فی دوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

فی دوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلود مقاله تاریخ چاپ

اختصاصی از فی دوو دانلود مقاله تاریخ چاپ دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 

چاپ یک اختراع پیر است اما بدرستی آنرا مادر دانایی بشر خوانده اند.
زیر سقف این خانه، ما به چاپ و تکنولوژی، که زاییده همان دانایی است،عشق می ورزیم.
استفاده هوشمندانه از چاپ بهترین ابزار اطلاع رسانی برای بسیاری از شرکتهای کوچک و بزرگ است .
ما می خواهیم با انجام خوب اینکار در آبادانی و رونق دنیای اطراف مان سهیم شویم.
تنها یکسال بعد از حضور جدی چاپ دیجیتال و قبل از بسیاری از شهرهای بزرگ و مدرن، تهران یک چاپخانه دیجیتال داشت. در سال ۱۳۷۶ (۱۹۹۷) خانه چاپ و طرح اولین دستگاه چاپ دیجیتال زایکن را در ایران نصب و راه اندازی کرد.
پس از یک سال چاپ دیجیتال سیاه و سفید و یک دستگاه چاپ دیجیتال رنگی به امکانات خانه چاپ و طرح افزوده شد تا تنها چاپخانه دیجیتال ایران بتواند سرویس های مطمئن تری به مشتریان خود ارائه دهد.
اما چاپ دیجیتال تمام نیاز مشتریان خانه چاپ و طرح نبود. در سال ۱۳۸۰ برنامه راه اندازی کارگاه افست خانه چاپ و طرح پس از یک سال به ثمر نشست. خانه چاپ و طرح بازهم پیشرو بود و اولین دستگاه چاپ افست پیشرفته چهاررنگ هایدلبرگ مدل SM۵۲ با تمام تجهیزات جانبی در خانه چاپ و طرح آغاز به کارکرد. در کنار این دستگاه نیز امکانات کامل یک لیتوگرافی فراهم شد تا خانه چاپ و طرح نه تنها نخستین چاپخانه دیجیتال ایران بلکه مجتمعی بی نظیر در صنعت چاپ ایران باشد.
تجهیز مجدد کارگاه دیجیتال در سال ۱۳۸۳ به سه دستگاه چاپ دیجیتال رنگی زیراکس ۶۰۶۰ Docucolor آنرا به بزرگترین ظرفیت تولید دیجیتال در کشور تبدیل کرد.
امروز امکانات گوناگون خانه چاپ و طرح و وجود هر دو خط تولید دیجیتال و افست به شکل کامل در این مؤسسه هیچ محدودیتی برای شما باقی نمی گذارد. چاپ سفارش شما در هر تیراژی در خانه چاپ و طرح امکان پذیر است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


اختراع فن چاپ درحقیقت به قرن ها پیش از گوتنبرگ، که نامش به عنوان مخترع چاپ در تاریخ به ثبت رسیده است، برمی گردد. آسوریان چند هزار سال قبل از میلاد بر خشت هایی از گل‌رس مهر می‌زدند.
استعمال حروف قابل انتقال نیز میان سال‌ها ی 1051 و 1058 در چین آغاز شد. مخترع این حروف فردی به نام پی‌شنگ بود و حروف هم از گل‌رس ساخته می‌شد. حروف دستی و حروف قلعی که پس از آنها به کارآمد، هیچ یک رواجی نیافت، بر عکس حروف چوبی متداول شد. تا این‌که در سال 1440، گوتنبرگ ظاهرا بدون اطلاع از کار چینی‌ها، حروف قابل انتقال را اختراع کرد و برای هر یک از حروف الفبا یک حرف جداگانه به کار برد. حروف متحرک را چینی‌ها اختراع کردند، ولی گوتنبرگ که حرفه اش زرگری بود، آلیاژ مناسب برای ریخته گری حروف را از سرب و آنتی موآن به دست آورد و سپس نسبت هر یک از این دو فلز را به گونه ای انتخاب کرد که حروف بیش از حد سخت و نرم نباشند. وی برای مرکب چاپ هم فرمول مناسبی یافت و خلاصه با رفع موانع و حل مشکلات عمل چاپ را میسر و اجرایی کرد.
تقریبا 20 سال پس از نخستین تلاش ها ی گوتنبرگ در امر چاپ ،این صنعت با استفاده از سطوح برجسته در ونیز، فلورانس، پاریس و لیون در حدی مختصر و محدود رواج یافت. اما دستگاه چاپ گوتنبرگ، به علت هزینه ها ی بسیار زیاد فقط برای ثروتمندان قابل دسترسی بود و به همین دلیل تا مدت ها ی طولانی استقبال چندانی از آن نشد. 300 سال پس از اختراع دستگاه چاپ گوتنبرگ، نمایشنامه نویسی آلمانی به نام آلوئیس زنه فلدر، چاپ سنگی یا لیتو گرافی را درسال 1796 میلادی اختراع کرد.
هر سنگی که متن یا تصویر با این روش روی آن نقش می بست ، برای چاپ حدود 750 نسخه عملکرد مطلوب داشت و پس از آن نقش روی سنگ قابل چاپ نبود.

 

اگر چه درباره شروع چاپ سنگی در ایران روایات متعددی وجود دارد، به نظر می رسد چاپ سنگی را برای نخستین بار میرزا صالح شیرازی در تبریز راه اندازی کرد. میرزا صالح که از سوی دولت ایران برای فراگیری هنرهای جدید به اروپا رفته بود، در بازگشت یک دستگاه چاپ سنگی با خود به تبریز آورد که آن را در سال 1250 قمری راه انداخت.

 

چاپخانه سنگی طی مدت کوتاهی در تهران و بعد اصفهان و سپس سایر شهرهای ایران تاسیس شد و بیش از 50 سال تنها روش چاپ در ایران بود و تا اواخر دوره قاجار ، هر چه در ایران چاپ می شد، به روش چاپ سنگی بود. البته هشت سال قبل از ورود چاپ سنگی به ایران چاپ سربی نیز راه اندازی شده بود، ولی به علت هزینه و زحمت زیاد آن ، پس از ورود چاپ سنگی ، کنار گذاشته شد و بعدها در اواخر دوره قاجار دوباره حروف سربی و استفاده از آن رایج گردید.

 

طریقه چاپ سربی روش نسبتا ساده ای بود : کاغذ روی صفحه ای متشکل از حروف برجسته سربی و آغشته به مرکب فشرده می شد و بر اثر فشار، حروف بر صفحه کاغذ نقش می بست. حروفچینی روزنامه نیز نخست به صورت دستی انجام می گرفت، ولی بعدها این کار با دستگاه ها یی که معمول ترین آنها «لاینو تایپ» بود، صورت پذیرفت. دستگاه حروفچینی خودکاری لاینوتایپ در سال 1886 میلادی ساخته شد. و بدین ترتیب سرعت چاپ به تدریج فزونی یافت. پیشرفت فناوری کم کم باعث شد دستگاه حروفچینی سربی از دور خارج شود و جای خود را به دستگاه الکترونیکی بدهد.
اولین چاپخانه در ایران در شهر تبریز تأسیس شد. عباس میرزا نایب السلطنه میرزا زین العابدین تبریزی را مامور فراگیری فن چاپ و به راه انداختن نخستین چاپخانه در تبریز کرد.(فرهنگ دهخدا)
میرزا زین العابدین تبریزی به سال ۱۲۳۳ هجری قمری اسباب و آلات چاپ حروفی را به تبریز آورده و تحت حمایت عباس میرزا نایب السلطنه که در آن زمان حکمران آذربایجان بود مطبعه کوچکی برقرار نمود و کتابی مزبور میرزا ابواقاسم فراهانی بود که حاوی قصه‌هایی از جنگ میان دولت ایران و روسیه که در مورخ ۱۲۲۸ هجری قمری (برابر با ۱۸۱۳ میلادی ) با عهدنامه گلستان به پایان رسیده بود.(تاریخ هیجده ساله آذربایجان -احمد کسروی )
دکتر فهیمه باب الحوائج در کتاب «آشنایی با مبانی چاپ و نشر» خود می‌نویسد : "عباس میرزا ولیعهد فتحعلیشاه چند تن از ایرانیان را به اروپا گسیل کرد تا صنعت چاپ را بیاموزند. سپس دستور داد که از روسیه ماشین چاپ وارد کنند . در سال ۱۸۱۶ میلادی هنرمند آذربایجانی میرزا زین العابدین تبریزی یکی از همین ماشین‌ها رابه کار گرفت . دومین مطبعه که به ایران وارد شد مطبعه سنگی است که آن نیز در تبریز دایر شده‌است . جای تعجب است که مطبعه نخستین پس از کار کردن دیگر معمول نشد و مطبعه سنگی جای آن را گرفت .(فرهنگ دهخدا)
شاید علت جایگزینی مطبعه سنگی به وجای مطبعه سربی این باشد که افرادی مطبعه سربی و حروف آن را با نظر بدبینی نگاه می‌کردند و علامت کفر می‌دانستندویا چون حروف ما فارسی بود با حروف سربی در آن زمان نمی‌توانستیم تنوع در خطوط داشته باشیم در صورتی که در مطبعه سنگی از خوشنویسان کمک گرفته می‌شد. علی قاضی زاده در کتاب تبریز شهر اولین‌ها می‌نویسد : سخت گیری‌های کهنه پرستان باعث شده بود که به سبب گرانی طولانی و سخت بودن چاپ سنگی چاپ کتب و مطبوعات بسیار گران تمام شده و در نتیجه سال‌ها انتشار کتاب و نشریه با دشواری‌های فراوان همراه باشد.

 

متاسفانه این چاپخانه‌ها همیشه مورد بغض و کینه کوته اندیشان بود و در هر فرصتی که به دست می‌آوردند این مکان‌های فرهنگی را غارت می‌کردند . به گونه‌ای که کسروی می‌نویسد : مستبدین حروف سربی چاپخانه امید ترقی را ذوب کرده و به صورت گلوله در آورده و به روی این ملت بیچاره انداختند.
حسین امید در کتاب اولین‌ها می‌نویسد: در میان مطابع سنگی معروف تبریز می‌توان مطبعه سنگی علمیه ( چاپ سنگی علمیه )را نام برد که به‌وسیله حاج زین العابدین که به نام حاجی حاج آقا علمیه مشهور بود(نوه حاج میرزا زین العابدین تبریزی ) در سال ۱۲۹۰ هجری شمسی تأسیس یافته و این مطبعه در چاپ کتب مختلف خدمات مهمی انجام داده‌است .
( حدود نود سال پس از تأسیس اولین چاپخانه در تبریز نوه حاج زین العابدین ( کسی که اولین چاپخانه سنگی و سربی را در ایران و تبریز دایر کرد)بنام زین االعابدین مطبعه چی که پس از زیارت مکه به نام حاجی حاج آقا معروف و هنگام گرفتن شناسنامه نام علمیه را برخود انتخاب نمود. وی ماشین چاپی از اروپا خریداری کرده و از طریق کشور مصر وارد بندراستانبول در ترکیه فعلی نمود و ازاین بندر توسط چهل گاومیش به تبریز منتقل کرد . حاجی حاج آقا علمیه همرا با دستگاه‌های چاپ سنگی خود هشت تن از متخصصین صنعت چاپ را نیز از کشور آلمان برای نصب و آموزش این دستگاه‌ها به تبریز آورد.
این آلمانی‌های متخصص صنعت چاپ در منزل مسکونی حاجی حاج آقا که ماشین‌های چاپ نیز در قسمتی از این خانه ۲۲۰۰ متر مربعی دایر شده بود ساکن شدند.
دختر حاجی حاج آقا علمیه اظهار می‌دارند که : زمان حمل گاومیش‌های حامل دستگاهای چاپ از کوچه‌های تنگ و باریک محله منجم تبریز به اجبار دیوارهای تعداد زیادی از خانه‌های همسایه‌ها را فرو ریخته و خراب کردند که حاجی حاج آقا هزینه بازسازی دیوارهای فرو ریخته را نیز متحمل شدند.گفتنی است که نوه‌های حاجی حاج آقا علمیه اغلب به کار آبا و اجدادی خویش روی آورده‌اند و در صنعت چاپ ایران مشغول به فعالیت هستند .
چاپ سربی. این نوع چاپ که به آن چاپ حروفی و چاپ برجسته نیز می‌گویند، از کنار هم نهادن حروف سربی و منعکس ساختن آن بر کاغذ به‌وجود می‌آید. در آغاز ورود فن چاپ به ایران، چاپ سربی را، به اعتبار واژه لاتینی آن، تیپوگرافی[1] می‌نامیدند. در کتاب معرفه‌البدایع فی‌الفنون و الصنایع چاپ 1324 ق. تیپوگرافی چنین توصیف شده است: "حروفات چاپ را تیپ نامیده و چون عمل چاپ حکم کتابت را دارد لهذا چاپخانه را ]محل [تیپوگرافی (یعنی با تیپ نوشتن) و کارگران را تیپوگراف می‌نامند یعنی حروف‌چین..." (:4 375-376). نخستین گام اساسی در پیشرفت فن چاپ، اختراع چاپ با حروف متحرک فلزی بود که گوتنبرگ آلمانی در سال 1450 م.، صنعت چاپ را از شکل متداول چوبی به‌صورت سربی درآورد. "نخستین کتاب عربی که در جهان چاپ شد قانون ابن‌ماسویه، پزشک معروف ایرانی، در 876 ق./ 1471 م. و کلیات ابن‌سینا در 889 ق./ 1484 م. در شهر ونیز ایتالیا بوده است. نخستین متن فارسی چاپ‌شده در جهان، کتاب مقدس تورات است که به چهار زبان و به خط عبری در سال 953 ق. در استانبول انجام شد. اولین کتابی که به خط فارسی در جهان منتشر گردید کتاب سیرت مسیح است که در سال 1094 ق./ 1639 م. در شهر لیدن هلند طبع شده است (:8 23). ظاهراً قدیمی‌ترین کتاب‌هایی که به زبان فارسی در جهان به طبع رسیده دو کتاب به نام‌های داستان مسیح و داستان سن پیدرو است که هر دو با ترجمه لاتینی در 1094 ق./ 1639 م. در شهر لیدن طبع شده است (26:1).
در اواسط قرن 11 ق.، در عهد صفویه، گروهی از بازرگانان ایرانی، که از ارامنه اصفهان و ساکن آمستردام بودند، ابتدا حروف زبان ارمنی را تهیه و سپس چاپخانه‌ای را خریداری و وارد جلفای اصفهان کردند. در سفرنامه تاورنیه آمده است که یکی از ارامنه جلفا که یعقوب ژان نام داشت و نجّار بود در 1051 ق./1641 م. چاپخانه‌ای از اروپا خریداری و وارد جلفا کرد که بعضی از دعاها و رسائل و اوراد مذهبی با این دستگاه به‌چاپ رسیده است. پیش از ورود این مطبعه، کتابی در جلفای اصفهان با عنوان حیات اجداد روحانی[2] توسط خاچاطور، خلیفه وقت ارامنه در کلیسای وانک جلفای اصفهان، به‌چاپ رسیده است.
نخستین مطبعه سربی در ایران که اقدام به چاپ کتاب با حروف الفبای فارسی و عربی کرد به‌دستور عباس میرزا نایب‌السلطنه و به همّت میرزا زین‌العابدین تبریزی در تبریز دایر شد. رساله جهادیه تألیف میرزا نایب‌السلطنه عیسی قائم‌مقام به‌عنوان نخستین کتاب چاپ سربی، در سال 1233ق. به استادی محمدعلی بن حاجی محمدحسین آشتیانی از شاگردان میرزا زین‌العابدین در مطبعه تبریز به‌چاپ رسیده است.
رساله دیگری به نام فتح‌نامه تألیف میرزا ابوالقاسم قائم مقام ثانی (فرزند قائم مقام اول) در همان سال، در مطبعه سربی تبریز به چاپ رسید. این رساله درباره شرح فتوحات عباس میرزا و عهدنامه گلستان (16 ذیقعده 1228 ق./ 12 اکتبر 1813 م.) است.
هوتم شیندلر که در سال 1879م. مأمور شد میان تهران و مشهد ارتباط تلگرافی برقرار کند، نسبت به سایر مسائل نیز توجه خاصی داشت؛ از جمله، کتابی درباره مطبعه‌های ایران و کتب چاپ‌شده در فاصله سال‌های 1233 تا 1260 ق. نوشته که در بخش تیپوگرافی آن می‌گوید که در سال 1233 ق. شخصی به نام زین‌العابدین تبریزی تحت حمایت عباس میرزا نایب‌السلطنه مطبعه کوچکی را راه‌اندازی کرد. کتابی به نام فتح‌نامه در آن چاپ شد، و این کتاب نخستین کتابی بود که در ایران به حروف عربی طبع می‌شد. مجتبی مینوی می‌گوید: "نمی‌دانم که رساله جهادیه همان فتح‌نامه است یا کتاب دیگری می‌باشد" (:7 317).
در سال 1240 ق. میرزا زین‌العابدین، که در کار خود خبره و شهره بود، به امر فتحعلی شاه به تهران فراخوانده شد تا، به‌کمک منوچهر خان معتمدالدوله، اولین چاپخانه سربی دارالخلافه طهران را راه‌اندازی کند. در انتهای کتاب مآثرالسلطانیه چاپ سربی سال 1241 ق. اشاره به میرزا زین‌العابدین شده است که در دارالخلافه طهران مشغول انطباع بوده است. نخستین کتابی که در مطبعه طهران به طبع رسید حیاه‌القلوب محمد باقر مجلسی در سال 1240 ق. /1824 م بود.
اصفهان، بعد از تبریز و طهران، سومین شهری بود که در زمان حکومت منوچهرخان معتمدالدوله صاحب مطبعه سربی شد. بر طبق کتب موجود، اولین کتابی که در اصفهان چاپ سربی شده رساله حسینیه ترجمه ملاّ ابراهیم گرگین استرآبادی به سال 1246 ق. بوده است.
فعالیت چاپخانه‌های تبریز، طهران، و اصفهان که با اولین کتاب چاپی در سال 1233 ق. در دارالسلطنه تبریز شروع شده بود، با طبع آخرین کتب چاپی سال 1269 ق. چون طوفان‌البکا از محمد ابراهیم‌بن محمد باقر جوهری در دارالخلافه طهران به پایان رسید. پس از آن، کتاب‌های چاپ سربی جای خود را به کتاب‌های چاپ سنگی* سپرد. از مهم‌ترین عوامل توقف چاپ سربی می‌توان علاقه و توجه مردم ایران را به هنر خوشنویسی و خطاطی دانست. ادوارد یاکوب پولاک، معلم طب دارالفنون، که پس از مرگ کلوکه در سال 1272 ق. طبیب مخصوص شاه شده بود در سفرنامه خود می‌گوید: "مطبعه یا باسمه در آغاز این قرن توسط عباس میرزا نایب‌السلطنه به تبریز وارد شد؛ منتها حروف مطبعه به مذاق ایرانی‌ها خوش نمی‌آید، زیرا این حروف در خط مستقیم قرار نمی‌گیرند و گاه بالا و گاه پایین خط مستقیم واقع می‌شوند. به همین دلیل هم هست که یک انجیل فارسی که به‌صورت عالی در اروپا به طبع رسیده است نظرشان را نمی‌گیرد و آن را نازیبا می‌شمارند. به همین دلیل، کتب اندکی به این صورت طبع شده ولی لیتوگرافی یا چاپ سنگی در عوض نضج بیشتری گرفت" (193:2).
از عوامل دیگر توقف چاپ سربی، می‌توان دشواری کار، بروز اغلاط فراوان چاپی، خراب شدن دستگاه‌ها، و عدم امکان تعمیر آنها را ذکر کرد و اینکه حروف سربی را می‌بایست از فرنگ می‌خریدند و احتیاج به ارز خارجی داشت، ولی سنگ مرمر، که در چاپ سنگی مصرف داشت، از ایران تهیه می‌شد.
پس از برچیده شدن چاپخانه‌های سربی و رواج چاپ سنگی، 22 سال طول کشید تا بار دیگر چاپ سربی در ایران رواج یافت. در سال 1290 ق.، ناصرالدین شاه، در سفر خود به فرنگ، از استانبول یک دستگاه چاپ سربی با حروف عربی و لاتینی خرید و راهی طهران کرد. ولی "در طهران اهمال شده و در بوته تعویق ماند" (:3 14). و "تا بازگشت ناصرالدین شاه از سفر اول اروپا، کسی درصدد احیای صنعت چاپ سربی برنیامد. چاپخانه سربی جدید عهد ناصری را هم که برای چاپ روزنامه ایران آورده بودند به‌زودی شکست و از کار افتاد ..." (:6 210). چاپخانه سربی دیگری در حدود سال 1296 ق. در طهران دایر و پس از مدتی تعطیل شد و آخرین بار در حدود سال 1314 ق. چاپخانه سربی در تهران تأسیس گردید و دنباله آن تا امروز ادامه یافت (209:5).
به‌طور کلی، نظر مورخان آن است که دستگاه‌ها عمدتاً خراب بوده و اطلاع مشخصی از آنچه در همین دوره به چاپ سربی منتشر شده باشد ارائه نشده است، حال آنکه ارائه نمونه‌ای از کتب چاپی موجود، بعضی از این اطلاعات را نشان می‌دهد؛ از جمله کتب چاپ سربی عبارتند از :روزنامه سفر فرنگستان ناصرالدین شاه، چاپ 1291 ق. در دارالطباعه دولتی طهران؛ کتاب الفاظ متشابهه متداوله در زبان فرانسه محمدحسن خان اعتمادالسلطنه، چاپ 1300 ق. در دارالطباعه خاصه همایونی؛ کتاب مقالات علمی و سیاسی محمد نصیر فرصت شیرازی، چاپ 1305 ق. در مطبعه خورشید طهران؛ و کتاب تفاحیه اثر ارسطو ترجمه بابا افضل کاشانی، چاپ 1311 ق. که در مطبعه خورشید به چاپ سربی در آمده است. بدین ترتیب، تاریخ کتاب‌های چاپ سربی نشان می‌دهد که قبل از تاریخ 1314 ق.، دستگاه‌های ماشین چاپ سربی دولتی و غیردولتی پیش از فعال شدن و استمرار کار چاپ مشغول فعالیت و طبع کتب بوده‌اند.

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   12 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله تاریخ چاپ

دانلود مقاله نظریه های انگیزش در مورد آموزش و پرورش

اختصاصی از فی دوو دانلود مقاله نظریه های انگیزش در مورد آموزش و پرورش دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

«فلو لا نفر من کل فرقة منهم طائفة لیتفقهوا فی الدین و لینذروا قومهم اذا رجعواالیهم‏». (1) به طورى کلى براى هر انسانى لازم است که داراى فکر نقادى باشد. قوه‏نقادى و انتقادکردن به معناى عیب‏گرفتن نیست. معناى انتقاد، یک شى‏ء رادر محک قرار دادن و به وسیله محک‏زدن به آن، سالم و ناسالم را تشخیص‏دادن است. مثلا انتقاد از یک کتاب معنایش این نیست که حتما باید معایب‏آن کتاب نمودار بشود بلکه باید هر چه از معایب و محاسن داشته باشدآشکار بشود. انسان باید در هر چیزى که از دیگران مى‏شنود نقاد باشد یعنى‏آن را بررسى و تجزیه و تحلیل بکند. صرف اینکه یک حرفى در میان مردم‏شهرت پیدا مى‏کند خصوصا که با یک بیان زبیا و قشنگ باشد دلیل بر این‏نیست که انسان حتما باید آن را بپذیرد و قبول بکند. به ویژه در امر دین وآنچه که مربوط به دین است، انسان باید نقاد باشد آنچه که در شبهاى گذشته راجع به احادیث بحث مى‏کردیم که پیغمبر فرمودآنچه را که از من مى‏شنوید به قرآن عرضه بدارید اگر موافق است بپذیرید واگر مخالف است نه، خود نوعى نقادى است. حدیثى است که من عین‏عبارات آن یادم نیست ولى مضمون آن یادم است که ائمه ما آن را از حضرت‏عیسى مسیح نقل کرده‏اند. تقریبا مضمونش اینست: شما که علم را فرا مى‏گیرید،اساس کار اینست که نقاد باشید یعنى قدرت انتقاد در شما باشد، کورکورانه‏تسلیم نشوید، خواه گوینده صالح باشد و خواه ناصالح در بین حدیث دارد: «کونوا نقادا». حدیث دیگر که فى‏الجمله از آن یادم هست راجع به اصحاب‏کهف است که داستان آنها در قرآن آمده است: «انهم فتیة ءامنوا بربهم و زدناهم‏هدى و ربطنا على قلوبهم‏» (2) ... معروف است که اینها صراف بوده‏اند،صیرفى بوده‏اند. این سخن را به این معنى گرفته‏اند که کار آنها صرافى بوده‏است. ائمه ما فرموده‏اند که در این نسبت که گفته‏اند اینها صراف طلا و نقره‏بوده‏اند، اشتباه شده است. نه، «کانوا صیارفة الکلام‏» صراف سخن بودند نه‏صراف طلا و نقره، یعنى مردمان حکیمى بوده‏اند، مردمان دانائى بوده‏اند وچون حکیم بوده‏اند وقتى حرفى به آنها عرضه مى‏شد، آن حرف رامى‏سنجیدند. تفقه در دین که در این آیه ذکر شده است:«فلو لا نفر من کل فرقة منهم طائفة لیتفقهوا فی الدین‏»مستلزم این است که انسان واقعا نقاد باشد و کار نقادى او به آنجا کشیده شودکه هر چیزى را که گفته مى‏شود و با امر دین تماس دارد بتواند تجزیه وتحلیل بکند. همین جمله‏اى که من دیشب نقل کردم و گفتم اخیرا معروف‏شده است و به حضرت امیرالمؤمنین نسبت داده‏اند: «لا تؤدبوا اولادکم...» ازباب تعبیر لفظى خیلى زیبا و قشنگ است، خیلى سازگار است روى همین‏جهت مى‏بینید یک مقبولیتى در میان افراد پیدا کرده است و هر کس در هرجائى این جمله را مى‏گوید. الآن حکایتى یادم آمد: من در سنین چهارده‏پانزده سالگى بودم که مقدمات کمى از عربى خوانده بودم بعد از واقعه‏معروف خراسان بود و حوزه علمیه مشهد به کلى از بین رفته بود و هر کس‏آن وضع را مى‏دید مى‏گفت دیگر اساسا از روحانیت‏خبرى نخواهد بود.جریانى پیش آمده بود که احتیاج به نویسندگى داشت از من دعوت کرده‏بودند. مقاله‏اى را من نوشتم. مردى بود که در آن محل ریاست مهمى داشت.وقتى آن مقاله را دید، یک نگاهى به سر و وضع من انداخت، حیفش آمد،دید که من هنوز پابند عالم آخوندى هستم شرحى گفت، نصیحت کرد که‏دیگر گذشت آن موقعى که مردم به نجف یا قم مى‏رفتند و به مقامات عالیه‏مى‏رسیدند. آن دوره از بین رفت، حضرت امیر فرموده است بچه‏تان رامطابق زمان تربیت کنید. و بعد گفت آیا دیگران که پشت این میزها نشسته‏اندشش تا انگشت دارند؟ و حرفهائى زد که من آن فکرها را از مغزم بیرون‏مى‏کنم. البته من به حرف او گوش نکردم. بعد رفتم به قم و مدت اقامتم در قم‏پانزده سال طول کشید. بعد که به تهران آمدم، اولین اثر علمى‏اى که منتشرکردم کتاب‏اصول فلسفه بود. آن شخص هم بعد به نمایندگى مجلس رسید و مردى باهوش و چیزفهم بود و در سنین جوانى احوال خوبى نداشت ولى بعد تغییرحالى در او پیدا شد. تقریبا در حدود هجده سال از آن قضیه گذشته بود که‏اصول فلسفه منتشر شد و یک نسخه از آن به دستش رسید و او یادش رفته‏بود که قبلا مرا نصیحت کرده بود که دنبال این حرفها نرو. بعد شنیدم که هرجا نشسته بود به یک طرز مبالغه‏آمیزى تعریف کرده بود. حتى یکبار درحضور خودم گفت که شما چنینید، چنانید. همانجا در دلم خطور کرد که توهمان کسى هستى که هجده سال پیش مرا نصیحت مى‏کردى که دنبال این‏حرفها نرو. من اگر آن موقع حرف ترا گوش مى‏کردم الآن یک میرزابنویسى‏پشت میز اداره‏اى بودم در حالى که تو الآن اینقدر تعریف مى‏کنى. غرض این‏جهت است که یک جمله‏هائى است که به ذائقه‏ها شیرین مى‏آید و مانندبرق رواج پیدا مى‏کند. اصلا همان طورى که بعضیها به وسائل مختلف‏برایشان پیش آمدهاى خوبى بروز مى‏کند و بعضیها هم بدشانس و بدبخت‏مى‏باشند، اگر ملاحظه کرده باشید جمله‏ها هم اینطور است. بعضى جمله‏هایک جملات خوش‏شانسى هستند. این جملات بدون اینکه ارزش داشته‏باشند مثل برق در میان مردم رواج پیدا مى‏کنند و حال آنکه جمله‏هائى‏هست صد درجه از اینها باارزشتر، و حسن شهرت پیدا نمى‏کنند. این جمله‏«لا تؤدبوا اولادکم باخلاقکم‏» جزء جملات خوش‏شانس دنیا است و شانس‏بیخودى پیدا کرده است. در مراد این جمله من دیشب اینطور عرض کردم:گو اینکه این جمله به این‏معنى و مفهومى که امروزیها استعمال مى‏کنند غلط است ولى یک معنا ومفهوم صحیحى مى‏تواند داشته باشد که غیر از چیزى است که امروزیها ازآن قصد مى‏کنند، و فرقى گذاشتم میان آداب و اخلاق که آداب غیر از اخلاق‏است. آن وقت آداب را دو گونه ذکر کردیم. ممکن است مقصود از آداب‏امورى باشد که در واقع امروز به آنها فنون مى‏گویند. علاوه بر اخلاق، علاوه‏بر صفات خاص روحى، علاوه بر نظمى که انسان باید به قواى روحى هرکس لازم و واجب است که یک سلسله فنون را یاد بگیرد، البته آنهم اندازه‏دارد یعنى فنى را باید بیاموزد که از آن فن یک اثر براى بشریت در جهت‏خیربرخیزد و ضمنا زندگى او را هم اداره بکند. در فنون است که انسان باید تابع‏زمان باشد. اگر «لا تؤدبوا اولادکم بآدابکم‏» بگوئیم درست است، یا «لا تؤدبوا اولادکم بفنونکم‏» حرف درستى است چون زندگى متغیر است،انسان نباید در اینجور چیزها جمود به خرج بدهد و همیشه بخواهد به اولادخودش آن فنى را بیاموزد که خودش داشته است در صورتى که ممکن است‏همان فن به شکل بهتر و کاملتر در زمان جدید پدید آمده باشد. مساله‏دیگرى که گفتم و بعد، از سؤالات آقایان معلوم شد که احتیاج به توضیح‏بیشترى دارد مساله آداب و رسوم است. آداب و رسوم هم بر دو قسم است.بعضى از آنها از نظر شرعى سنن نامیده مى‏شود یعنى شارع روى آنها نظردارد. شارع، آن آداب را به صورت یک مستحب توضیح داده است و نظر به اینکه اسلام‏هیچ دستورى را گزاف نمى‏دهد، امورى را که اسلام سنت کرده است ما بایدبه صورت یک اصل حفظ کنیم. مثلا دیشب در جواب سؤال یکى از آقایان‏عرض کردم اسلام براى غذاخوردن آدابى ذکر کرده است اسلام دین‏تشریفاتى نیست بلکه اگر آدابى را ذکر کرده، حساب نموده است. مثلا اگرمى‏گوید مستحب است «اطالة الجلوس عند المائدة‏» یعنى طول‏دادن نشستن‏بر سر سفره، مستحب است انسان غذا را زیاد بجود مستحب است بسم الله‏بگوید، مستحب است الحمدلله بگوید، مستحب است دست را قبل و بعداز غذا بشوید، اینها تشریفاتى نیست، حقایق است. اسلام به سلامت انسان‏اهمیت مى‏دهد، مى‏خواهد دندان، معده و اعصاب انسان سالم باشد. تنهابه جنبه‏هاى روانى نمى‏پردازد. آدمى که سر سفره با عجله غذا مى‏خورد،این خودش منشا مرض مى‏شود. این، یک حسابى است که به یک زمان‏اختصاص ندارد و براى تمام زمانها است اسلام مى‏گوید مستحب است لقمه‏را کوچک بردارید، مستحب است زیاد بجوید، مستحب است دست را قبل‏از غذا بشوئید. حدیثى است، نقل مى‏کنند که حضرت على (ع) مزرعه‏اى‏داشت. مردى است به نام «ابى نیزر» مى‏گوید روزى حضرت به مزرعه آمد،خودش کلنگ برداشت و در یک چاه فرو رفت، مدت زیادى در آن چاه عمل‏مقنى‏گرى انجام مى‏داد و خیلى هم به تندى کار مى‏کرد. یک وقت از چاه‏بیرون آمد در حالى که عرق از سر و صورت او جارى بود بعد فرمود آیا اینجاغذائى حاضر هست؟ گفتم بله، مقدارى کدو ست‏خدمتتان بیاورم؟ فرمودبسیار خوب، بیاور.حضرت برخاست و به سر نهر آبى رفت، دست‏خودش را با شن شست‏وقتى که خوب پاکیزه شد و خواست با دستهاى خودش آب بخورد گفت: «ان‏کفی انظف الآنیة‏» دو دست من تمیزترین ظرفها است. بعد با ست‏خودش‏آب خورد. این حساب نظافت است. مستحب است‏خلال‏کردن مستحب‏است مسواک کردن. اینها دیگر زمان و مکان ندارد. اما آنهائى که من عرض‏کردم زمان و مکان دارد. این نکته را توجه داشته باشید که بعضیها جمود به‏خرج مى‏دهند خیال مى‏کنند که چون دین اسلام دین جامعى است، پس‏باید در جزئیات هم تکلیف معنى روشن کرده باشد. نه اینطور نیست. یک‏حساب دیگرى در اسلام است. اتفاقا جامعیت اسلام ایجاب مى‏کند که‏اساسا در بسیارى از امور دستور نداشته باشد، نه اینکه هیچ دستور نداشته‏باشد بلکه دستورش این است که مردم آزاد باشند و به اصطلاح تکلیفى درآن امور نداشته باشند. از جمله حدیثى است به این مضمون: «ان الله یحب ان‏یؤخذ برخصه کما یحب ان یؤخذ بعزائمه‏» خیلى مضمون عجیبى است! خدادوست دارد در مسائلى که مردم را آزاد گذاشته است، مردم هم آزاد باشند.یعنى مسائل آزاد را آزاد تلقى بکنند، از خود چیزى درنیاورند. آنکه رخصت‏است را آزاد بدانند. امیرالمؤمنین مى‏فرماید: «ان الله حدد حدودا فلا تعتدوهاو فرض فرائض فلا تترکوها» یعنى خدا یک چیزهائى را واجب کرده است،آنها را ترک نکیند، یکى چیزهائى را هم ممنوع اعلام کرده است، به آنهاتجاوز نکنید «و سکت لکم عن اشیاء و لم یدعها نسیانا فلا تتکلفوها» (3) خدادرباره بعضى از مسائل سکوت کرده است، البته فراموش نکرده بلکه‏خواسته است که سکوت بکند و بندگانش در آن مسائل آزاد و مختار باشنددر آنچه که خدا مردم را آزاد گذاشته است‏شما دیگر تکلیف معین نکنید. پس آن موضوعى که عرض کردم یک سلسله آداب و رسوم در میان مردم‏هست که اگر آنها را انسان از طریق مثبت انجام بدهد، نه جائى خراب‏مى‏شود و نه جائى آباد، و اگر ترک هم بکند همینطور، مسائلى است که خدادر آن مسائل سکوت کرده است. بشر یک حالتى دارد که هیچ وقت از او جدانمى‏شود و آن این است که علاقه‏اى به بعضى از تشریفات دارد. یک رازى‏است در این مسائل. دیگر نباید گفت‏حتما باید این کار را بکند. این،مساله‏اى بود که من امشب لازم دانستم درباره آن توضیحى بدهم. امشب‏مى‏خواهم قسمتى از عرایضم را اختصاص بدهم به یکى از خلقهاى ثابت‏همگانى تغییرناپذیر و نسخ‏ناپذیر که زمان هیچ وقت نمى‏تواند در آن تاثیرداشته باشد و آن موضوع عبادت و پرستش است. یکى از حاجتهاى بشرپرستش است. پرستش یعنى چه؟ پرستش آن حالتى را مى‏گویند که در آن‏انسان یک توجهى مى‏کند از ناحیه باطنى خودش به آن حقیقتى که او راآفریده است و خودش را در قبضه قدرت او مى‏بیند، خودش را به او نیازمند ومحتاج مى‏بیند، در واقع سیرى است که انسان از خلق به سوى خالق‏مى‏کند. این امر اساسا قطع نظر از هر فایده و اثرى که داشته باشد خودش‏یکى از نیازهاى روحى بشر است. انجام ندادن آن، در روح بشر ایجاد عدم‏تعادل مى‏کند. مثال ساده‏اى عرض مى‏کنم: اگر ما کجاوه‏اى داشته باشیم وحیوانهائى، خورجینهائى که روى این حیوانها مى‏گذارند باید تعادلشان‏برقرار باشد. نمى‏شود یک طرف پر باشد و طرف دیگر خالى. انسان دروجود خودش خانه خالى زیاد دارد. در دل انسان جاى خیلى از چیزهاهست. هر احتیاجى که بر آورده نشود، روح انسان را مضطرب و نامتعادل‏مى‏کند همانطور که دیشب عرض کردم اگر انسان بخواهد در تمام عمر به‏عبادت بپردازد و حاجتهاى دیگر خود را برنیاورد، همان حاجتها او راناراحت مى‏کند. عکس مطلب هم این است که اگر انسان همیشه دنبال‏مادیات برود و وقتى براى معنویات نگذارد، باز همیشه روح و روان اوناراحت است. «نهرو» مردى است که از سنین جوانى لامذهب شده است‏در اواخر عمر یک تغییر حالى در او پیدا شده بود. خودش مى‏گوید من هم‏در روح خودم و هم در جهان یک خلاى را، یک جاى خالى را احساس مى‏کنم که هیچ چیز نمى‏تواند آن را پر بکند مگر یک معنویتى. و این اضطرابى‏که در جهان پیدا شده است، علتش اینست که نیروهاى معنوى جهان‏تضعیف شده است. این بى‏تعادلى در جهان از همین است. مى‏گوید الآن درکشور اتحاد جماهیر شوروى این ناراحتى به سختى وجود دارد تا وقتى که‏این مردم گرسنه بودند و گرسنگى به ایشان اجازه نمى‏داد که در باره چیزدیگرى فکر بکنند، یکسره در فکرتحصیل معاش و در فکر مبارزه بودند. بعد که یک زندگى عادى پیدا کردند (الآن) یک ناراحتى روحى در میان آنان پیدا شده است. در موقعى که از کاربیکار مى‏شوند تازه اول مصیبت آنها است که این ساعت فراغت و بیکارى‏را با چه چیز پر بکنند؟ بعد مى‏گوید من گمان نمى‏کنم اینها بتواند آن ساعات‏را جز با یک امور معنوى با چیز دیگرى پر بکنند. و این همان خلاى است که‏من دارم. پس معلوم مى‏شود که واقعا انسان یک احتیاجى به عبادت وپرستش دارد. امروز که در دنیا بیماریهاى روانى زیاد شده است، در اثر این‏است که مردم از عبادت و پرستش رو برگردانده‏اند. ما این را حساب نکرده‏بودیم ولى بدانید هست، حقیقتا هست: نماز قطع نظر از هر چیز طبیب سرخانه است‏یعنى اگر ورزش براى سلامتى مفید است، اگر آب تصفیه شده‏براى هر خانه لازم است، اگر هواى پاک براى هر کس لازم است، اگر غذاى‏سالم براى انسان لازم است، نماز هم براى سلامتى انسان لازم است‏شمانمى‏دانید اگر انسان در شبانه روز ساعتى از وقت‏خودش را اختصاص به رازو نیاز با پرودگار بدهد، چقدر روحش را پاک مى‏کند! عنصرهاى روحى‏موذى به وسیله یک نماز از روح انسان بیرون مى‏رود. در یک جلسه که راجع‏به عبادت صحبت مى‏کردم گفتم نگوئید اسلام دین اجتماعى است، اسلام‏دین اخلاق است. چطور؟ اسلام دین همه اینهاست. اسلام بالاترین حرف‏را درباره تعلیمات اجتماعى گفته است. مى‏فرماید:«لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم‏الناس بالقسط‏» (4) تمام پیغمبران را فرستادیم براى اینکه در میان مردم عدالت اجتماعى پیدا بشود.اسلام براى اخلاق خوب بالاترین حرفها را زده است. مى‏فرماید«هو الذی بعث فی الامیین رسولا منهم یتلوا علیهم ءایاته و یزکیهم و یعلمهم‏الکتاب و الحکمة‏» (5) .ولى آیا اسلام که ارزش تعلیمات اجتماعى را اینقدر بالا برده، از ارزش‏عبادت چیزى کاسته است؟ ابدا، ارزش عبادت را هم یک ذره نکاسته است‏بلکه مقام عبادت را در مافوق همه اینها حفظ کرده است. از نظر اسلام‏سرلوحه تعلیمات، عبادت است. اگر عبادت درست باشد آن دو تاى دیگردرست مى‏شود و اگر عبادت نباشد آن دو تا واقعیت پیدا نمى‏کند. باور نکنیدکه یک کسى در دنیا پیدا بشود که در مسائل اخلاقى و اجتماعى مسلمان‏خوبى باشد ولى در مسائل عبادى مسلمان خوبى نباشد. ما براى آدم نمازنخوان‏چیزى از مسلمانى قائل نیستیم. امیرالمؤمنین فرمود بعد از ایمان به‏خدا چیزى در حد نماز نیست. پیغمبر اکرم فرمود نماز مثل چشمه آب گرمى‏است که در خانه انسان باشد و انسان روزى 5 بار در آن آب گرم شستشو بکند.«تعاهدوا امر الصلاة و حافظوا علیها» (6) (کلام امر است) یعنى رسیدگى به کار نماز بکنید، محافظت بر نماز بکنید.خداوند به پیغمبر مى‏فرماید:«و امر اهلک بالصلوة و اصطبر علیها» (7) به خاندانت دستور بده که نماز بخوانند، خودت هم بر نماز صبرکن یعنى نماز زیاد بخوان و آن را تحمل کن. «ان ربک یعلم انک تقوم ادنى من‏ثلثی اللیل و نصفه و ثلثه و طائفة من الذین معک‏» (8) خدا مى‏داند که تو وافرادى که با تو هستند شبها بپا مى‏خیزید، عبادت مى‏کنید، خدا را پرستش‏مى‏کنید. «و من اللیل فتهجد به نافلة لک عسى ان یبعثک ربک مقاما محمودا» (9) اى پیغمبر! قسمتى از شب را تهجد بکن (بر او واجب بود) شاید که خدابه این حال ترا به مقام محمود برساند. امکان ندارد انسانى انسان کامل بشودبدون عبادت و پرستش. پیغمبر، پیغمبر است و همان عبادتها و همان‏پرستشها و همان استغفارها. امام صادق مى‏فرماید پیغمبر در هیچ مجلسى‏نمى‏نشست مگر اینکه 25 بار استغفار مى‏کرد، مى‏گفت «استغفر الله ربى و اتوب‏الیه‏». على بن ابى طالب امیرالمؤمنین است به اینکه وجود جامعى است، هم‏زمامدار عادلى است و هم عابد نیمه‏شبى همان عبادتها به على آن نیروهاى‏دیگر نظیر روشن‏ضمیرى را داده بود نباید ارزش عبادت را فراموش کرد. «عدى بن حاتم‏» نزد معاویه آمد در حالى که سالها از شهادت مولا گذشته‏بود. معاویه مى‏دانست که عدى یکى از یاران قدیمى مولا است. خواست‏کارى بکند که این دوست قدیمى بلکه یک کلمه علیه حضرت سخن بگوید. گفت عدى! این‏الطرفات؟ پسرانت چه شدند؟ (عدى سه پسر داشت که در سنین جوانى دررکاب حضرت در جنگ صفین کشته شده بودند. مى‏خواست عدى راناراحت بکند بلکه او از مولا اظهار نارضایتى بکند.) عدى گفت در رکاب‏مولایشان على با تو که در زیر پرچم کفر بودى جنگیدند و کشته شدند. گفت‏عدى! على درباره تو انصاف نداد. گفت چطور؟ گفت پسران خودش رانگهداشت و پسران ترا به کشتن داد. عدى گفت معاویه! من درباره على‏انصاف ندادم، نمى‏بایست على امروز در زیر خروارها خاک باشد و من زنده‏باشم. اى کاش من مرده بودم و على زنده مى‏ماند. معاویه دید تیرش کارگرنیست. سبک این مرد این بود که وقتى مى‏دید کارش با خشونت پیش‏نمى‏رود، لین مى‏شد. گفت عدى! الآن دیگر کار از این حرفها گذشته است.دلم مى‏خواهد چون تو زیاد با على بودى یک قدرى کارهایش را برایم‏توصیف بکنى که چه مى‏کرد. گفت معاویه!! مرا معذور بدار. گفت نه حتماباید بگوئى. عدى گفت‏حالا که مى‏خواهى بگویم، آنچه را که مى‏دانم‏مى‏گویم. نه اینکه مطابق میل تو سخن بگویم بلکه حقیقت را مى‏گویم. گفت‏بگو. این مرد شروع کرد به صحبت کردن درباره على. گفت‏یکى ازخصوصیات او این بود: «یتفجر العلم من جوانبه و الحکمة من نواحیه‏» مردى‏بود که علم و حکمت از اطرافش مى‏جوشید. معاویه! على آدمى بود که درمقابل ضعیف، ضعیف بود و در مقابل ستمکاران نیرومند. با اینکه در میان مامى‏نشست و هیچ تکبرى نداشت و بدون امتیاز مى‏نشست اما خدا یک هیبتى از او دردل مردم قرار داده بود که بدون اجازه نمى‏توانستیم حرف بزنیم و... بعدگفت معاویه! من مى‏خواهم منظره‏اى را که به چشم خودم دیدم برایت‏بگویم. در یکى از شبها على را در محراب عبادت دیدم. دیدم مستغرق‏خداى خودش است و محاسنش را به دست مبارک گرفته مى‏گوید: آه آه ازاین دنیا و آتشهاى آن. مى‏گفت «یا دنیا! غرّی غیری‏». آنچنان عدى على راوصف کرد که دل سنگ معاویه تحت تاثیر قرار گرفت به طورى که با آستینش‏اشکهاى صورتش را پاک مى‏کرد. آن وقت گفت دنیا عقیم است که مانندعلى بزاید. و مناقب شهد العدو بفضلها و الفضل ما شهدت به الاعداء على مردى است که دشمنانش درباره فضل و فضیلت او گواهى دادند

 

عبادت نیازی پایدار در انسان

 

عبادت و پرستش نیازی پایدار در انسان (کتاب: مجموعه مقالات آیت الله شهید صدر

 

عبادات اسلامی،نقش بسیار مهمی در تربیت انسان ایفاء می‏کند،و احکام عبادات،بخش حساسی از وظائف شرعی،و رفتار الهی یک انسان متدین را در زندگی روزانه‏اش تشکیل می‏دهد.

 

نظام پرستش در آئین اسلام،نظامی است پایدار و ثابت.و با پیشرفت‏های مادی زندگی عمومی جز در مواردی ناچیز رابطه‏ای ندارد.یعنی اوضاع و احوال تکامل مادی در آن تاثیری بجای نگذاشته است.

 

در حالی که جنبه‏های دیگر آئین اسلام با روند تکاملی زندگی در حال تغییر و تحول دائم است.روش کار،و نحوه پیاده کردن آنها،با خصوصیات دگرگون شده زندگی همراه است. مثلا«نظام معاملات و پیمان‏ها و قراردادهای بازرگانی هماهنگ با سایر نیازها عوض شده است.

 

برای مثال انسان عصر فضا،همان گونه نماز و روزه‏اش را انجام می‏دهد و حج می‏گزارد که پدرانش در عصر آسیاب دستی برگزار می‏کردند.

 

درست است نسبت به تهیه مقدمات نماز،انسان عصر فضا با دوران‏های سابق خیلی فرق کرده است.مسافرت حج برای مسلمانان امروز وسیله هواپیما صورت می‏گیرد،ولی در گذشته شتر مهمترین نقش را در نقل و انتقالات بیابانی داشت.پوشش نماز امروزه وسیله کارخانه‏های تمام- اتوماتیک و چرخ‏های عظیم صنعتی صورت می‏گیرد،ولی در گذشته پارچه‏ها همه دست بافت بود.و همینطور...اما اعمال و خواندنی‏های عبادات،همه بیکسان پایدار مانده است، زیرا تشریع آنها و نیازی که بشر بآنها دارد و باعث آنها شده،پایدار است و ارزش تشریع آنها به هیچوجه با پیشرفت پیوسته انسان،در تسلط بر طبیعت و بهبود وسائل زندگی،قابل تغییر و دگرگونی نیست.

 

مقصود اینکه اسلام وظائف نماز،روزه،حج،زکات و دیگر عبادات را به صورت موقت نخواسته است،و هیچ گونه شرائط زمانی ندارد،بلکه این وظائف را کسانی که از وسائل فنی و تکنولژی جدید با استفاده از نیروی اتم،برخورد دارند،همان گونه انجام می‏دهند که انسانهای دوار گذشته،آنها که زمین را با وسیله شخم دستی کشت می‏کردند،انجام می‏داند.

 

از آنچه گذشت نتیجه می‏گیریم مسئله‏ای را که تشکیلات عبادات،پاسخ می‏دهد،یکی از نیازهای پایدار انسان است.نیازی که انسان آن را با خود آورده،و در اعماق شخصیت او ثابت است.و تکامل پیوسته زندگی نمی‏تواند در آن تاثیری بگذارد،زیرا پاسخ ثابت نماز و سایر عبادات،نشان دهنده نیاز ثابت به آنست و از اینجا این پرسش پیش می‏آید که:

 

آیا چه نیاز پایداری در زندگی انسان وجود دارد که از آغاز پیدایش انسان،دین نقش پاسخگوئی و تربیتی آن نیاز انسانی را به عهده گرفته است،و می‏خواهد نیاز زندگی انسان امروز را درست مانند نیاز زندگی انسان گذشته بیکسان پاسخ دهد و بر اساس پایداری این نیاز است که عبادات بر طبق احکام اسلام،تشریع گردیده است؟در نتیجه می‏خواهیم نقش مثبت عبادات را در زندگی انسان بررسی کنیم.

 

ممکن است در وهله اول به نظر آید چنین نیاز پایداری در زندگی مورد قبول نیست،و هر گاه بین زندگی انسان امروز و زندگی انسان‏های گذشته دور،مقایسه‏ای بعمل آید معلوم می‏شود یکنواختی انسان‏ها را به هیچوجه نمی‏توان پذیرفت،زیرا ما می‏بینیم انسان بطور دائم از اوضاع و احوال زندگی چادر نشینی و قوم و قبیلگی که بر اساس بت پرستی و افکار و اندیشه‏های محدود و متحجر بنا شده بود،به سرعت فاصله می‏گیرد و دور می‏شود.این دوری ملازم با دگرگونی‏هائی در نیازها و آرمان‏های انسان می‏باشد،و در نتیجه روش برآوردن نیازهایش نیز دگرگون می‏شود.بنابر این،عبادات چگونه می‏تواند با ساختمان یکنواخت و ثابتش،نقش واقعی را در میدان زندگی انسان با پیشرفت‏های سریع وسائل و افزارهای زندگی ایفاء کند؟

هر گاه عبادات مانند نماز،وضو،غسل،روزه و غیره در یکدوران زندگی برای انسان‏های بدوی مفید بود،بدلیل اینکه در تربیت‏خلق و خوی آنها تاثیر می‏گذاشت و الزام عملی برای حفظ نظافت بدن و لباسشان بود و می‏توانست آنها را از افراط در خوردن و آشامیدن باز دارد،ولی این هدف‏ها در زندگی انسان امروز،خود بخود انجام می‏گیرد و در برنامه زندگی یک فرد متمدن گنجانیده شده و از نظر رفتار اجتماعی این کارها را شخص خودبخود انجام می‏دهد. بنابر این دیگر نیازی به عبادات به صورتی که در زندگی انسان‏های گذشته دور،ضروری بود، نیست.عبادت‏ها دیگر نمی‏توانند نقش سازنده‏ای در تمدن بشر داشته باشند دیگر نمی‏توانند مشکلات تمدن امروز را حل کنند.

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله 70   صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله نظریه های انگیزش در مورد آموزش و پرورش

دانلود مقاله هیسوسول ها مفهوم‌ها و تعریف‌های خاک

اختصاصی از فی دوو دانلود مقاله هیسوسول ها مفهوم‌ها و تعریف‌های خاک دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 مقدمه
مفهوم‌ها و تعریف‌های خاک
ما باید راههاى گوناگون تفکر درباره خاکها را در نظر بگیریم. براى مثال، خاک به عنوان محیطى براى رشد گیاهان زمینى تعریف شده است. یک چنین تعریفى براى هدف‌هاى ما رضایت‌بخش است، زیرا به چیز دیگرى غیر از خاک وابسته است. دریاچه‌ها، اقیانوسها، خزه اسفاگنوم، یخچال‌ها و حتى پوست انسان نیز محیط‌هاى براى رشد کپک‌ها، جلبک‌ها، گلسنک‌ها، خزه‌ها و برخى گیاهان عالى به شمار مى‌روند. نیکى فراف (1999) خاک را به عنوان پوست تحریک شده پوست زمین تعریف مى‌کند. خاک موجودیى ناپایدار است. گردابى است از ماده آلى و معدنى با حرکت کند.
زمین‌شناسان ممکن است خاک را به صورت واحد پوستی از پیکره زمین شناختى مواد بپندارند که از آن راه همه ماده‌ها مى‌باید در چرخه فرسایش از سنگ به ته‌نشست‌ها گذر کنند. شیمیدان‌ها ممکن است خاک را به صورت شیشه یا لوله آزمایشى بنگرند که ماده‌هاى کانى به وسیله نیروها و عامل‌هاى طبیعی در آن قرار داده شده و براى تامین عنصرهاى غذاى مورد نیاز گیاه، کود به آن افزوده شده است. از دید بوم‌شناسان خاک بخشى از محیط است که زیر تاثیز جانداران قراردارد و به نوبه خود بر جانداران اثر مى‌گذارد. براى دیرین شناسان یا انسان شناسان، خاک یکى از چندین مدرک گذشته است. هنرمندان و فیلسوفان در خاک آمیخته زیباى از نیروهاى زندگی و مرگ را می‌بینند. با اینکه خاک به عنوان جزء اصلی «مادر زمین» می‌نگرد، ما برای هدف‌های خود خاک را به صورت پیکره طبیعی درنظر می‌گیریم که در واکنش با آب و هوا و جانداران تغییر می‌کند. ما به این دگرگونی‌ها پیدایش خاک می‌گوییم.
هیستوسول در رده‌بندی خاک به خاک‌هایی که از مواد آلی تشکیل شده‌اند و از 12 تا 18 درصد وزنی کربن عالی دارد، گفته می شود. (histos به معنی بافت و solum به معنی خاک) مواد آلی یاد شده از بافت‌های گیاهی و جانوری و مواد به دست آمده از تجزیه آنها به وجود آمده است. عامل اصلی پایداری این گونه مواد به مدت طولانی تا عمق بیش از 40 سانتیمتر، وجود وضعیت بی‌هوازی در حالت اشباع یا آب پیش از عملیات زهکشی است. در هر کجا که آب به اندازه کافی فراهم بوده و اساساً چه در مناطق معتدل و چه در درون مناطق قاره‌ای و یا ساحلی و یا حتی در صحاری و مناطق استوایی و قطبی، هیستوسول‌ها در طی دوران هلوسن (ده هزار سال گذشته) تشکیل شده‌اند.
هیستوسول‌هایی که در مناطق گود زمین تشکیل می‌شوند به اقلیم وابسته نمی‌باشند. در حالی که دیگر هیستوسول‌ها وابسته به اقلیم و بارندگی‌ هستند و برای تامین آب و عناصر غذایی به جریان رودخانه‌ها وابسته‌اند نه تراوشهای زیرزمینی. هیستوسول‌هایی که در مناطق کوهستانی وجود دارند. بجز چند روز بعد از بارندگی سنگین هیچگاه از آب اشباع نیستند. آنها یا کم عمق‌اند یا کاملا سنگلاخی، ‌و ریشه گیاه تنها در ماده آلی رشد می‌کند.

توزیع هیستوسول‌ها در سطح کره زمین 3/1 ملیون کیلومتر مربع یا 1 درصد سطح زمین است که 61 درصد آن در روسیه 11 درصد آن در فنلاند،‌ 10 درصد آن در آمریکا (شامل آلاسکا و هاوایی)، 8 درصد در کانادا 3 درصد در سوئد و 5/2 درصد در ایرلند قرار دارد.

هیستوسول‌ها چه در وضعیت طبیعی به وجود آمده باشند و یا بر اثر مدیریت انسان تشکیل شده باشند، ساکن وایستا نمی‌باشند. دگرگونی‌های شیمیایی، فیزیکی و بیولوژیکی که جمعاً توسط خاک شناسان هلندی به رسیدن معروف است ترکیب شیمیایی زیادی را تولید می‌کنند. مطالعه خاک‌های آلی مستلزم بررسی پروفیل‌های خاک و الگوهای خاک‌ نما و اکوسیستم‌هاست.
کاربرد هیستوسول با تعریف کمی آن از نظر واژه‌های زیادی که برای زمین‌های تر به کار می رود، دارای اهمیت بوده است. بسیاری از افراد تمایزی میان خاک‌های معدنی تیره رنگ مانند هوم اکوپت، آمبراکوالت، هوم اکواد و خاک‌های تیره درنظر نمی‌گیرند. کتاب واژگان جدید مربوط به خاک‌ها و زمین‌های آلی 184 واژه را در این زمینه فهرست کرده است. چند نمونه از آن عبارتند از مایر، مور، باگ، پیت لند، ماسکگ، فن، مار و وسوامپ. واژه‌های یاد شده نشانه‌هایی برای اکوسیستم‌ها یا زمین‌ نماهای خاص هستند که با ویژگی‌هایی از جمله جمعیت زیستی خاص و رژیم‌های هیدرولوژیکی و سرد، واکنش (pH)، وضعیت غذایی و الگوهای پستی و بلندی کوچک و برکه‌ها مشخص می‌شوند.
بیشتر هیستوسول‌ها وزن مخصوص ظاهری کمتر از 1 گرم بر سانتیمتر مربع دارند. فرن‌ها و فاینی وزن مخصوص‌های 06/0 بر سانتیمتر مکعب بر اساس وزن خشک را نیز گزارش کرده‌اند. وزن مخصوص با انجام عمل تجزیه افزایش می‌یابد. مقدار مواد کانی و نوع پوشش گیاهی که در تشکیل هیستوسول‌ها مشارکت دارد، سبب تغییرات عمده‌ای در وزن مخصوص آنها می‌شود. هیستوسول‌ها معمولاً از آب اشباع بوده و ظرفیت نگهداری آب آنها (هم به صورت وزنی و هم حجمی) بسیار بالاست. بیشتر آب در روزنه‌های درشت (آب ثقلی) و یا در روزنه‌های ریز که برای رشد گیاه قابل استفاده نیست، قرار دارد. لذا میزان آب قابل استفاده گیاهان (به صورت حجمی) در خاک‌های آلی کاملاً تجزیه شده زیاد نمی‌باشد. از آنجایی که هیستوسول‌ها در شرایط خشک به مقدار قابل ملاحظه‌ای چرکیده می‌شوند، خصوصیات رطوبتی آنها بر اساس حجم مرطوب یا اندازه‌گیری در جا بیان می‌شود.
ظرفیت تبادل کاتیونی هیستوسول‌ها از گروه‌های کربوکسیل، فنولی و گروه‌های فعال دیگر بدست می‌آید. با پیشروی عمل تجزیه، تعداد گروه‌های فعال افزایش می‌یابد و برای تعدادی از مواد آلی ظرفیت تبادل کاتیونی برابر 200 میلی اکی‌والان بر 100 گرم یا بالاتر گزارش شده است. اینها بارهای الکتریکی وابسته به pH می‌باشند و دیده شده که ظرفیت تبادل کاتیونی خاک‌های آلی از 10 تا 20 میلی اکی‌والان بر صد گرم در pH خاک حدود 7/3 (در عصاره 1:1) تا بیشتر از 100 میلی‌اکی والان بر 100 گرم در pH 7 تغییر می‌کند.
فرآیندهای تشکیل خاک‌های هیستوسول‌
نخستین فرآیندی که هیستوسول‌ها بوسیله آن شکل می‌گیرند. انباشتگی زیاد مواد آلی که Paludization نام دارد. افزایش حجم مواد آلی از پایین به بالا و با افزایش ماده‌های آلی در سطح صورت می‌گیرد. بررسی‌هایی که در ایالت ورمونت توسط اشیاک و ورلی انجام شده، نشان می‌دهد که بیوماس خزه اسفاگنون برای میانگین تولید بخش هوایی 370±330 گرم وزن خشک در مترمربع 16 درصد افزایش داشته است. این نصف مقداری است که در جنگل‌های شمالی سرد تشکیل می‌شود، 3/1 مقداری است که در جنگل‌های معتدل شمالی بوجود می‌آید، 4/1 مقداری است که در جنگل‌های حاره‌ای وجود دارد، اما 3/1 برابر خلنگزارهای نواحی بلند، 2/2 برابر مراتع سرد مرتفع، 4 برابر نواحی بیابانی، 5/1 برابر رودخانه‌ها و سه برابر اقیانوس‌هاست.
مطالعات انجام شده در اسکاتلند نشان داده است که پیکرده هیستوسول‌ها در دوره زمانی 5 تا 10 سال در حال ترمیم و رشد مجدد است، اما چنین حالت ترمیمی در ایالت مینه سوتا که گیاه دم گربه (با عملکرد 33 تن در هکتار در سال) به عنوان یک گیاه بیوانرژی بعد از خارج کردن ماده آلی مورد آزمایش قرار گرفت، دیده نشده است.
توسعه هیستوسول‌ها از پایین به سمت بالا انجام می‌شود و این موضوع بوسیله 14C به اثبات رسیده است. در برخی از هیستوسول‌های باتلاق‌های ایالات فلوریدا، ماده آلی واقع در چند سانتیمتری بالای سنگ آهک حدود 4300 سال و موادی که در 26/1 متری بالای سنگ آهک قرار داشتند، حدود 1250 سال سن داشتند. از آنجا که پیدایش هیستوسول‌ها به ته نشست ماده آلی وابسته است، فرآیند زمین‌سازی بیشتر از فرآیند خاکسازی مطرح می‌باشد. با آگاهی از این موضوع می‌توان ته نشست اولیه مواد آلی را به عنوان ماده مادری درنظر گرفت که هیستوسول‌ها از دگرگونی شکل‌های آلی شناخت‌پذیر (برگ، ساقه و مانند آن) تا مواد تجزیه شده و از لایه‌ها تا توده‌های بدون ساختمان تا افق‌هایی با ساختمان‌های دانه‌ای، منشوری و مکعبی بوجود می‌آیند. ذره‌های مغناطیسی که در هیستوسول‌های بریتانیا و ایرلند یافت شده و باران‌های رادیواکتیو اتمسفری نسبت داده می‌شوند. این ذرات در لایه‌های آلی تشکیل شده از آغاز انقلاب صنعتی به میزان 2 تا 3 برابر افزایش یافته است.
تجزیه مواد آلی توسط چندین عامل وابسته به هم کنترل می‌شود که مهمترین آن عبارتند از: میزان رطوبت، دما، ته نشست، اسیدیته، فعالیت میکروبی و زمان. دگرگونی‌ها و واکنش‌هایی که در طی تجزیه رخ می‌دهد، بسیار زیاد و پیچیده است و تنها بخشی از آن شناخته شده است.
در هلند پژوهشگرانی ملاحظه کرده‌اند که به محض ورود هوا به درون مواد آلی، فعالیت‌های میکروبی افزایش یافته و تشکیل هیستوسول‌ها آغاز می‌گردد. آنها به فرآیندهای پیچیده رسیدن فیزیکی شیمیایی و بیولوژیکی اشاره کرده‌اند. رسیدن فیزیکی سبب کاهش حجم می‌شود. مقدار رسیدن فیزیکی به سرشت بقایای گیاهی مقدار مواد کانی و ارتفاع سطح ایستایی وابسته است. رسیدن شیمیایی بیانگر تجزیه شمیایی مواد آلی است. این فرآیندها دربر گیرنده تجزیه کامل بخشی از مواد آلی و تبدیل (جزئی) مواد به ترکیبات پیچیده حد واسط می‌باشد که نسبت به تجزیه پایدارتر بوده و به آنها هوموس گفته می‌شود.
در نقاطی از خاک‌های آلی شمال ایالت مینه سوتا که بر اثر عوامل اقلیمی بوجود آمده‌اند، از دیدگاه هیدرولوژیکی پروفیل‌های هیستوسول از دو افق اصلی تشکیل شده‌اند:
1. لایه کلفت 25 تا 50 سانتیمتر بالایی با سطح ایستایی نوساندار که تهویه دوره‌ای را امکان‌پذیر می‌سازد و رسانایی هیدرولیکی غالباً عمودی است.
2. افق یاد شده روی لایه آلی با تجزیه بیشتر و وضعیت بی‌هوازی قرار گرفته که در آن رسانایی هیدرولیکی در راستای افقی دو تا سه برابر سریعتر از حرکت عمودی آن است. رسانایی در حالت اشباع زیاد و غیرقابل انتظار در این سه حالت (حدود 5*10-3cm/s) ممکن است نتیجه کانال‌های ایجاد شده اطراف ریشه و قطعه‌های چوب باشد. رسیدن بیولوژیکی دربرگیرنده کاهش اندازه ذره‌ها و آمیزش ماده آلی توسط موجودات زنده می‌باشد.

در سوئد، گونه‌ای مقیاس ده درجه‌ای را بر اساس نسبتی از ماده آلی که پس از فشردن یک نمونه از خاک آلی مربوط در دست باقی می‌ماند، پیشنهاد کرد. اگر مایع بی‌رنگی بر روی نمونه فشرده بوجود آید، گفته می‌شود که خاک کم تجزیه شده است و اگر همه مواد آلی از بین انگشتان خارج شود، خاک در بالاترین مرحله تجزیه طبقه‌بندی می‌شود. با تمرین چنین روشی، افق‌های همیک، فیبریک و ساپریک به خوبی شناسایی می‌شوند. از یک افق فیبریک به مقدار بسیار کمی آب تیره رنگ خارج می‌شود. از یک افق همیک آب تیره‌رنگ خارج می‌شود و حدود 3/2 یک مشت پر از این مواد به محض فشردن از بین انگشتان خارج می‌شود و بیشتر از 3/1 مشت پر از این مواد باقی می‌ماند. به محض فشردن مواد ساپری مربوط بیشتر از 3/2 نمونه از بین انگشتان خارج می‌شود.
در فنلاند درجه تجزیه را بوسیله رنگ مایع تولید شده از آمیزش مواد آلی در محلول اشباع شده پیرو قسفات سدیم تعیین کرده است. این شیوه یک روش مزرعه‌ای مناسب به شمار می‌رود. زمانی که رنگ مایع جذب شده بر روی کاغذ صافی سفید از نظذ ولیو پایین‌تر و یا از نظر کروما بالاتر از 10 YR 7/3 باشد، به عنوان افق ساپریک شناسایی می‌شود. رنگ‌های روشن‌تر و ولیو و کروماهای بیشتر از 7 و 3 به ترتیب توسط موادی با تجزیه کمتر از افق‌های همیک و فیبریک تولید شده‌اند.
عنصرهای غذایی از نظر شمیایی روی پیکره هیستوسول‌های یوتروف اثر می‌گذارند. خاک آلی هوفتون در شکل عناصر غذایی را از رودخانه و زهکش آل یخ‌برف‌های مجاور شنی خنثی دریافت می‌دارد. برعکس خاک آلی غیرحاصلخیز با نام ناپلئون که با باران تغذیه می‌شود و وضعیت توپوگرافی بر تشکیل آن بی‌اثر است. عنصرهای غذایی را تنها از راه ریزش‌های جوی و باد دریافت می‌کند. شکل یک خاک حاصلخیز (فن) را نشان می‌دهد که با خاک moat پر از آب روی سنگ آهک قرار گرفته است. خاک آلی با حاصلخیزی کمتر در گودی و روی زمین شنی قرار گرفته است. خاک آلی سمیت راست و مرکز توسط باران تجزیه شده و بسیاری اسیدی است و پشته‌هایی در آن ایجاد شده که آب سطحی اضافه را به درون آبراهه‌ها هدایت می‌کند.
شرح هیستوسول‌ها
همه عبارت‌ها و قرادادهایی که برای توصیف خاک‌های معدنی سودمندند، برای خاک‌های هیستوسول‌ کاربرد ندارند. هر لایه از خاک هیستوسول‌ با واژه‌های زیر توصیف شده‌اند:
رنگ، مقدار الیاف، ساختمان، پایداری، ریشه‌هاف ویژگی‌های اضافی واکنش و مرز بین لایه‌ها. در صورت امکان رنگ مواد در حالت تر و خشک تعیین می‌شوند. علاوه بر آن رنگ مواد پس از فشرده شدن و مالش دادن در دست اندازه‌گیری می‌شود.

برآورد مقدار الیاف، ریشه‌های زنده را دربر نمی‌گیرد. به دو روش میزان الیاف تعیین می‌شود. یکی با مشاهده سطحی که به تازگی شکسته شده و دیگری با آزمایش مواد بعد از اینکه مواد بین انگشتان مالش داده شوند تا اینکه فیبرهای کاملاً پوسیده خرد شوند.
ساختمان، پایداری، مقدار ریشه‌های زنده، واکنش و مرز بین لایه‌ها همانند خاک‌های معدنی توصیف می‌شوند.
یادداشت‌های اضافی شامل نتایج بدست آمده از آزمایش پیروفسفات سدیم، منشاء گیاهی الیاف، یادداشت‌های بدست آمده از لایه‌های نازک بقایای گیاهی، وجود کنده‌های درخت، مقدار مواد معدنی و شکل‌های دیگر مشاهده شده توسط خاک‌شناسان می‌باشد. همه عمق‌های ثبت شده از مرز خاک ـ هوا و بیشتر از مرز بین مواد کانی ـ‌ آلی که در توصیف‌های خاک‌های معدنی وجود داشت، بکار می‌رود.
نامگذاری افق‌ها به گونه‌ای توسعه یافته که به طور مستقیم با لایه‌های شناسایی وابسته است. افق‌های آلی با حرف O علامتگذاری شده‌اند. به منظورذ تقسیمات فرعی این افق حروف i (oi) برای فیبریک و e (oe) برای همیک و a (oa) برای ساپریک برگزیدع شده است.
کاربرد هیستوسول‌ها
از خاک‌های آلی می‌توان برای:
1. تولید محصولات کشاورزی
2. مواد باغبانی
3. مواد شیمیایی
4. سوخت به منظور گرما و تولید برق
5. تصفیه پساب و فاضلاب
6. زیستگاه حیات وحش
7. و تفرجگاه استفاده نمود.
مدیریت هیستوسول‌ها برای رشد گیاه مستلزم زهکشی، آبیاری در موارد ضروری، استفاده از کود، عملیات شخم و عملیات ویژه برداشت مانند بریدن علف به شکل‌های خاص برای ایجاد چمن در نقطه‌ای دیگر، برداشت محصولات ریشه‌ای، سوزاندن سبک و مانند آن می‌باشد. خاک آلی هوفتون موجود برای تولید هویج، پیاز، سیب‌زمینی، نعناع و فرآوردها‌های سالادی مناسب است. وزن مخصوص ظاهری کم خاک‌های هیستوسول‌ موجب آن است که گیاهان ریشه‌ای، شکل کامل خود را بدست آورند. تولید جنگلی خاک‌های هیستوسول با انجام زهکشی بهبود می‌یابد.
عملیات زهکشی خاک را به اندازه‌ای سفت می‌کند که بتواند در برابر ماشین‌های مزرعه پایدار باشد. با وجود این، خارج کردن آب از این خاک‌ها منجر به اکسایش و ناپدیدشدن تدریجی خاک از طریق تبخیر آب و گازکربنیک می‌شود. در خلال این فرآیند عنصرهای غذایی از ماده آلی جدا و آزاد می‌شوند، اما سرعت آن به اندازه‌ای کند است که نمی‌تواند نیاز گیاه در حال رشد را برآورده کند. از این رو، افزایش دقیق کودهای شیمیایی به محصولاتی که روی خاک‌های هیستوسول‌ رشد می‌کنند و بر پایه آزمون خاک باید هم دربر گیرنده عنصرهای پر نیاز باشد و هم این که عنصرهای کم نیاز مانند مس را داشته باشد.
طبقه‌بندی هیستوسول‌ها
سه نکته مهم در تعریف این راسته دارای اهمیت است:
1. مقدار استاندارد حداقل از ماده آلی خاک
2. عمق ضروری از ضخامت این گونه خاک‌های آلی
3. پرهیز از معیارهایی که طبقه‌بندی دوباره خاک را در نتیجه عملیات متداول کشاوری مانند زهکشی الزامی سازد.
تعریف‌های زیر بر اساس این نکته‌ها تدوین شده‌ است. اگر مواد آلی خاک برای مدتی طولانی از آب اشباع شوند و یا اینکه به طور مصنوعی زهکشی شوند، میزان کربن آلی بیشتر از 18 درصد است، به شرطی که بخش معدنی 60 درصد یا بیشتر رس داشته باشد یا اینکه میزان کربن آلی بیشتر از 12 درصد است به شرطی که رسی وجود نداشته باشد و یا اینکه به طور تناسبی میزان کربن آلی از خطی که این نقاط را برای مقادیر متوسط رس به هم مرتبط می‌سازد، بیشتر باشد. چنانچه خاک هرگز از آب اشباع نشده باشد، باید میزان کربن آلی بیشتر از 20% باشد.
هیستوسول‌ها دارای مواد آلی هستند وقتی که از حدل فاصل خاک و هوا اندازه‌گیری می‌شوند، بیشتر از 40 سانتیمتر عمق دارند، به شرطی که نیمی از اوقات با آب اشباع باشند یا اینکه به طور مصنوعی زهکشی شده و دارای مواد ساپریک، همیک یا فیبریک با وزن مخصوص ظاهری در حالت مرطوب 1/0 کمتر باشد و یا اینکه مواد آلی بیش از 75% توده الیافی داشته باشند، باید عمق از 60 سانتیمتر بیشتر باشد. با وجود این، اگر در عمق کمتر دارای مرز سنگی یا شبه سنگی باشد، مواد آلی باید تا 10 سانتیمتری آن و یا حتی کمتر ادامه یابند و یا اینکه باید ضخامت مواد آلی بیشتر از دو برابر کلفتی مواد کانی روی مرز سنگی باشد. هر ضخامتی از مواد آلی به شرطی که مستقیماً بر روی مرز سنگی یا شبه سنگی و یا اینکه مواد خرد شده (ریگ، قلوه سنگ‌ها، تخته سنگ‌ها) قرار گیرند که شکاف‌ها و روزنه‌های آن با مواد آلی پر باشد را می‌توان به عنوان هیستوسول‌ توصیف کرد. اگر مواد آلی و معدنی به صورت لایه لایه روی هم قرار گیرند، مواد آلی باید بیشتر از نیمی از 80 سانتیمتر بالایی خاک را دربر گیرد تا بتوان آن را در راسته هیستوسول‌ طبقه‌بندی کرد.
یک بخش کنترل اختیاری 130 سانتیمتری یا 160 سانتیمتری برای طبقه‌بندی هیستوسول‌ها تعریف شده است، مشروط بر اینکه هیچ مرز سنگی در آن عمق وجود نداشته باشد. محدوده ضخیمتر تنها در مواردی بکار می‌رود که 60 سانتیمتر سطحی بیش از 75 درصد مواد فیبری داشته باشد. این بخش کنترل به سه لایه سطحی، زیرسطحی و پایینی تقسیم شده است. لایه سطحی 30 سانتیمتر کلفتر دارد، بجز در مواردی که ترکیبات فیبری در آن 75 درصد یا بیشتر باشد که در آن صورت کلفتی 60 سانتیمتر را برای آن درنظر می‌گیرند. لایه زیر سطحی 60 سانتیمتر کلفتی دارد و ممکن است مواد معدنی را نیز دربر گیرد، مشروط بر اینکه مرز سنگی یا شبه سنگی وجود نداشته باشد. لایه پایینی 40 سانتیمتر کلفتی دارد و یا اینکه تا بالای مرز سنگی یا شبه سنگی هر کدام که عمیق‌تر است درنظر گرفته می‌شود.
راسته هیستوسول‌ به چهار زیر راسته تقسیم شده است. هیستوسول‌هایی که بیشتر از چند روز در سال با آب اشباع شده باشند، در زیر راسته فولیست‌ها قرار می‌گیرند، مشروط بر اینکه مرز سنگی یا شبه سنگی یا مواد خرد شده‌ای که شکاف‌ها و روزنه‌های آن با مواد آلی پر شده باشد، در یک متری خاک وجود داشته باشد. همچنین در این خاک‌ها کمتر از 75% ضخامت پروفیل بوسیله الیاف خزه اسفاگنون اشغال شده است.
سه زیر راسته دیگر بر اساس درجه تجزیه در مواد آلی لایه زیرسطحی تفکیک شده‌اند. فیبریست‌ها دارای مواد فیبری غالب در لایه زیر سطح‌اند، در لایه زیر سطحی همیست‌ها مواد آلی همیک برتری دارد و در لایه زیرسطحی ساپریست ها مواد ساپریک غالب است.
شکل

فهرستی از گروه‌های بزرگ شناخته شده در راسته هیستوسول‌ در جدول زیر آمده است. معیار اصلی برای تفکیک گروه‌های بزرگ میانگین دمای سالانه خاک است. حضور یک لایه 2 سانتیمتری یا کلفت‌تر هوم ایلوویک به عنوان یک معیار برای هیستوسول‌هایی با میانگین دمای سالانه خاک بیشتر از 8 درجه سانتیگراد بکار برده شده است، مشروط بر اینکه میانگین دمای تابستانه آنها در 5 سانتیگراد گرمتر از میانگین دمای زمستانه باشد. لایه هوم ایلوویک لایه‌ای با انباشتگی هوموس‌های شسته و حمل شده از بالاست که معمولاً در تماس با مواد شنی بوده و حلالیت بالایی در پیروفسفات سدیم دارد و مرطوب شدن دوباره آن پس از خشک شده دشواراست. ماهیت لایه پایینی برای طبقه بندی زیرگروه‌ها درنظر گرفته شده است.
جدول

خاک‌های آلی (هیستوسول‌ها)

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   29 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله هیسوسول ها مفهوم‌ها و تعریف‌های خاک

فیلم فارسی هنر طرح ریزی در شطرنج موقعیت های شناخته شده در وسط بازی

اختصاصی از فی دوو فیلم فارسی هنر طرح ریزی در شطرنج موقعیت های شناخته شده در وسط بازی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

فیلم فارسی هنر طرح ریزی در شطرنج موقعیت های شناخته شده در وسط بازی


فیلم فارسی هنر طرح ریزی در شطرنج موقعیت های شناخته شده در وسط بازی

طرح ریزی در شطرنج 

موقعیت های تیپیک در وسط بازی شطرنج

آموزش حرفه ای وسط بازی شطرنج

فرمت : MP4

محصول :  2016 chessrostami.ir

 

فیلم فارسی هنر طرح ریزی در شطرنج

بسیاری از بازیکنان با مطالعه کتاب های شروع بازی و فیلم های آموزشی مهارت زیادی در شروع بازی کسب می کنند. اما وقتی به مرحله وسط بازی می رسند نمی توانند طرح مناسب را برای ادامه بازی انتخاب کنند.در وسط بازی شطرنج طرح های شناخته شده تیپیک وجود دارند,که از نسلهای گذشته قهرمانان جهان و بزرگان شطرنج به ما رسیده است. قهرمانانی همانند ریچارد رتی,امانوئل لاسکر,الکساندر آلخین , کاپابلانکا و غیره ... که در بازیهایشان این طرح ها را بخوبی اجرا کرده اند.با شناخت طرح های تیپیک در وسط بازی شطرنج می توانید به مهارت زیادی دست پیدا کنید. در این فیلم با تفسیر بازی "آنتوانتا استفانوآ (بلغارستان) قهرمان سابق بانوان جهان و ناتالیا پوگونینا (روسیه) در مسابقات جایزه بزرگ بانوان گرندپری تهران طرح های شناخته شده در شروع بازی انگلیسی که توسط استفانوا برگرفته از بازی رتی و لاسکر نیویورک 1924 بخوبی اجرا شده است. همچنین بعد از مرحله وسط بازی تکنیک های آخربازی اسب و فیل  را بخوبی یاد میگیرید, با یادگیری موقعیت های استراتژیک شناخته شده شطرنج سطح وسط بازی خودتان را بالا ببرید.

آموزش حرفه ای وسط بازی شطرنج

 


دانلود با لینک مستقیم


فیلم فارسی هنر طرح ریزی در شطرنج موقعیت های شناخته شده در وسط بازی

تحقیق در مورد امام زمان

اختصاصی از فی دوو تحقیق در مورد امام زمان دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

تحقیق در مورد امام زمان


تحقیق در مورد امام زمان


لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*

 

فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

  

تعداد صفحه:55

 

 

حضرت مهدی موعود (امام زمان ـ صاحب الزمان ـ ولی عص/عج) گفته می‌شود فرزند امام حسین عسگری(ع) است که نام مبارکشان مطابق نام و لقب پیامبر اکرم(ص) است.

 

سال دویست و پنجاه و پنج یا شش ه‍.ق. در سامرا متولد شد و تا سال دویست و شصت هجری که پدر بزرگوارشان شهید شدند، تحت کفالت و تربیت پدر می‌زیسته. از مردم پنهان بودند  و جز عده‌ای از خواص شیعه کسی به شرف زیارت و ملاقات وی نائل نشد. پس از شهادت امام حسین عسگری(ع) که امامت بدان حضرت مستقر شد، به امر خدا غیبت اختیار کرد و جز با نواب خاص خود به کسی ظاهر نمی‌شد جز در موارد استثنائی.

 

 


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق در مورد امام زمان