فی دوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

فی دوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

تحقیق در مورد کمال نهایی انسان

اختصاصی از فی دوو تحقیق در مورد کمال نهایی انسان دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

تحقیق در مورد کمال نهایی انسان


تحقیق در مورد کمال نهایی انسان

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*

 

فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

  

تعداد صفحه68

 

فهرست مطالب

 

کمال نهایی انسان :

شناخت کمال نهایی :

کمال نهایی انسان از دیدگاه وحی :

معیار فضیلت اخلاقی

2- جهت گیری امیال فطری :

مقدمه :

انسان هر اندازه دانشمند باشد  و گفته شود علوم دیگری هست فطرتاً مایل است آن علوم را هم بیاموزد پس قدرت مطلق وعلم مطلق باید باشد تا آدمی دل به آن ببندد و آن خداوند متعال است که همه به آن متوجهیم گرچه خود ندانیم زیباترین حال برای انسان آن است که به یاد خدا باشد وخود را دائماً در حضور او ببیند وحائلی میان خود و خدا تصور نکند ، انسانی که نور محض وکمال مطلق وعلم وقدرت و جمال و جلال حق را بادیده دل مشاهده کند وبا او انس بگیرد ،صورت قلبش صورت ذکر حق می شود و آثار ایمان از سراسر وجودش متجلی می گردد وبه چیزی که خلاف رضای اوست نمی اندیشد ابعاد بترتیب از ابعاد وجودی انسان جدا نیست انسان دارای جسم و روح است که هر یک را استعدادها و گرایش هایی است ، بویژه روح ونفس ناطقه که از استعدادهای پیچیده وگسترده ای برخوردار است . بنابراین تربیت آنگاه کامل است که رشد وتکامل انسان همه جانبه به طور متعادل مد نظر او قرار گیرد کمال مطلق که علم و آگاهی یکی از جلوهای آن است ، خواسته فطری انسان است وانسان تا رسیدن به آن - چیزی جز واجب الوجود نیست – آرام نمی گیرد .

کمال حقیقی انسان  


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق در مورد کمال نهایی انسان

تحقیق در مورد کمال نهایی انسان

اختصاصی از فی دوو تحقیق در مورد کمال نهایی انسان دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

تحقیق در مورد کمال نهایی انسان


تحقیق در مورد کمال نهایی انسان

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*

 

فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

  

تعداد صفحه68

 

فهرست مطالب

 

مقدمه

کمال حقیقی انسان

کمال نهایی انسان :

شناخت کمال نهایی :

کمال نهایی انسان از دیدگاه وحی :

2- جهت گیری امیال فطری :

معیار فضیلت اخلاقی

حقیقت قرب به خدا

مراتب قرب به خدا

مفهوم تقّرب به خدا :

انسان هر اندازه دانشمند باشد  و گفته شود علوم دیگری هست فطرتاً مایل است آن علوم را هم بیاموزد پس قدرت مطلق وعلم مطلق باید باشد تا آدمی دل به آن ببندد و آن خداوند متعال است که همه به آن متوجهیم گرچه خود ندانیم زیباترین حال برای انسان آن است که به یاد خدا باشد وخود را دائماً در حضور او ببیند وحائلی میان خود و خدا تصور نکند ، انسانی که نور محض وکمال مطلق وعلم وقدرت و جمال و جلال حق را بادیده دل مشاهده کند وبا او انس بگیرد ،صورت قلبش صورت ذکر حق می شود و آثار ایمان از سراسر وجودش متجلی می گردد وبه چیزی که خلاف رضای اوست نمی اندیشد ابعاد بترتیب از ابعاد وجودی انسان جدا نیست انسان دارای جسم و روح است که هر یک را استعدادها و


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق در مورد کمال نهایی انسان

تحقیق امام علی(ع) معیار کمال

اختصاصی از فی دوو تحقیق امام علی(ع) معیار کمال دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

تحقیق امام علی(ع) معیار کمال


 تحقیق امام علی(ع) معیار کمال

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*

فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)


تعداد صفحه:20

فهرست:

 

 

امام علی(ع) معیار کمال

 

مقاله پژوهشی تحقیقی

 

 

 

 

 

 

 

گرد آورنده:

 

حمید منصوری

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پاییز 1387- دانشگاه آزاد واحد خمین

 

فهرست مطالب

 

عنوان................................. صفحه

 

1- اهداء..............................

 

2- فضایل اهل بیت از لسان پیامبر(ص)....

 

3- فضایل امام علی(ع)..................

 

4- مولود کعبه.........................

 

5- اسوه انسانیت.......................

 

6- خداشناسی علی(ع)....................

 

7- حجت خدا بعد از پیامبر..............

 

8- روایات و آیات درباره علی(ع)........

 

9- اعتراف.............................

 

10- منابع.............................

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اهداء

 

با صاحب ولایت مطلقه الهیه

 

امیرالمومنین علیه السلام

 

پروردگارا ترا شکر گزاریم که نعمت اسلام و ولایت و محبت ائمه اطهار(ع) عنایتمان فرمودی. و در این مقطع زمانی که بندگانت به سوی مکاتب مادی گرایی کشانده می شوند، و روز بروز بر دلهره و اضطرابشان افزوده می گردد، افتخار داریم که تشیع اشک و خونرا از سرگرمی این مکاتیب و صفحات سیاه شده از اباطیل رنگارنگ و ظاهر فریب بنام کتاب بر کنار داشتی، و در دامن لطف و عنایت اهل بیت عصمت علیهم السلام با ورود بمکتب و احادیث آنان کرامت دادی.

 

از نعمت های بزرگ توست توفیق پژوهش در موضوع مقدسی چون«امام علی(ع) معیار کمال». این هدیه ناچیز را به پیشگاه خلیفه بلافصل پیامبرمان، امیرالمومنین علی بن ابی طالب صلوات الله و سلامه علیه اهداء می کنم، و امیدوارم مورد توجه ساحت مقدس فرزندش حضرت بقیه الله الاعظم(عج) قرار گرفته و عنایتی به راقم سطور و والدینش بفرماید.

 

پائیز 87

 

حمید منصوری

 

 

 

 

 

مقدمه:

 

فضایل اهل بیت از لسان پیامبر(ص):

 

در کتاب اسرار ال محمد(ص) به نقل از سلیم بن قیس آمده است:

 

آنگاه که پیامبر خدا در بستر بیماری بود؛ فاطمه(ع) وارد شد، چون حال رسول الله را دید بغض گلویش را گرفت بصورتیکه اشک بگونه اش جاری شد. پیامبر فرمود: دخترم، چرا گریه می کنی؟ عرض کرد: نسبت به خودم و بچه هایم بعد از تو ترس دارم. حضرت در حالیکه اشک از چشمانش جاری میشد فرمود: فاطمه ام آیا نمی دانی ما خانواده ای هستیم که خداوند برای ما آخرت را بدنیا ترجیح داده... خداوند تبارک و تعالی توجهی بر زمین کرد و مرا از میان اهل زمین انتخاب کرد و به پیامبری برگزید. بار دیگر توجهی بر زمین کرد و شوهر ترا انتخاب کرد و به من دستور داد تا تو را به ازدواج وی درآورم، و او را برادر و عزیز و وصی و جانشین خود در میان امت قرار دهم.

 

پدر تو بهترین پیامبران و شوهرت بهترین اوصیا و بهترین وزرا است، ... تو رئیس زن های اهل بهشتی و دو فرزندت(حسن و حسین) دو پسر و آقای اهل بهشتند. و نه تن از فرزندان حسین اوصیاء من اند که پس از برادرم علی(ع) و حسن و حسین در یک مقام در بهشت هستند.

 

سپس فرمود: علی بن ابی طالب هشت دندان برنده و شکننده دارد(برتری هایی که هیچکس ندارد:

 

1- به خدا و فرستاده اش قبل از همه کس ایمان آورده.

 

2- به همه کتاب خدا و سنت من علم دارد.

 

3- تو ای دخترم همسر او هستی.

 

4- دو نوه ام حسن و حسین فرزندان من اند.

 

5- امر به معروف او.

 

6- نهی از منکر او.

 

7- خداوند به او حکمت آموخت.

 

8- فصل الخطاب حق و باطل را نیز به وی آموخت.

 

فضائل امام علی(ع):

 

درباره، فضائل و منزلت بالای امام علی(ع) در متون روایی مطالب زیادی آمده است که بیانگر این واقعیت است، امام علی(ع) خود بهترین یار و نزدیک ترین صحابه پیامبر بود.

 

سلیم بن قیس می گوید: ابوذر و سلمان و مقداد برای من روایت کردند، سپس این حدیث را از علی(ع) هم شنیدم: روزی مردی به علی(ع) فخر کرد، پیامبر(ص) به علی فرمود برادرم تو فخر کن بتمام عرب چون تو از جهت پسر عمو و پدر و برادر و روحیه و نسبت و همسر و فرزند و عمو بر همه آنان برتری داری، و همچنین رنج و مشقت تو بجان و مالت بزرگترین، حلم و حوصله و علم تو بیشتر از آنهاست. تو به خواندن کتاب خدا آشناتر و به سنت های خدا داناتر از آنهایی، دل تو شجاعتر و دست تو بخشنده تر و بدنیا بی میل تر در کوشش و اجتهاد سخت تر، اخلاقت نیکوتر، زبانت راستگوتر، محبت تو بخدا و من زیادتر از آنهاست.[1]

 

ابان می گوید این حدیث را برای حسن بعدی از قول ابوذر نقل کردم، او گفت: «سلیم و ابوذر راست گفته اند. علی بن ابی طالب دارای سبقت در دین برتری در علم و حکمت و فقه و نظریه و صحت، صاحب فضیلت و وسعت در دانش و مزاج است. از جهت اقوام و دامادی، بزرگی، شجاعت، کارزار، بخشش، نفع رسانی بمردم، علم بقضاوت، خویشاوندی و گرفتاری از همه بالاتر است.»

 

علی در همه امورش در مرتبه عالی است رحمت و صلوات خدا بر او باد. سپس حسن بصری گریست بطوری که محاسنش تر شد.[2]

 

امام علی علیه السلام درباره فضایل خود در نهج البلاغه خطبه 192 می فرماید.«من در خردسالی، بزرگان عرب را به خاک افکندم و شجاعان دو قبله معروف«ربیعه» و «مضر» را در هم شکستم! شما موقعیت مرا نسبت به رسول خدا(ص) در خویشاوندی نزدیک در مقام و منزلت ویژه می دانید، پیامبر مرا در اتاق خویش می نشاند، در حالی که کودک بودم مرا در آغوش خود می گرفت، و در بستر مخصوص خود می خوابانید، بدنش را به بدن من می چسباند، و بوی پاکیزه خود را به من می بویاند، و گاهی غذایی را لقمه لقمه در دهانم می گذارد، هرگز دروغی در گفتار من، و اشتباهی در کردارم نیافت. از همان لحظه ای که پیامبر(ص) را از شیر گرفتند، خداوند بزرگترین فرشته(جبرئیل) خود را مامور تربیت پیامبر(ص) کرد تا شب و روز، او را به راه های بزرگواری و راستی و اخلاق نیکو راهنمایی کند، و من همواره با پیامبر بودم چونان فرزند که همواره با مادر است. پیامبر هر روز نشانه تازه ای از اخلاق نیکو را برایم آشکار فرمود، و به من فرمان داد که به او اقتدا نمایم:

 

پیامبر چند ماه از سال را در غار حراء می گذراند، تنها من او را مشاهده می کردم، و کسی جز من او را نمی دید، در آن روزها، در هیچ خانه اسلام راه نیافت جز خانه رسول خدا(ص) که خدیجه هم در آن بود و من سومین آنان بودم. من نور رسالت و وحی را می دیدم، و بوی نبوت را می بوییدم من هنگامی که وحی بر پیامبر(ص) فرود می آمد، ناله شیطان را شنیدم، گفتم ای رسول خدا، این ناله کیست؟ گفت: شیطان است که از پرستش خویش مایوس گردید و فرمود«علی! تو آنچه من می شنوم، می شنوی، و آنچه را من می بینم، می بینی، جز اینکه تو پیامبر نیستی، بلکه وزیر من بوده و به راه خیر می روی[3]»

 

مولود کعبه:

 

ولادت حضرت علی(ع) همانند اوصاف و شمائلش بی نظیر بوده، و در تاریخ بشریت کسی همانند او دیده نشده است!«فاطمه بنت اسد» مادر گرامی آن سرور در حالی که همانند سایر مردم، خانه«کعبه» را طواف می نمود، درد زایمان، وی را فرا گرفت، و در میان زائرات خانه خدا در حالی که به شدت متاثر بود، مناجاتی با صاحب کعبه کرد و گفت: پروردگارا! من به تو و به تمام پیامبران و سفیران آسمانی، و کتابهای آنان ایمان دارم، تو می دانی که من به«خلیل الله» حضرت«ابراهیم» ایمان داشته، و آئینش را با جان و دل می پذیرم، تو را به بنیانگذار بیت، و عظمت کعبه، و به احترام این مولود عزیزی که در شکم دارم، و او پیوسته با من انس گرفته و تکلم می نماید، مولودی که یکی از حجت ها و آیات تو می باشد، این ولادت را برایم آسان گردان.

 

دعای فاطمه مستجاب شد ناگاه تماشاگران و از جمله آنان«عباس بن عبدالمطلب» و«یزید بن قعنب» و دیگران مشاهده کردند که خانه خدا از سوی جنوب شرقی(باب مستجار) باز شد و فاطمه وارد کعبه کشت و دیوار باز شده آن بهم پیوست، و تا سه روز در شریفترین مکان گیتی مهمان خدا شد، و نوزاد خود را به کمک ماموران الهی و حوریان بهشتی به دنیا آورد. مردم تماشاگر، این قضیه شگفت انگیز را دهان به دهان به گوش مردم مکه رساندند، و جمعیت انبوهی دور کعبه گرد آمده و منتظر نتیجه آن بودند، و حتی متصدیان و کلیدداران کعبه هر چه تلاش کردند، نتوانستند در کعبه را باز کنند و لذا جمعیت فراوانی از رفتن به خانه و کار و کسب خود باز مانده، و با شوق و ولع شدید می خواستند با میهمان کعبه دیوار کنند.

 

سه روز از این جریان تاریخی گذشت ولی هنوز خبری از آن به دست نیامد، روز چهارم ناگاه دیوار کعبه از همان مکانی که قبلا باز شده بود دوباره باز شد، و در حالی که چشمان مردم خیره شده بود«فاطمه بنت اسد» مادر گرامی امیرالمومنین با حالتی شادان و خوشحال که از کعبه خارج گشت مردم تماشاگر دیدند: فاطمه مولودی را به بغل گرفته، که نور در چهره اش متجلی است، آنگاه خطاب به حاضران فرمودند:

 

«ای مردم! خداوند از میان زنان مخلوقاتش مرا برگزید و مرا بر زنان ممتاز گذشته برتری داد، اگر«آسیه» بطور مخفی خدا را پرستش کرد... و اگر«مریم» در هنگام زایمانش از درخت خشکیده رطب چید، خداوند مرا بر آنان و تمام زنان عالمیان در گذشته مقدم داشت، زیرا من فرزندم را در بیت خدا به دنیا آوردم!! و سه روز در آنجا مهمان خدا بودم! و از میوه های بهشتی و طعام مخصوص الهی پذیرایی می گشتم!! و هنگام خروجم از کعبه خطاب رسید: ای فاطمه! نام مولود کعبه را«علی اعلی» هستم، من فرزندت را از قدرتم آفریدم، او در بالای این«کعبه» اذان می گوید، و بت ها را از آنجا پاک می کند، او پیشوای این امت بعد از حبیب من«من صلی الله علیه و آله» است. خوشا به حال کسی که او را دوست داشته و یاری اش نماید، وای بر کسی که وی را نافرمانی نموده و حقش را تباه سازد.[4]

 

علی(ع) اسوه انسانیت:

 

بر کسی پوشیده نیست که هر انسانی در زندگانی خود به دنبال«اسوه و الگو» می باشد و سعی می کند حرکات و گفتار خویش را همانند آن الگوها انجام دهد، هر چندگاه آن الگو خوب و گاه بد می باشد و دین اسلام نیز این قانون کلی انسان را مورد تایید قرار داده، و در هر زمانی الگو و یا الگوهایی تعیین کرده، و مردم را به پیروی از آنان سفارش نموده و تخلف از این کار را موجب کیفر و عقاب دانسته است.

 

تمام انبیای الهی از آغاز خلقت بشر بر کره خاکی، هر یک الگو و اسوه پاک و بدون نقص برای امت خود بودند، و رسول خدا که خاتم انبیای الهی است طبق آیات زیادی از قرآن مجید به عنوان اسوه و الگو معرفی شده«لقد کان لکم فی رسول اسوه حسنه»[5] و اطاعت او اطاعت پروردگار عالم معرفی شده است«اطیعوالله و اطیعوالرسول»[6].

 

پس از رحلت پیامبر اکرم(ص) این مسئولیت عظیم به جانشین و وصی بر حقش«امیرالمومنین علی(ع)» انتقال یافته، و طبق دلایل زیاد و مدارک کافی که در این زمینه موجود است، از هر جهت در جایگاه ارشادی و رهبری رسول خدا(ص) قرار گرفته و وظایف وی را انجام می دادند، جان و دل پذیرفته و در تمام برنامه های مشخصی و اجتماعی خویش از آن سرور پیروی کنند. در این زمینه یکی از دانشمندان اهل سنت می گوید:«فاما علی علیه السلام فانه عندنا بمنزله الرسول صلی الله علیه و اله فی تصویب قوله و الاجتحاج بفعله و وجوب طاعته ...»[7] حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام نزد ما همانند وجود مبارک رسول خدا صلی الله علیه و اله است از نظر«عصمت» در گفتار و تمسک به رفتار، و اطاعت و پیروی واجب از دستوراتش، در این فراز جایگاه امام علی(ع) همانند جایگاه پیامبر است، مانند او معصوم است، و مردم در گفتار و رفتار موظفند او را الگوی خویش قرار داده و از امرش بدون چون و چرا پیروی نمایند به همان شبی که از رسول خدا پیروی می کردند.

 

رسول خدا در حدیثی می فرماید: پروردگار عالم فرمودند: همانا علی علیه السلام پرچم و نشانه هدایت است او پیشوای بندگان و دوستان من است! «علی» نور روشنگر پیروان الهی، و همان کلمه ای است که بر انسان های متقی واجب کرده ام هر کس علی را دوست دارد، مرا دوست داشته و دشمنان وی دشمنان من هستند!! ای پیامبر! این فضیلت را به علی خبر ده، و رسول اکرم نیز خبر داد.[8]

 

خداشناسی علی(ع):

 

نحوه نگرشو شناخت آدمی در رابطه با خداوند، تاثیر شگفتی بر زندگی آدمی دارد. خداشناسی صرفا امری قلبی و ذهنی نیست که هیچ تاثیری در زندگی انسان نداشته باشد، بلکه انسان اینگونه زندگی می کند که خدا را می شناسد. خداوند همه چیز یک مومن است، اینکه مومن چگونه فهمی از خدا دارد، در زندگی و رفتار و کردار او تاثیر می گذارد.

 

کسانی که تلقی ناآگاهانه ای از خدا دارند، رحمت خدا را محدود می کنند و خدا را همواره بر جایگاه غضب نشانده به انتظار لغزش بندگانش می ماند و آنان را به عذاب ابدی می کشاند. چنانکه خوارج نهروان خدا را اینگونه فرض می کردند. از نظر خوارج همه انسانها مخلد در آتش جهنم هستند جز عدد بسیار معدود. چنین اشخاصی همه مردم جهان را با دید کفر و الحاد می نگرند و دایره اسلام و مسلمانی را بسیار محدود تصویر می کنند.[9]

 

اما کسانی که از خدا تلقی عالمانه و عاشقانه دارند، رحمت واسعه الهی را می بینند، و خداوند را همواره در جایگاه رحمت می دانند، که چون بنده ای دچار لغزش و خطا گشت و از ساحت قرب الهی دور گردد، خدای مهربان از سر لطف و رحمت به سوی بنده عاصی باز گردد تا بنده توفیق استغفار و توبه پیدا کند و چون بنده ای توبه کند، توبه او را بپذیرد و او را قبول نماید. «ثم تاب علیهم لیتوبوا ان الله هو التواب الرحیم» « پس[خدا] به آنان[توفیق] توبه داد، تا توبه کنند بی تردید خدا همان توبه پذیر مهربان است»[10]

 

اینگونه خداشناسی منطق علی(ع) است، وقتی برای فرزند خویش حضرت مجتبی(ع) و همه فرزندان معنوی خویش از دعا و توبه سخن می گوید چنین می فرماید:« بدان خداوندی که گنجینه های آسمان و زمین در دست اوست، تو را در دعا رخصت داد، و خود اجابت آن را بر عهده گرفته و تو را فرموده که از او بخواهی تا عطایت کند از او آمرزش طلبی تا بیامرزدت میان تو و خود کسی را نگمارده تا تو را از وی باز دارد؛ تو را به کسی وانگذاشته که در نزد او شفاعت کند»

 

اگر گناه کردی، از توبه منعت ننموده و در کیفرت شتاب نفرموده چون به او باز گردی، سرزنشت نکند؛ آن جا که رسوا شدنت سزاست، پرده ات را ندرد، در پذیرفتن توبه بر تو سخت نگرفته و حساب گناهت را نکشیده و از بخشایش نومیدت نگردانیده بلکه بازگشت را از گناه نیک شمرده و هر گناهت را یکی گرفته و هر کار نیکویت را ده حساب آورده و در توبه را برایت باز گذارد.[11]

 

اگر انسان خدا را به درستی بشناسد و باور کند و حضور او را در همه جا بپذیرد و گستره نعمت او را ببیند و در مقابل عظمت قدرت الهی سر فرود آورد و دل به او بسپارد به محکم ترین تکیه گاه پناه می برد و به آرامش حقیقی می رسد و هرگز گردنکشی و گردنفرازی نمی کند و در راه درست گام بر می دارد. در نگاه توحیدی امام علی(ع) عالم جلوه خداست و همه موجودات و مخلوقات جلوه گر عظمت و قدرت خداوندند، «الحمدلله المتجلی لخلقه بخلقه»[12]،«سپاس خدای را که به آفرینش مخلوقاتش برآفریدگان خود نمودار است»، زمامه هر جنبده ای به دست اوست و بازگشت هر آفریده ای بسوی اوست»[13].

 

علی حجت خدا بعد از پیامبر:

 

در مجموعه روایی اصول کافی شواهد عقلی و نقلی فراوانی بر اثبات مبانی نظری و عملی دینی و مذهبی شیعه وجود دارد، که مورد توجه اهل تحقیق قرار گرفته است. در این میان مباحثه منصور بن حازم با امام صادق(ع) چونان چراغی راه فرزندان آدم را می نمایاند و آنان را به تنهاه گریزگاه می کشاند.

 

ابن حازم می گوید: « به امام صادق(ع) عرض کردم: کسی که بداند برای او پروردگاری هست سزاوار است که بداند، برای آن پروردگار خرسندی است و خشم، و خرسندی  خشم او جز به وسیله وحی با فرستاده او معلوم نشود.»

 

و کسی که بر او وحی نازل نشود باید در جستجوی پیغمبران باشد و چون ایشان را بیابد باید بداند ایشان«حجت» خدایند و اطاعتشان لازم است. من به مردم گفتم آیا شما می دانید که پیامبر اسلام حضرت محمد(ص)«حجت» خدا بود در میان خلقش؟، گفتند آری!

 

گفتم: چون پیغمبر در گذشت، حجت خدا بر خلقش کیست؟ گفتند: قرآن، چون نیک نظر کردم دیدم همه فرق مسلمین و حتی زندیق که به قرآن ایمان ندارد در مجادلات و مباحثات خود بدان استدلال می کنند، و آیات قرآن را با رای و سلیقه خود تفسیر می کنند، پس دانستم، که قرآن بدون قیم حجت نباشد و آن قیم هر چه نسبت به قرآن گوید حق است.

 

سپس به ایشان گفتم: قیم قرآن کیست؟ گفتند: این مسعود قرآن می دانست عمر هم میدانست، خدیفه هم می داشت گفتم: تمام قرآن را گفتند نه، من کسی را ندیدم که بگوید جز علی(ع) تمام قرآن را میدانست و چون مطلبی میان مردم باشد جز علی کسی پاسخگو نیست. پس گواهی می دهم که علی(ع) قیم قرآن باشد و اطاعتش لازم و اوست حجت خدا بعد از پیامبر و اوست که هر چه نسبت به قرآن بگوید حق است، حضرت فرمودند خدایت رحمت کند.[14]

 

نکته دقیق و ظریف این روایت«دها نبودن کلام خدا» است و راه طریق خروج از اختلافات به واسطه حجن خدا که واقف بر همه امور ریز و درشت و آشکار و نهان است. شکی نیست که آدمی هیچگاه پی«حجت» و«دلیل» بر زمین گام نمی زند و تفاوت تنها در انتخاب«حجت» است او گاه خود را«حجت» عمل و نظر خویش و یا به واقع امام خویش می داند و گاه«دیگری» را.

 

احادیث و آیات درباره علی(ع)[15]

 

1- حدیث غدیر«... هر که من ولی و سرپرست اویم پس این علی نیز سرپرست و ولی اوست»

 

سند حدیث: این حدیث را 350 نفر از مفسران و تاریخ نویسان از اهل سنت با مدارک زیاد که نام این اشخاص در کتاب الغدیر آمده است، نقل کرده اند. مراد از واژه«مولی» در این حدیث براساس شواهد مستند موجود در کتب اهل سنت و شیعه به معنای«اولی به تصرف» است.

 

 

 

 

 

 

 

2- حدیث ثقلین:

 

« من در میان شما دو امانت نفیس و گرانبها می گذارم یکی کتاب خدا قرآن و دیگری عترت و اهل بیت خودم. مادام که شما به این دو دست بیازید هرگز گمراه نخواهید شد و این دو یادگار من هیچ گاه از هم جدا نمی شوند.»

 

سند حدیث: این حدیث را 200 نفر از علمای اهل سنت نقل کرده اند که میرحامد حسین نام این اشخاص را آورده است. همچنین صحت این حدیث توسط رسانه ای که «دارالتقریب بین المذاهب الاسلامیه» در مصر در چند سال پیش در مورد این حدیث چاپ کرد به اثبات رسیده است.

 

کسانی که تا روز قیامت پیوند ناگسستنی با قرآن دارند باید مانند خود قرآن از خطا و اشتباه معصوم باشند و لازمه این دو مقام(مصونیت از گناه و اشتباه) آنست که قول و فعل اهل بیت علیهم السلام در اسلام حجت باشد. چنانکه اعتقاد شیعه همین است.

 

3- حدیث سفینه نوح:

 

« مثل- اهل بیت من در میان امتم همانند کشتی نوح است. هر کس وارد آن شد نجات یافت و هر کس به آن پناه نبرد غرق گردید.»

 

سند حدیث: این حدیث متواتر را 90 نفر از علمای اهل سنت نقل کرده که نام آنها را مرحوم میرحامد حسین در کتاب«عبقات الانوار» آورده است.

 

 

 

4- حدیثی دیگر:

 

«... سوگند به آن که جانم به دست اوست این شخص- علی- و کسانی که پیرو و شیعه اویند، در قیامت رستگارند.»

 

سند حدیث: این حدیث را سیوطی(دانشمند سنی مذهب) در کتاب«درالمنثور» آورده است. آیاتی در بیان فضایل و مقامات علی(ع):

 

  • سوره انسان یا هل أتی
  • سوره عادیات
  • سوره مائده آیه 55 آیه ولایت
  • سوره مائده آیه 67
  • سوره شوری آیه 23
  • سوره احزاب آیه 33 آیه تطهیر
  • سوره نساء آیه 59

 

 

 

 

 

 

 

 

 

در پایان باید اعتراف نمود که مقام اهل بیت رسول اکرم(ص) چنان رفیع است که عنفای خیال ما را یارای پرواز به اوج قله قاف عظمت آنها نیست، ولی بقدر فهم قاصر خود، کف دستی از آب دریای پهناور ذات و صفات آنان را بر داشتن را ممکن داشته اند. در مقدمه کتاب اسرار آل محمد(ص) وجود اهل بیت را به دریاچه هایی تشبیه نموده اند که به وسیله کانالهای بزرگی به اقیانوس مرتبط باشند. و هر چه از آن دریاچه ها کم شود بجار آن از آب بی پایان اقیانوس سرازیر می شود، و در نتیجه بهمان اندازه که اقیانوس بی کران و بی نهایت است آب آن دریاچه ها بی نهایت خواهد بود، ولی نه از خود بلکه بواسطه ارتباط با اقیانوس بزرگ.

 

 

 

پایان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فهرست منابع

 

1- اسرار آب محمد(ص)، سلیم بن قیس، ترجمه اولین کتاب شیعه در زمان امیرالمومنین، چاپ دوازدهم.

 

2- اصول کافی، محمد بن یعقوب کلینی و آیاتی از قرآن کریم.

 

3- اینترنت، سایت های، (imamalinet.net) و علی- ویکی پدیا.

 

4- انسان کامل، مرتضی مطهری، انتشارات اسلامی، دیماه 1362.

 

5- تفسیر موضوعی نهج البلاغه، مصطفی دلشاد تهرانی، دفتر نشر معارف چاپ دوم 1384.

 

6- سیری در نهج البلاغه، مرتضی مطهری، انتشارات صدرا قم- خیابان ارم.

 

7- سیره عبادی امام علی علیه السلام عباس عزیزی، انتشارات صلاه چاپ سوم زمستان 80.

 

8- سیره ائمه اطهار علیهم السلام، مرتضی مطهری، تهران: صدرا 1378.

 

9- جاذبه و دافعه علی(ع) مرتضی مطهری.

 

10- شیعه، مذاکرات و مکاتبات هانری مربن با علامه طباطبائی، انتشارات ثریا چاپ چهار 1382.

 

11- نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، انتشارات نسیم حیات چاپ دوم زمستان 79.

 

 

 


[1] اخذ و اقتباس از کتاب اسرار آل محمد(ص)

[2] همان

[3] نهج البلاغع خطبه 192 ص 399

[4] لازم به توضیح است که جریان ولادت امیرالمومنین در خانه کعبه را، مرحوم علامه امینی از دهها کتاب معتبر سنت نقل نموده که به بخشی از آنها که در سایت- imamalinet.net- آمده است اشاره می گردد. الف- مروج الذهب مسعود ج 2 ص 2.  ب- تذکره الخواص الامه ابن جوزمی ص 7 ج- الفصول المهمه ص 14. د- سیره جلبی ج 1 ص 150. هـ- شرح الفشفاج ج 1 ص 151.

[5] سوره احزاب آیه 21.

[6] سوره نساء آیه 59.

[7] Imamalinet.net

[8] سایت imamalinet.net به نقل از فرائزالمسلمین ج 1 ص 151، شرح ابن ابی الحدید ج 9 ص 167.

[9] جاذبه و دافعه علی(ع)، ص 165-166.

[10] سوره توبه، آیه 118.

[11] نهج البلاغه، نامه 31

[12] همان خطبه 108

[13] همان خطبه 109

[14] اصول کافی، جلد اول ص 237-238

[15] اخذ و اقتباس از سایت imamalinet.net

 


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق امام علی(ع) معیار کمال

مقیاس کمال گرایی هیل هدف: بررسی ابعاد مختلف کمال گرایی در افراد

اختصاصی از فی دوو مقیاس کمال گرایی هیل هدف: بررسی ابعاد مختلف کمال گرایی در افراد دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

مقیاس کمال گرایی هیل هدف: بررسی ابعاد مختلف کمال گرایی در افراد


مقیاس کمال گرایی هیل  هدف: بررسی ابعاد مختلف کمال گرایی در افراد

مقیاس کمال گرایی هیل

هدف: بررسی ابعاد مختلف کمال گرایی در افراد

با توضیحات کامل 

 با شیوه نمره گذاری و تفسیر

با روایی و پایایی

 و منبع

 


دانلود با لینک مستقیم


مقیاس کمال گرایی هیل هدف: بررسی ابعاد مختلف کمال گرایی در افراد

پایان نامه بررسی تطبیقی اثری از کمال الدین بهزاد با شعری از بوستان سعدی

اختصاصی از فی دوو پایان نامه بررسی تطبیقی اثری از کمال الدین بهزاد با شعری از بوستان سعدی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

پایان نامه بررسی تطبیقی اثری از کمال الدین بهزاد با شعری از بوستان سعدی


پایان نامه بررسی تطبیقی اثری از کمال الدین بهزاد با شعری از بوستان سعدی

                   بررسی تطبیقی اثری از کمال‌الدین بهزاد با شعری از بوستان سعدی

 

 

 

   چکیده:

 

 

     نقاشی ایرانی که با عنوان نگارگری شناخته شده است، بیشتر دارای مضامینی عاشقانه ‌- عارفانه و مذهبی است این مضامین برگرفته از شعرها و نثرهای ادبی می‌باشد که با خلاقیت هنرمند ایرانی عناصر اصلی آن به تصویر در آمده است.

     نخستین چیزی که در بررسی آثار ادبی و هنری نظر ما را به خود جلب می‌کند صورت عینی و مادی آن است. شعر و ادبیات از دیر باز متوجه خواست‌های متعالی بشر در زمان‌ها و مکان‌ها بوده که در اشعار شاعرانی چون سعدی جاودانه شده و عنوان شعر جهانی به آن اطلاق گردید.

شعر یوسف و زلیخا از بوستان سعدی که توسط هنرمند نقاش کمال‌الدین بهزاد ترسیم شده است، نمونه خوبی برای بیان ارتباط بین شعر و نقاشی می‌باشد. بدین ترتیب که سعدی شاعر بزرگ ایرانی این داستان قرآنی را با تخیّل و ذهنیات خود به صورت عناصر لفظی بیان کرده و بهزاد این شعر را با توجه به اعتقادات و برداشت‌های ذهنی خود با عناصر بصری به تصویر کشیده است. زبان شعر از معنا مایه می‌گیرد به همین دلیل اسباب ایجاد شعرْ مبنایی معنایی دارد و نقاش هم در استفاده از شعر علاوه بر جنبه‌های معنایی به جنبه‌ی نمادین و استعاری آن نیز توجه می‌نماید.

 

 

 

 

     کلید واژه:

 

   ادبیات، شعر، قصه، عناصر بصری و لفظی، تخیّل، نگارگری

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مقدّمه:

 

   پیوند بین نقاشی ایرانی و ادبیات را می‌توان به وفور در آثار هنرمندان نقاش دید. بدین جهت در این مقاله به بررسی تطبیقی یکی از شاهکارهای نقاشی ایرانی با عنوان «یوسف و زلیخا» اثرکمال‌الدین بهزاد و شعر شاعر بزرگ سعدی با همین عنوان پرداخته شده است تا بیان گردد که این پیوند در چه زمینه و با چه عنصری «لفظی یا بصری» در هنر نقاشی پدیدار گردیده است؟ و آیا هنرمند نقاش در این اثر تمامی عناصر شعر را جزء به جزء، به عنصر بصری و عینی تبدیل نموده یا مفهومی کلی از شعر را به عنوان موضوع انتخاب کرده و سپس تخیّلات و برداشت‌های ذهنی خود را با آن در آمیخته است؟ و دیگر اینکه نقاش مضمون «عاشقانه - عارفانه» را چگونه به تصویرکشیده است؟

   شایان ذکر است برداشت‌های شخصی اینجانب نیز در موضوعات تطبیقی شعر و نقاشی بوده که در حد توان بیان گردیده است.

   ضمنا موارد زیر در انتهای مقاله آورده شده است:

   1- شعر سعدی و اثر کمال‌الدین بهزاد.

   2- تعاریف لغات و توضیحات بیشتر با ارجاع به منبع.

   3- تصاویر و توضیح پروژه عملی با عنوان تجلی عاشورا در مخلوقات با دیدی امروزی و توجه به مبانی نقاشی ایرانی.

     اما در مقام عذرخواهی از استاد گرامی جناب آقای دکتر ضرغام به جهت کاستی‌های آن و جلب راهنمای و ادامه بذل محبت ایشان از خواجه مدد می‌گیرم:

 

         به کوی میکده گیران و سرفکنده روم                             چرا که همین شرم آیدم زحاصل خویش

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  

 

 

 

ادبیات و شعر

 

   هر مفهومی که از ادبیات در ذهن داشته باشیم در جستجوی بیرونی خود برای یافتن عین مرتبط با آن مفهوم خواه‌ناخواه به آثار ادبی، اعم از شعر و نثر می‌‌رسیم یعنی غزل، رباعی، رمان، داستان و که همگی عین ادبی یا مصداق خارجی مفهوم ذهنی ادبیات‌اند. پس برای شناخت ماهیّت ادبیات باید سراغ همان مصداق‌های خارجی ادبیات رفت. در بررسی هر شعر یا هر نثر به عنوان یک اثر ادبی با یک پدیده‌ی هنری، نخستین چیزی که نظر ما را به خود جلب می‌کند صورت مادی یا شکل عینی آن است.

   ادبیات هنری لفظی است و پدیدهایی را خلق می‌کند که خود معنادار هستند. "اما شعر در ادب فارسی کلامی موزون و خیال‌انگیز و در عرف مردم کلامی موزون و مقفی، است و الفاظ مهمل و بی‌معنی را هر چند که دارای وزن و قافیه باشند شعر نمی‌شمارند. شعر بر درونه «محتوا» زبان استوار است و زبان شعر از معنا مایه می‌گیرد و این چنین است که شعری جهانی می‌شود. «شعر جهانی» به اشعاری گفته می‌شود که از خواست‌های متعالی بشر در همه‌ی ‌زمان‌ها و مکان ها سخن می‌گوید و موضوعاتی که انسان در هر مکان و زمان به آن نیازمند است و برای همیشه در تاریخ ادبیات ملت‌ها جاودانه خواهد بود مثل اشعار مولانا حافظ و سعدی و... ." (شمیسا، 1381، ص212)

چنانچه بخواهیم شعر یوسف و زلیخا را در حیطه انواع ادبی مورد بررسی قرار دهیم این شعر از نوع «قصّه» است." قصّه معنای دوگانه‌ای دارد و از ریشه «قص یقص قصاً» به معنی «کوتاه کردن» است که مخصوصاً در مورد«مو‌» به کار می‌رود. «قص الشعر» یعنی مو را بریده و کوتاه کرد و لذا حافظ می‌گوید:    

معاشران گره از زلف یاد باز کنید                  شبی خوش است بدین قصّه‌اش دراز کنید" (شمیسا، 1381، ص213)            

   این لفظ«قصّه» در قرآن نیز به کار رفته و داستان یوسف (ع) «احسن القصص» خوانده شده است. «یوسف و زلیخا» از جمله قصص قرآنی است که سعدی در بوستان خود قسمتی از این قصه‌ی بزرگ را با زبان شعر بیان کرده و بعدها کمال‌الدین بهزاد این شعر زیبا را به تصویر کشیده است.

   "هدف از قصّه ارائه اندیشه‌ی عرفانی (1) یا اخلاقی، است مانند داستان منطق‌الطیر عطّار که می‌توان آن را معادل نوول اندیشه (thenorel of Ideas) محسوب داشت و گاهی قصّه‌ها به صورت مجموعه‌ای از ماجراهای گوناگون‌اند و جنبه سرگرم کنندگی دارند مانند هفت‌پیکر نظامی که در این صورت معادل نوول حوادثند (Thenave of Indertdn) صحنه‌ها در قصّه کنار هم مجموعاً مانند یک پرده نقاشی یا صحنه مینیاتور است بدین معنی که هم دنیا به صورت سهل‌الوصولی در دسترس است و هم موقعیت‌ها و مکان‌ها و زوایا در یک سطح کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند.

   عناصر قصّه‌های ایرانی:

1- دایه‌یی که در بین عاشق و معشوق به صورت پنهان ارتباط ایجاد می‌کند.

2- کودکی که رمز مرگ، نابودی، جادو و مخاطرات است و قهرمان در تعقیب آن به قصر جادوگر می‌رسد و مکان معشوق را می‌یابد و گاهی به جای گور جانوران دیگر مثلاً آهو عمل هدایت جادویی را برعهده دارند.

3- صحنه‌یی از بزم دختران در دشت و باغ

4- درویشی«نماینده‌ی نیروهای عینی» یا جوانمردی به قهرمان کمک می‌کند گاهی به جای درویش سخن از یکی از اولیا الله یا پیغمبر (ص) «ورقه و گلشاه» با حضرت علی (ع) یا خضر است.

5- صحنه‌ی که در آن قهرمان به لباس مبدّل در می‌آید.

6- وجود یک تاجر ثروتمند در قصه

7- جادوگری (دجّال، دیو، ضد قهرمان، یا کسی به ضد قهرمان کمک می‌کند) معشوق را اسیر کرده است.

8- وصف باغی بزرگ، جست و جو برای یافتن گنج

9- سفر به شهری غریب

10- وصف قصری بزرگ

11- پادشاهی بی‌خبر و وزیر مکار

12- بزرگ شدن عاشق و معشوق با هم از کودکی و جدا شدن در جوانی

13- جواب دادن عاشق به پرسش‌های پدر معشوق که گاهی پادشاه است و یا خواست‌های او را در برآوردن

14- کسی هر شب قصه‌ای نقل می‌کند مثلاً در هفت پیکر." (شمیسا، 1381، ص214- 216- 220)

   نگارگران نیز درآثار خود از این قبیل عناصر و موضوعات استفاده می‌کردند.

 

   ساختار و عناصر تشکیل دهنده قصص

 

   در قصص قرآنی سه عامل برجسته وجود دارد: شخصیت، رویداد، گفتگو، در بعضی از قصّه‌های قرآنی گفتگو در شکل‌گیریشان نقش تعیین کننده‌ای دارد مانند: قصّه «یوسف و زلیخا».

   حرکت، زمان و مکان در قصص نقش تعیین کننده‌ای دارد که مثلاً در داستان حضرت یوسف (ع) حرکت با درخواست برادران حضرت از پدرشان برای بردن او به صحرا آغاز می‌شود و زمان با انتخاب شب برای رساندن خبر گم‌شدن حضرت یوسف (ع) به حضرت یعقوب (ع) نقش می‌‌یابد «وجاوا اباهم عیشاء یبکون» «شبانگاهان نزد پدر خویش آمدند در حالی که می‌گریستند.» (2)

   آنچه گفته شد، در شعر و نقاشی این داستان قرآنی یوسف و زلیخا به وضوح دیده می‌شود به طور مثال مکان در شعر سعدی همانند قرآن مصر می‌باشد و علت گفتگو یوسف و زلیخا دقیقأ از قرآن برداشت شده است.

   شایان ذکر است نقاش آنچه به تصویرکشیده به طور کامل از شعر سعدی برداشت نموده است و ابیات گنجانده شده در ترکیب‌بندی اثر، بیانگر همین مطلب است. بنابراین ابتدا شاعر داستان را به هنری حسی به نام شعر تبدیل و سپس نقاش آن را به هنری بصری تبدیل نموده و به تصویر کشیده است، بنابراین نقاشی حاضر مخلوطی از تخیّل شاعر و برداشت هنری نقاش از این قصّه قرآنی است.

"یوسف تجسم زیبایی الهی و زلیخا مظهر عشقی سرکش و مسلط و مجموعه‌ی داستان گویای روح تصرف شده‌ای است که از عشق آفریده، آغاز و به فضایی در آفریدگار منتهی می‌گردد." (ثروت عکاشه،1380، ص149)

 

این مقاله به صورت  ورد (docx ) می باشد و تعداد صفحات آن 54صفحه  همراه با عکس آماده پرینت می باشد

چیزی که این مقالات را متمایز کرده است آماده پرینت بودن مقالات می باشد تا خریدار از خرید خود راضی باشد

مقالات را با ورژن  office2010  به بالا بازکنید .


دانلود با لینک مستقیم


پایان نامه بررسی تطبیقی اثری از کمال الدین بهزاد با شعری از بوستان سعدی