
در این برنامه به اموزش تایپ ده انگشتی پرداخته ایم که به صورت مرحله ای به شما اموزش داده میشود محیطی زیبا که باعث میشود شما از یدگیری لذت ببرید
یکی از مهم ترین کار ها برای سریع تایپ کردن تایپ ده انگشتی است
اموزش تایپ ده انگشتی

در این برنامه به اموزش تایپ ده انگشتی پرداخته ایم که به صورت مرحله ای به شما اموزش داده میشود محیطی زیبا که باعث میشود شما از یدگیری لذت ببرید
یکی از مهم ترین کار ها برای سریع تایپ کردن تایپ ده انگشتی است

زعفران یکی از ارزشمند ترین گیاهان طبیعت است که کاشت آن از زمانهای گذشته تا به حال در قسمت هایی از کشورمان بخصوص نواحی جنوبی خراسان تداوم یافته است . از میان گیاهان زراعی ایران مناسبترین گیاه جهت کشت انتانسیو (کشت متراکم) در نقاط دورافتاده و فقیر کشور است .
اغلب مناطق زعفرانکاری در فقر شدید و ادواری آب کشاورزی و باران بسر می برند دارای آب و هوای نسبتاً گرم و خشک می باشند از طرفی این مناطق در فاصله بعیدی از پایتخت قرار دارند و فاقد استعداد های صنعتی و تولیدی می باشند . در ضمن اغلب کشاورزان این محصول معمولاً به دلیل عدم اطلاع از تکنولوژی های نوین کشاورزی و فنون جدید زراعت سود زیادی از کشت این گیاه بدست نیاورده و در فقر بسر می برند و از طرفی به دلیل شرایط آب و هوایی نامساعد امکان کشت محصولاتی را که از بازدهی مادی مناسب تری برخوردار باشند را نداشته و در واقع به اجبار دست به کشت این محصول می زنند .
ویژگی های خاص این محصول شامل نیاز کم به آب ، ماندگاری محصول در مدت طولانی ، حجم و وزن کم ، عدم نیاز به ماشین آلات سنگین و پرهزینه زراعی ، بهره برداری 7-4 ساله در یک نوبت کاشت و توان جذب نیروی کار زیاد از یک طرف و از طرفی دیگر مصارف در حال گسترش غذایی دارویی و صنعتی باعث افزایش روز به روز قیمت این محصول و توسعه کشت آن گردیده است . با اینکه سطح زیر کشت این محصول در سال 80 به 41325 هکتار رسید اما میزان تولید 130 تن گزارش داده شده که نسبت به سال 77-78 30% کاهش تولید پدید آمد . عده ای از کارشناسان داخلی دلیل این افت تولیدی را خشکسالی بیان کردند اما به راستی می توان دلیل افت تولیدی39 تنی گیاه با ارزش زعفران با ازای 4601 هکتار افزایش سطح زیر کشت فقط خشکسالی دانست ؟ در این بررسی بوضوح تاثیرات عدم هماهنگی با علوم روز کشاورزی نمایان می شود . با علم به اینکه هر تن زعفران 000،500 دلار ارزش ارزی دارد ،39 تن زعفران رقم تعیین کننده ای در اقتصاد کشور است . اما در سال 80 شاهد 5/28% وزنی و 5/8% ارزشی افزایش صادرات بودیم که این امری امیدوار کننده است . براساس تحقیقات انجام شده ایران ظرفیت تولید حد اقل 150 تا 160 تن زعفران را دارا می باشد که فقط 5 یا 6 کشور دنیا توانمندی تولید زعفران را از نظر طبیعی دارند . از 130 تن زعفران تولید شده 20 تن در کشور مصرف شده و 110 تن آن صادر گردیده است که در واقع 80% زعفران تولیدی جهان توسط ایران تولید شده است اما به رغم سهم ایران در تولید و صادرات زعفران ، کشور ما نقشی در تجارت بین المللی آن نداشته و ندارد و حاکمیت این بازار غیر نفتی پرارزش فعلاً در دست اسپانیا است که این کشور زعفران ایران را به ارزان ترین قیمت ممکن به صورت باز (فله ) خریداری کرده و آن را در بسته بندی های مجلل به نام زعفران اسپانیا روانه بازارهای جهانی کرده است . اسپانیا با اینکه بازار زعفران جهان را در دست دارد اما از نظر تولید زعفران در واقع تولید ناچیزی در مقابل تولید زعفران در ایران دارد . منطقه اصلی تولید زعفران در اسپانیا منطقه لامانچا می باشد که از نظر وسعت شاید حتی قابل مقایسه با خراسان نباشد .
برخی کشور ها نیز با به کارگیری علوم و تکنولوژی روز در حال ربودن گوی سبقت در عرصه تولید زعفران از یکدیگرند . از این جمله کشور چین رشد قابل توجهی داشته و به زودی به عنوان یک تولید کننده بزرگ وارد بازار خواهد شد که در آنصورت حداقل تامین کننده تمامی نیاز زعفران اسپانیا خواهد شد که این ضربه ای مهلک به صادرات و ارز آوری غیر نفتی ایران خواهد بود . بنا براین علاوه بر تمهیداتی که بایستی در ارتقای کمی و کیفی محصول زعفران اندیشیده شود تا به به استاندارد ها و ایزوی بین المللی برسد . باید مجمعی از وزارت بهداشت ، وزارت توسعه صادرات ، انجمن تولید کنندگان زعفران ، انجمن صادر کنندگان زعفران و وزارت جهاد کشاورزی تشکیل شود تا این مجمع هماهنگی لازم را بین سازمانهای ایجاد کند و سازمانها در راستای یکدیگر فعالیت کرده تا با سیاست گذاری صحیح آینده روشنی را برای صادرات و بازار یابی داخلی و خارجی زعفران تولیدی ایران ترسیم گردد و نیز بتواند کشاورزان را با علوم و تکنولوژی روز همگام کند تا اشاعه کشاورزان محترم خراسان که معیشتشان از این راه تامین می شود به خطر نیفتد و این محصول بتواند جایگاه واقعی خود را در بین کالاهای غیر نفتی پیدا کند
این مقاله به صورت ورد (docx ) می باشد و تعداد صفحات آن 58صفحه آماده پرینت می باشد
چیزی که این مقالات را متمایز کرده است آماده پرینت بودن مقالات می باشد تا خریدار از خرید خود راضی باشد
مقالات را با ورژن office2010 به بالا بازکنید
فهرست:
وجه تسمیه
تاریخچه و پیشینه
سیر تحول
معماری حمام
ورودی
بینه
میاندر
گرمخانه
خزانه
استخریا چاله حوض
شاه نشین
خن یا تون
دودکش و گربه رو
نورگیری و تهویه
مصالح
تزیینات
نمونه ها
حمام خسرو آقا اصفهان
حمام چهار فصل اراک
حمام وکیل شیراز
حمام گنجعلی خان کرمان
حمام علی آقا اصفهان
حمام خان یزد
حمام سلطان امیر احمد کاشان
حمام فین کاشان
تصاویر استفاده شده مربوط به یک بنا نمی باشد و بر اساس نیاز از تصاویر مربوطه ی بناهای مختلف در کنار هم استفاده شده است.
وجه تسمیه حمام:
گرم
آبه نه به معنی آب به معنی محل ساختمان
تاریخچه و پیشینه:
ایرانیان همواره به آب احترام میگذاشتند.
بعد از ظهور اسلام این موضوع تشدید شد.
قبل از اسلام مهر و زرتشت پادیاو
ایرانیان قدیم آبی را سالم میدانستند که سه چارک عرض، سه چارک طول ،سه چارک ارتفاع تقریبا همان آب کر اسلام.
سیر تحول:
در زمانهای خیلی قدیم ایرانیان حمام می کردند ولی آثاری از حمام در حفاریها ی باستان شناسی و غیره بدست نیاوردند.
ولی در حفاریها سفالینه هایی بدست آمد که چیزی شبیه وان است منتها با اندازه ی بزرگتر
در ۱۵۰۰-۲۰۰۰سال پیش گرمابه ساختمانی گرم شستشو در ظرف بزرگی بنام آبزن
در بعضی مناطق برای جلوگیری از آلودگی آب کاریز از شیفتل بهره گیری می کردند
ورود حمام به خانه از اواسط دوران قاجاریه در میان ثروتمندان
دراواخر دوران بهلوی حمام وارد خانه ایرانیان شد

عنوان مقاله :
دفتر سبز بهاران نگرشی بر ساختار و محتوای اشعار و آثار سیمین بهبهانی شاعر معاصر
به کوشش :
طاهره خبازی
مقدمه و پیشگفتار
من دیده ام رنگین کمان را خندیده در ذرات باران
من خوانده ام رازی نهان را، در دفتر سبز بهاران
تغییر فصل بی بری را، سرسبزی و بار آوری را
حس کرده انگشتان سردم، در برگجوش شاخساران
کنکاش سرخ لاله ها را، در خلوت خاموش صحرا
دیدم که دارد داستانها، از چاره جویی های یاران
آن دانه ی خاکی چه بودا – پوسیدن تن را پذیرا-
از ساقه ی نو رسته فردا، چون خود پدید آرد هزاران
من دیده ام جبر زمان را، نابودی فرسودگان را
نادیده بگذشتند اما، از دیدنیها دیده داران
از راستی در گونه ی گل، رنگین شود خون تکامل
اما دروغین است و رسوا، سرخاب این صورت نگاران
از بوته ی خوشبوی گلپر، از پونه ی شاداب نوبر
آیا توان گفتن پیامی، با کرم های گنده زاران؟
ای روز خوب آفتابی، با آسمان پاک و آبی
آخر بگو کی می شتابی، تا مرز این شب زنده داران؟
( رستاخیز، ص 327 )
از سالهای آب و سراب
مقدمه و پیشگفتار
قرن معاصر بانوان شاعری را در دامان خود پرورده است که هر یک به سهم خود چنان ذوق و ابتکاری در کار سرودن شعر از خود نشان داده اند که روزگار، سخن ایشان را هرگز به فراموشی نخواهد سپرد و سیمین بهبهانی یکی از آنان است. سیمین بهبهانی ( خلیلی ) به سال 1306 ه.ش. در تهران متولد شد. پدرش عباس خلیلی نویسنده و روزنامه نگار و صاحب ده ها تالیف بود و مادرش فخر عال خلعتبری نیز شاعر و نویسنده و روزنامه نگار بود. وی تحصیلات دانشگاهی را در رشته ی حقوق قضایی به پایان رساند و از چهارده سالگی به شعر گفتن پرداخت. ابتدا با چهار پاره های نیمایی شروع نمود و بعد به گفتن غزل روی آورد ؛ اما درغزل تحولی عظیم به وجود آورد. زندگی سراسر نشیب و فراز و پرحادثه ی سیمین از کودکی تا نوجوانی شرحی بیش از حوصله ی این گفتار است و برای آگاهی از آن، می توان به شرحی که او با قلم شیرین و نثر دلاویز و روشن خود به عنوان مقدمه ای بر “ گزینه اشعار ” خود نوشته مراجعه کرد.
اما وی تنها شاعر نبود بلکه همچو پدر و مادرش به نویسندگی نیز می پرداخت؛ قصه و خاطرات و مقالات وی می تواند مطلب فوق را تایید نماید.
سیمین بهبهانی. شاعر معاصر، که در غزل سرایی و اشعار غنایی توانایی خود رانشان داده است در شعر خویش با انتشار دفترهای رستاخیز، خطی زسرعت و از آتش، دشت ارژن در عوالمی متفاوت با مجموعه های چلچراغ و مرمر سیر می کند، عوالمی گسترده تر از احساسات و عواطف فردی و رنج های تنهایی. در شعر او اینک غم وشادی دیگران بیشتر جلوه گر است و احساس او در خلال شعرش تپش دل وی را هم آهنگ با ضربان قلب مردم به گوش جان می رساند. خود او این تجربه ی معنوی بزرگ را در مقدمه ی دشت ارژن چنین تعبیر کرده است: “ دیری است تا شعرم به یک عاطفه ی همگانی بدل شده است گویی که زبان جمع است. و این نه ازان روست که خواسته ام تا از زبان جمع مستحیل شده ام.
سیمین بهبهانی آنچه را که هست می بیند و می گوید و آنچه را که می گوید به آن اعتقاد دارد.همان گونه که ذکر شد برای آشنایی بیشتر با شخصیت و حسب حال وی، بهتر است که به نوشته ها و سروده های ایشان مراجعه گردد که خود گویاتر است. در کتاب “ با قلب خود چه خریدم؟” ( گزینه قصه ها و یا دهای سیمین بهبهانی ) و نیز کتاب کلید و خنجر مطلب حسب حال ( جنینی که من بودم ) مطالبی به قلم توانای سیمین نوشته شده است که بسیار مفید خواهد بود.
آشنایی با شخصیت و افکار یک نویسنده و شاعر قدم نخست برای درک نوشته ها و سروده های وی است.
سیمین با نخستین شعری که در چهارده سالگی سرود در روزنامه ی “ نوبهار ” ملک الشعرا بهار چاپ شد نشان داد که دردهای جامعه و روزگار مردم پریشان حال تا چه اندازه اندیشه ی او را از نوجوانی به خود مشغول می داشته است.
سیمین اگرچه سرودن شعر را درقالب محمول عروضی آغاز کرد ولی شیوه ی نوین چهار پاره های به هم پیوشته را تا چند زمانی قالب بیشتر سروده های او را تشکیل می داد تا این که رفته رفته به غزل گرایش بیشتر یافت و توانست در این پهنه به آفرینش آثاری برجسته و چشم گیر و شهرتی شایسته دست یابد.
ویژگی هایی از شعر سیمین
گفتیم که سیمین در غزل تحولی عظیم را پدید آورد، به این صورت که آن را با مسائل روزمره و سوژه های نمایشی و گفت و گو ها پیوند داد. غزل وی دارای سبکی خاص است که باید آن را منحصر به فرد دانست. سیمین از سال 1352 ه.ش. و پس از انتشار کتاب رستاخیز خود شیوه ی تازه یی را در پرداختن غزل معاصر بنیاد نهاد که بدون هیچ تفاخری به لزوم آن سخت باور داشت. این شیوه ی تازه از هنگامی در شعر سیمین شکل گرفت که از دیدگاه دیگری به غزل نگریست و نه تنها در گزینش مضامین از هر دست ، به نوآوری پرداخت، که در استفاده از اوزان غزل روش دیگری به کار بست و وی بر این باور بود که “ ما امروز نیاز به اوزان تازه داریم، به جست و جو می رویم و در میان پاره های کلام آن را کشف می کنیم ”
وی از قالب کلاسیک غزل کناره گرفت که در آن توفیقی چشم گیر یافت. خود در این باره چنین می گوید:
“ می گویند: چرا سر به بیابان خشن و سنگلاخ گسترده اوزان ناشناس نهاده یی ؟ پای سمندت خواهد شکست و به سرخواهی افتاد. چشم کسی شیرین سواری تو را نخواهد دید، که پایی را پروای پی گرفتن بی پروایت دربادیه ی جنون نیست. به همان میدان پرتماشایی باز گرد، تا دیگر تاخ تاخ سم سمندت با صدای هلهله و آفرین درآمیزد. می گویم : بسیار در چنین میدان رانده ام که همه در عرصه ی بی خطرش، آشنا و چشم آموز، بی هیجان و بی حادثه، تسلیم تکاپوی سواران بوده است. کشف وطلب، اما، کوه و گداز می خواست، بیابان و ریگزار می جست، و همواری آن میدان، همه ی آن نبود که من می خواستم، این میدان، خود روزگاری، قطعه بیابانی ناشناخته و پرمانع است. انوری و عطار بارها و بارها راه نشان دادند و نشانه گذاشتند، سنگ برداشتند و سنگریزه کوفتند……. و آنک شما و عرصه ی آسان کرده ی ایشان. در این بیابان خواهم تاخت، تپه ها و گدارها خواهم شناخت، کوره راهی خواهم جست و زیر پویه ی مکرر ستورم چنان خواهمش کوفت که راهی شود ساده و هموار.
غزل قدیم خانه یی بود که در اجاق امنش آتشی می توانستم افروخت، اما نه آن بیابان که انفجار مکرر خمپاره ها را تاب آرد و پس از فرونشستن غبار، باز همان بیابان باشد با کوه های سربه فلک سوده، بی خدشه ی غبنی از جنبش پشه وار انفجاری که بر دامانش وزیده است.
و نیز خود درجایی دیگر آورده که:
“ تا اکنون نزدیک به چهل وزن تازه یا کم سابقه را آزموده ام. می پذیرم که درمیان آنها ممکن است دو سه تایی سنگین باشند یا اصلا خوشایند واقع نشوند، از یاد رفتن آنها به قبول و توفیق بقیه می ارزد. منتظر نیستم که همه ی تجربه ها نتیجه ی صد در صد درست داشته باشند. همچنین اگر بعضی به نتیجه نرسیدند، از ادامه ی تجربه نمی هراسم و گرنه هیچ ابداعی پدید نخواهد آمد. ”
شعر سیمین ویژگیهای خود را دارد او براساس احساس عمل می کند و می داند که دیگر زمان گفتن غزل به سر آمده و این قالب شعر برای مردمش غیرقابل لمس و درک است و در مقتضای زمان آنان نیست. او غزل هایی می سراید که باغزل گذشتگان تفاوت داشته باشد. هدف عمده ی وی یکی وارد کردن مضامین اجتماعی در غزل است و دیگری دوری از تکرار مکررات در غزل هایش. اوضاع اجتماعی را بیان می کند و زبان اعتراض می گشاید.
شعر انتقادی آن هم در قالب غزل یکی دیگر از خصایص شعری اوست. سیمین، غزل را از حیطه ی گفت وشنود صرفاً عاشقانه یا وصف جمال محبوب به رخدادها و واقعیات موجود و منطبق با جامعه ی خود می کشاند و در این راه به موفقیت هایی در خور تحسین دست می یابد. شعر سیمین به ویژه غزل های او همه سرشار از تخیل و عاطفه در زبانی فاخر و استوار و باشکوه و دلپذیر است. زبان او در این گونه شعرها، زبانی درخور شعر با ترکیب های تازه و واژگانی شاعرانه است که همراه با پیوندی استوار مضامین عاطفی و تخیلات شاعرانه را بیان می کند و غزل های نوین او همه نمودار آزمودههای دقیق و نگاه نکته یاب او به اجتماع است. او می نویسد:
“ شعرم تجربه ی لحظه هاست، گویی که زمان را و لحظه ها را جرعه جرعه، نوشیده ام گاه شیرین و گاه تلخ. و همه جرعه ها به تدریج، با خون و گوشتم در آمیخته است؛ با جوانیم جوانی کرده و شور برآورده و آواز سرداده؛ با خشمم به خروش آمده، فریاد شده گاه رسا و گاه نارسا؛ تا گوش ها راه جسته و با اندوهم بالیده. و اکنون با گذشت عمر، جریان همه ی آن جرعه ها در ضمیرم به مصب رودی پیوسته که میخواهد به مردابی، دریاچه یی، یا ریگزاری فرو شود؛ و به آرام و گسترده و بی خروش، حرکتی به نهان داشته باشد. ”
شعرهای سیمین از نگرشی نو و زنانه برخوردار است. او غزل را در زمین می پرورد و غزلی برداشت می کند فراتر از غزل گذشتگان. غزل خود زائیده ی درخت کهن میداند اما با شاخه های جوان. سیمین بارها بیان می کند که هدف او تاثیرگذاری است او آرزو دارد که در شمار شعرای موثر باشد او شعر خود را سخن دل می داند وسخن دل از دید او سخنی است که از دردها و مشکلات مردمی بگوید که در میان آنان زندگی می کند نه تنها سخنی که از مغازلات و معاشقات افراد برخاسته باشد و در نهایت می توان سیمین را یک شاعر اجتماعی و مردمی نامید.
پاره ای از مضامین اشعار سیمین:
-عشق
هرگاه سخن از عشق به میان می آید، در مقابل، قالب غزل در شعر خود نمایی می کند. غزل قالبی است که اکثر افراد می پندارند، ایجاد شده تا سخن از عشق و دلدادگی و عاشق و معشوق بگوید؛ اما در مورد سیمین و اشعار او این مطلب صدق نمی کند او تحولی بسیار عظیم در غزل پدید آورد که سبب شهرتش نیز شده است هر چند خیلی ها او را به این کار متهم کردند و کارش را ناستوده دانستند. اما او با شجاعت و صراحت به جلو رفت تا در نهایت به موفقیت دست یافت و غزلش سخن دل شد، سخنی برخاسته از دردهای دل و از عشق واقعی.
سیمین در جواب آن افراد که او را نصیحت و شماتت کردند که دیگر از خشونت و زشتی نگوید و سخن دل بسراید، چنین پاسخ می دهد:
“ در جواب آنها می گویم شعر من سخن دل است و من جزء به آهنگ دل خود جواب نگفته ام و اصولاً نمی دانم منظورشان از سخن دل چیست، گویا آنها تنها مغازلات و معاشقات پیش پا افتاده و مکرر را که از بس شعرا، طی سالها و قرنها، دست به دامان آن زده اند، دیگر ناگفته و ناشنیده ئی ندارد، سخن دل می دانند. گویا هنوز گوشهای مشتاقشان از شنیدن وصف چشم و رخ و قامت یا لذت وصل و محنت هجو اشباع نشده و چشم های حریصشان در عقب تجسم صحنه های مستی و بیخبری میدود، اگر مطلب این طور است، که من فریاد می کنم و می گویم که من از این گونه سخنان دل بیزارم و از آنچه که از این قبیل تا به حال گفته ام پشیمان. البته من منکر عشق نیستم عشق، انواع مختلف دارد:
عشق به میهن، به همنوع، به خانواده و فرزند، به هنر و بالاخره یکی از انواع آن هم عشق مورد نظر آنهاست که یکی از مسائل ساده و طبیعی و غریزی بشر است و از ابتدای خلقت تا انتهای آن نیز در وجود هر شخص سالم و هر موجود زنده ای، با تمام مظاهر خود – که احیاناً زیبا و فریبنده هم هست – خود نمایی کرده و خواهد کرد؛ ولی این نوع اخیر آنقدرها بزرگ وارزنده نیست که کلیه ی عوامل زندگی را تحت الشعاع خود قرار دهد و همه ی هنرمندان هنر و نبوغ خود را یکجا، مصروف تجسم ریزه کاری های آن کنند و اگر کسی از این سنت تحمیلی و نامعقول سر باز زد او را محکوم کنند که به آهنگ دل خود پاسخ نگفته است. ”
در اشعار و نوشته های سیمین ردپای عشق دیده می شود نه به آن صورت که تا پیش از این بوده بلکه به صورتی نو و ابتکاری اما قابل لمس. وقتی زندگی و شرح حال سیمین مورد مطالعه قرار گیرد متوجه می شویم که با زنی بسیار با محبت و با انگیزه و حتی عاشق روبرو هستیم. او آن چنان عشق عمیق و مقدسی به همسرش دارد که یکی از مجموعه های شعریش به نام آن مرد، “ مرد همراهم ” را برای او اختصاص می دهد. او همسر خود را عاشق وار معرفی می کند. در نوشته ی «سالار قصه ی من» که در مورد مرگ همسر و یادآوری خاطرات شیرین آشنایی و ازدواج و همدلی آنان است، چه زیبا سخن سرایی می کند و به ذکر گذشته های زیبا و دلنشینی که با وی داشته است می پردازد. پس سیمین خود عشق را می شناسد در غیر این صورت نمی توانست به این زیبایی از عشق سخن بگوید. او خانه ی مشترکشان را نمادی ابدی از عشق و دوستی معرفی می کند؛ زیرا سالارخانه ی او همیشه رویی گشاده و چهره یی خندان برای پذیرایی مهمانانش داشت و نمادی بود از محبت و عشق.
او عشق را در همدلی و همدردی و گوش شنوا داشتن بر گفته های هم معرفی میکند. او عشق را در انتظار برای آمدن همسر و خوردن لقمه ای نان می داند. او عشق را در انتظاری که همسرش برای شنیدن شعرهایش پشت در اتاق می کشید معرفی می کند. پس چنین فردی از عشق بیگانه نیست. و عشق سیمین به همسر عزیزش منوچهر کوشیار نوعی از انواع متعدد عشق است. او شاعری مردمی و اجتماعی است که عشق به مردم و میهنش در آثار او خود نمایی می کند. او عشق را امید می داند و دست نیاز به سویش دراز می کند:
ای عشق تازه ، چشم امیدم به سوی توست
این دشت سرد غمزده را آفتاب کن
این برف از من است تو جسم را بسوز
این جای پا ازوست تو او را خراب کن
( جای پا، ص 194 )
او هستی و خلقت را زائیده عشق الهی می داند و عشق را عامل خلقت می داند در نظر سیمین عشق عامل زندگی و جان بخشی است:
این همچو ما دیر مانده
با نقش خود پیر مانده
گوید که تصویر عشق است
نقشی به عالم اگر هست
( یکی مثلاً این که، نوشیدنی گرم یا سرد، ص 135 )
قطره یی بی رنگ بودم، نور عشق از من گذشت
بر سپهر نام، چون رنگین کمان افتاده ام
وای سیمین نغمه های سینه سوز عشق را
این زمان آموختند کز زبان افتاده ام
( چلچراغ، زنجیر، ص 135 )
عشق است جمله هستی تو، جانت به نقد اوست گرو
انکار خویشتن چه کنی؟ بر شو به بام و جار بزن
( دشت ارژن، کولی واره، ص 47 )
زکار عشق پیوسته دمیده بودم و خسته
که ناگه و ندانسته رخ تو در ضمیر آمد
زعشق می کنم پروا که بی توان و بی یارا
زپا افتاده است اما بهار دستگیر آمد
…
هنوز عشق جان دارد بهار اگر توان دارد
به معجزش جوان دارد به سال اگرچه پیر آمد
( دشت ارژن، بهار شادشورافکن، ص 73 )
(ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)
متن کامل را می توانید دانلود نمائید
چون فقط تکه هایی از متن پایان نامه در این صفحه درج شده (به طور نمونه)
ولی در فایل دانلودی متن کامل پایان نامه
همراه با تمام ضمائم (پیوست ها) با فرمت ورد word که قابل ویرایش و کپی کردن می باشند
موجود است

تعداد صفحات پایان نامه: 190 صفحه
دانشگاه شهید بهشتی
دانشکده ادبیات و علوم انسانی
گروه زبان شناسی و زبانهای ایرانی
عنوان مقاله:
تهیه متن های آموزش واژه براساس نظریه ی حوزه های معنایی ویژه غیرفارسی زبانان سطح پیشرفته
دانشجو:
رحمت الله کیماسی
نام استاد:
دکتر زینب محمدابراهیم
چکیده
این پایان نامه به تهیه متن های آموزش واژه براساس نظریه حوزه های معنایی ویژه غیرفارسی زبانان سطح پیشرفته می پردازد. سوالاتی که این پژوهش به دنبال پاسخ به آنها بوده است عبارتند از:
1ـ کارآمدترین نظریه برای آموزش واژه کدام نظریه است؟
2ـ آیا بهترین روش برای آموزش واژه به زبان آموزان غیرفارسی زبان روش حوزه های معنایی است؟
3ـ آیا آموزش واژه ها براساس نظریه حوزه های معنایی در سطوح زبانی مختلف با هم تفاوت دارد؟
4ـ آیا روش حوزه های معنایی محدودیتی در نوع سوال ها ایجاد می کند؟
فرضیه های این تحقیق عبارتند از:
1ـ بهترین نظریه برای آموزش واژه نظریه حوزه های معنایی است.
2ـ کارآمدترین روش آموزش واژه روش حوزه های معنایی است.
3ـ آموزش واژه در سطوح زبانی مختلف با هم تفاوت دارد.
4ـ روش حوزه های معنایی در نوع سوالها محدودیت ایجاد می کند.
اهداف تحقیق
1ـ تهیه و تدوین متن های آموزش واژه
2ـ تبیین نظریه حوزه های معنایی
3ـ بررسی کارآمدی روش حوزه های معنایی در آموزش واژه
این نوع تحقیق، تحقیقی نظری است که برپایه ی مطالعات کتابخانه ای انجام شده است. پایان نامه حاضر در 5 فصل تهیه شده است: فصل اول کلیات تحقیق، فصل دوم: مطالعات پیشین، فصل سوم: به تهیه و تدوین متن های آموزش واژه می پردازد، فصل چهارم: شامل ده متن آموزشی براساس موضوعات مختلف فرهنگی، ادبی، تاریخی، اجتماعی است، فصل پنجم: خلاصه و نتیجه، شامل بیان خلاصه ای از فصول مختلف و نتایج تحقیق و نیز پیشنهاداتی برای تحقیقات آتی.
فصل نخست
کلیات
1-1- مقدمه:
کشور پهناور ایران دارای فرهنگی و تمدن غنی به وسعت تاریخ است و از این جهت مایه ی فخر و مبا هات همه ی ایرانیان می باشد . بسیاری از خارجیان از دیر باز در پی آشنایی با این مرز و بوم و فرهنک و تمدن خاص آن بوده, و در این راه اقدام به یادگیری زبان فارسی نموده اند چرا که زبان آیینه ی فرهنگ است و بدون آشنایی با زبان بهره جستن از چشمه زلال فرهنگ میسر نخواهد بود .
در این میان وظیفه ی ایرانیان میهن پرست اشاعه فرهنگ و تمدن ایران و تلاش در جهت ترویج هر چه بیشتر زبان و ادبیات فارسی و هموار نمودن راه برای آموزش هرچه بهتر آن است .هر چند در سال های گذشته در زمینه ی آموزش علمی این زبان تحقیقاتی صورت گرفته ولی با این وجود کمبود هایی نیز در این زمینه احساس می شود . از آنجا که آموزش واژه یکی از مهمترین بخش های آموزش زبان دوم / خارجی محسوب می گردد و بدون آگاهی از واژه ها زبان آموز توانایی برقراری ارتباط معنی دار با هل زبان را نخواهد داشت نگارنده دراین پایان نامه بر آن است به تهیه ی متن های آموزش واژه بر اساس حوزه معنایی ویژه ی غیر فارسی زبانان سطح پیشرفته بپردازد .
1-2 . بیان موضوع:
هدف اصلی یادگیری زبان برقراری ارتباط است، برای دستیابی به این هدف، واژگان نقش مهمی ایفا میکنند، چرا که ایجاد ارتباط بدون واژهها غیر ممکن است. از این رو، آموزش واژه یکی از مهمترین بخشهای آموزش زبان دوم / خارجی محسوب میگردد زیرا بدون آگـاهی از واژهها زبان آموز توانایی برقراری ارتباط معنیدار با اهل زبان را نخواهد داشت، پس مسئله آموزش واژهها از اهمیت خاصی برخوردار است. از سوی دیگر یادگیری واژه فرایند سادهای نیست، اما استفاده از روشهای کارآمد در آموزش واژه، یادگیری آن را آسان میکند. تا کنون روشهای مختلفی در زمینهی آموزش واژه ارائه شده و به کار رفته است. در این میان آموزش واژه بر اساس حوزههای معنایی از جمله روشهای موفق علمی بوده است. در این روش، واژههایی که از نظر معنایی با یکدیگر ارتباط نزدیکی دارند یا به یک موضوع خاص مربوط هستند درون متنی واحد قرار می گیرند و با هم آموزش داده میشوند. تحقیقات به عمل آمده در مورد حوزههای معنایی نشانگر این واقعیت است که واژهها به تنهایی و جدا از واژههای دیگر رنگ و بوی معنایی خود را از دست میدهند. آموزش واژه از این طریق باعث میشود واژه هایی که با یکدیگر ارتباط معنایی دارند بهتر یاد گرفته شوند و نگهداری آنها در حافظه برای مدت زمان طولانی تضمین میشود. چرا که عقیده بر آن است که واژهها بر اساس حوزههای معنایی در حافظه ـ بلند مدت ذخیره میشوند. از آن جا که امروزه آموزش زبان فارسی بیشتر از قبل مورد توجه قرار گرفته است,پرداختن به جنبههای گوناگون آن و تهیه متنهای درسی به ویژه در زمینه واژگان اهمیت فراوانی دارد. از این رو، موضوع پایانامه حاضر نیز در راستای تهیه متنهای آموزش واژه به روش حوزههای معنایی است.
1-3. هدف تحقیق و اهمیت آن:
از آن جا که رشته آموزش زبان فارسی به غیرفارسی زبانان رشتهای کاملا نوپا است و در مراحل اولیه رشد و تکوین قرار دارد و تحقیقات علمی اندکی در زمینهی آموزش آن صورت گرفته است ، لازم است در زمینههای گوناگون اعم از آموزش واژه و تهیه و تدوین متن های درسی تحقیق و بررسی بیشتری صورت پذیرد. از سوی دیگر ، در سالهای اخیر بسیاری از خارجیان به دلایل گوناگون در داخل و خارج از ایران به یادگیری زبان فارسی علاقهمند شدهاند، اما در حال حاضر کتابهایی که برای آموزش زبان فارسی در مراکز آموزش زبان فارسی مورد استفاده قرار میگیرد، بسیار اندک است و در این میان برخی از کتابهای موجود بر پایهی روشهای علمی استوار نیستند.با این وجود ,همین کتاب های اندک هم تا کنون با استقبال نسبتاّ خوبی روبرو شده است و هم اینک در مراکز آموزش زبان فارسی مورد قرار است . پس باید کتابها و منابعی بر اساس روش های علمی جدید تهیه و در اختیار علاقهمندان به یادگیری زبان فارسی قرار گیرد.
هدف پایانامه حاضر، تهیهی متن های درسی آموزش واژههای زبان فارسی برای هموار کردن راه آموزش زبان فارسی است.
1-4 . انگیزه تحقیق:
یکی از عوامل موثر در آموزش و یادگیری زبان دوم / خارجی ، مواد درسی است . هر چه مواد درسی غنیتر و متنوعتر باشد آموزش و یادگیری نیز بهتر صورت میگیرد. این مسئله به وضوح در زبان انگلیسی به چشم میخورد، در این زبان به کتابهای آموزشی فراوانی بر میخوریم که برای آموزش مهارتهای گوناگون زبانی نظیر خواندن و نوشتن یا برای آموزش اجزایی از زبان مانند واژهها یا ساختارهای آن مناسب اند. بدین ترتیب زبان آموز با توجه به نیاز و هدف خویش میتواند از میان منابع موجود، کتاب مورد نظر خود را انتخاب نماید و به یادگیری زبان بپردازد. اما این مسئله در زبان فارسی صدق نمیکند. نگاهی به کتابهای آموزش زبان فارسی نشان میدهد که آنها پاسخ گوی نیازهای مختلف زبان آموزان غیر فارسی زبان نمیباشند. برای مثال در زبان فارسی کتابی را نمیتوان یافت که صرفا با تاکید به آموزش واژه برای غیر فارسی زبانان تهیه شده باشد. طی سالیان متمادی در برنامههای خاص آماده سازی معلمین توجه چندانی به روشهای یاری دادن زبان آموزان در خصوص آموزش واژه ها نشده است.
از طرف دیگر، با نگاهی به کتابهای آموزش زبان انگلیسی چه آنهایی که بر اساس شرح درسهای واژگانی نوشته شدهاند و چه آنهایی که همهی مهارتها را آموزش میدهند، مشاهده میشود که تقریبا اکثر آنها از روش حوزههای معنایی برای آموزش واژه استفاده نمودهاند و به ارائه متنهایی پرداخته اند که در بردارندهی واژههای مرتبط معنایی میباشند.
خلاصه آنکه در برنامه آموزش زبان چه در گذشته و چه در حال مسئله آموزش واژه به بوته فراموشی سپرده شده است و این انگیزهای شد که نگارنده به تهیه متنهای آموزش واژه بر اساس حوزههای معنایی بپردازد.
1-5 . مفاهیم:
1-5-1. واژه:
زبان شناسان و نیز فرهنگ نویسان کوشیدهاند تا مفهوم «واژه» را تعریف کنند، اما همه کوششهای آنان به طریقی بینتیجه مانده است. با وجود این، سخنگویان همه زبانها میدانند که واژه چیست. آنان این دانش را از طریق توانایی خود در فهرست کردن واژهها، در تقطیع گفتهها به واژههای مختلف، یا در تشخیص واژهها از گروهها به هنگام مواجه شدن با فهرستی از آنها نمایان میسازند. ما همه میدانیم که واژه چیست، لیکن هیچ کس نمیتواند آن را تعریف کند. یکی از تعاریف معمول واژه به صورت زیر است:
واژه هر واحد زبانی را گویند که در نوشتار بین فواصل یا بین یک فاصله و یک خط تیره ظاهر شود(فالک32,1978)
تلاشهای دیگری که به منظور تعریف مفهوم «واژه» انجام گرفته، با مشکلاتی از این سنخ مواجه شده است. اما، نباید تعجب کرد که علی رغم این گونه پژوهشها ، باز تعریف جامع و صریحی در این باره وجود ندارد. آنچه که اغلب مورد بررسی قرار کرفته کنش زبانی است، یعنی رو ساخت زبان، که برای بررسی در دسترس است. اما برای اینکه شخص بتواند سخن بگوید، باید دانشی داشته باشد که شالوده کنش زبانی وی را تشکیل دهد. در مورد مفهوم «واژه» این دانش بخشی از کنش زبانی ما را تشکیل میدهد و فقط بهطور ناقص و غیر مستقیم قابل بررسی است. (فالک، 1978 , 31).
واژه مفهوم بسیار گستردهای دارد. حتی در جوامع بدوی که با صورت های نوشتاری آشنایی ندارند، گویشوران قادر به تشخیص واژه ها هستند. این مسئله شگفت انگیز است چرا که هیچ کس تا کنون نتوانسته تعریفی جامع، جهان شمول و قابل قبولی از واژه ارائه دهد. (ایچسون، 1992,49).
به نظر اسپیر (1975 , 186) واژه کوچکترین واحد دستور زبان است که می توان آن را به عنوان یک پاره گفتارکامل به کار برد. واژه در گفتار عبارت است از هر واحد زبان شناختی که گویشور زبان بتواند آن را به تنهایی به کاربرد. واژه در نوشتار نیز هر واحدی است که بتوان آن را با یک فاصله از واحد دیگر جدا کرد.
ریچارد و دیگران (1992 , 406) واژه را کوچکترین واحد زبان شناختی میدانند که به تنهایی میتواند در گفتار و نوشتار به کار رود.
معروف ترین تعریفی که از واژه عنوان شده تعریف بلومفیلد, زبان شناس ساختگرای آمریکایی است. به نظر او «واژه» کوچکترین صورت آزاد است که به تنهایی و مستقل میتواند به کار رود. البته این تعریف کامل و دقیقی از واژه نیست و دارای ایرادهای زیادی است. (ایچسون، 49,1992). خلاصه آنکه واژه از مشخص ترین واحدهای زبانی است، اما یافتن یک توصیف عام و صریح در مورد این مفهوم به طوری که با قضاوتهای سخنگویان بومی دربارهی اینکه کدام صورتهای زبانی واژه هستند، مطابقت کند, بسیار دشوار است. بخشی از این دشواری ناشی از این واقعیت است که این قبیل قضاوتها مربوط به کنش هستند، از این رو، عوامل غیر زبانی ممکن است در قضاوت سخنگو دربارهی واژه موثر افتد.
1-5-2. آموزش (تدریس):
آموزش را این چنین میتوان تعریف کرد: «کسی را در انجام کاری هدایت و یاری کردن، دادن دستورالعمل، راهنمایی کردن در مورد مطالعه هر چیزی ، در اختیار گذاشتن دانش، شناساندن و فهمانیدن» (کیمبل و گارمزی، 133,1963). آموزش ,عبارت است از هدایت و تسهیل یادگیری، کمک به یاد گیرنده در امر یادگیری و فراهم نمودن شرایط لازم برای یادگیری (براون، 1994 , 7).
به نظر سیف (1371 ,15)« به هر گونه فعالیت یا تدبیر از پیش طرحریزی شدهای که هدف آن ایجاد یادگیری در یادگیرنده باشد آموزش گفته میشود». سیف (همان,53) آموزش را به صورت دیگری هم تعریف میکند:« آموزش به فعالیتهای هدفدار معلم که برای ایجاد یادگیری در یادگیرنده به صورت کنش متقابل بین معلم و یادگیرنده ، جریان مییابد اطلاق میشود».
1-5-3 0نظریه آموزش (تدریس):
نظریه مبسوط تدریس، اصول گزینش روشها یا تکنیکهای معیّن را مشخص میکند. نظریه تدریس هماهنگ با درک کامل شما از محصل و موضوعی که باید یاد گرفته شود، راه دستیابی به روشهای فوق را در روز معین برای شاگردان معین تحت قیود گوناگون که ناشی از وضع خاص یادگیری است، نشان خواهد داد(براون ، 1993 , 8).
جروم برونر (1996, 41-40) اظهار داشته که نظریه آموزش باید بتواند ویژگیهای زیر را مشحص کند:
1 – باید تجاربی را شامل باشد که بتواند موثرترین وجه گرایش به یادگیری را در فرد تثبیت کند.
2 – باید دارای مجموعهای از اطلاعات باشد به نحوی که شاگرد بتواند آن اطلاعات را به آسان ترین صورت درک کند.
3 – دارای مفیدترین نوع موادی باشد که باید آموخته شود (کیوانی، 1363 , 16).
1-5-4 . یادگیری
تا کنون تعاریف مختلفی از یادگیری ارائه شده است:
بنا به تعریف لغت نامه های معاصر، یادگیری عبارت است از «فراگرفتن یا به دست آوردن دانش دربارهی موضوعی یا مهارتی که به کمک مطالعه، تجربه یا آموزش». تعریف تخصصی تر احتمالا بدین صورت خواهد بود که : یادگیری عبارت از تغییری نسبتا دائمی در رفتار است که بر اثر تمرین تقویت شده حاصل میشود» (کیمبل و گارنری،133,1963). هر یک از این تعریفها از یادگیری به جنبههای خاصی از فرایند یادگیری تاکید میکند و جنبههای دیگر آن را نادیده میگیرد. جامع ترین تعریف که تا کنون از یادگیری به دست آمده تعریف این افراد است:
هیلگاردو مارکویز (1986) یادگیری را چنین تعریف میکنند«تغییری نسبتا دایمی در رفتار است که در نتیجه تمرین حاصل شده است». (ترجمه براهنی، 1380 , 434).
براون (ترجمه کیوانی، 1363, 15) یادگیری را به تفکیک اجزای سازندهی این تعریف چنین بیان میکند:
1 – یادگیری عبارت است از فراگیری یا «به دست آوردن».
2 – یادگیری یعنی حفظ اطلاعات یا مهارتها.
3 – یادگیری مستلزم توجه فعال و آگاهانه به رویدادهای بیرون و درون ارگانیسم و اثر گذاشتن بر این رویدادهاست.
4 – یادگیری امری نسبتاً دائمی، ولی دستخوش فراموشی است.
5 – یادگیری عبارت از تغییر در رفتار است.
6 – یادگیری مقتضی نوعی تمرین – شاید تمرین تقویت شده است.
1-5-5 . رابطهی تدریس (آموزش) و یادگیری:
تدریس را نمی توان جدا از یادگیری تعریف کرد. هیلگارد و مارکویز(198,1986) این طور اظهار میدارد که «برای جوابگویی به نیازهای تعلیم و تربیت ، نظریههای یادگیری را باید «وارونه کرد» تا نظریههای تدریس از آن به دست آید.» تدریس یعنی پیش بردن و تسهیل امر یادگیری، قادر ساختن شاگرد به یادگیری. مهیا ساختن شرایط یادگیری، درک شما از اینکه محصل چگونه میآموزد فلسفه تعلیم و تربیت، اسلوب تدریس، خط مشی، روش و تکنیکهای کلاس داری شما را تعیین میکند.
متن کامل را می توانید دانلود نمائید
چون فقط تکه هایی از متن پایان نامه در این صفحه درج شده (به طور نمونه)
ولی در فایل دانلودی متن کامل پایان نامه
همراه با تمام ضمائم (پیوست ها) با فرمت ورد word که قابل ویرایش و کپی کردن می باشند
موجود است