فی دوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

فی دوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلود مقاله زندگی و آثار دکتر علی شریعتی

اختصاصی از فی دوو دانلود مقاله زندگی و آثار دکتر علی شریعتی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 


شریعتی از تولد تا شهادت:
دکتر علی شریعتی در دوم آذر ماه سال هزار و سیصد و دوازده در روستای کاهک از توابع سبزوار به دنیا آمد . پدرش محمد تقی شریعتی از محققان و نویسندگان دینی معاصر و مادرش زهرا امینی است .
دوران دبستان را در مزینان گذراند و برای ادامه تحصیل در مقطع دبیرستان وارد دبیرستان فردوسی مشهد شد و در سال 1329 وارد دانشسرای مقدماتی مشهد شد. در سال 1331 دانشسرای مقدماتی را به پایان رساند و اقدام به تاسیس انجمن اسلامی دانش آموزان نمود.
در سال 1332 به عضویت نهضت مقاومت ملی در آمد و در سال 1333 موفق به اخذ دیپلم کامل ادبی شد و در همان سال اولین کتاب خود را که ترجمه ای از یک کتاب بود به چاپ رساند.
دکتر علی شریعتی در سال 1334 وارد دانشکده ادبیات مشهد شد و در همان سال اقدام به انتشار یکی از انقلابی ترین کتابهای خود یعنی ابوذر غفاری نمود .
در سال 1336 به همراه عده ای از اعضای نهضت مقاومت ملی در مشهد دستگیر شد و در سال 1337 از دانشکده ادبیات با رتبه اول فارق التحصیل شد و با یکی از همکلاسیان خود به نام پوران شریعت رضوی ازدواج کرد .
دکتر علی شریعتی در سال 1338 با بورسیه دولتی برای ادامه تحصیلات عازم فرانسه شد و در آنجا هم دست از مبارزه بر نداشت و به سازمان آزادیبخش الجزایر پیوست و به همین دلیل مدتی را در زندان فرانسه به سر برد و در همانجا بود که با افکار نوین افرادی چون سارتر و فانون و ... آشنا شد .
در سال 1341 بود که به همکاری با جبهه ملی و نهضت آزادی و نشریه ایران آزاد پرداخت و به همین دلیل پس از پایان تحصیلات و اخذ مدرک دکتری در رشته تاریخ و مراجعت به ایران در مرز دستگیر شد ولی پس از مدتی آزاد شد و به همکاری با اداره فرهنگ پرداخت و پس از آن به عنوان کارشناس بررسی کتب درسی منسوب شد .
اوج فعالیتهای دکتر در سال 1345 هنگامی که به عنوان استادیار رشته تاریخ دانشکده مشهد برگزیده شد ، شروع شد و در سال 47 بود که به سخنرانیهای آتشین خود در حسینیه ارشاد پرداخت و به همین علت در سال 52 به مدت 18 ماه در زندان انفرادی شهربانی بود. که پس از آن از سخنرانی منع و خانه نشین شد و مجبور به ترک ایران شد که متاسفانه این سفر دیگر بازگشتی نداشت .

 

دکتر علی شریعتی در سحرگاه 29 خرداد 1356 در سوت همپتون انگلیس جان به جان آفرین تسلیم می کند و دوستان و آشنایان با افکارش را در غمی بزرگ فرو می برد.
آثارابوذر
اسلام شناسی
امت وامامت
انسان
انسان بی‌خود
اومانیسم اسلامی
با مخاطب‌های آشنا
بازگشت به خویش، بازگشت به کدام خویش
تحلیلی از مناسک حج
تشیع علوی و تشیع صفوی
توتم پرستی
جهاد و شهادت
جهان‌بینی و ایدئولوژی
جهت‌گیری‌های طبقاتی در اسلام
چه باید کرد؟
حج
حسین وارث آدم
خودسازی انقلابی
روش شناخت اسلام
زن
علی
فاطمه فاطمه‌است
فلسفه تاریخ در اسلام
کویر (مجموعه مقالات)
گفت‌وگوهای تنهایی
ما و اقبال
مذهب علیه مذهب
مسئولیت شیعه بودن
میعاد با ابراهیم
نامه‌ها
نیازهای انسان امروز
نیایش
هجرت وتمدن
هنر
ویژگی‌های قرون جدید
هبوط
استحمار
نوروز از زبان دکتر شریعتی
آری هر ساله حتی همان سالی که اسکندر چهره این خاک را به خون ملت ما رنگین کرده بود، در کنار شعله های مهیبی که از تخت جمشید زبانه می کشید همانجا همان وقت، مردم مصیبت زده ما نوروز را جدی تر و با ایمان سرخ رنگ، خیمه بر افراشته بودند...
در اسفند سال ۴۶ دانشجویان تاریخ به عنوان سفر علمی به عراق رفتند و من نیز ابتدا عازم بودم اما در آخرین لحظات ناگهان قسمت نشد. چون نوروز را در سفر بودند و آنجا جشن می گرفتند این نوشته را به در خواست همکارات گرامی بر سر راه نوشتم تا در آن اجتماع بخوانند. و اینک به یاد آن حادثه سخن تازه از نوروز گفتن دشوار است.
نوروز یک جشن ملی است، جشن ملی را همه می شناسند که چیست نوروز هر ساله برپا می شود و هر ساله از آن سخن می رود. بسیار گفته اند و بسیار شنیده اید پس به تکرار نیازی نیست؟ چرا هست. مگر نوروز را خود مکرر نمی کنید؟ پس سخن از نوروز را نیز مکرر بشنوید. در علم و و ادب تکرار ملال آور است و بیهوده «عقل» تکرار را نمی پسندد: اما «احساس» تکرار را دوست دارد، طبیعت تکرار را دوست دارد، جامعه به تکرار نیازمند است و طبیعت را از تکرار ساخته اند: جامعه با تکرار نیرومند می شود، احساس با تکرار جان می گیرد و نوروز داستان زیبایی است که در آن طبیعت، احساس، و جامعه هر سه دست اندرکارند

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  11  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله زندگی و آثار دکتر علی شریعتی

دانلود مقاله کار اموزی مراحل اجرای کار ساختمان

اختصاصی از فی دوو دانلود مقاله کار اموزی مراحل اجرای کار ساختمان دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

بتونیر:
دستگاهی است که شن وماسه وسیمان وآب را به نسبتهای مورد نظر مخلوط کرده وبتن تولید می کند . دراستفاده از بتونیر حدوداً نصف آب مورد نیاز بتن رادرداخل دیگ بتونیز می ریزیم وبعد شن وماسه را به نسبتهای مورد نظر درون دیگ بتونیز ریخته وسیمان لازم رانیزمی ریزیم ودیگ بتونیز حرکت دورانی خودرا شروع کرده وبعد از مخلوط شدن آنها نصف دیگر آب بتن را ریخته و1تا 5/1 دقیقه بتونیز دوران حرکت دورانی می کند وبتن خلوط می شود.
بتونیز درظرفیتهای کم (125 لیتری ) برای ساختن ملات وبا ظرفیتهای 250 -500-750 لیتری جهت بتون ریزی مورد استفاده قرار می گیرد .
1- بتون ساز ثابت ( دستگاه مرکزی بتن ) این دستگاه جهت مصارف بسیار زیاد مورد استفاده ساختمانهای بزرگ بتنی زیر جاده ها ، باندهای فرودگاه ، سد سازی مورد استفاده قرار می گیرد.
کارخانه های مرکزی بتن در فرمهای مختلف وبا ظرفیتهای متغییرکه انواع مدرن آن با ظرفیتهای 36 تا46 مترمکعب درساعت ودربعضی موارد تا 120 متر مکعب درساعت قدرت بتن سازی دارند.

 

 

 


2- ماشین بتون کش گردان (تراک میکسر) ماشین های بتون کش گردان تا ظرفیت 2/10 متر مکعب درفرمهای مختلف جهت سریع کردن حمل بتون از کارخانه ها ی بتن سازی به محلولهای بتن ریزی مورد استفاده قرار می گیرد. تراک میکسر از یک مخزن گردنده که بر روی کامیون نصب شده است تشکیل شده است . تراک میکسر ها دارای مخزن آبی هستند که در حالت حمل مواد از مرکز تهیه ثبت خشک می توانند درمحل ریختن بتن توسط مخزن مزبور آب لازم به مواد اصلی بتن اضافه کرده ومخلوط رابا گردش درآب خود آماده نمایند.
2- تلمبه هدایت بتن (پمپ بتن ) :
بتن را می توان با استفاده از پمپ بتن به فاصله وارتفاع منحد یلی پمپاژ کرد واز پمپ بتن جهت انتقال بتن به محل مصرف ،درساختمانهای بزرگ بتنی استفاده می شود.
پمپ بتن قادر است بتن را350 متر بطور افقی و30 متر بطور قائم هدایت کند. به استفاده از پمپ بتن از مواد روان کننده بتن استفاده می شود.
- دامپرور وسیله حمل ونقل مصالح در کارگاه های ساختمانی می باشد و کاربرد آن را می توان بمنزله کامیون اما درمقیاس کوچک دانست .
3- ویبراتورها : ویبراتور دستگاهی است که جهت یکنواخت کردن ومتراکم کردن بتن استفاده می شود. این عمل بوسیله نوسانات شدید میله یا صفحه ویبراتورکه به بتن منتقل می شود صورت می گیرد.
2- ویبره دستی : بوسیله میلگرد یا چکش لاستیکی که به بدنه قالب زده می شود صورت می گیرد زمانی ویبره کردن بتن خاتمه می یابد که حباب به سطح بتن نیایدویبراتور دو نوع است :
1- ویبراتور صفحه ای : این ویبراتور جهت صاف کردن سطح بتن وهمچنین متراکم کردن آن برای شانه پیاده روه ها ، جاده ها ونظایرآن مورد استفاده قرار می گیرد.
2- ویبراتور خرطومی : ویبراتور خرطومی بصورت موتور بنزینی وبرق موجود است که نوع برق آن سبک بوده وحمل آن راحت است وهمچنین کار کردن با آن نیز راحت است. ویبراتور خرطومی جهت متراکم کردن بتن ریخته شده در قالب پی ها وسایرقالبها استفاده می شود.
- درویبراتور خرطومی بنزینی عمل ویبره کردن بوسیله خرطومی که شیلنگ خرطوم وصل شده است وشیلنگ نیز به ویبراتوروصل شده است صورت می گیرد . نیروی حاصل از دستگاه ، حرکت جنبشی درخرطوم بوجود می آورد واین جنبش باعث متراکم شدن بتن می گردد.
- خرطوم ویبراتور درقطر های مختلفی مورد استفاده قرارمی گیرد که عبارتند از :
4/25 میلیمتری که برای ویبره کردن بلوکهای بتنی مورد استفاده قرار می گیرد .
38 ، 45- 50 میلیمتری که در محلهای مورد نظر استفاده می شود .
60 میلیمتری که جهت ویبره کردن بتن دربتونیز های با حجم زیاد مورد استفاده قرار می گیرد.
عمل آوردن بتن : عمل آوردن بتن عملی است که طی آن از رطوبت بتن جلوگیری به عمل می آید و دمای بتن درحدیرطوبت بخش حفظ می شود.
مراحل عمل آوردن بتن :
1- مراقبت : مرطوب نگه داشتن سیمان موجود در بتن بمدت کافی بطوری که حداکثر میزان آب جلوگیری آن چه در لایه های سطحی وچه در حجم آن مسیر باشد . عمل مراقبت کردن از بتن با آب دادن به آن صورت می گیرد که عمل آب دادن به بتن اززمانی آغاز می شود که آب داده شده به بتن ،بتن را خراب نکند.
2- محافظت : جلوگیری کردن از اثرنا مطلوب عوامل خارجی مانند شسته شدن بوسیله بلان یا آب جاری ، اثر باد های گرم وخشک ، سردشدن سریع یا یخبندان ، لرزش، ضربه خوردن ومشابه به اینها روی بتن جوان .
( بتن تازه ریخته شده رابتن جوان گویند )
3- پروراند ن : پروراندن بتن یعنی سرعت بخشیدن به کوفتن وسخت شدن بتن به کمک حرارت .
مدت عمل آوردن بتن :
مدت عمل آوردن بتن به نوع سیمان ،شرایط محیطی ودمای بتن بستگی دارد ودرطی آن دمای هیچ قسمت ازسطح بتن نباید از 5 درجه سانتی گراد کمتر شود. مدت عمل آوردن بتن بیاندازند مقادیر جدول زیرکمترباشد .

 


شرایط محیطی :
1- خوب : محیط مرطوب ( رطوبت نسبی بیش از80 درصد) ومحافظت شده دربرابر خورشید وباد.
2- ضعیف : محیط خشک ( رطوبت نسبی کمتر از 50 درصد) ومحافظت نشده دربرابر خورشید وباد.
3- متوسط : شرایطی بین دو حد خوب وضعیف .
-درصورتی که دمای سطح بتن اندازه گیری یا محاسبه نشود می توان آن را معادل دمای هوای مجاور سطح بتن فرض کرد.
انبار کردن سیمان :
سیمان پرتلند نباید با رطوبت انبار گردد وباید به صورت خشک نگه داری شود. در مناطق خشک حداکثر 12 پاکت سیمان را می توان روی هم انبار کرد مشروط بر این که ارتفاع کل آنها 8/1 متر تجاوز نکند .
آشنایی با روش های قالب بندی
تعریف قالب :
قالب سا زه ای است موقتی که برای دربر گرفتن بتن قبل از سخت شدن وکسب مقاومت کافی برای خود بکار می رود تعریف قالب بندی ( کفراژ بندی ) : به کلیه عملیاتی که بعد از درست شدن بتن برای شکل دادن به آن بکار می رود قالب بندی یا کفراژبندی می گویند.
مجموعه اجزای تشکیل دهنده قالب بندی : مجموعه ای است که برای نگه داری بتن درشکل مورد نظر بکار می رود ومشتمل برروئه قالب بدنه قالب پشت بنده ها ، کلافه ها ، چپ وراستها ونظایر اینها .
داربست سازه ای موقتی است که برای نگه داری قالب بندی سکو ها ی کار وتحمل بارهای حین اجرا برپا می شود، که مشتمل است برشمع بندی پایه های قائم صفحات افقی بادبندها ، زیر سریها ونظایر اینها .
قالب بندی کارهای بتنی : یک قالب بندی خوب بایستی بطور خلاصه ای دارای مشخصات زیر باشد:
1- مصالح آن موجود ودر دسترس باشد
2- بدوم درز ومقاوم ومحکم باشد ( اگر درقالب درز داشته باشد دوغاب بتن از درز ها نشت کرده وسبب کر مو شدن سطح بتن می شود .)

 

 

 

 

 

 

 


3- تغییر شکل نداده وجابجایی نداشته باشد
4- در مقابل آب دیدن متورم نشده وتغییر شکل ندهد .
5- به آسانی قابل حمل ونقل بوده وپس از باز شدن قابل استفادهمجدد باشد.
6- قبل از بتن ریزی در درون قالب ، جدار داخلی قالب راروغن کاری می کنند که برای این کار از روغن های معدنی خنثی(بدون خاصیت اسیدی وبازی ) استفاده می کنند .در هر حال باید از روغنی استفاده نمود که در واکنش های سیمان دخالت نداشته باشد .
اصطلاحاً به روغن ماده رها ساز نیز می گویند چون باعث جداشدن قالب از بتون می شود.
دلایل روغن کاری کردن جدار داخلی قالب :
1- در موقع باز کردن قالب ، بتوان براحتی آن را از بتون جدا کرد .
2- اگر قالب چوبی بتشدد روغن کاری باعث می شود که چوب آب بتون را نم کرد ودرنتیجه دفعات استفاده از قالب چوبی افزایش یابد وبه عبارتی طول عمر قالب زیاد شود. (چون اگر چوب آب بتون را جذب کند زود فاسد می شود)
البته در مورد قالب فلزی ( فولادی ) نیز روغن از تماس شیره بتون با بدنه قالب فلزی به طور مستقیم جلو گیری می کند در نتیجه از پوسیدگی زود مدت قالب فولادی جلوگیری می کند.

 


فشار های وارد برقالب ها:
1- بارهای قائم برقالب بندی :
بارهای قائم شامل وزن بتون وآرماتور وهمچنین وزن خود قالب واجزای آن به اضافه سربارد بار زنله ناشی از افراد ووسایل وحمل ونقل بتون می باشد .
بارهای قائم در قالب بندی های افقی نظیر کف تیر ها ،بتونی وغیره محاسبه می شود.
2- بارها ی جانبی وارد بر قالب بندی :
بارها جانبی بار ناشی از بتون تازه ریخته شده درقالب برروی قالب بروی قالب دیوار ها ،ستونها ، پی ها ، در قسمتهای کناری تیر ها که به صورت عمود سطح قالب فشار جانبی وارد می کند،می باشد که می خواهد قالب را باز کند.

 

شمع (پایه):
شمع پایه چوب گردی است که به آن تیرچوبی هم می گویند وبرای داربست ونگه داری قالب های سقف از آن استفاده می شود. شمع ها به صورت فلزی تیز موجود می باشند .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


شمع های چوبی به دو صورت با مقطع گرد (دایره ای ) وچهار تراش می باشند.
- قطرمتوسط شمعهای چوبی بامقطع دایره ای نباید از 10 سانتی متر کمتر باشد .
-شمعها تا ارتفاع 4متری بایستی به صورت یکپارچه باشد ولی از ارتفاع چهار متربه بالا می توان وصله دارنیز باشد ولی تعداد شمعهای وصله دار نباید از یک سوم کل شمعها بیشتر باشد.
- فاصله قراردادن شمعها باید طوری باشد که در موقع بتن ریزی قالبها ی تغییر شکل نداده قدرت تحمل بارهای وارد برقالب را داشته باشد وفاصله شمعها از یکدیگر نباید از حدود سانتی متر تجاوز کند.
- بهتر است در زیر شمعها ومخصوصاً در جاهایی که شمع روی زمین طبیعی قرار داده می شود، برای جلوگیری از داخل شدن شمع به زمین تخته چوبی به عرض 20 سانتی متر وضخامت 3الی 4 سانتی متر قرارداده شود ویا خاک زیرشمعها کوبیده شود تا شمعها کوبیده شود تا شمع نشست نداشته باشد. در قسمتهای فلزی معمولاً یک صفحه به ابعاد 15×15 سانتی متر
درزیر شمع قرارمی دهند.
- شمع یا پایه برای نگه داری قالب هایی که به صورت افقی قرارداده می شوند ( مانند قالب سقفها وقالب کف تیر ها) به کار برده می شود.
پایه های اطمینان:
بعد از برداشتن قالبهای افقی ( قالب سقفها وقالب سطوح زیرین تیرهای بتنی ) باید پایه هایی به عنوان پایه های اطمینان درزیر آنها باقی گذاشت تا از بروز تغییر شکلها یی که بمرورزمان پیش می آید جلوگیری شود.
پیش بینی پا یه های اطمینان برای تیر های با دهانه بزرگتراز5متر، تیر های کنسول به طول بیشتر از5/2 متر ، دالهای با دهانه بزرگتر از3متر ودالهای کنسول به طول بیشتر یک ونیم متر اجباری است ، تعداد پا یه های اطمینان باید طوری باشد که فاصله آنها بهر حال از 3متر تجاوزنکند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


جلوگیری از خم شدن قالب :
جهت جلوگیری از خم شدن قالب دراثر فشار بتن درقالب قائم ( مانند قالب دیوار های برشی – قالب ستونها – قالب پی ها ) از پشت بند بصورت افقی یا قائم که با سیم مفتول به قالب وصل می شود استفاده می کنند . ودرقالب های افقی (مانند سقفهای بتنی ،قالب تیرهای بتنی ) برای جلوگیری ازخم شدن قالب ازشمع یا پایه استفاده می شود .
جلوگیری از نشت قالب دراثروزن بتن ریخته شده :برای جلوگیری از نشت قالب تیرها وسقفها باید بتن ریزی درفواصل کم انجام شود اگر فاصله زیاد باشد دروسط قالب معمولا یک خیر 2الی 3 سانتی متری بطرف بالا به تیرمی دهند وزیر آن شمع می کوبند ، وبعد از بتن ریزی ، بتن خود به خود2الی 3 سانتی متر نشت پیدا می کند وبجای اولیه خود باز می گردد.
جهت به وجود آوردن خیز به سمت بالا ازگوه درزیر شمع استفاده می گردد.
مصالح قالب :
انواع مختلف قالبها از نظرجنس قالب عبارتند از:
1- قالب های چوبی
2- قالبهای فلزی ( فولادی وآلومینیومی )
3- قالبهایی که از مصالح بنایی مانند آجر وبلوک سیمانی ساخته می شوند .
4- قالبهایی که ازپلاستیک ومواد مصنوعی ساخته می شوند.
مانند فیبر گلاس وورقهای چند لایه ای وغیره .
1- قالب چوبی :
درایران معمولا از تخته هایی که به نام چوب نرادروسی معروف می باشد برای قالب بندی استفاده می شود. تخته هایی که جهت قالب بندی به کار می روند 2سانتی متر می باشد برای بستن تخته های قالب چوبی بهم دیگر ودرست کردن قالب به شکل واندازه مورد نظر از چوبهایی که دراصطلاح قالب بندی به آنها پشت بند نیز می گویند نباید از8سانتی متر کمتر باشد . چهار تراشها را به فواصل نیم متری از هم قرار می دهند وآنها را بوسیله مفتول به چوبها وصل می کنند .چهار تراش ها را بصورت افقی یا عمودی ویا بصورت افقی وعمودی بکار می برند در حالتی که طول وعرض قالب بندی زیاد باشد مانند قالب دیوار های برشی یا دالهای بتن آرمه در سقفها از چهار تراش های افقی به هم بسته می شوند تادرقالب خمیدگی ( شکم دادن ) بوجود نیاید .
- دربراورد هزینه ساختمان معمولا یک سوم قیمت تخته را برای هر بار قالب بندی منظور می کند ولی عملا از یک تخته بیش از 5الی 6بار نیز می توان استفاده کرد .
2- قالب فلزی :
قالب های فلزی به دو دسته صورت فولادی وآلومینیومی می باشد :
الف ) قالب فلزی ، فولادی :
صفحه قالب های پیش ساخته فلزی با عرض 50 سانتی متر وطولهای 5/0 – 1-5/1-2-5/2- متر می باشد . این صفحات دارای دو حسن می باشند :
1- چون فلزی است ودارای مقاومت زیاد ، از آن می توان بدفعات متوالی استفاده نموده است .
2- چون سطح قالب صیقلی است درموقع بتن ریزی دانه های بتن درسطح فلز اثری ندارند وباز کردن این قالب براحتی صورت می گیرد وهمچنین سطح روغنی قالب فلزی بتن رافوراً به طبقات پایین قالب سرازیر می کند وهمچنین بتن بهتردراین قالبها ویبره می شود که در نتیجه سطح بتن کرمو نخواهد شد.
ب- قالبهای فلزی آلومینیومی :
جدید ترین صفحه قالبهای فلزی ، صفحات پیش ساخته آلومینیومی است . خدمات این صفحات تقریباً 4 میلیمتر بوده وبصورت مربعهای 60×60 ومستطیلهای 30×60 سانتی مترساخته می شوند .
فرق این صفحه باقالبها با صفحه قالبهای فولادی سبکتربودن وهمچنین عدم پوسیدگی آنها درمقابل رطوبت می باشد ودیگری این که این قالب ها دارای سطح صاف ویا آجرنما می باشند که سطح آجرنمای آن درقسمتهایی بکار می رود که دارای نما می باشند.
دردوحالت درساختمان از قالبهای فلزی استفاده می کنیم :
1- اگربخواهیم از بتن اکسپوزه استفاده نماییم به عبارت دیگر بعد ازقالب برداری دیگر روی بتن را با مصالح دیگری مانند گچ یا سنگ بپوشانیم (اندود نکنیم) .
2- قالب فلزی هنگامی مقرون بصرفه است که بخواهیم چندین ساختمان را بصورت هم شکل که اصطلاحا هم تیپ می گویند دریک زمان بتن ریزی که دراین حالت استفاده از قالب فلزی مقرون به صرفه خواهد بود.
قالبهای آجری:
در ساختمانهای کوچک می توان برای قالب بندی شالوده های منفرد ( پی های نقطه ای ) بجای تخته ( بعلت گرانی تخته ) از تیغه آجری 10 سانتی متری استفاده نمود . برای آنکه در موقع بتن ریزی بوسیله وزن بتن بدنه قالب آجری متلاشی نشود باید قبلا پشت آن را بوسیله خاک ریزی وتراکم خاک ویا هر دو وسیله دیگر مانند شمع کوبی وغیره محکم نمود وبرای آن که آب بتن بوسیله آجر مکیده نشود باید یک ورقه نایلون بین بتن وجدار داخلی آجری قرار داد. قالب بندی آجری موجب تسریع کار می گردد.

 


قالبهای پلاستیکی :
از صفحات پلاستیکی (فایبرگلاس ) نیز درقالب بندی استفاده می شود و بیشتر از این قالبها درسطوح منحنی شکل ودرجاهایی که باید قلب خمیدگی داشته باشد استفاده می کنیم . این قالبها بسیار مقاوم بوده وبه دفعات می توان از آنها استفاده نمود.
قالب برداری :
پایه ها وقالبها باربر نباید قبل از آن که اعضا وقطعات بتنی مقاومت کافی برای تحمل وزن خود وبارهای وارده را کسب کنند برچیده شوند وعملیات قالب برداری وبرچیدن پایه ها بایستی گام به گام وبدون اعمال نیرو وضربه وطوری باشدکه اعضا وقطعات بتنی تحت اثر بارهای ناگهانی قرار نگیرند تا بتن صدمه نبیند وایمنی وقابلیت بهره برداری قطعات مخدوش نشوند.نحوه بر چیدن پایه های زیرتیره ها وکنسولها :
برچیدن پایه های (شمع های) زیر تیرها بایداز وسط تیرشروع شود وبه طرف تکیه گاه ادامه یابدوپایه های زیرکنسولها بزرگ بایدبتدریج از لبه آزادبه طرف تکیه گاه برچیده شوند وهرلحظه که علائمی از تغییرشکل یا ترک خوردگی درکنسولها مشاهده نشودبر چیدن پایه ها را بایدمتوقف کرد.
زمان قالب برداری :
اگر زمان قالب برداری درطرح تعیین وتصریح باشد باید زمانهای داده شده درجدول زیر رابعنوان حداقل زمان لازم برای برچیدن قالب ها وپایه ها ملاک قرارداد.
زمانهای داده شده در جدول در صورتی معتبرند که شرایط زیر برقرار باشد :
1- بتن باسیمان پرتلند معمولی بتان ، سولفات ساخته شده باشد
2- اگر درضمن سخت شدن بتن دمای محیط به کمترازصفر درجه سانتی گراد برسد زمانهای داده شده را باید به تناسب وحداقل به اندازه مدت یخبندان افزایش داد
3- درصورت استفاده ازسیمان با مقاومت زود رسم می توان زمان های داده شده در جدول را کاهش داد.
4- (قالب های قائم شامل قالب ستونها ، دیوار های بتنی ، پی ها
وغیره می باشد .)
آرماتور بندی :
جاگذاری وبستن آرماتورها:
آرماتورها بایستی قبل از بتن ریزی مطابق نقشه های اجرایی در جای خود قرار گریند وطوری بسته شوند ودر جای خود نگهداشته شوند که از جابه جایی آنها خارج از محدوده مجاز جلوگیری شود . برای بهم بستن بتن آرماتورها بوسیله عناصر غیر سازنده ای بایداز مفتولها یا اتصال دهنده ها وگیره های فولادی استفاده کرد . بایستی توجه داشت که انتهای برجسته مفتولها وگیره ها درقشر بتن محافظ (پوشش)واقع نشود .(جهت جلوگیری از خوردگی وپوسیدگی )
- موقعییت آماتورباید هم قبل ازبتن ریزی وهم درصمن آن کنترل شود تا پوششهای بتنی روی میلگردها درمحدوده مجاز تعیین شده بویپه در مورد طره ها (کنسولها ) بدقت تامین شوند.

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   42 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله کار اموزی مراحل اجرای کار ساختمان

دانلود مقاله هخامنشیان

اختصاصی از فی دوو دانلود مقاله هخامنشیان دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 

داریوش هخامنشی را سازنده نخستین آبراهی می‌دانند که به دست انسان و برای وصل دو دریا در مصر ساخته شده‌است و در محلی ساخته‌شده که اینک کانال سوئز خوانده‌می‌شود.
اما داریوش بزرگ علاوه بر این، مبتکر و سازنده بزرگراه نیز به شمار می‌آید. این حکمران خردمند به موازات ایجاد و ساخت وسایلی برای ارتباط دریایی منظم، در داخل کشور نیز به ایجاد جاده اصلی و فرعی پرداخت، آن چنان که مورخان نوشته‌اند طول جاده سرتاسری به 2900 کیلومتر رسیده و حتی این جاده به کشورهای خارج هم امتداد داشته و ازین راه امور بازرگانی و دادو‌ستد انجام می‌یافته‌است. این جاده‌ها ارابه‌رو بوده، زیرا در آن دوره و آن‌چنان که در نقوش تخت‌جمشید مشهود است، ارابه مورد استفاده‌بوده و به‌خصوص یکی از وسایل سپاهی به‌شمار آمده. هم‌چنین و در این زمان بوده که تشکیلات چاپاری به وجود‌آمده و به فاصله‌های معین چاپارخانه‌هایی ساخته‌اند که برای رد و بدل کردن بسته‌های چاپاری (پستی) آماده خدمت بوده‌است. نگهبانانی در این محل گوش به فرمان سرعت بخشیدن به کار و مجری این فرمان بوده‌اند:
« نه سرما – نه گرما – نه باد – نه باران – چاپار را از رفتن باز نمی‌دارد.»
در این دوره خبرنامه‌ای از مرکز کشور (پایتخت) درصد شماره بر لوحه گلی هر هفته تهیه و به‌وسیله چاپارهای آماده به خدمت به مرکز ساتراپ‌نشین (استان) و شهرستان ارسال و بدین وسیله فرمان و دستور کشور مدار به مسوولان امر ابلاغ می‌شده‌است.
خبررسانی آذرخشی- با ایجاد تپه‌ها به فاصله مشخص و استفاده از بلندی‌های طبیعی و ساخت اتاق‌های دیده‌بانی در شب با آتش‌افروزی در این دیده‌بانی‌ها و باز و بسته کردن پنجره آن خبرهای فوری را به پایتخت می‌رسانیده و یا از مرکز فرماندهی دستورها و فرمان ها را به مسوولان سپاه اعلام می‌داشته‌اند، کما این که بنا به نوشته مورخان خبر فتح آتن پس از 24 ساعت به پایتخت کشور رسید و جشن و سروری برپا گشت.
ساخت راه و بزرگراه‌های ارتباطی در سراسر کشور، سبب می‌شده که هرگاه نیازی وجود داشته‌است، مسوولان و اداره‌کنندگان محلی و استانی نیز بتوانند خود را به پایتخت برسانند و در نشست‌های همگانی که برای مشورت برپا می‌شده‌است،‌ شرکت کنند. یکی از این انجمن‌ها و نشست‌ها که بنا به ضرورت یا به‌طور منظم برپا می‌شده، «انجمن خشتره‌پاون»نام داشته‌است.
درباره این انجمن نوشته‌اند: بنا بر امر داریوش هرچند سال یک‌بار انجمنی از ساتراپ‌ها و فرمانداران و شهربانان کشور در پایتخت تشکیل می‌یافت. در این انجمن مسایل کشور و شهرها به جستار گذاشته می‌شد و دشواری‌ها و کم و کاستی‌ها مورد بحث و گفت‌وگو قرار می‌گرفت و گزارش بازرسان ویژه شاهنشاهی که به نام چشم و گوش شاهنشاه خوانده می‌شدند، در این جمع بررسی می‌شد و چه بسا که خطاکاران شناخته و تنبیه می‌شدند. همچنین به گماردگان (خدمتگذاران) که در انجام گمارش (خدمت) خود نیک کوشیده و مایه خرسندی و آسایش مردم را فراهم ساخته‌بودند، پاداش‌های ارزنده ارزانی می‌گشته‌است. بخشایش اسب والاترین پاداش شمرده می‌شده‌است. کارهایی که در درجه اول اهمیت قرار‌داشته کشاورزی و درخت‌کاری و کندن کاریزهای آبرسانی بوده‌است. همچنین به بهترین فرآورده که روز ویژه‌ای از سال که به پیشگاه شاهنشاه آورده می‌شد، نیز پاداشی داده‌می‌شد.
این آیین در نگاره‌های سنگی تخت‌جمشید گویا است و پیشکش‌کنندگان که از تیره‌ها و نژادهای گوناگون هستند، در آنجا دیده می‌شوند.

 

jpgنیاکان ما نقش بی‌همتا و با ارزشی در پایه‌گذاری تمدن جهان داشته‌اند و صدها سال در شمار پیشتازان دانش و فرهنگ بوده‌اند. آن‌چه در پی می‌آید، یکی از کارهایی است که داریوش هخامنشی هنگامی که مصر را به سرزمین‌های خود افزوده‌بود، برای مردم آن‌جا انجام داده‌است. این متن به نقل از مجله رنگین‌کمان در سال 1348 است.
در موزه واتیکان لوحی مشاهده می‌شود که توسط «آدریان» امپراطور روم قدیم از مصر به روم آورده‌شده و به موزه واتیکان هدیه شده‌است. این لوح توسط یکی از کاهنان قدیمی معابد مصری نوشته شده‌است.
متن لوح از این قرار است:
داریوش شاه شاهان و شاه مصر سفلا در عصر خود و در موقعی که من در دربارش به سر می‌بردم، به من امر کرد که به پایتخت مصر برو و ضمن جمع‌آوری وسایل پزشکی، شرایط آموختن حرفه پزشکی را برای مصریان فراهم ساز.
من به مصر رفتم و چنان کردم که شاه شاهان می‌خواست و چنان انجام‌دادم که شاه شاهان به من فرمان داده‌بود. من وسایل لازم پزشکی و کتاب برای ایجاد چنین دانشگاهی فراهم کردم و من موفق شدم که جوانان مصری را تحت تعلیم و مراقبت و دانش‌اندوزی استادان با تجربه قرار دهم.
چه شاه شاهان به خوبی از ارزش دانش پزشکی آگاه بود و آرزو داشت با ایجاد چنین دانشگاهی جان بیماران مصری را نجات دهد.
نخستین بانوی ایرانی که در حدود ۲۴۸۰ سال پیش فرمان دریاسالاری خود را از سوی خشایار شا هخامنشی دریافت کرد.
آرتمیس نخستین بانویی که در تاریخ دریانوردی در جایگاه فرمانده دریایی قرار گر فت در سال ۴۸۴ پیش از میلاد فرمان بسیج دریایی برای شرکت در جنگ با یونانیان توسط خشایار شا هخامنشی صادر شد. آرتمیس فرماندار سرزمین کاربه با پنج فروند کشتی جنگی که خود فرماندهی آنها را در دست داشت به نیروی دریایی ایران پیوست در این نبرد ایران موفق به تصرف آتن شد. در این نبرد نیروی زمینی ایران ۸۰۰ هزار پیاده و ۸۰ هزار سواره تشکیل شده بود. نیروی دریایی ایران دارای ۱۲۰۰ کشتی جنگی و ۳۰۰ کشتی ترابری بود.
آرتمیس در سال ۴۸۰ پیش از میلاد در جنگ سالامین که بین نیروی دریایی ایران و یونان در گرفت شرکت داشت و دلاوری‌های بسیاری از خود نشان داد. او همیشه مورد ستایش دوست و حتی دشمن قرار داشت. اودر نبرد سالامین در دشوارترین شرایط جنگ با دلیری و بی باکی کم مانندی توانست بخشی ازنیروی دریایی ایران را از خطر نابودی نجات دهد به همین دلیل بود که او به افتخار دریافت فرمان دریا سالاری از سوی خشایار شا رسید. او به خشایار شاه پیشنهاد ازدواج داد که به دلایلی این ازدواج صورت نگرفت.
در دهه چهل خورشیدی یک ناو شکن با نام آرتمیس پاسداری از خلیج فارس را برعهده گرفت.
آرتمیس یا آرتمیز در چم(معنی) راست گفتار بزرگ فرمانده بزرگ نیروی دریایی خشایارشا در جنگ یونانیان بود که با خردمندی و کارآمدی بی همتای وی نیروی دریایی و رزمناوهای تریوم و صدها ناو نبرد ناو ناوچه را رهبری کرد و با فرماندهی درست بایسته خویش ‌سپاه یونان را در هم شکست. این زن فرمانده از رایزنان جنگی خشایارشا نیز بود.ارتمیس چهره ای شگفت انگیز در تاریخ ایران باستان است و شاید گزافه نگفته باشیم در تاریخ سر تا سر جهان میباشد ..او نخستین بانویی است که در سمت فرماندهی نیرومند ترین نیروی دریایی جهان و عضو شورای عالی دفاعی و وزارت جنگ و وزارت دفاع هخامنشیان و همچنین فرماندهی سپاه غربی ایران مستقر در کاریه انجام وظیفه میکرد .این بانو در سال 480 پیش از میلاد مسیح با پنج رزمناو سنگین تریوم و هشت هزار سپاهی پیاده مرکب از هشت هنگ و دو گردان ششصد نفره از نیروهای زبده گارد جاویدان که توسط خشاریارشاه برای محافظت از ملکه ارتمیس اعزام شده بودند در جنگ سالامیس شرکت کرد ..
وی را از سویی یونانی میدانیم و از سویی خشن ترین دشمن یونانیان میدانیم و از سویی دلاور ترین فرمانده ایرانی که ضمن اینکه شکست فاحشی بر یونانیان وارد کرد قوای دریایی فنیقیه را که از نبرد فرار میکردند و در خطوط دفاعی ایران شکاف ایجاد کرده بودند را دنبال نمود و ضمن غرق نمودن ناوگان فنیقی ناوگان یونانی را که در شکاف نفوذ کرده بود و قصد حمله از پشت به ناوگان ایران را داشت شکست بسیار مهلک و سختی داد.با این حال هنوز چهره این بانو پر رمزو راز مانده است.حال انکه پس از شناخت حکومت هخامنشیان و نحوه اداره ارتش و ساتراپیهای ان مشکل خود بخود حل میشود .ایران در دوران هخامنشی گستره ای فراوان یافته بود و یکی از ساتراپهای مهم در مرز با یونان کاریه به مرکزیت هالیکار ناسوس بود این ساتراپ شاهانش خود را ایرانی میدانستند و هرگز زیر بار یونان نرفتند ولی ساکنان شهر عمدتا تاجران و کشاورزان یونانی مهاجر بودند ..
معروفیت ارتمیس در تمام دوران ادامه داشت و حتی در دوره ساسانی و اسلامی نام بسیاری از دختران دربار حتی سلاطین سلجوقی ارتمیس بود و او بسیار محبوب شاهان میهن دوست مثل ملکشاه سلجوقی جلال الدین خوارزم و شاه عباس بود و قبل اسلام نیز که گفتنش لزوم ندارد که چه بسا نام بسیاری از دختران ایرانی ارتمیس بود .ملکه ارتمیس در سال 480 پیش از میلاد با سیصد فرمانده و ناوران مشهور ایرانی در نبرد سالامیس شرکت کردو ترموپیل و چون تنها زن فرمانده ارتش ایران در کل جنگ بود و ایرانیان شاهد دلاوری بانوی زیبای ارتش خویش بودند به جوش خروش درامده و دلیرانه میجنگیدند تا مبادا به بانو اسیب برسد مخصوصا دو گردان محافظ جان ملکه که از سپاه جاویدان بودند انچنان دلاوری کردندکه ملکه نیز تهیج شد و این دلاوری باعث محبویبت وی تا زمان حاضر نیز شده ..
متاسفانه بیشتر اطلاعات ما از وی از هرودوت است مردی از خاندان مهاجرین که دشمن درجه یک خاندان لیگدامیش خاندان ملکه ارتمیس بود و سر ضد ایرانی بودنش توسط همین خاندان تبعید به یونان شد هر چند هرودوت سیاستی ضد ایرانی داشت و گاهی سخنانش بر ضد ملکه است اما وی نیز نتوانسته سخنان نیشداری برملکه ببنددودر جایی از زیبای و دلاوری ملکه سخن گفته و گاهی نیز با سخنان نیش دار او را بدنام کرده.
ارتمیس علاوه بر شجاعت و زیبایی دارای بصیرت کامل در امور جنگی بودبخصوص در امور نبرد ناوگانهای جنگی و به عقیده تیمستوکل زمامدار اتنی دشمن ایران (در هنگام لشکر کشی خشایار شاه)ارتمیس یکی از برجسته ترین دریا سالاران جهان بوده که دشمن دیرینه یونانیان بوده و ان قدر یونانیان از وی میترسیدند از سایر فرماندهان ایرانی نمیترسیدند.

 

وصیت نامه کوروش :
اینک که من از دنیا می روم بیست و پنج کشور جزو امپراطوری ایران است و در تمام این کشورها پول ایران رواج دارد و ایرانیان در آن کشورها دارای احترام هستند و مردم کشورها نیز در ایران دارای احترام می باشند

 


جانشین من خشایار شاه باید مثل من در حفظ این کشورها بکوشد و راه نگهداری این کشورها این است که در امور داخلی آن ها مداخله نکند و مذهب و شعائر آن ها را محترم بشمارد .
اکنون که من از این دنیا می روم تو دوازده کرور در یک زر در خزانه ی سلطنتی داری و این زر یکی از ارکان قدرت تو می باشد زیرا قدرت پادشاه فقط به شمشیر نیست بلکه به ثروت نیز هست . البته به خاطر داشته باش که تو باید به این ذخیره بیفزایی نه این که از آن بکاهی. من نمی گویم که در مواقع ضروری از آن برداشت نکنی، زیرا قاعده ی این زر در خزانه آن است که هنگام ضرورت از آن برداشت کنند اما در اولین فرصت آن چه برداشتی به خزانه برگردان. مادرت آتوسا بر من حق دارد پس پیوسته وسایل رضایت خاطرش را فراهم کن.
ده سال است که من مشغول ساخت انبارهای غله در نقاط مختلف کشور هستم و من روش ساخت این انبارها را که با سنگ ساخته می شود و به شکل استوانه است در مصر آموختم و چون انبارها پیوسته تخلیه می شوند حشرات در آن به وجود نمی آیند و غله در این انبارها چند سال می ماند بدون این که فاسد شود و تو باید بعد از من به ساختن انبارهای غله ادامه دهی تا این که همواره آذوقه ی دو یا سه سال کشور در انبارها موجود باشد و هر ساله بعد از این که غله ی جدید به دست آمد از غله ی موجود در انبارها برای تامین کسر خوارباراستفاده کن و غله ی جدید را بعد از این که بو جاری شد به انبار منتقل نما و به این ترتیب تو هرگز برای آذوقه در این مملکت دغدغه ای نخواهی داشت ولو دو یا سه سال پیاپی خشکسالی شود. هرگز دوستان و ندیمان خود را به کارهای مملکتی نگمار و برای آن ها همان مزیت دوست بودن با تو کافی است، چون اگر دوستان و ندیمان خود را به کارهای مملکتی بگماری و آن ها به مردم ظلم کنند و استفاده ی نا –
مشروع نمایند نخواهی توانست آن ها را به مجازات برسانی چون با تو دوست هستند و تو ناچاری که رعایت دوست بنمایی.
کانالی که من می خواستم بین شط نیل و دریای سرخ به وجود بیاورم هنوز به اتمام نرسیده و تمام کردن این کانال از نظربازرگانی و جنگی خیلی اهمیت دارد و تو باید آن کانال را به اتمام برسانی و عوارض عبور کشتی ها از آن کانال نباید آن قدر سنگین باشد که ناخدایان کشتی ترجیح بدهند که از آن عبور نکنند. اکنون من سپاهی به طرف مصر فرستادم تا این که در این قلمرو ایران، نظم و امنیت برقرار کنند. ولی فرصت نکردم سپاهی به یونان بفرستم و تو باید این کار را به انجام برسانی. با یک ارتش نیرومند به یونان حمله کن و به یونانیان بفهمان که پادشاه ایران قادر است مرتکبین فجایع را تنبیه کند. توصیه ی دیگر من به تو این است که هرگز دروغگو و متملق را به خود راه نده. چون هر دوی آن ها آفت سلطنت هستند و بدون ترحم دروغگو را از خود دور نما. هرگز عمال دیوان را بر مردم مسلط نکن و برای این که عمال دیوان به مردم مسلط نشوند، برای مالیات، قانونی وضع کردم که تماس عمال دیوان را با مردم خیلی کم کرده است و اگر این قانون را حفظ کنی عمال حکومت با مردم زیاد تماس نخواهند داشت. افسران و سربازان ارتش را راضی نگهدار و با آن ها بدرفتاری نکن. اگر با آن ها بدرفتاری کنی آن ها نخواهند توانست معامله ی متقابل کنند. اما در میدان جنگ تلافی خواهند کرد. ولو به قیمت کشته شدن خودشان باشد و تلافی آن ها این طور خواهد بود که دست روی دست می گذارند و تسلیم می شوند تا این که وسیله ی شکست تو را فراهم نمایند.
امر آموزش را که من شروع کرده ام ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنویسند تا این که فهم و عقل آن ها بیش تر شود و هر قدر که فهم و عقل آن ها زیادتر شود، تو با اطمینان بیش تری
می توانی سلطنت کنی. همواره حامی کیش یزدان پرستی باش. اما هیچ قومی را مجبور نکن که از کیش تو پیروی نماید و پیوسته به خاطر داشته باش که هر کس باید آزاد باشد که از هر کیش که میل دارد پیروی نماید. بعد از این که من زندگی را بدرود گفتم، بدن من را بشوی و آن گاه کفنی را که خود فراهم کرده ام بر من بپیچان و در تابوت سنگی قرار بده و در قبر بگذار. اما قبرم را که موجود است مسدود نکن تا هر زمان که می توانی وارد قبر بشوی و تابوت سنگی مرا در آن جا ببینی و بفهمی، من که پدر تو و پادشاهی مقتدر بودم و بر بیست و پنج کشور سلطنت می کردم مردم و تو نیز مثل من خواهی مرد زیرا سرنوشت آدمی این است که بمیرد. خواه پادشاه بیست و پنج کشور باشد یا یک خارکن و هیچ کس در این جهان باقی نمی ماند. اگر تو هر زمان که فرصت به دست آوردی وارد قبر من بشوی و تابوت را ببینی، غرور و خودخواهی بر تو غلبه خواهد کرد اما وقتی مرگ خود را نزدیک دیدی ، بگو که قبر مرا مسدود نمایند و وصیت کن که پسرت قبر تو را باز نگهدارد تا این که بتواند تابوت حاوی جسد تو را ببیند.
زنهار، زنهار . هرگز هم مدعی و هم قاضی نشو، اگر از کسی ادعایی داری موافقت کن، یک قاضی بی طرف آن ادعا را مورد رسیدگی قرار بدهد و رای صادر نماید : زیرا کسی که مدعی است اگر قاضی هم باشد ظلم خواهد کرد. هرگز از آباد کردن دست برندار. زیرا اگر دست از آباد کردن برداری کشور تو رو به ویرانی خواهد گذاشت زیرا قاعده این است که وقتی کشور آباد نمی شود به طرف ویرانی می رود. آباد کردن، حفر قنات و احداث جاده و شهرسازی را در درجه اول اهمیت قرار بده .
عفو و سخاوت را فراموش نکن و بدان که بعد از عدالت برجسته ترین صفت پادشاهان عفو است و سخاوت. ولی عفو فقط موقعی باید به کار بیفتد که کسی نسبت به تو خطایی کرده باشد واگر به دیگری خطایی کرده باشد و تو خطا را عفو کنی، ظلم کرده ای زیرا حق دیگری را پایمال نموده ای. بیش از این چیزی نمی گویم و این اظهارات را با حضور کسانی که غیر از تو در این جا حاضر هستند کردم تا این که بدانند قبل از مرگ، من این توصیه ها را کرده ام و اینک بروید و مرا تنها بگذارید زیرا احساس می کنم که مرگم نزدیک شده است .

 

پاسارگاد:
ُِکوروش دوم، معروف به کوروش بزرگ، (۵۷۶ - ۵۲۹) شاه پارسی, به‌خاطر جنگجویی و بخشندگی‌اش شناخته شده‌است. کوروش نخستین شاه ایران و بنیان‌گذار دوره‌ی شاهنشاهی ایرانیان می باشد. واژه کوروش یعنی "خورشیدوار". کور یعنی "خورشید" و وش یعنی "مانند". پاسارگاد: «اى رهگذر هر که هستى و از هر کجا که بیایى مى دانم سرانجام روزى بر این مکان گذر خواهى کرد. این منم، کوروش، شاه بزرگ، شاه چهارگوشه جهان، شاه سرزمین ها، برخاک اندکى که مرا در برگرفته رشک مبر، مرا بگذار و بگذر.» تبار کوروش از جانب پدرش به پارس‌ها می رسد که برای چند نسل بر انشان, در جنوب غربی ایران, حکومت کرده بودند. کوروش درباره خاندانش بر سنگ استوانه شکلی محل حکومت آن‌ها را نقش کرده است. بنیاد‌گذار دودمان هخامنشی, شاه هخامنش انشان بوده که در حدود ۷۰۰می‌زیسته است. پس از مرگ او, تسپس انشان به حکومت رسید. تسپس نیز پس از مرگش توسط دو نفر از پسرانش کوروش اول انشان و آریارمنس فارس در پادشاهی دنبال شد. سپس، پسران هر کدام, به ترتیب کمبوجیه اول انشان و آرسامس فارس, بعد از آن‌ها حکومت کردند. کمبوجیه اول با شاهدخت ماندانا دختر آژدهاک پادشاه قبیله ماد و دختر شاه آرینیس لیدیه, ازدواج کرد و کوروش نتیجه این ازدواج بود. تاریخ نویسان باستانی از قبیل هردوت, گزنفون, و کتزیاس درباره چگونگی زایش کوروش اتفاق نظر ندارند. اگرچه هر یک سرگذشت تولد وی را به شرح خاصی نقل کرده‌اند, اما شرحی که آنها درباره ماجرای زایش کوروش ارائه داده‌اند, بیشتر شبیه افسانه می باشد. تاریخ نویسان نامدار زمان ما همچون ویل دورانت و پرسی سایکس, و حسن پیرنیا شرح چگونگی زایش کوروش را از هردوت برگرفته‌اند. بنا به نوشته هردوت, آژدهاک شبی خواب دید که از دخترش آنقدر آب خارج شد که همدان و کشور ماد و تمام سرزمین آسیا را غرق کرد. آژدهاک تعبیر خواب خویش را از مغ‌ها پرسش کرد. آنها گفتند از او فرزندی پدید خواهد آمد که بر ماد غلبه خواهد کرد. این موضوع سبب شد که آژدهاک تصمیم بگیرد دخترش را به بزرگان ماد ندهد, زیرا می ترسید که دامادش مدعی خطرناکی برای تخت و تاج او بشود. بنابر این آژدهاک دختر خود را به کمبوجیه اول به زناشویی داد. ماندانا پس از ازدواج با کمبوجیه باردار شد و شاه این بار خواب دید که از شکم دخترش تاکی رویید که شاخ و برگهای آن تمام آسیا را پوشانید. پادشاه ماد، این بار هم از مغ ها تعبیر خوابش را خواست و آنها اظهار داشتند، تعبیر خوابش آن است که از دخترش ماندان فرزندی بوجود خواهد آمد که بر آسیا چیره خواهد شد. آژدهاک بمراتب بیش از خواب اولش به هراس افتاد و از این رو دخترش را به حضور طلبید. دخترش به همدان نزد وی آمد. پادشاه ماد بر اساس خوابهایی که دیده بود از فرزند دخترش سخت وحشت داشت، پس زاده‌ی دخترش را به یکی از بستگانش هارپاگ، که در ضمن وزیر و سپهسالار او نیز بود، سپرد و دستور داد که کوروش را نابود کند. هارپاگ طفل را به خانه آورد و ماجرا را با همسرش در میان گذاشت. در پاسخ به پرسش همسرش راجع به سرنوشت کوروش، هارپاگ پاسخ داد وی دست به چنین جنایتی نخواهد آلود, چون یکم کودک با او خوشایند است. دوم چون شاه فرزندان زیاد ندارد دخترش ممکن است جانشین او گردد, در این صورت معلوم است شهبانو با کشنده فرزندش مدارا نخواهد کرد. پس کوروش را به یکی از چوپان‌های شاه به‌ نام میترادات (مهرداد) داد و از از خواست که وی را به دستور شاه به کوهی در میان جنگل رها کند تا طعمه‌ی ددان گردد. چوپان کودک را به خانه برد. وقتی همسر چوپان به نام سپاکو از موضوع با خبر شد, با ناله و زاری به شوهرش اصرار ورزید که از کشتن کودک خودداری کند و بجای او, فرزند خود را که تازه زاییده و مرده بدنیا آمده بود, در جنگل رها سازد. میترادات شهامت این کار را نداشت, ولی در پایان نظر همسرش را پذیرفت. پس جسد مرده فرزندش را به ماموران هارپاگ سپرد و خود سرپرستی کوروش را به گردن گرفت. روزی کوروش که به پسر چوپان معروف بود, با گروهی از فرزندان امیرزادگان بازی می کرد. آنها قرار گذاشتند یک نفر را از میان خود به نام شاه تعیین کنند و کوروش را برای این کار برگزیدند. کوروش همبازیهای خود را به دسته‌های مختلف بخش کرد و برای هر یک وظیفه‌ای تعیین نمود و دستور داد پسر آرتم بارس را که از شاهزادگان و سالاران درجه اول پادشاه بود و از وی فرمانبرداری نکرده بود تنبیه کنند. پس از پایان ماجرای, فرزند آرتم بارس به پدر شکایت برد که پسر یک چوپان دستور داده است وی را تنبیه کنند. پدرش او را نزد آژدهاک برد و دادخواهی کرد که فرزند یک چوپان پسر او را تنبیه و بدنش را مضروب کرده است. شاه چوپان و کوروش را احضار کرد و از کوروش سوال کرد: "تو چگونه جرأت کردی با فرزند کسی که بعد از من دارای بزرگترین مقام کشوری است, چنین کنی؟" کوروش پاسخ داد: "در این باره حق با من است, زیرا همه آن‌ها مرا به پادشاهی برگزیده بودند و چون او از من فرمانبرداری نکرد, من دستور تنبیه او را دادم, حال اگر شایسته مجازات می باشم, اختیار با توست." آژدهاک از دلاوری کوروش و شباهت وی با خودش به اندیشه افتاد. در ضمن بیاد آورد, مدت زمانی که از رویداد رها کردن طفل دخترش به کوه می گذرد با سن این کودک برابری می کند. لذا آرتم بارس را قانع کرد که در این باره دستور لازم را صادر خواهد کرد و او را مرخص کرد. سپس از چوپان درباره هویت طفل مذکور پرسشهایی به عمل آورد. چوپان پاسخ داد: "این طفل فرزند من است و مادرش نیز زنده است." اما شاه نتوانست گفته چوپان را قبول کند و دستور داد زیر شکنجه واقعیت امر را از وی جویا شوند. چوپان در زیر شکنجه وادار به اعتراف شد و حقیقت امر را برای آژدهاک آشکار کرد و با زاری از او بخشش خواست. سپس آژدهاک دستور به احضار هارپاگ داد و چون او چوپان را در حضور پادشاه دید, موضوع را حدس زد و در برابر پرسش آژدهاک که از او پرسید: "با طفل دخترم چه کردی و چگونه او را کشتی؟" پاسخ داد: "پس از آن که طفل را به خانه بردم, تصمیم گرفتم کاری کنم که هم دستور تو را اجرا کرده باشم و هم مرتکب قتل فرزند دخترت نشده باشم". کوروش در دربار کمبوجیه خو و اخلاق والای انسانی پارس‌ها و فنون جنگی و نظام پیشرفته آن‌ها را آموخت و با آموزش‌های سختی که سربازان پارس فرامی‌گرفتند پرورش یافت. هارپاگ بزرگان ماد را که از نخوت و شدت عمل شاهنشاه ناراضی بودند بر ضد آژدهاک شورانید و موفق شد, کوروش را وادار کند بر ضد پادشاه ماد لشکرکشی کند و او را شکست بدهد. با شکست کشور ماد بوسیله پارس که کشور دست نشانده و تابع آن بود, پادشاهی ۳۵ ساله آژدهاک پادشاه ماد به انتها رسید, اما کوروش به آژدهاک آسیبی وارد نیاورد و او از را نزد خود نگه داشت. کوروش به این شیوه در ۵۴۶ پادشاهی ماد و ایران را به دست گرفت و خود را پادشاه ایران اعلام نمود

 

خاستگاه ایرانی پالاواییان و تامیلیان
رضا مرادی غیاث آبادی
چندی پیش نامه‌ای از آقای آمالا سینگ، یکی از «پالاواییان» جنوب شبه قاره به دستم رسید. ایشان در نامه خود گفته‌اند ما انجمنی هستیم که در زمینه مهاجرت احتمالی پالاواییان یا «تامیلیان» از ایران باستان به هندوستان، و همچنین خاستگاه ایرانیِ پالاوایی‌ها تحقیق می‌کنیم. آنان بر این باورند که تاریخ گمشده و ریشه زبان تامیلی در سرزمین ایران نهفته است و حتی یکی از اعضای آنان به نام آقای دکتر لگاناتان، مدعی است که پیوندهایی را مابین زبان تامیلی و زبان‌های ایرانی، سومری و عیلامی یافته است و حتی چنین می‌اندیشد که نام کشور سریلانکا بازمانده‌ای از نام عیلام است. اعضای این انجمن ابراز علاقه کرده بودند که من با توجه به نکاتی که در کتاب خود به نام «ایران، سرزمین همیشگی آریاییان» در رد نظریه مهاجرت آریاییان از سرزمین‌های شمالی، آورده‌ام؛ در این زمینه سخنانی برای آنان بازگو کنم. (گزیده‌ای از کتاب یادشده بالا به فارسی و انگلیسی در همان صفحه آمده و در گروه تاریخ تامیل نیز به نظرخواهی گذاشته شده است).
آقای سینگ همچنین گفته‌اند که هدفشان شکستن افسانه هجوم آریاییان به هند و تقسیم مردمان آن سرزمین به دو تبار آریایی و پیش‌آریایی است. ایشان در پایان نامه خود گفته‌اند که مطالعات آنان علاوه بر دستیابی به واقعیت، منجر به همبستگی و آشتی میان مردمان گوناگون خواهد شد.
از سوی دیگر، آقای بالا پیلایی عضو دیگر این انجمن، خلاصه مقاله‌ای در این زمینه را فرستاده است که ترجمان فارسی آنرا برای آگاهی خوانندگان در ادامه می‌آورم.
با بهترین آرزوها برای آمالا سینگ و بالا پیلایی و گروه پژوهشی آنان، امیدوارم فرایند رو به گسترش پژوهش در زمینه خاستگاه ایرانیان و ایرانی‌تباران و رد نظریه اثبات نشده مهاجرت آریاییان از سرزمین‌های شمالی، به نتایج بهتر و فراگیرتری دست یابد.
ù
شواهد تاریخی، انسان‌شناختی و زبان‌شناختی جدید، بیانگر این است که سلسلة «پالاوا» Pallava از تبار پارتیان بوده‌اند و نام پالاوا نیز صورتی دیگر از واژة شناخته شدة سانسکریت «پَـهلَـوَه» Pahlava می‌باشد. دکتر کارنگی، پهلوه‌ها را که در زبان فارسی «پهلویان» خوانده می‌شوند، مردمی می‌داند که به زبان پهلوی سخن می‌گفته‌اند. پهلوی از جمله زبان‌هایی است که در ایران بدان تکلم می‌شده است. دکتر بولر نیز می‌گوید که پـهلوه، که ایرانیان آنرا «پَـهلَـو» می‌خوانند، صورت تغییریافتة «پَـرثَـوَه» است. باید به این نکته توجه نمود که در نسخه های متفاوت «پورانا»ها Purana (یکی از متن‌های مذهبی آیین هندو، م.) برای نامیدن گروهی یکسان، در جایی از واژة پَـهلَـوَه، و در جای دیگر از پالاوا استفاده شده است. پالاواها آن دسته از پهلوها یا پهلویان بوده‌اند که هم پیمان با «سکا»ها و «کَـمـبوجَـه»ها Kamboja (در پاکستان امروزی. با کشور کامبوج که ممکن است با هم همریشه باشند، اشتباه نشود. غیاث آبادی) به تدریج در طی سده‌های دوم و یکم پیش از میلاد به درون شبه قاره نفوذ کردند و در سده های نخستین میلادی در جنوب و جنوب غربی هند مسکن گزیدند. در «مَـرْکِـنـدیا پورانا» Markendeya Purana که یکی از پوراناها می‌باشد و نیز در «بْـرهَت سَـمهیتا» Brhat Samhita (کتابی از هندوان از سده ششم میلادی، م.) آشکارا شواهدی است مبنی بر اینکه سکونتگاه‌های پهلوها و کَمبوجَه‌ها در جنوب غرب هندوستان امروزی بوده است .
و. د. مَـهاجان، در کتاب «هند باستان» (صفحة 630) نقل کرده است که پادشاه «قَـنّـوج» Kanauj/ Kannauj بنام «یَـسووَرمَـن» Yasovarman (سلطنت در سده هشتم میلادی) با شاه «ماگَـدهَـه/ مَگَذَه» Magadha (یکی از چهار پادشاهی بزرگ هند در زمان بودا، م.) نبرد کرد. شاه «وَنگَـه» Vanga (بنگال) را بکشت و به سواحل شرقی دست یافت. شاه «دکَـن» Deccan را شکست داد و از کوهستان «مَـلَـیَـه» Malaya گذشت. کوهستانی که به احتمال بر ساحل شرقی رودخانة «مَـلَـبار» Malabar و در جنوب «میسور» Mysore است. آنگاه به دریای جنوبی رسید و با «پارَسیکَه/ پَـرَسیکَه»ها Parasika نبرد کرد. آنگاه از ساکنان کوهستان «غات»های غربی باج ستاند و سپس به سوی شمال راه سپرد تا به کرانه‌های رودخانة «ناربادا» Narbada رسید.
بر مبنای شاهدی که آمد، یک بخش از پهلوها (یعنی پارَسیکَه‌ها) نیز پیشتر و در حدود ربع نخست سده هشتم در نواحی جنوبی هند ساکن بوده‌اند. پس چنین به نظر می‌آید که پالاواهای شهر «کانچی» Kanchi در واقع شاخه‌ای از پهلویان ایرانی بوده‌اند؛ کسانی که در گذر زمان به کیش هندو در آمدند و پیرو آئین برهمنی شدند .
دانشمند فرانسوی ژرژ کوئیده، همچون خیلی‌های دیگر، پالاواها را با ایرانیانِ پهلوی یکی می‌پندارد و همچنین نسبت نزدیکی میان پالاواهای کانچی و فرمانروایان کمبوجه در کشور کامبوج قائل است. این نکته حاکی از آن است که برخی خاندان‌های متهور و ماجراجو از میان کمبوجه‌های هندی (که متحدان پهلوها بودند)، از راه دریا به هندوچین رفته، پادشاهی کمبوجه را در شمال «فونان» Funan و در حدود سده‌های پنجم و ششم میلادی پی ریخته بودند.
همچنین منابع زبان باستانی «سینهالا» Sinhala (یکی از زبان‌های آریایی که در سریلانکا متداول است، م.) شواهدی از مراکز سکونت کمبوجه‌ها با قدمتی تا اوایل سده سوم پیش از میلاد، به دست می‌دهند. در این منابع گفته می‌شود که در میان 96 خاندان «مَـراثاس» Marathas که در ناحیة «مَـهاراشترا» Maharashtra می‌زیسته‌اند، خاندانی به نام «پَـلَـو» Palav نیز وجود داشته است. در این روایت نکته‌ای نهفته است و ما را بدانجا رهنمون می‌شود که شاید بخشی از پهلوها (یا همان پارسیکه‌ها) در حوالی سده های پنجم و ششم میلادی و یا حتی زودتر از آن وارد جمعیت انبوه مهاراشترا شده و با آنها درآمیخته بودند. شواهد مکتوب و مستند بیانگر آن است که پارسیکه‌ها و کمبوجه‌ها در طی سده های پسین میلادی، سرگرم تصرف نواحی هم‌مرز و مجاور «مهاراشترا» بوده‌اند. تخت جمشید
انجمن قانون گذاری جهان باستان
رضا مرادی غیاث آبادی
برگرفته از کتاب «تخت‌جمشید، بنای میهنی ایرانیان و انجمن همپرسگی ملی»، 1379، از همین نگارنده، با بازنگری و افزوده‌ها.
تخت‌جمشید، بنای نمادین ملی ایرانیان و نشانه اقتدار و شکوه آنان و نماد توانایی‌های علمی و فنی و هنری نیاکان ما بوده است. تخت‌جمشید جلوه‌گاه همیستگی ملی و سرزندگی و بالندگی روان ایرانیست. ایرانیان را اراده بر آن بوده که اگر می‌باید بنایی در نشان شکوه و بزرگی ایران برساخته شود، از آن برای کارکرد یکی از نهادهای ملی کشور بهره‌برداری شود و بهترین نماد ملی میهن، همانا «انجمن همپرسگی ملی» یا «انجمن بهان» می‌بود. همان که امروزه آنرا مجلس شورای ملی یا در گستره‌ای پهناورتر، سازمان ملل می‌نامند.
تخت‌جمشید جایگاهی بوده است که فرستادگان اقوام گوناگون برای سگالش و قانون‌گذاری و تصمیم‌گیری در باره مهمترین نیازهای سرزمینی که از نیل تا سند گسترده بود، گرد می‌آمدند و نه تنها پارسیان، که نمایندگانی از همه سرزمین‌ها و اقوام در آن شرکت می‌جستند. نگاره‌های 23 هیئت نمایندگی ملل که بر نمای خاوری کاخ آپادانا برکنده شده است، نشانه‌ای از حضور آنان است. پوشاک و آرایه‌های ساده، نشان می‌دهد که آنان مردمانی از میان همه گروه‌های اجتماعی و خردمندان هستند و نه تنها از اشراف و بزرگ‌زادگان.
چنین انجمنی، بی‌گمان بجز مجمع عمومی که در تالار آپادانا برگزار می‌شده است، از بخش‌های گوناگون پژوهشی و آموزشی و اداری و مرکز اسناد برخوردار بوده است که با بررسی‌های بیشتر در آینده‌ای که فرصت چنین پژوهش‌هایی فراهم باشد، جایگاه هر یک از این نهادها و نیز کاربری هر یک از دیگر بناهای تخت‌جمشید دانسته می‌آید.
این گردهمایی همگانی مردمانِ شاهنشاهی هخامنشی را خشایارشا در سنگ‌نبشته خود بازگو می‌کند. آنجا که در نبشته‌اش به سه زبان، از دروازه ورودی تخت‌جمشید با نام «دروازه همه کشورها» (دووَرثـیـم ویـسَـه دَهـیـو) یاد می‌کند و نشان می‌دهد که آن دروازه، آمدگاه همه مردمان جهان بوده است.
همچنین واژه «تَـچَـر» که در سنگ‌نبشته داریوش بزرگ برای نامیدن یکی از تالارهای تخت‌جمشید از آن یاد شده است، بنا به پژوهش‌های استاد نصراله برزآبادی فراهانی (نظریه نوین پیرامون معانی حروف الفبای فارسی، تهران، 1376) به معنای «جایگاه گزیدن راه» یا تالار شورا می‌باشد.
از سوی دیگر، شمار بیست و سه گانه اقامت‌گاه‌های مهمان‌خانه تخت‌جمشید (که به اشتباه و بدون هیچ دلیلی «حرمسرا» نامیده می‌شوند) با شمار بیست و سه هیئت نمایندگی ملل که بر نمای آپادانا برکنده شده است، برابری می‌کند و نشانگر این است که آن اقامتگاه‌ها، نه حرمسرای خشایارشا، که مهمان‌خانه تخت‌جمشید می‌بوده است.
دلیل دیگری که کارکرد تخت‌جمشید را به عنوان انجمن همپرسگی ملی و مجلس قانون‌گذاری تأیید می‌کند، گزارش کورتیوس، تاریخ‌نگار یونانی است که آورده است اسکندر بنایی را به آتش کشید که مردمان جهان برای گرفتن «قانون» به آنجا می‌رفتند.
ما از وجود چنین انجمنی، حتی در دوره اشکانیان آگاهی مکتوب داریم. در متن پهلوی «اندرز پوریوت‌کیشان» (بند 44) آمده است: «برای همپرسگی به انجمن بهان فراز شوید» و همچنین در «مادیگان سی‌روزه» آمده است: «در بهمن‌روز، خوب است به درگاه شاهی رفتن، به درگاه دانایان رفتن، عشق و دانش ورزیدن و به انجمن همپرسگی رفتن».
در باره کاربرد تخت‌جمشید، سخنان بسیاری گفته شده است. برخی آنرا پایتخت هخامنشیان یا سکونتگاه دربار دانسته‌اند و برخی دیگر آنرا یک قلعه نظامی یا نیایشگاه دانسته‌اند. اما عجیب‌ترین اظهارنظرها چنین است که تخت‌جمشید، جایگاه برگزاری جشن نوروز بوده است. ادعاهایی که هیچگاه برای آن دلیل و مدرکی به دست نیامده است.
می‌دانیم که هرگونه فرضیه‌ای را می‌باید یا شواهدی قاطع پشتیبانی کند و یا دستکم شواهدی که تنها برانگیزاننده یک گمان باشد. کاربرد تخت‌جمشید به عنوان جشنگاه نوروزی، ادعایی است که تاکنون هیچکدام از دو دسته شواهد لازم برای اثبات آن و یا حتی برای ایجاد یک گمان، به دست نیامده است و تنها بخاطر تکرار فراوان، امری قطعی دانسته شده است.
اما این داستان بدینجا پایان نمی‌یابد و نظرهای دیگری نیز بدان افزوده شد: «شیب ملایم پلکان تخت‌جمشید برای این است که بتوان سوار بر اسب وارد بارگاه تخت‌جمشید شد»، «پلکان سمت راست برای عبور پارسیان و پلکان سمت راست برای عبور مادها است»، «سنگ‌نگاره‌های تخت‌جمشید، نشانگر خراج یا هدایای نوروزی است که تقدیم شاه می‌شود». در حالیکه در هیچ‌کجای تخت‌جمشید، جایگاهی به عنوان شاه‌نشین یا سنگ‌نگاره‌ای که پادشاه در حال دریافت هدایا باشد، دیده نشده است.
این نگارنده در چهار سال پیش و در کتاب «تخت‌جمشید، بنای میهنی ایرانیان و انجمن همپرسگی ملی» و همچنین در نوشتارهای متعددی به این جستار پرداخت و از پیروان چنین فرضیه‌ای تقاضا کرد که هنگام بازگویی چنین ادعاهایی، دلایل خود را نیز بیان دارند.
امیدوارم که به این پرسش‌ها پاسخ داده شود که چه دلیل و مدرکی وجود دارد که تخت‌جمشید تنها برای برگزاری مراسم نوروزی برساخته شده است؟ کدام سند مکتوب تاریخی، کدام کتیبه و کدام سنگ‌نگاره چنین فرضیه‌ای را تأیید می‌کند؟ کدام دلیل و مدرک به اثبات می‌رساند که ایرانیان سواره بر اسب وارد بارگاه می‌شده‌اند. کاری که بسیار زشت دانسته می‌شده و همواره در شمار توهین و تحقیر صاحب بارگاه تعبیر می‌شده است. کدام دلیل و مدرک نشان می‌دهد که ایرانیان، پلکان و راه‌های عبور و مرور جداگانه داشته‌اند؟ کدامیک از نگارکندهای تخت‌جمشید که مردمانی پرمهر را نشان می‌دهد که دستان یکدیگر را برگرفته‌اند و گلی به هم تعارف می‌کنند، چنین جدایی و تبعیضی را بازگو می‌کند؟ و نیز اینکه چگونه ممکن است بنایی که نزدیک به دویست سال، ساخت آن به درازا انجامیده تنها برای یک مراسم یکروزه باشد؟
نیاکان ما از انتخاب انجمن همپرسگی ملی برای تکیه زدن بر باشکوه‌ترین بنای میهنی خود، آرمان ویژه‌ای را دنبال می‌کردند و آن اینکه همه ملت‌ها در ساخت آن مشارکت کنند، آنجا را خانه خود بدانند و دوستش بدارند و گرامی‌اش دانند. اگر آنجا بنایی با کاربرد محلی می‌بود، هرگز نمی‌توانست توجه همه ملل را بخود جلب کند. یک بنای شاهی، یک دژ نظامی، یک انبار جواهرات، یک نیایشگاه بزرگ، یک جشنگاه نوروزی، یک سکونتگاه درباری و یا یک حرمسرا، هیچکدام نمی‌توانست احترام و بزرگداشت همه مردمان و همه اقوام و همه ادیان را بخود جلب کند.
کورتیوس، ضمن اشاره به کارکرد تخت‌جمشید، گزارش می‌کند که «لشکریان اسکندر، تخت‌جمشید را ابتدا غارت کردند، پارچه‌های زیبا را تکه‌تکه کردند تا هر کدام پاره‌ای از آنرا بربایند، پیکره‌های سنگین را خرد می‌کردند تا پاره‌ای از آنرا صاحب شوند. صندلی‌های باشکوه را می‌شکستند تا قطعات عاج و سنگ‌های گرانبهای آنرا به یغما برند و هر چه را که نمی‌توانستند ببرند، نابود می‌کردند».
آنان آنگاه مشعل‌های خود را به میان 873 ستون تخت‌جمشید انداختند و بنایی که یکصدو نود سال بود که با همفکری و همکاری همگی مردمان شاهنشاهی هخامنشی ساخته می‌شد را به آتش کشیدند. آنهمه سقف‌های چوب سدر، آنهمه پیکره‌هایی که ریزه‌کاری‌های آن نه با قلم و پتک، که به دقت یک جواهرتراش و با سوزن تراشیده شده بودند؛ از بلندای بیست متری بر زمین در می‌غلطیدند و خرد می‌شدند.
آنهمه ایوان و تالار و دیوارهای نگارین، آنهمه مردان با چهره‌هایی آکنده از آرامش و وقار، و آنهمه کتیبه‌هایی که در آنها از راستی، از صلح، از عدالت و از شادی گفتگو شده بود، در میان شعله‌های آتش سوخت و رفتتخت جمشید در یک نگاه
تخت‌جمشید مجموعه بنایی است که بر صفه سنگی به گستره ١٢٥ هزار متر مربع در دامنه کوه رحمت، در شهر مرودشت و در ٥٥ کیلومتری شمال شرقی شهر شیراز در حدود سال ٥٢٠ پیش از میلاد توسط داریوش اول بنیان‌گذاری شد. ساخت بناهای تخت‌جمشید به وسیله داریوش اول آغاز و توسط شاهان بعدی ادامه یافت. نام اصلی این محل در کتیبه‌ها، پارسه است. یونانیان به آن پرسه پولیس و بعدها مورخین اسلامی آن را تخت‌جمشید نامیدند.
1- پلکان ورودی
در قسمت غربی صفه برای دسترسی به بالای صفه، پلکان دو طرفه بزرگی توسط خشایارشا ساخته شده است که در هر طرف ١١٠ پله که ٦٣ پله از سطح دشت به یک پاگرد منتهی و از پاگرد تا روی صفحه ٤٣ پله ساخته شده است. هر پلکان ١٠ سانتی متر ارتفاع، ٣٨ سانتی متر پهنا، و ٦٩٠ سانتی متر طول دارد. در کنار پلکان جان پناه کنگره داری ساخته شده است و هر چند پله از یک قطعه سنگ بزرگ تراشیده شده است.
2- دروازه ملل
پس از بالا رفتن از پلکان، دروازه ملل نخستین بنایی است که توجه را به خود جلب می‌کند. این بنا شامل تالار مربع وسیعی است که بر چهارستون استوار شده و دارای سه درگاه به طرف غرب، شرق و جنوب است. دو طرف درگاه غربی مزین به نقش دو گاو عظیم‌الجثه و دو طرف درگاه غربی مزین به مجسمه دو گاو بالدار با سر انسان است. بر روی جرزهای این دروازه چهار کتیبه سه زبانه توسط خشایارشا نقر شده است که در آن خشایارشا به نیایش اهورامزدا و شرح اقدامات خود می‌پردازد.
3- کاخ آپادانا
ساخت آپادانا به فرمان داریوش آغاز و توسط خشایارشا به پایان رسید. این کاخ مشتمل بر یک تالار مرکزی با ٣٦ ستون و سه ایوان هر کدام با ١٢ ستون در شمال، شرق و غرب و تعدادی اتاق در چهارگوشه و ضلع جنوبی است، ارتفاع ستون‌های این تالار و ایوان‌های آن با سر ستون بیش از ١٠ متر است. در جبهه شمالی و شرقی تالار آپادانا دو پلکان ساخته شده که هر پلکان با چهار ردیف پله به ایوان دسترسی پیدا می‌کند. بدنه این پلکان‌ها مزین به نقوش بزرگان هخامنشی، سربازان جاویدان و نمایندگان ملل تابع (هدیه آوران) است.
4-کاخ سه دروازه (کاخ مرکزی یا تالار شورا)
کاخ سه دروازه از نظر موقعیت در مرکز کاخ‌های تخت‌جمشید واقع شده است. این کاخ دارای یک پلکان دوطرفه در جبهه شمالی است که روی آن نقش بزرگان مادی و هخامنشی به صورت مجزا از هم در حال بالا رفتن از پله‌ها حجاری شده است. این کاخ دارای دو ایوان با دو ستون و یک تالار با چهار ستون است که روی درگاه‌های آن نقش پادشاه هخامنشی حجاری شده و تعدادی اتاق نیز در طرفین تالار ساخته شده است. سر ستون‌های این تالار تنها سر ستون‌هایی هستند که به شکل سر انسان حجاری شده‌اند.
5- کاخ صد ستون (تالار تخت)
تالار تخت را می‌توان دومین بنای با اهمیت مجموعه تخت جمشید بعد از تالار آپادانا دانست که شامل یک تالار مرکزی با ١٠٠ ستون سنگی، یک ایوان ١٦ ستونه، ٤ درگاه اصلی و ٤ درگاه فرعی و دالان‌های دراز در سه طرف کاخ است. روی دو طرف درگاه‌های شمالی و جنوبی نقش پادشاه نشسته بر تخت بردست نمایندگان ملل تابعه حجاری گشته و روی بدنه درگاه‌های شرقی و غربی نقش پادشاه در حال نبرد با حیوانات افسانه‌ای دیده می‌شود. تالار مرکزی این کاخ گسترده‌ترین تالار تخت‌جمشید است و از نظر اهمیت بعد از تالار آپادانا دومین کاخ مجموعه است. در انتهای حیاط این کاخ دروازه‌ی ناتمام مشابه دروازه ملل وجود دارد که وضعیت آن می‌تواند روند ساخت بناهای مجموعه را نشان دهد.
6- کاخ تچر (تالار آیینه)
این کاخ، کاخ اختصاصی داریوش شاه است که شامل یک تالار مرکزی با ١٢ ستون و یک ایوان ٨ ستونی، دو تالار چهارستونی در پشت تالار مرکزی و تعدادی اتاق کوچک‌تر در طرفین است. بدنه درگاه‌ها دارای نقوش برجسته با محوریت پادشاه است (دلیل نام‌گذاری این تالار به آیینه، صیقل بودن سنگ‌هاست به گونه‌ای که تصاویر را منعکس می کند.
7- کاخ هدیش
کاخ هدیش کاخ اختصاصی خشایارشا است که ابعاد آن از کاخ داریوش بزرگ‌تر است. این کاخ شامل یک تالار مرکزی با ٣٦ ستون، یک ایوان ١٢ ستونه دو تالار چهارستونی و تعدادی اتاق در طرفین است. روی درگاه‌های این کاخ نیز نقش پادشاه حجاری شده است. از ویژگی‌های این کاخ وجود نقش برجسته درون طاقچه‌ها است که با سایر بناها تفاوت دارد.
8- مجموعه حرمسرا
این مجموعه که در ارتباط با کاخ هدیش بوده توسط خشایارشا ساخته شده و شامل مجموعه ای از اتاق‌ها و تالارها با ابعاد متفاوت است که به وسیله راهروهایی از هم جدا می‌شوند. تالار اصلی و بخشی از مجموعه توسط هر تسفلد بازسازی شده و هم‌اکنون بخش اداری و موزه تخت‌جمشید در آن قرار دارد.

 

9- خزانه
یکی دیگر از مهم‌ترین بخش‌های مجموعه تخت‌جمشید خزانه است که ساختاری متفاوت با سایر بناهای مجموعه دارد. خزانه شامل دو تالار ١٠٠ ستونی، یک تالار ٣٠ ستونی، یک تالار بیست ستونی و تعدادی تالار و اتاق‌های کوچک‌تر است که پیرامون تمام آنها را یک حصار مستحکم در برگرفته؛ تنها یک راه دسترسی برای رسیدن به داخل در حصار ایجاد شده که این موضوع نشان‌گر ارزش و ضرورت حفظ اموال داخل تالارها و اتاق‌ها بوده است.
10- آرامگاه‌ها
در دامنه کوه رحمت دو آرامگاه در دل کوه حجاری شده که نمای آن مشابه هم است و پادشاه را کمان در دست، ایستاده بر سکوی سه پله‌ای نشان می‌دهد که در مقابل او آتشدان و قرص خورشید در حالی که نقش فروهر در قسمت بالای تصویر حجاری شده دیده می‌شود. این صحنه روی تختی نشان داده شده که بر دست نمایندگان ملل تابع امپراطوری حمل می‌شود. پایین این نقش نمای کاخ‌های هخامنشی با ٤ ستون دیده می‌شود که در وسط آن درب آرامگاه قرار دارد این دو آرامگا

دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله هخامنشیان

دانلود مقاله تاریخچه برق در ایران

اختصاصی از فی دوو دانلود مقاله تاریخچه برق در ایران دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 مقدمه

در سال 1871 میلادی ( 1250 هجری شمسی ) ماشین گرام اختراع شد . این اختراع گامی اساسی در راه ایجاد صنعت برق تجاری بود ، زیرا پس از آن تبدیل انرژی مکانیکی (و هر نوع انرژی دیگری که بتوان از آن کار مکانیکی به دست آورد ) به انرژی برقی ممکن گردید.
یازده سال پس ازآن، درسال 1882 میلادی ( 1261 هجری شمسی ) توماس ادیسون نخستین موسسه برق تجاری خود را برای تامین روشنایی در یکی از خیابانهای نیویورک افتتاح کرد
بیان دو واقعه مهم بالا برای درک رابطه زمانی بین تاریخ پیدایش صنعت برق در جهان و در ایران خالی از فایده نیست . چنانکه خواهد آمد ، اولین مولد برق در ایران ، سه سال بعد از موسسه برق توماس ادیسون به کار افتاد.
در گاه شما ر حاضر ، رویدادهای مهم در تاریخ صنعت برق ایران را به ترتیب تا ریخ هجری شمسی آورده ایم . برای چند واقعه قدیمتر که تاریخ آنها دراسناد اصلی به هجری قمری می باشد، سال هجری قمری در پرانتز آمده است.

1264 (1302قمری)

در زمان ناصرالدین شاه قاجار ، مولدی به قدرت تقریبی 3 کیلووات به منظور تامین روشنایی بخشی از کاخ سلطنتی برای نخستین بار وارد ایران شد و به بهره برداری رسید . از مدارک تاریخی چنین برمی آید که کار خرید و وارد کردن این مولد به ایران ، از یکی دو سال پیش از آن در جریان بوده است
موتور این مولد ظاهرا از نوع Otto و سوخت آن گاز حاصل از تبدیل زغال سنگ بود . بدین ترتیب ملاحظه می شود که بهره برداری از نخستین مولد برق در ایران به14 سال پس از اختراع ماشین گرام و سه سال بعد از موسسه برق رسانی توماس ادیسون برمی گردد.

1282 (1320 قمری)

یک دستگاه مولد برق با موتور نوع اتو- دویتس Otto-Deutz باقدرت 12 اسب برای تامین روشنایی حرم حضرت رضا به بهره برداری رسید . این مولد در سال 1279 به دستور مظفرالدین شاه قاجار خریداری شده بود . سه سال بعد مولد دیگری با قدرت 25 اسب بخار خریداری و در کنار مولد اول نصب شد.

1283 (1322قمری)

امتیاز تاسیس کارخانه چراغ برق ( و آجر و اسباب نجاری ) به حاجی حسین امین الضرب واگذار گردید. در امتیازنامه برای نخستین بار به تولیدروشنایی برق به عنوان یک فعالیت تجاری و خدمت رسانی عمومی نگریسته شده بود.

1285 (1324 قمری )

کارخانه برق حاجی امین الضرب تقریبا شش ماه بعد از صدور فرمان مشروطیت آماده بهره برداری گردید و بر طبق اعلامیه ای آماده پذیرش مشترکان شد . چنان که ازاسم موسسه، یعنی اداره چراغ برق بر می آید ، انرژی برق درابتدا تنها برای تامین روشنایی به کار می رفت و به همین علت تولید برق تنها به پنج تا هفت ساعت اول شب محدود می شد . مولد کارخانه حاجی امین الضرب به قدرت 400 کیلو وات ، سه فازه و با ولتاژ 220/380 ولت بود و برق آن مستقیما به شبکه فشارضعیفی که تا شعاع 800 متری اطراف کارخانه واقع در خیابان چراغ برق (امیرکبیر کنونی ) کشیده می شد تزریق می گردید . تامین روشنایی معابر نیز در محدوده فعالیت اداره چراغ برق در مقابل دریافت قیمت عادله در تعهد اداره بود. کار احداث شبکه ، واگذاری انشعاب ،سیم کشی داخلی مشترکان و نصب چراغ تماما" بر عهده اداره چراغ برق بود واین وضع تا سالها پس از افتتاح کارخانه ادامه داشت.
بهای برق بر حسب تعداد شعله ها و قدرت چراغهای نصب شده ( 16، 25، یا 32 شمسی ) محاسبه و از مشتر کان دریافت می گردید.

از 1300 تا 1310

از اوایل سالهای 1300 به بعد ، با آگاهی و علاقه مند شدن بخش خصوصی به مزایای برق ، رفته رفته در شهرهای بزرگ و کوچک ایران ، تاسیساتی برای تولید و توزیع و فروش برق ایجاد شد. این گونه فعالیتها عموما" درمقیاسهای کوچک ومحدود وبه طور کلی منفک از یکدیگر انجام می گرفت و البته نیاز به هماهنگی هم در شرایط آن روزهای نخستین احساس نمی شد درهمین دوران برخی ازکارخانه های صنعتی جدیدالتاسیس هم دارای تجهیزات برق اختصاصی شدند که داد و ستدهایی نیز با موسسات برق شهری داشتند.

در 1310

برای نخستین بار ، شبانه روزی کردن برق در تهران در میان دولتمردان آن زمان مطرح شد و اقدامات اولیه برای تحقق آن صورت گرفت.

در 1316

پس از شش سال و با گذراندن نشیب و فراز های بسیار ، بلاخره در تاریخ 25 /6 / 1316 نیروگاه بخاری ساخت کارخانه اشکودای چکسلواکی با قدرت 4x1600= 6400 کیلو وات در محل کنونی شرکت برق منطقه ای تهران نصب شد و به بهره برداری رسید.
با وجود آن که در تهران به علت وسعت شهر و موقعیت سیاسی و اجتماعی آن ، سرمایه گذاری دولتی در کار برق رسانی پیش از همه شهرهای دیگر آغاز شد ، بخش خصوصی هم در امور برق رسانی در تهران فعالیت قابل توجهی داشت به نحوی که در سال 1341 یعنی سال تاسیس سازمان برق ایران تعداد شرکتهای خصوصی که هر یک در بخشی از شهر تهران فعالیت داشتند به 32 شرکت رسیده بود.

از 1327 تا 1334

برنامه هفت ساله اول عمرانی کشور به اجرا در آمد که در آن سهمی هم برای توسعه صنعت برق در کشور با هدف تامین مصارف خانگی شهرها و فراهم کردن رفاه اجتماعی منظور شده بود. دراین دوران،سازمان برنامه تعدادی مولدهای دیزلی 50و 100و 150 کیلو واتی را خریداری کرد و با بهره 3 درصد به شهرداریها و شرکتهای برق خصوصی فروخت و چون دریافت کنندگان کمک سازمان برنامه می بایست تواناییهای لازم را برای تقبل 50 درصد از سرمایه گذاریها داشته باشند ، طبعا" اعطای کمکها ، به امکانات مالی شهرها و موسسه های وام گیرنده بستگی داشت . به هر صورت در پایان برنامه اول،جمع قدرت نامی نصب شده در کشور به 40 مگاوات و میزان انرژی تولیدی سالانه به حدود 200 میلیون کیلو وات ساعت رسید.

از 1334 تا 1341

در این سالها برنامه هفت ساله عمرانی دوم کشور اجرا شد . سهم برق در این برنامه ، با هدف افزایش تولید برق ، کاهش هزینه های تولید و پایین آوردن سطح عمومی نرخها درنظر گرفته شده بود
دراین برنامه بنابر توصیه کارشناسان خارجی و داخلی، برای توسعه تاسیسات برق چهار حوزه فعالیت به شرح زیر منظور گردید
- منطقه خوزستان
- منطقه تهران
- شهرهای بزرگ
- شهر های کوچک
بدین ترتیب می توان گفت که اندیشه فراتررفتن از محدوده هر شهر در کار توسعه صنعت برق،در برنامه دوم شکل گرفت. شروع به کاراحداث نیروگاههای برق آبی مهم کشور شامل سد دز (با ظرفیت اولیه 130 مگاوات ) ، سد کرج (با ظرفیت 91 مگاوات ) و سد سفیدرود (با ظرفیت اولیه 35 مگاوات) همچنین نیروگاه حرارتی طرشت (به قدرت 50 مگاوات)ازدستاوردهای این دوره است.

در 1341

برنامه سوم عمرانی کشورآغاز شد. با پذیرش نقش زیر بنایی صنعت برق،در این برنامه نیز اعتبارات قابل توجهی برای این صنعت تخصیص داده شد
در این برنامه که 5/5 سال به طول انجا مید(تاآخرسال 1346)،در مجموع،مبلغ 21میلیارد ریال در صنعت برق هزینه گردید که به طورکلی سه بخش را در بر می گرفت.

تامین برق مراکز عمده مصرف شامل شهرهای تهران، اصفهان، شیراز، مشهد، تبریز، رشت -
همدان و ساری
تامین برق 17 شهر متوسط کشورشامل شهرهای آمل، چالوس،اردبیل،مراغه، لاهیجان،ارومیه، یزد -
بهشهر، بوشهر، قزوین ،کرج، بابلسر و کرمانشاه
تامین برق شهرهای کوچک -

در همین برنامه ، تشکیل سازمان برق ایران به منظور اشراف کلی واعمال مدیریت بر برنامه ریزی و اجرای طرحهای تولید و ایجا د موسسات تولید ، انتقال و توزیع برق و هدایت سرمایه گذاریها دربخش برق پیش بینی شده بود این سازمان درتاریخ 13دی ماه1341 رسما" تشکیل یافت و تا پایان سال 1344 که عملا" دروزارت آب وبرق ادغام شد به انجام وظایف خود ادامه داد.

در 1343

قانون تاسیس وزارت آب و برق در تاریخ 16/1/1343 به دولت ابلاغ شد در بخش برق ، وظایف زیر برعهده این وزارت خانه قرار می گرفت.
تهیه و اجرای برنامه ها و طرحهای تولید و انتقال نیرو به منظور تاسیس مراکز تولید برق منطقه ای -
و ایجاد شبکه های فشار قوی سراسر کشور
اداره تاسیسات برق که به موجب بندبالاایجاد می شود و بهره برداری از آنها -
نظارت بر نحوه استفاده از نیروی برق -
سازمان برق ایران در سال 1344 به عنوان واحد برق در وزارت آب و برق ادغام شد، وسازمانهای دیگری هم که تاآن زمان به توسط سازمان برنامه ، سازمان برق ایران یا به نحو دیگر به وجود آمده بودند تحت پوشش نظارتی وزارت آب و برق قرار گرفتند
در آذر ماه همین سال اساسنامه شرکتهای برق منطقه ای تدوین شد و بدین ترتیب تعداد 10 شرکت برق منطقه ای ( علاوه برسازمان آب و برق خوزستان که از سال 1339 ایجاد شده بود ) تشکیل یافت که عبارت بودند از شرکتهای برق منطقه ای ( تهران ) ، ( اصفهان ) ، ( خراسان ) ، ( آذربایجان ) ، (فارس) ، (مازندران) ، (گیلان) ، (جنوب شرقی ایران) ، (کرمانشاهان) و (همدان و کردستان)
با تشکیل شرکتهای برق منطقه ای ، صنعت برق کشور صورتی سازمان یافته و منسجم به خود گرفت. حوزه های زیر پوشش این شرکتهادرابتدا تمامی مساحت کشوررا شامل نمی شد و نوعا" از تقسیمات کشوری نیزپیروی نمی کرد تعداد و حوزه های جغرافیایی شرکتهای برق منطقه ای با گذشت زمان مشمول اصلاحاتی گردید به طوری که درحال حاضر تعداد آنها به 16 می رسد و در مجموع تمامی کشور را پوشش می دهند.

در 1347

برنامه چهارم عمرانی آغازشد. دراین برنامه که تاپایان سال 1351 ادامه داشت ، نگرش به صنعت برق به عنوان یک صنعت زیربنایی و با دید کلان نگر صورت گرفت . احداث خطوط انتقال نیروی سراسری و تاسیس نیروگاههای نسبتا" بزرگ آبی وحرارتی درطی این برنامه نضج گرفت، به طوری که درطول برنامه،جمع قدرت نامی نصب شده در کشور از 1599 مگاوات به 3354 مگاوات ( با رشد متوسط سالانه 16 درصد) وتولید انرژی برق از 4133 میلیون کیلووات ساعت به9553 میلیون کیلووات ساعت ( با رشد متوسط سالانه 2/18 درصد ) بالغ گردید و تعداد مشترکان در تعرفه های مختلف به 1669 هزار رسید
در طی این برنامه ، مسئولیت برق نزدیک به 190 شهر کشور بر عهده وزارت آب و برق قرار گرفت . برق مورد نیاز شهرهای کوچک ، شهرکها و تعدادی از روستاهای برقدار به توسط بخش خصوصی و یازیرنظر و بامدیریت شهرداریها تامین می شد.تعداد روستاهای برقدار کشور از 148 روستا درآغاز برنامه ، به 491 روستا درپایان سال 1351 رسید.

در 1348

به منظور استفاده صحیحتر از منابع و امکان برقراری دادوستد انرژی برقی بین مناطق و کارتولیدوانتقال برق به طور کلان ، شرکت تولید وانتقال نیروی برق ایران (توانیر) از سال 1348 آغاز به کار کرد. اساسنامه و شرح وظایف این شرکت ، بنا بر ضرورتهای زمان تا کنون سه بار مورد تجدید نظر قرار گرفته است . ازسال 1375 تا کنون ، این شرکت با نام "سازمان مدیریت تولید و انتقال نیروی برق ایران ( توانیر ) " ، فعالیتها و ماموریتهای معاونت امور برق وزارت نیرو را نیز برعهده دارد و هدفها وظایف زیر را دنبال میکند :

تهیه و تدوین و پیشنهاد استراتژیها و سیاستها و برنامه های برق کشور -
برنامه ریزی ، نظارت ، کنترل و هدایت برق کشور -
ایجاد هماهنگی و نظارت بر شبکه سراسری برق -
برنامه ریزی و نظارت بر مصارف مختلف برق کشور -
حفظ یکپارچگی و پایداری شبکه سراسری برق کشور -

در 1352

برنامه پنجم عمرانی از این سال آغاز شد و تا پایان سال 1356 ادامه یافت سیاستهای زیر بر اجرای برنامه ای صنعت برق در این برنامه حاکم بود :
احداث واحدهای بزرگ حرارتی در شمال و جنوب کشور به لحاظ دسترسی آسانتر به منابع -
سوخت و سواحل دریا
ایجاد سد بر روی رودخانه های بزرگ -
تامین برق مناطق دور افتاده کشور با استفاده از نیروگاههای دیزلی -

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله    19صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید

 


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله تاریخچه برق در ایران

دانلود مقاله مونوریل تهران

اختصاصی از فی دوو دانلود مقاله مونوریل تهران دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

آشنایی با مونوریل
مونوریل سیستمی است که به جای دوریل دردو سمت، دارای یک ریل در وسط می باشد و با جریان موسوم به Gulded Train Automatic یا ترن بدون راننده حرکت کرده که ژاپنی ها به آن "نوریکامومه" و در فرانسه به آن ترن چرخ لاستیکی می گویند.

 

سابقه ساخت مونوریل به سال‌های آخر قرن 19 میلادی باز می‌گردد. زمانی که تب استفاده از ریل و وسایل نقلیه‌ای که روی ریل حرکت می‌کنند در دنیا بالا گرفته بود.
بررسی ها نشان می دهد آلمان اولین کشور دنیا بود که در سال 1901 میلادی سیستم منوریل را در شهر «وپرتال» راه اندازی کرد اما از آن به بعد کوچک ترین گسترشی برای این سیستم قایل نشد.
در همین سال‌ها چندین طرح مطرح شد که در آن وسیله‌های نقلیه‌ای با دو چرخ فلزی روی یک ریل حرکت می‌کردند.
«اکسل لنارت ونر» صنعتگر سوئدی نخستین کسی بود که یک خط آزمایشی منوریل احداث کرد. بعدها در سال 1957 «لوسین جادنسون» یک پل ساز برجسته فرانسوی به خط آزمایشی هواپیمای ریلی بنی (Bennie) علاقه مند شد و تحت تاثیر مسیر خط 11 متروی پاریس که در آن از تایرهای لاستیکی استفاده می شد، تصمیم گرفت اصول طراحی این دو را با هم ترکیب کند، نتیجه کار یک منوریل معلق بود.امروزه سیستم منوریل در شهرهای کوچک و بزرگ دنیا با دو کاربری عمده مورد استفاده قرار می گیرد. در برخی از شهرها این سیستم به منظور حمل ونقل درون شهری به کار گرفته شده و در برخی دیگر به منظور جذب توریست در مناطق پرگردشگر مورد بهره برداری قرار می گیرد. اما استفاده از این سیستم در تهران به اعتقاد کارشناسان حمل ونقل باتوجه به شرایط ویژه شهرسازی و ترافیکی، نیازمند بررسی های کارشناسی دقیق و درنظر گرفتن تراکم جمعیت و بافت های مسکونی و همچنین نیاز تهران به حجم بالای جابه جایی مسافران در مدت زمان محدود است.براساس مطالعات کارشناسی انجام شده در وزارت کشور قطارهای سبک شهری ظرفیت جابه جایی 10 تا 35هزار نفر مسافر در ساعت را دارند، درحالی که با بهره گیری از قابلیت های مترو می توان در یک ساعت 30 تا 70هزار نفر مسافر را جابه جا کرد.
شاید بتوان گفت منوریل از خاصیت مدرن بودنش هم ضرر می‌کند و هم بهره می‌برد. آنهایی که طرفدار منوریل هستند، اغلب شیفته ظاهر مدرن آن شده‌اند که نویدبخش دنیایی فانتزی در آینده است و آنهایی هم که منوریل را دوست نمی‌دارند، اغلب آن را فانتزی‌تر از آن می‌دانند که بتوانند به عنوان یک وسیله حمل و نقل عمومی به حساب آورند.
منوریل سالیان سال است که در نقاط مختلف دنیا به عنوان وسیله‌ای فانتزی در پارک‌های بازی و سرزمین‌های عجایب به کار می‌رود. ایده چنین استفاده‌ای از منوریل هم نخستین بار به ذهن والت دیزنی رسید. او در سال 1959 میلادی نخستین منوریل آمریکا را در پارک معروف خود، دیزنی‌لند راه‌اندازی کرد.
این کار او سبب شد بازدیدکنندگان زیادی از نقاط مختلف آمریکا به دیزنی‌لند بیایند تا این وسیله نقلیه عجیب را ببینند و سوار شوند. اما منوریل در همین مرحله ماند و هیچ‌گاه به طور جدی از پارک‌های فانتزی خارج نشد.

 

سالیان سال است که مردم دنیا به منوریل به چشم وسیله نقلیه آینده می‌نگرند. وسیله نقلیه‌ای که در عصر سفینه‌های فضایی و روبات‌های آدم‌نما مردم را جابه‌جا می‌کند.
مونوریل‌های جدید تکیه‌شان روی یک میله بلند جامد، به عنوان سطح پیش‌برنده است. در حال حاضر دو تکنولوژزی برای مونوریل وجود دارد: straddle beam یا همان قطارهای تک ریلی و معلق.
رایج‌ترین نوع مونوریل در زمان حال، همان Straddle Beamها هستند. در این نوع مونوریل‌ها یک میله تقویت‌شده به پهنای 60 تا 90 سانتی‌متر در میانه تحتانی قطار قرار دارد. یک لاستیک از بالا به این میله متصل است که این دو قسمت با هم تعادل قطار را حفظ می‌کنند.
تقریبا تمام مونوریل‌های مدرن با نیروی الکتریسیته کار می‌کنند. در برخی مونوریل‌ها از نیروی الکترومغناطیس برای پایدار نگه‌داشتن قطار استفاده می‌شود. یعنی نیروی مغناطیسی نمی‌گذارد که قطار روی ریل منحرف شود یا در مونوریل‌های معلق، به زمین بیفتد.
استفاده از نیروی الکترومغناطیس سبب می‌شود مونوریل‌ها با اطمینان بیشتری بتوانند حرکت کنند و در نتیجه سرعت هم در آنها بالا برود. هم‌اکنون سریع‌ترین مونوریلی که ساخته شده است، 501 کیلومتر بر ساعت سرعت دارد.

 

البته قابلیت تغییر خط هنوز در بسیاری از سیستم‌های مونوریل در دنیا ایجاد نشده است. یعنی یک قطار تنها می‌تواند روی یک مسیر حرکت کند. به همین دلیل در بسیاری از خطوط مونوریل موجود از یک سیستم چرخشی استفاده می‌شود که ابتدا و انتهای آن به هم متصل است و به همین دلیل نیازی به تغییر خط نیست.

 

جدول خطوط مونوریل در قاره آسیا

 

منوریل؛ منسوخ شده در 68 کشور
براساس مطالعات صورت گرفته در 68 کشور جهان در سال 2007، مونوریل هنوز یک سیستم حمل و نقلی لوکس است که تنها در شهرهایی که در دهه 80 و 90 به ساخت آن تن داده‌اند، دیده می‌شود. گرچه صد سال پیش همزمان ساخت مونوریل و مترو در بسیاری از کلانشهرها آغاز شد، اما مونوریل تنها توانست یک سهم 5 درصدی را نسبت به سهم 95 درصدی مترو و قطارهای سبک شهری در سیستم حمل و نقل داشته باشد.
طبق مطالعات به عمل آمده بر روی سیستم‌های حمل و نقلی 68 کشور جهان، که در سال 2007 جمعا دارای 805 سیستم حمل و نقل همگانی بوده‌اند، 6 نوع سیستم حمل و نقل همگانی در آنها وظیفه حمل و نقلی را در 138 شهر به شرح زیر به عهده دارند:
قطار سریع‌ شهری (مترو) 133 شهر، تراموا 333 شهر، قطار سبک شهری (مترو سبک) 90 شهر، راه‌آهن سبک شهری 148 شهر، تراموای قدیمی 51 شهر، مونوریل 50 شهر.
طبق این نمایه از حدود 805 مورد سیستم حمل و نقل همگانی موجود فعال در قریب به 805 شهر از 68 کشور جهان حدود 8/93 درصد آنها را سیستم‌های ریلی، شامل قطار سریع‌ شهری یا مترو، قطار سبک شهری، تراموای جدید، راه‌آهن سبک و تراموای قدیمی سنتی تشکیل می‌دهد و تنها 50 مورد آن در 50 شهر از 16 کشور جهان به سیستم مونوریل اختصاص دارد.
4کشور ایالات متحده آمریکا، آلمان، ایتالیا و انگلستان علاوه بر مونوریل، 5 سیستم دیگر (مترو، قطار سبک، تراموا، راه‌آهن سبک و تراموای سنتی) را نیز در شهرهای خود احداث کرده‌اند؛ 2 کشور (ژاپن و اسپانیا)، علاوه بر مونوریل از 4 سیستم دیگر نیز استفاده می‌کنند؛ 3 کشور (روسیه، سوئیس و فرانسه)، علاوه بر مونوریل، از 3 سیستم دیگر نیز برخوردار هستند و بالاخره تنها یک کشور (اوکراین) است که علاوه بر مونوریل، 3 سیستم دیگر را نیز در شهرهای خود در دست بهره‌برداری دارد.
با توجه به موارد آماری یاد شده می‌توان چنین نتیجه گرفت که تقریبا در تمام شهرهای کشورهای صنعتی، «طیف گسترده»‌ای از سیستم‌های حمل و نقل همگانی، راه‌اندازی و از آنها استفاده می‌شود و به طور کلی مونوریل در میان 6 نوع سیستم حمل و نقل شهری )شامل مترو، قطار سبک شهری، تراموا، راه‌آهن سبک، تراموای قدیمی و مونوریل)، کمتر از 5 درصد سیستم حمل و نقل شهری این کشورها را به خود اختصاص داده است.
چنانچه در برخی از شهرهای کشورهای پیشرفته صنعتی که به علت شرایط جغرافیایی و مخصوصا شرایط مجمع‌الجزایری شهرها (ژاپن، مالزی و اندونزی) از یک‌سو، و پستی و بلندی متواتر و مخصوصا شرایط رودخانه‌ای- دره‌ای (آلمان)، از سوی دیگر، راه‌اندازی سیستمی از سیستم‌های حمل و نقل ریلی پنج‌گانه یاد شده امکان‌پذیر نبوده است. استفاده از سیستم «مونوریل» به عنوان یک سیستم حمل و نقل همگانی شهری امری اجتناب‌ناپذیر بوده است. البته در این شهرها هم عموما گردشگری و ضرورت تماشا و تسلط بصری از سطح بالاتر هم مطرح بوده است.
در هیچ یک از این کشورها، بدون مطالعه «امکان‌سنجی فنی – اقتصادی» کامل، به مفهوم درست و کارشناسی، هرگز نسبت به راه‌اندازی سیستم حمل و نقل همگانی شهری اقدام نشده است.
و اما ایران:
در ایران نیز گفته می شود اولین قرارداد احداث منوریل در تهران حدود 10 سال پیش، در زمان شهرداری غلامحسین کرباسچی به طول 4 کیلومتر، میان شهردار منطقه 2 تهران و شرکت کنترل مکانیک در مسیر پارک تکنولوژی- بوستان گفت وگوی فعلی- به ارزش 12میلیارد تومان منعقد شد. اما به دلیل همزمانی این موضوع با دوران پایانی شهرداری کرباسچی و به تبع آن تغییر و تحولات مدیریتی در شهرداری تهران احداث منوریل در تهران به دست فراموشی سپرده شد و بالاخره در دوران مدیریت شهری محمود احمدی نژاد در تهران، پرونده منوریل مجددا به جریان افتاد.
شهرداری تهران به ریاست محمود احمدی نژاد اواخر سال 82 و پس از گذشت 5 ماه از عمر شورای دوم شهروندان، طرحی 2 صفحه ای برای احداث قطار هوایی به طول 240 کیلومتر و با اعتباری بالغ بر 3500میلیارد تومان با مشارکت بخش خصوصی ارائه کرد. اما موفق به جلب موافقت اعضای شورای شهر نشد اما به دلیل تاکید شهرداری نسبت به اجرای این طرح، اعضای شورا پس از بازنگری یک ماهه این لایحه، طول پروژه را از 240 به 6 کیلومتر کاهش دادند و با احداث آن در مسیر صادقیه- اکباتان موافقت کردند. به این ترتیب لایحه احداث منوریل در تهران 17 اسفندماه 82 در شورای شهر تصویب و 10 روز پس از آن کلنگ احداث این سیستم ریلی در حالی که گودبرداری آن از قبل انجام شده بود، بر زمین زده و قرار شد این پروژه 6 کیلومتری در مدت زمان 2 سال به پایان و به بهره برداری برسد. این در حالی بود که آغاز این عملیات پیش از اعلام نظر فرمانداری تهران در مهلت قانونی 15 روزه برای اعلام تایید یا رد مصوبه شورا، صورت گرفت.
از این رو فرمانداری اعتراض خود را در هیات حل اختلاف مطرح و مصوبه شورا مبنی بر احداث خط منوریل در تهران رد شد. از سوی دیگر به دلیل اینکه شهرداری وقت برای اجرای این طرح در تهران صرفا به مصوبه شورای شهر اکتفا کرده بود و مجوز شورای عالی ترافیک را نداشت، هزینه کردن بودجه در این طرح، از سوی دولت وقت غیرقانونی اعلام شد.
لذا عدم تایید مصوبه احداث منوریل توسط فرمانداری تهران، مخالفت های مکرر شورای عالی ترافیک کشور به دلیل عدم انجام مطالعات کارشناسی، عدم ارائه گزارش مطالعات انجام شده به این شورا و عدم بهره وری بالای این سیستم با توجه به شرایط ترافیکی ویژه تهران موجب شد بعد از گذشت 2 سال و 5 ماه از کلنگ زنی احداث منوریل صادقیه و بعد از کشمکش های متعدد دستگاه های مذکور با شورا و شهرداری، احداث منوریل در مرداد 85 متوقف شود. ناگفته نماند که تصویب لایحه احداث منوریل در دور دوم شورای شهر تهران در حالی صورت گرفت که اعضای شورا در مقابل اقدامات غیر قانونی شهرداری نظیرانعقاد قرارداد احداث منوریل قبل از تصویب در شورای شهر تهران، واگذاری پروژه به پیمانکار و پیش فروش واحدهای مجتمع تجاری منوریل قبل از آغاز عملیات احداث؛ سکوت کردند. از سوی دیگر، مسوولان شهرداری در طرح اولیه خود هزینه احداث منوریل را 20میلیارد تومان، به ازای هر کیلومتر 3میلیون دلار، عنوان کرده بودند، اما 7 ماه بعد از آغاز عملیات اجرایی، حمید بهبهانی، معاون حمل ونقل و ترافیک شهرداری تهران (وزیر راه و ترابری فعلی) در گزارش عملکرد خود از میزان پیشرفت پروژه، کل هزینه احداث منوریل 6 کیلومتری با 5 ایستگاه و 12 قطار را 52 میلیارد و 605میلیون و 420هزار تومان عنوان کرد، اما این اختلاف هزینه ها هم بازتابی در میان اعضای شورا نداشت.
ضمن اینکه اگرچه اعضای شورا در بررسی های خود به این نتیجه رسیدند که تجربه منوریل در کشورهای مختلف دنیا، یک وسیله حمل ونقل فانتزی است، اما در حمایت از شهرداری تهران نسبت به تصویب و اجرای آن برآمدند و جالب اینکه همان اعضایی که در دوره قبل به اجرای این طرح رای مثبت دادند، امروز و در دور سوم شورا بر این باورند که در شرایط کنونی منوریل دردی از معضل ترافیک تهران حل نمی کند و دولت باید بودجه مرتبط با آن را برای تکمیل و توسعه مترو صرف کند.
از دیگر موارد قابل طرح سوال اینکه قرار بود با اجرایی شدن مصوبه احداث منوریل درآمد حاصل از فروش واحدهای تجاری منوریل به حساب مشترکی میان شهرداری و سرمایه گذار واریز شود تا کل این مبلغ صرف اجرای پروژه شود اما هنوز از اینکه درآمد این واحدها چقدر بوده و به چه حسابی واریز شده، هیچ خبر رسمی منتشر نشده است.
براساس این گزارش، بالاخره اواسط سال 85 و تقریبا یک سال بعد از آغاز دولت نهم، دکتر احمدی نژاد رییس جمهور پروژه منوریل را برای اجرا در تهران و برخی از شهرهای کشور نظیر مشهد مطرح کرد. به طوری که در سفر استانی خود به تهران اختصاص 150 میلیارد تومان اعتبار برای احداث منوریل را تصویب کرد.
البته در ابتدا مجموعه مدیریت شهری بر این گمان بودند که این اعتبار برای تکمیل پروژه نیمه کاره منوریل صادقیه باشد اما بنا به صحبت های مهدی هاشمی، معاون عمرانی وزیر اسبق کشور در بیستم آذر 86 مشخص شد که این اعتبار در قالب تبصره 13 و برای احداث 4 خط منوریل به طول 40 کیلومتر اختصاص یافته است.
در آن زمان از سوی دولت اینگونه عنوان شد که اجرای طرح منوریل در تهران نیازی به مصوبه شورای شهر تهران ندارد. از این رو قرارداد احداث منوریل را در 4 جهت تهران و به طول 39 کیلومتر به ارزش 1500میلیارد تومان منعقد کردند. غافل از اینکه در زمان شهرداری احمدی نژاد که دولت خاتمی با اجرای منوریل بدون مصوبه شورای عالی ترافیک مخالف بود، شهرداری صرفا به مصوبه شورای شهر تکیه داشت و معتقد بود برای اجرای منوریل در تهران نیازی به مصوبه شورای عالی ترافیک کشور نیست در حالی که در دولت فعلی اجرای 4 خط منوریل تهران در شورای عالی ترافیک کشور و در قالب طرح جامع حمل ونقل عمومی تهران مصوب شد.اختصاص اعتبار 150میلیارد تومانی از سوی دولت به اجرای خطوط منوریل در تهران موجب شد برخی اعضای شورای شهر تهران در دوره سوم برای اینکه احداث منوریل در تهران نیاز به مصوبه شورای شهر دارد، اظهارنظرهایی داشته باشند. از این رو عنوان شد که موضوع منوریل در تهران از ابتدا سیاسی بوده همچنان که دکتر احمدی نژاد در زمان شهرداری تهران مخالفت برخی دستگاه های دولتی با اجرای منوریل در تهران را ناشی از رفتار قبیلگی دانسته و گفت که مسائل پشت پرده را برای مردم بیان می کند. قالیباف، شهردار فعلی تهران نیز پس از دستور توقف اجرای خطوط 8 و 9 متروی تهران از سوی شورای عالی ترافیک کشور و جایگزینی آن با منوریل، آن را موضوعی سیاسی برشمرد و گفت که منوریل یک بحث فنی است در حالیکه این موضوع سیاسی شده است.
علاوه بر این اعضای شورای شهر تهران نیز بعد از توقف پروژه منوریل و آشکار شدن مشکلات آن نیز اظهاراتی مطرح و در آن به نوعی سیاسی بودن پروژه منوریل را تایید کردند. اما دلایل احراز دولت برای اجرای سیستمی که هنوز فرآیند آزمایشی آن در بازی های سیاسی معطل مانده و اطمینانی نسبت به پاسخگو بودن این سیستم در تهران و در بعد کلان آن در کشور وجود ندارد، چیست؟
مهدی هاشمی، معاون عمرانی وزیر کشور اسبق دی ماه سال گذشته دلایل احراز دولت برای اجرای منوریل در تهران را این گونه عنوان کرده بود که سالانه درتهران 5/2کیلومتر مترو ساخته می شود، اما در یک سال می توان 20کیلومتر خطوط منوریل ایجاد کرد.اما در همان زمان تشکری هاشمی، معاون حمل ونقل و ترافیک شهردار تهران نیز در واکنش به اظهارات وی گفت که شهرداری تهران قادر است سالانه 20کیلومتر مترو بسازد، اما سالانه معادل یک و نیم کیلومتر بودجه متروسازی به شهرداری داده می شود در حالی که دولت موظف است 50درصد هزینه احداث خطوط مترو را متقبل شود.
محمدباقر قالیباف شهردار تهران نیز در همین رابطه اعلام کرد که برخی می گویند تهران به 130 یا 300 کیلومتر خطوط منوریل نیاز دارد اما در سراسر دنیا در مجموع حدود 303کیلومتر خط منوریل و 5هزار کیلومتر خطوط مترو موجود است.نکته قابل توجه اینکه با وجود این همه تاکیدات و ارائه دلایل مختلف مبنی بر کم هزینه و سریع بودن اجرای خطوط منوریل در تهران از سوی تیم شهردار اسبق تهران و مجموعه وزارت کشور در دولت نهم اما نه تنها آن پروژه 6کیلومتری احداث منوریل در زمان شهرداری تهران در دوره قبل به اجرا و بهره برداری نرسید؛ بلکه برخلاف گفته های مهدی هاشمی، معاون عمرانی وزیر کشور سابق که قرار بود کلنگ منوریل تهران تا پایان سال 86 بر زمین زده شود، تاکنون هیچ گونه اقدام عملی در این رابطه از سوی دولت انجام نشده یا گزارشی از آن در دست نیست.به همین دلیل هم قالیباف به دلیل تاخیر در اجرایی شدن منوریل صادقیه در پایان سال گذشته مستندات فنی و علمی خود را درباره جمع آوری پایه های منوریل به شورای شهر ارائه و با جلب نظر اعضای شورا در سال جاری، موفق به اخذ مصوبه شورا در این زمینه شد.اما هنوز از جمع آوری این پایه ها که بنا به گفته معاون ترافیک شهرداری تهران مکان نصب آنها محل تجمع اراذل و اوباش شده است، خبری نیست و گویا اقدامی اساسی در این رابطه از سوی شهرداری صورت نگرفته است.

 

منوریل میدان صنعت – نمایشگاه
دکتر شهریار افندی زاده، مدیرعامل شرکت مطالعات جامع حمل و نقل و ترافیک شهرداری تهران در رابطه با خطوط پیش بینی شده برای قطار هوایی در طرح جامع حمل و نقل گفت: در این طرح 3 خط مکمل پیش بینی شده که مجموع این خطوط 31کیلومتر خواهد بود.

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله 15   صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله مونوریل تهران