یکی از دو دیوار آن، روزنی قرار دارد. از بناهای آن چند اتاق و ساختمان بزرگ هنوز برپا است. این قلعه با توجه به وضع طبیعی آن، از جمله قلعه های مستحکم و تسخیرناپذیر منطقه به شمار می رفته است.
قلعة سنگرود
در شمال روستای زرگرد که در ناحیة کوهستانی شمال قزوین قرار دارد و از دهات کوهپایه به شمار می رود، بر فراز قلة کوهی آثاری از بناهای ویرانة سنگی به چشم می خورد که احتمالاً یک قرارگاه و یا یک قلعة نظامی بوده است. در پای کوه، رودخانه ای به نام سنگرود در بستر درة پلنگ دره جاری است. برروی تپة مرتفع کنار این دره، آثاری شبیه به چهار تاقی های دورة ساسانی دیده می شود.
قلعة شیرکوه
بر فراز کوه بیدلان که بر الموت و طالقان رود مشرف است، بقایای قلعه ای مشاهده می شود که دژهای اسماعیلی است و برای حفاظت درة الموت مورد استفاده قرار می گرفته است. بقایای قلعة شیرکوه عبارت است از هشت آب انبار، یک برج و بخشی از دیوار قلعه. همة این بناها در دل سنگ های کوه کنده شده اند. برای رسیدن به قلعه از راهی بیسار دشوار باید گذشت.
قلعة شیرکوه در زمان حملة هلاکوخان مغول از بزرگترین قلعه های اسماعیلیان بوده که به علت استواری آن و بسیاری مردان، لشگر مغول موفق به تسخیر آن نگردید.
قلعة دختر (قز قلعه)
این قلعه در 15 کیلومتری جادة تاکستان – زنجان، در نزدیکی روستای آبک‌لو، بر بالای کوهی واقع شده است. دسترسی به این قلعه از راهی است که از گردة جنوبی به بالای قله و پای بنای قلعه منتهی می شود.
در مسیر منتهی به قلعه آثاری از سکوهای متعدد مشاهده می شود و نشانگر آن است که در زمان آبادی بنا، این پله ها جهت دسترسی به بنای قلعه ساخته شده اند.
موقعیت استقرار بنای قلعه به محوی است که از سه طرف بدون فاصله، به پرتگاه‌های پرشیب منتهی می شود و تنها از طرف جنوب است که محوطه‌ای در جلوی آن وجود دارد.
پل ها و سدهای تاریخی
پل شاه عباسی
در مسیر جاده ای که از قزوین به طرف بوئین زهرا می رود، پلی قرار دارد که در دورة شاه عباس ساخته شده است و فاصلة آن تا قزوین 37 کیلومتر است.
پل شاه عباسی دارای سه دهانه است که دوتای آن ها بزرگ تر و دارای عرضی در حدود 50/7 متر است. دهانه های سه گانه دارای قوس های نیزه دار می باشند. کم عرض ترین پایه ها که میان دو قوس واقع شده اند، 4 متر است. پایه های پل در خلاف جهت جریان آب دارای دماغة مثلثی شکل می باشند که طول هر یک از ضلع های مثلث 80/2 متر است. از کف رودخانه تا ارتفاع یک متر، پایه های جانبی قوس میانی با بلوک های سنگی و ملاط ساخته شده اند تا شدت برخورد امواج با پایة میل را کاهش دهند. عرض پل در حدود 70/4 متر و طول آن نزدیک به 52 متر است. وسط پل از دو جانب آن بلندتر است. برجسته ترین قسمت پل، میان دو قوس بزرگ قرار دارد. لبة پل در دو سوی آن دارای دست انداز بوده است که در حال حاضر تنها قسمت کمی از آن باقی مانده است. قسمت های پایین و پایة پل با سنگ و ملاط آهک، و قسمت های بالای آن با آجر ساخته شده است.
پل لوشان
این پل در جادة قزوین – رشت قرار دارد. این پل را «حاجی محمدهادی تاجر میانجی» که ساکن قزوین بوده، در سال 1209هـ . ق ساخته است.
پل لوشان دارای طرح خاصی است. برخلاف بیش تر پل ها که دهانه های آن ها نسبت به محور عرضی میان پل قرینه هستند، با یک شیب منظم بر ارتفاع آن افزوده می شود. پل مزبور دارای چهار دهانه است که دو دهانة اول کوچک ترند و دهانة سوم از دو دهانة اول بزرگ تر است؛ ارتفاع و دهانة چهارم از همة دهانه ها بیش تر و نیزة قوس آن نیز بلندتر از دهانة سوم است. قوس های هر چهار دهانه، قوس جناغی است و تیزة دهانة چهارم از سه دهانة دیگر بلندتر است. در فاصلة دو دهانة کوچک و برروی پایه ای که سر قوس های دو جانب برروی آن قرار دارد، غرفه ای ساخته شده است. در میان دهانة سوم و دهانة چهارم که بزرگ تر هستند، نیز غرفه یا ساخته شده است.
سد قدیمی سید علی خان
یکی از رودهایی که بخشی از باغ های اطراف قزوین را سیراب می کند، رودخانة ارنزک است که از نزدیکی روستای میزوج واقع در 20 کیلومتری شمال قزوین سرچشمه می گیرد. برروی این رودخانه در پای گردنة کماسار، توسط «سید علی خان» (جد خانوادة امیرشاهی) سدی زده شده است که در حال حاضر کاملاً ویران شده و غیر قابل استفاده است. سد مزبور با قلوه سنگ و سنگ تراش خورده و ملاط ماسه و آهک ساخته شده است. طول این سد، در حدود 20 متر و عرض دیوارة آن در بالا 10 متر و ارتفاع آن نیز 10 متر است.
سد قدیمی سپهسالاتر
در فاصلة 3 کیلومتری سد سید علی خان، بند سنگی دیگری نیز وجود دارد که به نام سد سپهسالار معروف است. این بند در سال 1336 هـ . ق به منظور تأمین آب بیش تر برای روستای شریف آباد که از املاک محمدولی خان سپهسالار تنکابنی بود، توسط وی بنا گردید. این سد نیز به صورن یک دیوار سنگی به کمک سنگ های تراشیده به طول 50 و ارتفاع 12 متر بنا شده است. دریچه های سد از لوله های آهنی با قطر زیاد ساخته شده اند. در حال حاضر، این سد کاملاً ویران شده است.

بناها و اماکن مذهبی
مساجد قدیمی
مسجد جامع کبیر
مسجد جامع کبیر که در محلة دباغان و در کنارة غربی خیابان شهدا واقع شده است، از مهم ترین مسجدهای قزوین است. این مسجد نه تنها در قزوین، بلکه در سراسر ایران منحصر به فرد و بی مانند است. گنبد و مناره های باشکوه، ایوان های بلند، گچ بری نفیس و ساختمان باشکوه آن نماینده و نشانگر بهترین سبک معماری دوره های سلجوقی و صفوی است.
هم اکنون این مسجد دو در دارد: یکی در شرق و دیگری در شمال غرب حیاط مسجد به شکل مربع مستطیل است و طول آن شرقی – غربی است. مساحت آن بیش از چهار هزار متر مربع است. در چهار جهت آن، چهار ایوان بلند قرار دارد که ایوان جنوبی آن بلندتر از ایوان های دیگر است. در دو سوی ایوان شمالی، دو منارة زیبا سر به آسمان کشیده است. در دو سوی هر ایوان، دو رواق طولانی ساخته شده است که هر رواق به نام امام جماعت یا پیشنمازی که سال ها در آنجا نماز گزارده، معروف شده است. رواق های شرقی از همه باریک تر و رواق های جنوبی از رواق های دیگر پهن تر و بزرگترند. همة اجزای ساختمان مسجد، از کف حیاط و دیوارها و پشت بام ها، با آجر ساخته شده اند. در وسط حیاط مسجد، حوض بزرگی قرار دارد.
مسجد حیدریه
این مسجد در گذر بلاغی و جزء محلة پنه ریسه است. راجع به تاریخ بنیاد این مسجد، اطلاع نادرستی در دست نیست؛ ولی بی شک این همان مسجدی است که حمدالله مستوفی و امام رافعی آن را به نام «جامع اصحاب ابوحنیفه» معرفی کرده اند. گچ بری های مسجد نیز می توانند نشانگر بنیاد این مسجد باشند، زیرا گچ بری های نفیس این مسجد نیز مانند گچ بری های مسجد جامع کبیر است و بعید نیست که گچ بری های هر دو مسجد کار یک هنرمند است.
این مسجد یکی از نمونه های چهارتاقی به ابعاد 30/10 متر بوده است که با کمی تغییر به شکل کنونی درآمده است. محراب آن از لحاظ طرح و نوع کار، از بهترین نمونه های هنر محراب سازی و یکی از باشکوه ترین محراب های دروة سلجوقی به شمار می رود. در درون محراب، سوره هایی از قرآن کریم با گچ در زمینة آبی نوشته و تکرار شده است. زمینة محراب و کتیبه های آن به رنگ آبی است.
مسجد سنجیده
این مسجد کوچک در محلة راه ری قزوین قرار دارد. تاق این مسجد مخروطی شکل و بسیار بلند است. بنای مسجد بسیار قدیمی و بانی آن نامعلوم است؛ اما سبک ساختمان آن نشان می دهد که بنای اولیة آن آتشکده ای بوده که بعدها به مسجد تبدیل شده است. در داخل مسجد، کتیبه ای از کاشی مشتمل بر مناجات حضرت علی (ع) وجود دارد که بیش تر آن فرو ریخته و از تمام کتیبه تنها سه قطعه باقی مانده است. در گذشته، در جانب شمال این مسجد، مدرسه ای بود که امروزه سراسر ویران شده است و غیر از چند طاق نما اثر دیگری از آن باقی نمانده است. در وسط حیاط این مسجد، یک حوض آب لوزی شکل قرار دارد.
آراگاه ها، بقعه ها و امام زاده ها
آرامگاه خلیل بن غازی قزوینی
این آرامگاه در یکی از کوچه های میدان محلة آخوند قرار دارد و به مولا خلیلا «طیب الله تربه» - متوفای سال 1809 هـ . ق – منسوب است. آرامگاه، دری بزرگ و حیاطی نه چندان بزرگ با دیوار آجری دارد. در انتهای جنوبی حیاط، چند مزار دیده می شود که یکی آرامگاه مرحوم مولا خلیلا و سه قبر دیگر، از آن فرزندان آن مرحوم به نام های سلمان، احمد و ابوذر است. این محوطه سابقاً مدرسه و جایگاه تدریس مرحوم مولا خلیلا بوده است و اکنون بناهای آن از بین رفته است.
آرامگاه شیخ احمد غزالی
این‌ آرامگاه در کوچة امام زاده اسماعیل و نزدیک خیابان پیغمبریة قزوین قرار دارد، به شکل حیاط کوچکی است و آن را امامزاده احمد می نامند. ولی عده‌ای از مردم قزوین این آرامگاه را آرامگاه احمد غزالی – برادر محمد غزالی – می دانند که در قزوین زندگی می کرده و بین سال‌های 504 تا 527 هـ . ق درگذشته است.
آرامگاه میرابراهیم بن معصوم
این آرامگاه در گورستان عتیق، در سمت جنوبی آرامگاه شاهزاده حسین و خارج از صحن آن قرار دارد. بقعه نقشة مربع دارد و با آجر ساخته شده و تاق آن نیز آجری است. چند تن از عالمان و بزرگان نیز در این آرامگاه مدفون‌اند. بالای سر در آرامگاه، کتیبه ای به خط نستعلیق زیبا از سنگ مرمر کار گذاشته شده است.
آرامگاه پیر سفید (مزار پیر سفید)
آرامگاه پیر سفید که به «مزار پیر سفید» نیز معروف است. در محلة پنبه ریسه، در میان میدانگاه و حمام میرزاکریم، قرار دارد. نام صاحب آرامگاه معلوم نیست و به احتمال قوی، آرامگاه به یکی از بزرگان صوفیه تعلق دارد و شاید، آرامگاه «شیخ جمال الدین رشیق القطنی» باشد که یکی از دوازده تن مریدان «شیخ نجم الدین کبری» و ساکن محلة پنبه ریسه بوده است که در سال 650 ه. ق درگذشته است. آرامگاه مزبور، چهارتاقی سقف داری است که با آجر ساخته شده است و در وسط آن قبری با معجر چوبی قرار دارد. ظاهراً سنگی هم بر روی مزار بوده است که برداشته شده و محل آن گود مانده است. در پایین پای قبر، قطعه سنگی به شکل قلب هست که در زمین فرو رفته است و در حاشیة آن نوشته ای به خط نسخ دیده می شود که با گذشت زمان، فرسوده شده است و خوانده نمی شود.

 

 

 



موضوع تحقیق
استان قزوین
استاد راهنما:
جناب مهندس باعقیده

 

محقق:
مسعود حلاوت

 

«دانشگاه جامع کاربردی»
سال تحصیلی: 84-1383

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله    23صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله استان قزوین

دانلود مقاله رسانه و ارتباط بین فرهنگی

اختصاصی از فی دوو دانلود مقاله رسانه و ارتباط بین فرهنگی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 
نقش رسانه‌ها در ایجاد و یا تعمیق روابط فرهنگی میان ملل‌، البته بدیهی است و انکارناپذیر. در این مقام‌، این مباحث کلّی را پیش نمی‌کشیم‌، بلکه در پی آنیم که ببینیم رسانه‌های دو کشور ایران و افغانستان با توجه به مشترکات عمیق و دیرینة فرهنگی‌، تا چه اندازه توانسته‌اند پُل ارتباط دو ملّت همسایه باشند.
این حقیقتی است که این دو کشور در این منطقه بیشترین مشترکات فرهنگی را دارند. در این منطقه هیچ کشوری را نمی‌توان یافت که در حوزة دین‌، زبان و خط با ایران یگانگی کامل داشته باشد و برعکس‌.
پاکستان با ایران هم‌دین است‌، ولی هم‌زبان نیست‌. تاجیکستان هم‌دین و هم‌زبان است‌، ولی مردمش خط فارسی را نمی‌شناسند. فقط مردم افغانستان‌اند که همه زمینه‌های لازم برای ارتباط را دارند. فقط آنچه مانده است‌، خود ارتباط است‌. به واقع در هیچ جای دنیا، مردمی نمی‌توانند بهتر از مردم افغانستان با رسانه‌های ایران ارتباط بگیرند و برعکس‌.
ولی با این وصف‌، به نظر می‌رسد که این رسانه‌ها نتوانسته‌اند به تناسب ظرفیت و توان نفوذ خود، شناخت و آگاهی متقابل ایجاد کنند.
اگر از جهت ایرانی قضیه بنگریم‌، مردم ایران سخت نسبت به سرزمین و مردم افغانستان بی‌اطلاع‌اند. بسیاری از آنان حتی از موقعیت و نفوذ والای زبان فارسی در آن کشور بی‌خبرند; جغرافیای تاریخی افغانستان را نمی‌شناسند و باور این حقیقت برایشان دشوار است که مثلاً بلخ و غزنی و هرات (شهرهایی با مفاخر بسیار ادبی‌) در افغانستان واقع شده‌اند.
مسلماً در این میان بخشی از کوتاهی‌، به رسانه‌های افغانستان بر می‌گردد که هنوز نتوانسته‌اند به صورت فراگیر و گسترده معرّف کشور خویش برای همسایگان باشند. کمبود امکانات مالی و مهم‌تر از آن پراکنده‌شدن نیروهای انسانی‌، رسانه‌های افغانستان را فقط در داخل کشور و آن هم در پیمانه‌ای اندک‌، محدود کرده است‌.
اما بخشی دیگر از این تقصیر متوجه رسانه‌های ایران است‌. در اینجا حضور افغانستان نه کمیّت لازم را دارد و نه کیفیت شایسته را. این حضور تقریباً به اخبار محدود می‌شود و آن هم اخباری که بیشتر اوقات کشور ما را برای مردم ایران‌، جایی نامطلوب با مردمی نامطلوب‌تر نشان می‌دهد. تقریباً در هیچ‌یک از برنامه‌های فرهنگی تلویزیون ایران‌، ما بخشی ثابت ـ ولو با زمان اندک ـ برای معرفی افغانستان‌، فرهنگ و مردم آن ندیده‌ایم‌.
در این نباید تردید کرد که صدا و سیمای ایران وسیع‌ترین رسانه در میان فارسی‌زبانان است و شاید علاوه بر هفتاد میلیون مخاطب ایرانی‌، حداقل ده میلیون مخاطب غیرایرانی هم داشته باشد. به راستی در مقابل هر هفت ساعت برنامه برای ایران‌، یک ساعت برای دیگر کشورهای فارسی‌زبان هم داریم‌؟ در مقابل هفتاد ساعت یک ساعت داریم‌؟ در مقابل هفتصد ساعت یک ساعت داریم‌؟ من گمان نمی‌کنم‌، چون تلویزیون ایران در همه شبکه‌های سراسری (گذشته از شبکه‌های استانی‌) در سال حداقل چهل هزار ساعت برنامه دارد. به راستی مجموع برنامه‌های فرهنگی تلویزیون برای افغانستان یا دربارة افغانستان به چهل ساعت در سال می‌رسد؟ یعنی یک هزارم‌؟
اما این بحث کیفیت بود. در حوزة کمیت‌، وضعیت نابسامان‌تر است‌، چون تصویری که در این ساعتهای محدود در طول سال از افغانستان در رسانه‌های کشور همسایه‌اش نمایان می‌شود، تصویری است مخدوش و حتی گاه بیزاری‌آفرین‌. ما پیش از این تصویر نادرست لهجة فارسی افغانستان در مجموعة تلویزیونی «چهارخونه‌» را دیده‌ایم و من چون در آن مورد مقالة مفصلی نوشته‌ام‌، سخن را به درازا نمی‌کشانم‌.
چنین است که مردم ایران نسبت به همسایگان شرقی خود آگاهی دقیق و واضحی ندارند. وقتی شناخت اندک است‌، همدلی و همراهی نیز کم می‌شود و این موضوع‌، تأثیراتش را در امور اجتماعی و سیاسی و اقتصادی دو کشور هم نشان می‌دهد.
تجربه نشان داده است که بیشترین دوستداران افغانستان در میان ملّت ایران ـ که البته اندک هم نبوده‌اند و بعضی از آنها خدمات بسیاری در مسیر همدلی و همراهی میان دو ملّت کرده‌اند ـ همانهایی بوده‌اند که باری به تصادف یا براثر ارتباط با جامعة مهاجر، به آگاهی و شناخت نسبت به افغانستان رسیده‌اند. آنگاه احساس این همه وجوه اشتراک چنان آنها را به وجد آورده است که گاه مال و جان در راه بهبود روابط دو کشور گذاشته‌اند. پس باید پذیرفت که گام اول همدلی‌، شناخت است و شناخت هم چیزی است وابسته به رسانه‌ها.
اما برای این که همه برف را به بام همسایه نیفکنده باشیم‌، خوب است یادآوری کنیم که طرف افغانستانی قضیه هم در امر رسانه‌ها چندان روی خوشی برای ارتباط نشان نداده است‌. درست به همان پیمانه که مردم افغانستان علاقه‌مند محصولات رسانه‌ای همزبانانشان بوده‌اند، حاکمیتهای این کشور کوشیده‌اند با نفی این وجوه ارتباط، بدبینی میان دو ملّت را دامن زنند و با کم‌رنگ‌کردن زبان فارسی در رسمیات افغانستان‌، به این ناآشنایی مردم ایران نسبت به کشور ما بیفزایند. من امروز با پدیدة جالبی مواجه شدم‌; تابلو شرکت هواپیمایی افغانستان در خیابان جم مشهد که در آن با خطّ درشت نوشته شده است‌: «د آریانا افغان هوایی شرکت‌.»
یک تابلو خودش یک رسانه است‌. امروز بسیاری از اطلاع‌رسانی‌های بازرگانی توسط تابلوهای بزرگ سطح شهر صورت می‌گیرد. به راستی تابلو پشتو (که البته حتی یک کلمه‌اش هم اصالتاً پشتو نیست و فقط کلمات فارسی و عربی با ترکیبی دیگر در آن ظاهر شده‌اند) در شهری که حتی یک پشتوزبان ندارد، چه معنایی می‌تواند داشته باشد؟ مخاطبان ایرانی از آن چه پیامی می‌گیرند؟
اما از حوزة رسانه‌های رسمی که بیرون می‌آییم‌، به نظر می‌رسد که در دو حوزة دیگر، رسانه‌های دو کشور این کم‌کاری را تا حدود قابل توجهی جبران کرده‌اند
یکی از آنها، رسانه‌های مکتوب در حوزة دانش و فرهنگ است‌، یعنی مجلات‌، کتابها و تولیدات سمعی و بصری که بعضی از آنها می‌توانند به راستی همچون یک رسانة فراگیر، اذهان را متوجه خویش سازند. اهل ادب و قلم دو کشور، بر خلاف اهل سیاست به خوبی توانسته‌اند این وفاق را تجربه کنند و به راستی آن مایه از شناخت و همدلی که میان اهل هنر و ادب دو کشور دیده می‌شود، در کمتر عرصة دیگری قابل مشاهده است‌. به گمان من صفحات ادبی روزنامه‌های کثیرالانتشار و نیز نشریات فرهنگی در این میان بسیار مؤثر بوده است‌. به واقع بسیاری از اهل قلم افغانستان که بعداً توانستند پلهای ارتباط خوبی بسازند، در این رسانه‌ها مطرح شدند.
حوزة دیگر، رسانه‌های الکترونیکی است یعنی وبلاگها و سایتهای فارسی که البته مرز نمی‌شناسند و بلکه مرزها را از میان بر می‌دارند. این مرز نشناختن البته گاهی از جهت سرازیر شدن محصولات فرهنگی غرب‌، برای ما دلپذیر نیست‌، ولی از جهت ارتباط میان فرهنگیان بسیار خوشایند است‌.
ولی با این همه ما هنوز به جایی نرسیده‌ایم که مثلاً اگر شاعری افغانستانی در محفلی شعر می‌خواند، در ذهن هیچ یک از مستمعان این پرسش ایجاد نشود که «او زبان فارسی را از کجا آموخته است‌؟»
تحلیل گفتمان انتقادی به ما کمک می کند تا بتوانیم بفهمیم گفته های اشخاص تا چه اندازه نتیجه ایدئولوژی ها ی فردی و سیاسی اجتماعی آنهاست و این ایدئولوژی ها هنگام رویارویی با جناح مقابل ، چگونه مورد بحث قرار می گیرد ( باتیا، 2006).کولر (2005) و ون دایک (1995) معتقدند ، مساله درون و بیرون گروه در تحلیل انتقادی گفتمان ، مساله ای بسیار مهم و حیاتی است. متون طوری نوشته می شوند که منافع فردی و گروهی را تامین تامین کنند (ون دایک ، 1993).
از نگاه پدنکارماگال و رملینگر (2006) ، رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی به ما کمک می کند تا از طریق تحلیل ابعاد زبان شناختی متن ، تولیدات معناشناختی آن را مورد آزمون قرار دهیم. از نگاه این دو ، تحلیل گفتمان انتقادی هم نظریه و هم روش است و توجه خاصی به ساختارهای اجتماعی مرتبط ، که روابط قدرت را تولید و تقویت کرده ، یا تغییر می دهند و به چالش می کشند ، دارد. اکثر قضاوتهایی که در تحلیل گفتمان انتقادی انجام می شود بیشتر با ارزشها و نظرها سروکار دارند تا با واقعیتها ( فلاوردیو ،1999).
از نظر فرکلاف (1989) و ون دایک (1993) ، لفظ انتقادی به این دلیل به تحلیل گفتمان اضافه شده که بتواند روابط میان زبان ، قدرت و ایدئولوژی که برای مردم عادی قابل تشخیص نیستند را برملا کند ( به نقل از والاسکو ساکریستان و فورتس اولیویرا، 2006).
فرکلاف (1992) دررویکرد تحلیل گفتمان انتقادی خود ایدئولوژی را ساختهایی معنایی می داند که در تولید ، بازتولید و تغییر روابط نابرابر قدرت نقش دارند ( به نقل از سلطانی ، 1384). بدین ترتیب ایدئولوژی ،به واسطه معنا با گفتمان و زبان که ابزار تولید معنا هستند پیوند می خورد.
صاحب نظران در تحلیل انتقادى گفتمان به مانند بارت معتقدند افراد «هم ارباب زبان و هم برده آنند» و این یعنى مطرح کردن مفهوم عامل (agent) در این مفاهیم. تحلیل گفتمان انتقادی ( CDA ) سعى در دستیابى به نظریه اى متعادل دارد. تعادل میان این دو پیش نهاده: «زبان ساخته شده است» و «زبان سازنده است» به بیانى دیگر نزد ایشان کنش گفتمانى پویا مطرح مى شود که در دیالکتیکى سیال هم تولید شدگى و هم تولید کنندگى گفتمان و پوشش دهد. در نظریه گفتمان لاکلائو و موفه این گفتمان است که تنها و تنها به وجود آورنده جهان اجتماعى است، حال آنکه نزد فرکلاف زبان تنها یکى از اشکال کنش اجتماعى است. نظریه پردازان مارکسیست ایدئولوژى را اسباب دست یک قطب تمامیت خواه مى شمرده و هیچ علاقه اى نیز به ساختار ایدئولوژى هاى خاص و یا چگونگى ارائه آنها در محیط هاى خاص نداشتند، در حالى که CDA و خاص فرکلاف به رد چنین دیدگاه هایى که سوژه در آنها ذاتى منفعل است مى پردازد.

تحلیل گفتمان سیاسی
هدف اصلی دراین بخش ارائه یک چارچوب تحلیلی برای تحقیق درباره گفتمان سیاسی در رسانه های ارتباط جمعی معاصر است . گفتمان سیاسی به عنوان یک "نظم گفتمانی "_ این اصطلاح به اختصار شرح داده می شود- درک شده است که به طور مداوم در داخل فرایندهای وسیع تر تغییر فرهنگی و اجتماعی در حال تغییر است که این فرایندها خود رسانه ها و هم سایر حوزه های اجتماعی که مرتبط با آنها هستند را تحت تاثیر قرار می دهند .
در تحلیل گفتمان سیاسی رسانه ها ( و درحقیقت هرنوعی از گفتمان) باید به دو امر توجه کرد: اول:توجه به رویدادهای ارتباطی و دوم: نظم گفتمانی. هدف آن باید به طور همزمان توضیح رویدادهای ارتباطی خاص و تشکیل و دگرگونی نظم سیاسی گفتمان باشد. منظور از نظم سیاسی گفتمان، پیکربندی ساختمند ژانرها و گفتمان هایی است که گفتمان سیاسی را تشکیل می دهند، نظامی اگرچه باز و تغییرکننده - که گفتمان سیاسی اش را در نقطه مشخصی از زمان معین و حدود آنرا مشخص می کند .
نظم های گفتمانی زمینه های عملی هستند که در اصطلاحات گفتمانی خاص دیده شده اند .
در این نسخه CDAسه گونه مختلف تحلیل به شکل عبارت های ادغام شده به یکدیگر مرتبط می شوند تا اعمال فرهنگی و اجتماعی را به خصلت های متن پیوند دهند. این سه قسم تحلیل عبارتند از:
• تحلیل متون (گفتاری، نوشتاری، یا ترکیبی از وجوه نشانه شناختی برای نمونه متون تلویزیونی).
• تحلیل اعمال گفتمانی تولید، توزیع و مصرف متن.
• تحلیل اعمال فرهنگی و اجتماعی ای که اعمال گفتمانی و متون را شکل می دهند.
یک ویژگی کلیدی این نسخه CDA این است که پیوند بین متون و جامعه یا فرهنگ بواسطه اعمال گفتمانی صورت گرفته است.
اما توجه در اینجا به طور کلی بر روی بینامتنیت است: (یعنی) بر روی اینکه چگونه در تولید و تفسیر یک متن مردم به متون دیگر و انواع متونی که از نظر فرهنگی در دسترس آنهاست، تکیه می کنند. این منبع فرهنگی برای تولید و مصرف متن از مفهومی که از فوکو (1984) عاریت گرفته است، یعنی"نظم گفتمانی" مفهوم سازی می شود. ادعای مطرح شده در اینجا این است که متون گرایشی دوگانه به "سیستمها در معنای گسترده آن دارند: هم سیستم های زبانی و هم نظم های گفتمانی وجود دارند. رابطه متن-سیستم در هر دو حالت دیالکتیک است: متن ها بر سیستم ها تکیه می کنند 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله    17صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله رسانه و ارتباط بین فرهنگی

تحقیق در مورد فوتبال 1

اختصاصی از فی دوو تحقیق در مورد فوتبال 1 دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

تحقیق در مورد فوتبال 1


تحقیق در مورد فوتبال 1

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*

 

فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

  

تعداد صفحه51

 

فهرست مطالب

 

مهار کردن توپ:

شوت کردن:

پرتاب اوت:

زدن تو با سر‌ (هد):

  1. ضربه‌زدن به توپ

محوطه جریمه

تعداد بازیکنان

نقطه پنالتی

زمان و نحوه تعیین تیم پیروز

فوتبال

بازی فوتبال ابتدا در اوایل قرن سیزدهم هجری شمسی/اواسط قرن نوزدهم میلادی در انگلستان اجرا شد. البته مدارکی در دست است که نشان می‌دهد بازیی شبیه به بازی فوتبال در قرون پیشتر متداول بوده است. این بازی رفته رفته در اواخر قرن نوزدهم در مدارس انگلستان طرفداران بسیاری پیدا کرد. اولین بار در سال 1225 هجری شمسی/1846 میلادی دانشگاه کمبریج در انگلستان مجموعه‌ای از مقررات بازی فوتبال را منتشر کرد. این مقررات به تدریج توسط ملت‌های دیگر نیز پذیرفته شد.

در سال 1283/1904 گام‌های نخستین در جهت تاسیس فدراسیون بین‌المللی فوتبال توسط ربوت گرین فرانسوی و هریشمن هلندی برداشته شد. محل تاسیس فدراسیون در ابتدا شهر پاریس بود. اکنون محل دبیرخانه فدراسیون بین‌المللی در کشور سوئیس و در شهر زوریخ است. فدراسیون بین‌المللی فوتبال بر مسابقه‌های بین‌المللی و قاره‌ای جهانی نظارت دارد و از سال 1930 میلادی به بعد هر چهار


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق در مورد فوتبال 1