فی دوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

فی دوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلود پروژه متره و برآورد -ساختمان مسکونی 2 طبقه با پیلوتی

اختصاصی از فی دوو دانلود پروژه متره و برآورد -ساختمان مسکونی 2 طبقه با پیلوتی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

دانلود پروژه متره و برآورد -ساختمان مسکونی 2 طبقه با پیلوتی


دانلود پروژه متره و برآورد -ساختمان مسکونی 2 طبقه با پیلوتی اسکلت فلزی

دانلود پروژه  کامل متره و برآورد ساختمان مسکونی 2 طبقه با پیلوتی اسکلت فلزی با ابعاد طبقات 13.2* 20.1  متر مربع 

 این پروژه شامل 2 بخش نقشه  ها به صورت فایل اتوکد به همراه فایل  word مربوط به "ریزمتره" و "مالی" در 50 ص  می باشد.....   

 


دانلود با لینک مستقیم


دانلود پروژه متره و برآورد -ساختمان مسکونی 2 طبقه با پیلوتی

تحقیق در مورد زندگینامه قایم مقام

اختصاصی از فی دوو تحقیق در مورد زندگینامه قایم مقام دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

تحقیق در مورد زندگینامه قایم مقام


تحقیق در مورد زندگینامه قایم مقام

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*

فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)


تعداد صفحه:23

فهرست:

بررسی و مقایسه ی اوضاع سیاسی و فرهنگی

عصر قائم مقام و پس از شهادت وی

میرزا ابوالقاسم فراهانی، فرزند الوزراء میرزا عیسی، معروف به میرزا بزرگ از سادات حسینی و از مردم هزاره فراهان، از توابع اراک بود. در سال 1193 هجری قمری به دنیا آمد و زیر نظر پدر دانشمند خود تربیت یافت و علوم متداوله زمان را آموخت.

آغاز سلطنت محمدشاه مصادف بود با یک دوره بسیار بحرانی از روابط روس و انگلیس بر سر ایران. (نقل از تاریخ روابط سیاسی ایران و انگلیس، استاد سعید نفیسی، ص 43) اما ایران به ظاهر نگرانی نداشت چرا که مردی چون قائم مقام، مصدر قدرت سیاسی وحکومتی بود. تجارب و تسلط او بر اوضاع و احوال سیاسی در حدی بود که کسی قادر نبود از او باج بستاند.

قائم مقام همه ی اختیاراتی را که در نظام حکومتی به دست آورده بود، در راه خیر و صلاح کشور به کار برد. اما این شدت عمل و طرز حکومت نه در میان عوامل درباری و حکومتی هواخواه داشت و نه به سوی سیاست های دولتهای استعمارگر بود. توطئه ها، به ثمر نشست. هنوز دو سال از سلطنت محمدشاه نگذشته بود که به طرزی ناجوانمردانه، مرد بزرگ ادب و سیاست و میهن پرست بلند مرتبه را به قتل رساندند.

جای قائم مقام را به میرزا عباس ایروانی معروف به حاجی میرزا آقاسی دادند. او با نیرنگ و زاهد نمایی شگفتی، سراسر وجود شاه ابله و کودن را تسخیر کرده بود.

دوره صدارت حاج میزرا آقاسی یکی دیگر ازدوره های دشوار اجتماعی برای مردم ایران بود که شکل خاص خودش را داشت. اوضاع فرهنگی و ادبی ایران پس از شهادت قائم مقام به دلیل رواج صنعت چاپ و تأسیس و گسترش روزنامه نویسی، گسترش سواد خواندن و نوشتن بین مردم و رفتن دانشجویان ایرانی به اروپا تأسیس مدرسه ی دارالفنون و رواج و گسترش ترجمه از زبان های اروپایی به تحول نثر فارسی و رواج ساده نویسی کمک کرد. در پی جنگ های ایران و روس آشنایی ایران با غرب بیشتر و بیشتر شد که البته این آشنایی با خود آگاهی همراه نبود و این خود زمینه ی ایجاد تحولاتی در زمینه ی موسیقی، داستان نامه نویسی، نمایش و نقاشی و خوشنویسی شد.


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق در مورد زندگینامه قایم مقام

دانلود ترجمه مقاله روند خشک کردن ماکرویو تفاله گوجه فرنگی : اثر از دست دادن آب اسمزی *

اختصاصی از فی دوو دانلود ترجمه مقاله روند خشک کردن ماکرویو تفاله گوجه فرنگی : اثر از دست دادن آب اسمزی * دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

دانلود ترجمه مقاله روند خشک کردن ماکرویو تفاله گوجه فرنگی : اثر از دست دادن آب اسمزی *


دانلود ترجمه مقاله روند خشک کردن ماکرویو تفاله گوجه فرنگی : اثر از دست دادن آب اسمزی *

دانلود ترجمه مقاله روند خشک کردن ماکرویو تفاله گوجه فرنگی : اثر از دست دادن آب اسمزی ؛ مقاله ای خوب برای رشته کشاورزی و صنایع غذایی است که برای دانلود شما در 24 صفحه ترجمه شده است .

 

چکیده:

تولید رب گوجه فررنگی مقادیر عظیمی از تفاله ی گوجه فرنگی که محصول زائد هستند. مقدار زیادی از زباله ی تفاله تبدیل شدن به یک مشکل زیست محیطی جدی  واتلاف منابع است.

در این کار، یک مطالعه در خشک کردن مایکروویو از تفاله گوجه فرنگی و اثر از دست دادن آب اسمزی با استفاده از کلرید سدیم را برای هدف تولید محصولات خشک شده، که می تواند به عنوان کود و یا خوراک دام استفاده  شودانحام میشود. اثر سطح قدرت مایکروویو و غلظت Nacl در میزان خشک شدن تفاله گوجه فرنگی مورد بررسی قرار گرفت. مشخص شد که با مایکروویو خشک کردن می تواند مورد استفاده قرار گیرد. و به طور موثر برای خشک کردن چنین محصول زباله ها کاهش از زمان در روند خشک کردن است. سرعت خشک شدن بود که برای افزایش دوزمایکروویو و غلظت نمک در محلول اسمزی یافت. خشک کردن سرعت ثابت برای افزایش چشمگیری با افزایش نمک تا حدود m1/0 پیدا شد، و پس از ان شروع به کاهش به طور  پیوسته به عنوان غلظت  نمک را افزایش دهد بیشتر است. رطوبت موثر از نفوذ ۱۰۱۴*۶۰۱۰ به ۶٫۰ * ۱۰ – ک / ۶m2، در محدوده توان خروجی مایکروویو مورد مطالعه متفاوت است.

مقدمه :

خشک کردن مواد غذایی برایی حفظ آغاز از ثبت تاریخ انسان شده است. این هنر زندگی است به طور عمده در وابسته خورشید، پس از آن آب و هوا را تحت تاثیر قرار، و آن را بسیار دشوار برای رسیدن به کیفیت یکنواخت شده است. با این وجود، این خشک کردن طبیعی یک روش محبوب برای حفظ مواد غذایی تا زمانی که باقی مانده است به نوبه ی خود از قرن ۲th، هنگامی که آن را توسط خشک کردن مکانیکی جایگزین شد. [۱].

خشک شدن با حرارت به طور همزمان و انتقال جرم است که با برداشتن آب از مواد کاهش جزء به سطح خاص، که دران فساد میکروبی و تخریب واکنش های شیمیایی هستند به شدت به حداقل برسد. [۲].

این کاهش قابل توجهی در وزن و حجم، به حداقل رساندن بسته بندی، ذخیره سازی و هزینه حمل ونقل محصول به ارمغان می آورد [۳].

به طورخاص، خشک شدن، به عنوان یک روش حفظ همرفتی هوای گرم به طور گسترده به کار می رود. با این حال،استفاده از این روش، مواد غذایی، به بالای دمای خشک کردن در معرض، که منجر به افزایش انقباض و استحکام، کاهش هر دو چگالی ظاهری و ظرفیتی آب سازی از محصول خشک شده و همچنین باعث آسیب جدی به عطر، طعم، رنگ و مواد مغذی می شود [۴].

انرژی نقطه ای از این دیگاه، دیگر دوره خشک کردن، بالاتر است. دما و مصرف انرژی به عنوان ۶۰۰۰ کیلو ژول / کیلو گرم آب تبخیر )[۵۰۶]


دانلود با لینک مستقیم


دانلود ترجمه مقاله روند خشک کردن ماکرویو تفاله گوجه فرنگی : اثر از دست دادن آب اسمزی *

اخلاق اسلامی

اختصاصی از فی دوو اخلاق اسلامی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

اخلاق اسلامی


اخلاق اسلامی

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*

 

فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

  

تعداد صفحه7

 

مقدمه

اگر دین‌ را مجموعة‌ عقاید و دستورات‌ عملی‌ بدانیم‌ که‌ بنا بر ادعای‌ آورنده‌ و پیروان‌ آن‌ عقاید و دستورات‌، از سوی‌ آفریدگار جهان‌ می‌باشد، و اخلاق‌ را مجموعة‌ آموزه‌هایی‌ که‌ راه‌ و رسم‌ زندگی‌ کردن‌ به‌نحو شایسته‌ و بایسته‌ را ترسیم‌ کرده، بایدها و نبایدهای‌ ارزشی‌ حاکم‌ بر رفتار آدمی‌ را می‌نمایاند، بخوبی‌ به‌ رابطة‌ تنگاتنگ‌ دین‌ و اخلاق‌ پی‌ خواهیم‌ برد و اخلاق‌ را پاره‌ای‌ ناگسستنی‌ از دین‌ به‌ شمار خواهیم‌ آورد.
نظام‌ اخلاقی‌ اسلام‌ عقلانی‌ وحیانی‌ است. بدین‌ معنا که‌ هم‌ خرد و اندیشه‌ انسان‌ بدان‌ دعوت‌ می‌کند و هم‌ پیامبران‌ الهی، که‌ از این‌ امر گاهی‌ به‌ فطری‌ بودن‌ دین تعبیر می‌شود. یعنی‌ تعالیم‌ کلی‌ دین‌ اسلام‌ از آن‌ جمله‌ احکام‌ اخلاقی‌ آن، با گرایشهای‌ فطری‌ انسان‌ هماهنگ‌ و همنواست. حاصل‌ آنکه‌ اگر اسلام‌ ما را به‌ ترک‌ تعلقات‌ دنیوی‌ و توجه‌ به‌ خدا و آخرت‌ و ارزشهای‌ معنوی‌ فرا می‌خواند، عقلِ‌ حسابگر نیز، که‌ همواره‌ سود و زیان‌ و مصالح‌ و مضار انسان‌ را در نظر می‌گیرد و انسان‌ را به‌ انجام‌ کارهایی‌ که‌ بیشترین‌ سود و کمترین‌ زیان‌ را برای‌ او دارد، دعوت‌ می‌کند، آن‌ فراخوانِ‌ وحیانی‌ را تأیید می‌کند. صریحاً‌ می‌توان‌ گفت‌ که‌ اسلام‌ تنها از ما خواسته‌ است‌ که‌ عاقل‌ باشیم‌ و عاقلانه‌ عمل‌ کنیم. انسانِ‌ عاقل هرگز آخرت‌ را به‌ دنیا نمی‌فروشد و جهان‌ ابدی، لذایذ معنوی‌ و لقای‌ خدا را با لذایذ ناچیز و بی‌مقدار دنیوی‌ مبادله‌ نمی‌کند. ازاین‌روست‌ که‌ می‌گوییم‌ نظام‌ اخلاقی‌ ما عقلانی‌ - وحیانی‌ است، و البته‌ این‌ امر به‌هیچ‌وجه‌ به‌معنای‌ بی‌نیازی‌ انسان‌ از وحی‌ برای‌ رسیدن‌ به‌ کمال‌ و کافی‌ بودنِ‌ عقل‌ نیست، که‌ شرح‌ آن‌ مجالی‌ دیگر را می‌طلبد.

 

 

گوشه ای از امتیازات اخلاقی اسلام 

1-  ثبات ارزش ها
بشر، تاریخ مدون چند هزار ساله دارد؛ ولی آنچه که از انسان، به نام «انسانیت» یا «فرهنگ انسانی» باقی مانده است، تنها جزئی از آن را تشکیل می دهد، که همان مظاهر ثبات اخلاق در طول اعصار است و اگر جز این بود، انسانیت، تاریخی نداشت و وجه تمایز اساسی بین انسان و حیوان به نظر نمی رسید.
سهمی که اسلام در نمودهای تاریخی بقای انسانیت دارد، از نظر هیچ محققی پوشیده نیست. تمدن اسلامی در طول حیات خود با ملت های مختلفی برخورد داشته و فرهنگ های متفاوتی را لمس نموده و میراث اخلاقی گران مایه ای را برای جهانیان تدارک دیده که انوار آن، تاریخ علوم و معارف را درخشان ساخته است، تا جایی که اگر بگوییم فلسفۀ اخلاق اسلامی، چیزی جز ثبات اخلاق نیست، سخنی به گزاف نگفته ایم. قرآن کریم، ظلم و دروغ و کینه ورزی و ... را برای همیشه زشت و ممنوع اعلام کرده و خوبی و زیبایی صداقت و محبت و عدالت و ایمان و ... را ابدی دانسته است

2-  جهانی بودن
اسلام، مردم روی زمین را بدون توجه به نژاد و رنگ، به یک نظر می نگرد و از نظر اجرای مقررات اخلاقی، هیچ گونه تبعیض یا امتیازی را به رسمیت نمی شناسد. به رغم مکاتب فلسفی جدید که آخرین هدفشان تربیت شهروند مفید است، اسلام از اولین روز ظهورش تربیت انسان مفید را سر لوحۀ فعالیت های خود قرار داد. هدف اسلام، تربیت انسان کامل یا انسان متعادل در همۀ ابعاد انسانی است، نه انسان تک بعدی یا مفید فقط در جغرافیایی خاص

3- اعتدال
امتیاز دیگر این نظام، ایجاد روح اعتدال بین تمام قوای مادی و معنوی است. در این نظام چنین روشی به کار می رود تا ضمن ارضای تمام خواسته های سطحی و عمقی بشر، تناسب و هماهنگی بین آنها نیز محفوظ بماند. در صورتی که دیگر نظام های موجود فلسفی، قادر به تأمین این تناسب نیستند؛ زیرا اولاً تابع شناخت انسانی هستند و هنوز اعماق اقیانوس روان بشر، شناخته نشده است و ثانیاً از نقاط شناخته شده آن نیز ارزیابی های افراطی و تفریطی به دست داده اند

نقش عبادات در تزکیۀ اخلاق 

در نظام اخلاقی اسلام، هدف از عبادت، ارتباط دائم با مدبر کارگاه هستی است، و این ارتباط باید به نحوی برقرار شود که در طول حیات بشر پایدار بماند. تکامل اخلاقی انسان ها نیاز شدید به چنین پیوندی دارد. هر لحظه که ارتباط قطع شود، سیر نزولی شروع می گردد. احکام عملی و عبادات اصطلاحی (فروع دین: نماز، روزه، زکات، حج و ...) به منزله پایگاه های تقویتی ای هستند که ارتباط را محکم تر می گردانند تا سیر کمالی بشر، بدون ترس و دور از واپس زدگی انجام گیرد. هنگامی که پیوند برقرار شد، هر لحظه ای که از حیات انسان بگذرد، عبادت محسوب می شود؛ خواه در آن لحظه، کار فیزیکی انجام داده، یا به تفکر پرداخته باشد
عبادات و احکام، برنامۀ دقیق زندگی اند که در سایۀ آن ارتباط با خالق، تقویت و تثبیت می شود؛ اما نکته مهم، هدف از برقراری ارتباط با خداست. هدف، این است که تمام افعال انسان، تحت نظام در آید و جهت مخصوص به خود گیرد تا آن جا که وقتی به امور شخصی زندگی می پردازیم یا موقعی که در آزمایشگاه، سرگرم تحقیق هستیم و یا در مسند قضاوت، حق را از باطل تشخیص می دهیم یا در بازار، در حال خرید و فروشیم، بدون توجه به این که کارمان کوچک است یا بزرگ، خدا را ناظر اعمال بدانیم

مطالعه‌ی اخلاق اسلامی را نمی‌توان به قرآن و به نظام رایج همراه آن محدود کرد، حتی اگر دامنه‌ی آن را به تفاسیر عالمانه در زمینه‌های مختلف، از قانون گرفته تا فلسفه و علوم طبیعی گسترش دهیم. اهمیت بنیادی این عناصر امری بدیهی است، چرا که آن‌ها در بر دارنده‌ی اصول، استدلالها و روایاتی هستند که می‌توانند مشمول گذر زمان نگردند. اما نقش محوری اخلاق اسلامی در گستره‌ی قرآن و مجموعه‌ی مواعظ و سنن نبوی با اصلی کلیدی همراه است که در قول مصرّح و مکرّر «اسلام، راهی برای زندگی» نهفته است. این نظریه متکی بر جایگاه تاریخی زندگی محمّد(ص) ، همراه با مجموعه‌ی مجاهدت‌های مستند وی است که تلاش می‌کند رسالتی پیامبرانه را به گونه‌ای به انجام رساند که در آن جستجوی آرمان‌های اخلاقی امری مجرد و ذهنی نیست، بلکه عملی است.

در عین حال همیشه مسلمانان و غیر مسلمانانی بوده‌اند که ترجیح داده‌اند با متون دینی همچون متونی دارای معانی واحد و بسته رفتار نمایند، زندگانی پیامبر را به روی تفاسیر خلاقانه که شایسته آن است ببندند، و تاریخ متنوّع مسلمانان را تاریخ اسلامی یگانه جلوه دهند. قابل پیش‌بینی است که این دیدگاه پدید‌آورنده‌ی خصلت و ویژگی‌ای است که به عنوان مجموعه‌ای از احکام قدسی قابل شناسایی است. برخی راهشان را در احکام و یا فقه می‌یابند و دیگران آن را در گستره‌ی شریعت به عنوان نمادی رایج از اسلام می‌جویند. سپس به کارگیری این ویژگی در چالش‌های روزانه که یک مسلمان با آن مواجه است عملی موقوف به اراده است، هر چند تا آنجا که به تشخیص اصل مربوطه وابسته است، همراه با بصیرت نیز هست.

جانب داری از دیدگاهی که نیروی انسان و عقل را فروتر از اعمال متعبّدانه می‌انگارد، تنها در باور بنیادگرایان، و به بیان بهتر اسلام‌گرایان سیاسی نیست. طرفه آن که این رویکرد ایدئولوژیکی در میان بسیاری از صاحب‌نظران در زمینه اسلام که همانند اسلام‌گراها ترجیح می‌دهند در پیچیدگی‌های دنیاهای متکثّر اسلام- تاریخی و معاصر، فرهنگ مکتوب و اجتماعی، پاکدینی و بددینی- و تمام نقاط تاریک میان این دوگانگی‌ها خود را درگیر ننمایند رایج است. این گرایش ساده‌اندیشانه هیچ‌گاه به عریانی امروز در پسامد وقایع یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱ نبوده است. با مسائل نگران‌کننده‌ی خشونت سیاسی، مدارا، رابطه فرد و جامعه، و حتی چالش‌های تازه‌ی فناوری زیستی، علناً آنگونه رفتار می‌شود که گویا مشکلات اخلاقی موجود دارای راه حل‌های آماده‌ای هستند که تنها باید آن‌ها را از قرآن استخراج نمود.

در میان دغدغه‌های اصلی این تحقیق این ادعا است که انگیزه‌ی پدیدآورنده‌ی اخلاق دینی به طور کل، و اخلاق اسلامی به طور مشخص است، که این زمینه‌ی تحقیقی مهیج در بهبوهه‌ی پیدایش مدرنیته سکولار بوده است. این مسأله نه ربطی به کشف چگونگی رابطه‌ی انگیزه و مسؤولیت با یک عامل یا کنشگر در اخلاق (مشابه قانون به عنوان مثال) دارد، و نه ارتباطی به روانشناسی شکل‌گیری انگیزه در تعامل آن با رفتار اخلاقی اجتماعی و فردی دارد. این‌ها زمینه‌های‌ وسیع و بدون هیچ شکّی مرتبط‌ با موضوع‌اند که سزاوار توجه درخور خویش هستند. آنچه در این‌جا می‌خواهم به آن بپردازم مشکلی بنیادی در رویکردها به قواعد اخلاقی مدرن است که نسبت به تقسیمات ساده‌ی میان انگیزه‌ی سکولار و مذهبی که به مسلمانان تنها اختصاص ندارد، بی طرف می‌ایستد. هدف پرداختن به این پرسش است: «چرا باید اخلاقی عمل کرد؟» پاسخ منطقی به این پرسش مستلزم توجه به تصورات متعدد «نیک» در زمینه‌های فردی و عمومی، سیاسی- اجتماعی و علمی، گذشته و حال است. پرسش از دائمی بودنِ درستی یا نادرستی عملی به عنوان پرسشی اولیه، و ساختن رویکردی به دنبال آن براساس دیدگاه‌های سکولار یا دینی، رویکردی کم‌فروغ و گمراه‌کننده است. هرگاه این رویکرد با چارچوبی به شدت سکولار همراه شود، در همان آغاز به بی‌اعتباری گفتمان‌ها و رسومی خواهد انجامید که علایق مذهبی به اختیارات اخلاقی افراد می‌بخشد.

همچنین، چارچوبی کاملاً خشک و مطلق‌گرایانه در منابع- سکولار یا دینی- برای تعیین نادرستی ذاتی چیزی، پیچیدگی‌های انگیزه‌های انسانی را که در چنین قضاوت‌هایی در جهان واقع حضور دارند بی اعتبار می‌کند. این امر تعامل عقل و دین یا تعهّد را به تعبّد منفعلانه بر اساس دیدگاهی کم‌مایه و غیر واقعی (deux ex machina) از جهان کاهش می‌دهد. هر دو چارچوب برای برخی البته وجود دارد، اما این دو به دشواری می‌توانند حق مطلب را بیان نمایند.

بنابراین، به منظور احقاق عدالت نسبت به واقعیت‌های چالشگر و متکثّر، نویسنده در گشایش کتاب بر آن شده است تا مجموعه‌ای از زمینه‌های اجتماعی که تصورات مسلمانان از خوبی در آن‌ها رشد نموده است و امروزه در زمینه‌هایی همچون زیست پزشکی (biomedicine) و محیط زیست خودنمایی می‌نمایند، را متذکر شود. پرسش از چگونگی و چرایی جدّی گرفتن این تصورات، رشته‌ای نامرئی است که این زمینه‌ها را به یکدیگر متصل می‌نماید و تداوم و بازیافت سنت و عقل را پدید می‌آورد. پس از آن، کتاب متعاقباً بر سه قلمرو مستقل و در عین حال مرتبط «نیک رفتاری و ادب»، «انسانیت» و «حکومت» تمرکز می‌یابد، و ما را به مبانی نظری و تجربی، به یک نحو متوجّه می‌سازد. چرا که این امور با مفاهیم بنیادی عصر حاضر، مانند حقوق بشر، حکومت قانون و فرهنگ مدنی پیوسته‌اند که در آنها تصورات نیکی، چه به عنوان زمینه و چه قضاوت‌های اخلاقی معین، به شدت به یکدیگر گره خورده‌اند. دست و پنجه نرم کردن با این مفاهیم، و همین طور با تاریخ اخلاق به طور کل البته، نیازمند اعتراف به پیوستگی نزدیک دیدگاه‌های «اسلامی» با دیگر سنت‌ها، چه مسیحی و چه سکولار نیز است، که امروزه در گردونه‌ی جهانی شدن و حضور پر تعداد مسلمانان مهاجر در پهنه‌ی تمدن‌ها بیش از پیش ضروری می‌نماید.

 

 


دانلود با لینک مستقیم


اخلاق اسلامی

احادیث شجاعت

اختصاصی از فی دوو احادیث شجاعت دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

احادیث شجاعت


احادیث شجاعت

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*

 

فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

  

تعداد صفحه9

 

شجاعت

امام علی(ع):
الشجاعه عز حاضر، الجبن ذل ظاهر؛
شجاعت عزتی است آماده، ترس ذلتی است آشکار.
امام علی(ع):
الشجاعه نصره حاضره و فضیله ظاهره؛
شجاعت، نصرتی نقد و فضیلتی آشکار است.
امام علی(ع):
السخاء و الشجاعه غرائز شریفه، یضعها الله سیحانه فیمن أحبه و امتحنه؛
سخاوت و شجاعت خصلت های والایی هستند که خداوند سبحان آن دو را در وجود هرکس که دوستش داشته و او را آزموده باشد می گذارد.
امام علی(ع):
جبلت الشجاعه علی ثلاث طبائع، لکل واحده منهن فضیله لیست للاخری: السخاء بالنفس و الأنفه من الذل و طلب الذکر ...؛
شجاعت بر سه خصلت سرشته شده که هریک از آنها فضیلتی دارد که دیگری فاقد آن است: از خودگذشتگی، تن ندادن به خواری و ذلت و نامجویی.
امام علی(ع):
ثمره الشجاعه الغیره؛
غیرت میوه شجاعت است.
امام صادق(ع):
ثلاثه لا تعرف إلا فی ثلاث مواطن: لا یعرف الحلیم إلا عند الغضب و لا الشجاع إلا عند الحرب و لا أخ إلا عند الحاجه؛
سه کس اند که جز در سه جا شناخته نمی شوند: بردبار جز در هنگام خشم، شجاع جز در جنگ و برادر جز در هنگام نیازمندی.
امام علی(ع):
لا آشجع من لبیبٍ؛
شجاع تر از خردمند، وجود ندارد.
امام علی(ع):
لو تمیزت الأشیاء لکان الصدق مع الشجاعه و کان الجبن مع الکذب؛
اگر خصلت ها از یکدیگر متمایز و جدا شوند، هر آینه راستی با شجاعت باشد و بزدلی با دروغ.
امام علی(ع):
آفه الشجاعه إضاعه الحزم؛
آفت شجاعت، فرو گذاشتن دوراندیشی است.
امام علی(ع):
العدل أفضل من الشجاعه لأن الناس لواستعملوا العدل عموماً فی جمیعهم لا ستغنوا عن الشجاعه؛
عدالت بهتر از شجاعت است زیرا اگر مردم همگی عدالت را درباره همه بکار گیرند از شجاعت بی نیاز می شوند.

بردباری
امام صادق(ع):
الحلم سراج الله... و الحلم یدور علی خمسه أوجه: أن یکون عزیزاً فیذل أو یکون صادقاً فیتهم أو یدعو إلی الحق فیستخف به أو أن یؤذی بلا جرم أو أن یطالب بالحق و یخالفوه فیه، فإن آتیت کلا منها حقه فقد اصبت...؛
بردباری چراغ خداست ... پنج چیز است که بردباری می طلبد: شخص عزیز باشد و خوار شود، راستگو باشد و نسبت ناروا داده شود، به حق دعوت کند و سبکش بشمارند، بی گناه باشد و اذیت شود، حق طلبی کند و با او مخالفت کنند، اگر در هر پنج مورد، به حق رفتار کنی، بردبار هستی ...
امام علی(ع):
الحلم غطاء ساتر و العقل حسام قاطع، فاستر خلل خلقک بحلمک و قاتل هواک بعقلک؛
بردباری پرده ای پوشاننده و عقل شمشیری برنده است، پس عیبهای اخلاقی خود را با بردباری بپوشان و با عقلت به جنگ هوا و هوست برخیز.
امام علی(ع):
إن لم تکن حلیماً فتحلم فإنه قل من تشبه بقوم إلا أوشک أن یکون منهم،
اگر بردبار نیستی خود را بردبار جلوه ده، زیرا کمتر کسی است که خود را شبیه گروهی کند و بزودی یکی از آنان نشود.
رسول اکرم(ص):
کاد الحلیم أن یکون نبیاً؛
آدم بردبار به پیامبری نزدیک است.
رسول اکرم(ص):
لیس بحلیم من لم یعاشر بالمعروف من لابد له من معاشرته حتی یجعل الله من ذلک مخرجاً؛
بردبار نیست آن که با کسی که چاره ای جز معاشرت با او ندارد به نیکی معاشرت نکند تا این که خداوند برای او راه نجاتی از معاشرت با وی فراهم آورد.
امام علی(ع):
الحلم یطفی نار الغضب و الحده تؤجج إحراقه؛
بردباری آتش خشم را فرو می نشاند و تندی آن را شعله ور تر می کند.
امام علی(ع):
لیس الحلیم من عجز فهجم و إذا قدر انتقم، إنما الحلیم من إذا قدر عفا و کان الحلم غالباً علی کل أمره؛
کسی که چون ناتوان شود هجوم برد و چون قدرت یابد انتقام گیرد بردبار نیست، بلکه بردبار کسی است که قدرت داشته باشد اما گذشت کند و بردباری بر تمامی امور او غالب باشد.
امام علی(ع):
من حلم عن عدوه ظفر به؛
هرکس در مقابل دشمن بردبار باشد بر او پیروز می شود.
امام علی(ع):
من غاظک بقبح السفه علیک، فغظه بحسن الحلم عنه؛
هرکس با زشتی سبکسری تو را خشمگین کرد تو با زیبایی بردباری او را به خشم آور.
رسول اکرم(ص):
فأما الحلم فمنه رکوب الجمیل، وصحبه الأبرار و رفع من الضعه و رفع من الخساسه و تشهی الخیر و تقرب صاحبه من معالی الدرجات و العفو و المهل و المعروف و الصمت فهذا ما یتشعب للعاقل بحلمه؛
حاصل بردباری: آراسته شدن به خوبیها، هم نشینی با نیکان، ارجمند شدن، عزیز گشتن، رغبت به نیکی، نزدیک شدن بردبار به درجات عالی، گذشت، آرامش و تأنی، احسان و خاموشی. اینها ثمره بردباری عاقل است.

مردانگی
امام علی(ع):
المروء ه اسم جامع لسائر الفضائل و المحاسن؛
مردانگی، نامی است که همه بزرگواریها و خوبیها را در بر می گیرد.
امام علی(ع):
مر علی قوم یتحدثون فیم أنتم؟ فقالوا: نتذاکر المروء ه، فقال: أو ما کفاکم الله فی کتابه إذا یقول: (إن الله یأمر بالعدل و الإحسان) فالعدل الإنصاف و الإحسان التفضل، فما بعد هذا؟!؛
امام علی(ع) بر گروهی عبور کردند که در حال گفتگو بودند. فرمودند درباره چه سخن می گویید؟ عرض کردند: درباره مردانگی گفتگو می کنیم. فرمودند: آیا خداوند در کتاب خود پاسخ شما را نداده است، آنجا که می فرماید: (همانا خداوند به عدل و احسان فرمان می دهد؟) عدل، انصاف است و احسان، نیکی و بخشش. غیر از اینها چیز دیگری هم هست؟
امام علی(ع):
المروءه اجتناب الرجل ما یشینه و اکتسابه ما یزینه؛
مردانگی، دوری کردن انسان است از آنچه مایه ننگ اوست و به دست آوردن آنچه که باعث آراستگی اوست.
امام علی(ع):
جماع المروءه أن لا تعمل فی السر ما تستحیی منه فی العلانیه؛
اساس مردانگی، این است که در پنهان، کاری را نکنی که در آشکار از انجام آن شرم داشته باشی.
امام علی(ع):
یستدل علی مروءه الرجل ببث المعروف و بذل الإحسان و ترک الامتنان؛
نشانه مردانگی انسان، به همه نیکی کردن و احسان نمودن و منت نگذاشتن است.
امام علی(ع):
اصل المروءه الحیاء و ثمرتها العفه؛
ریشه مردانگی حیا و میوه اش پاکدامنی است.
امام علی(ع):
من تمام المروءه أن تنسی الحق لک و تذکر الحق علیک؛
از کمال مردانگی است که حقی را که بر گردن دیگران داری، فراموش کنی و حقی را که دیگران بر گردن تو دارند، به یاد داشته باشی.
امام علی(ع):
بالصدق و الوفاء تکمل المروءه لأهلها؛
با صداقت و وفاداری، مردانگی به کمال می رسد.
رسول اکرم(ص):
المروءه إصلاح المال؛
مردانگی، اصلاح ثروت است.
امام علی(ع):
اقیلوا ذوی المروء آت عثراتهم، فما یعتر منهم عاثر إلا وید الله بیده یرفعه؛
از لغزش جوانمردان در گذرید، زیرا که هیچ یک از آنان نلغزد، مگر این که دست خداوند دستش را بگیرد و او را بلند کند.


دانلود با لینک مستقیم


احادیث شجاعت