فی دوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

فی دوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

گرمایش جهانی زمین (26 صفحه ورد)

اختصاصی از فی دوو گرمایش جهانی زمین (26 صفحه ورد) دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

گرمایش جهانی زمین (26 صفحه ورد)


گرمایش جهانی زمین (26 صفحه ورد)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مـــقدمـــه

به دلیل اهمیت وتاثیر دما بر شرایط محیطی واقتصادی-اجتماعی وهمچنین نقش آن در در برنامه ریزی های خرد و کلان تغیرات رفتار دمای جهانی در بازه های زمانی طولانی (روند)و کوتاه مدت(فازها وچرخه ها)به ویژه در سالهای اخیرمورد توجه محافل عمومی بوده است.اگر چه گرمایش زمین طی سده ی گذشته واقعیتی است که با آن مواجه شده ایم اما به دلیل کوتاه بودن داده های اندازه گیری مستقیم عناصر اقلیمی ،قطعیت و پایداری روند گرمایشی مورد تردید است .چرا که وجود فازها ،چرخه ها ورویدادهای تصادفی مختلف در اقلیم نیازمنداتخاذ شیوه های مناسب و ابزارهای دقیق برای تفکیک مرزهای تغییر از تغییر پزیری ست.

بررسی و مطالعه ی تغیرات اقلیم و گرم شدن کره ی زمین از این نظر در مطالعات جغرافیایی حائز اهمییت است که جنبه های عمده از این تغییرات بخصوص طی صده ی اخیر به نقش و عملکرد انسانی (شهرسازی-جنگل زدایی-توسعه ورشد صنعتی-وافزایش گازهای گلخانه ای و......)نسبت داده میشود.دما از عمده ترین واساسی ترین عناصر در تعیین نقش و پراکندگی بقیه ی عناصر اقلیمی و یکی از شاخص های اصلی در پهنه بندی و طبقه بندی اقلیمی به شمار می رود از این رو دگرگونی ها و افت و خیزهای این عنصر از اهمیت علمی و عملی زیادی برخوردار است.

 

گرٍم شدن زمین یعنی چه؟

گرم شدن جهانی عبارتست از چند برابر شدن  میانگین دمای  اتمسفر  زمین و دمای اقیانوس ها تئوری گرم شدن، بیان کننده این واقعیت است که از قرن 19 و بدلیل فعالیتهای انسانی که مهم ترین آن افزایش دی اکسید کربن و  "اثر گلخانه ای(greenhouse effect)" است دما رو به افزایش گذشته است.  این تئوری بعدها بیان نمود که این افزایش دما در صورتیکه روند کنونی فعالیتهای انسانی در خصوص افزایش "گازهای  گلخانه ای" ادامه یابد به همین صورت ادامه خواهد یافت.  باید توجه داشت که بکاربردن واژه تغییر آب و هوائی (climate change) با واژه گرمایش زمین همسان نیست، واژه اخیر، عمومی است و دلالت بر عامل خاصی در تغییر آب و هوا ندارد.  در صورتیکه منظور ما در اینجا تغییراتی است که بواسطه دخالت انسان بوجود آمده است (anthropogenic climate change).

زمان شروع گرم شدن زمین را بسته به معیارهای مختلف، متفاوت می دانند. بعنوان مثال برخی شروع آنرا از زمان انقلاب صنعتی ، و برخی حدود پنجاه سال اخیر می دانند.
افزایش دمای زمین به این معناست که اکوسیستم های طبیعی در حال تعادل باید تغییر کنند. برخی گونه های گیاهی و جانوری از زیستگاه طبیعی خود طرد می شوند و بر عکس، برخی گسترش بیش از حد می یابند. البته اکوسیستمهای خیلی نادری هم دست نخورده یا با حداقل تغییر باقی می مانند.
دانشمندان نگران این مشکلند که انسانها و اکوسیستم های طبیعی نتوانند خود را با این تغییرات سریع آب و هوایی وفق دهند. اکوسیستم شامل ارگانیزمهای زنده و محیط فیزیکی در یک محدوده مشخص است. این گرم شدن عمومی می تواند منتج به ضررهای فراوانی شود، به همین دلیل کشورهایی در سراسر جهان، به منظور کنترل این بحران، قراردادی را به نام پروتوکل کیوتو (Kyoto) طرح کرده اند.


دانلود با لینک مستقیم


گرمایش جهانی زمین (26 صفحه ورد)

پرسشنامه رضایت شغلی JDI استیفن رابینز 39 سوالی

اختصاصی از فی دوو پرسشنامه رضایت شغلی JDI استیفن رابینز 39 سوالی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

پرسشنامه رضایت شغلی JDI استیفن رابینز 39 سوالی


پرسشنامه رضایت شغلی JDI استیفن رابینز 39 سوالی

با سلام

مطلب حال حاضر ما پرسشنامه رضایت شغلی JDI استیفن رابینز 39 سوالی می باشد

 مشخصات فایل :

فرمت فایل :

pdf

قابلیت ویرایش : ندارد

قابلیت پرینت : دارد

تعداد صفحات : 2 سفحه

تعداد سوال : 39 سوال

تفسیر ازمون و نمره گذاری دارد

.............

با عضویت در تلگرام کافی نت دریا می توانید از آخرین خبرهای ثبت نامی های دانشگاهی و استخدامی ها و دیگر اخبار های مرتبط با کافی نت باخبر شوید .

جهت عضویت بر روی لینک زیر کلیک کنید .

عضویت در تلگرام کافی نت دریا


دانلود با لینک مستقیم


پرسشنامه رضایت شغلی JDI استیفن رابینز 39 سوالی

اثبات معاد از طریق توحید

اختصاصی از فی دوو اثبات معاد از طریق توحید دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

اثبات معاد از طریق توحید


اثبات معاد از طریق توحید

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*

فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)


تعداد صفحه:16

         اثبات معاد از طریق توحید

این چند تعبیر در قرآن آمده است. در خلقت، باطل در کار نیست، حق است، این آسمان و زمین به حق آفریده شده‏اند نه به باطل. ما که خلق کننده هستیم در خلق عالم لاعب یعنی بازی کنند نبوده‏ایم. «افحسبتم انما خلقناکم عبثا و انکم الینا لا ترجعون‏» ۳ (باز کلمه «عبث‏» آمده است) شما خیال کرده‏اید که مرجوع نمی‏شوید پس عبث آفریده شده‏اید؟ این چند کلمه همه در مورد قیامت آمده، یعنی قرآن این طور می‏گوید که اگر قیامتی نباشد معنایش این است که هستی بر باطل است، هستی بازیچه است، هستی بیهودگی است. اما در اینجا کلمه «لاعب‏» آمده است: «و ما خلقنا السموات و الارض و ما بینهما لا عبین‏» .

اینجا باید مطلبی را توضیح بدهیم. به چه می‏گویند «بازی‏»؟ این کلمه «لعب‏» باید روشن بشود تا بعد مطلب آیه قرآن روشن بشود. بچه - یا بزرگ که معمولا بازی بیشتر کار کودک است - در می‏آید مشغول بازی می‏شود. کاری را شروع می‏کند. مثلا می‏آید اتاقک می‏سازد، شتر یا اسب درست می‏کند. بازی‏اش که تمام می‏شود خرابش می‏کند می‏رود. باز دفعه دیگر همان را درست می‏کند. شما اگر درست در کار این بچه دقت کنید که چه هدفی در این کارش نهفته است، هیچ هدفی، هیچ حکمتی در کار خود آن بچه پیدا نمی‏کنید; یعنی اثری واقعا بر آن مترتب باشد، هرگز اثری بر آن مترتب نیست. فرض کنید می‏روند فوتبال بازی می‏کنند. چندین بار توپ از این طرف می‏رود آن طرف و از آن طرف می‏رود این طرف، به این دروازه وارد می‏شود، به آن دروازه وارد می‏شود. شما از نظر نفس کار در نظر بگیرید، به روح آن بچه کار نداشته باشید، به خود کار توجه کنید.

حالا این توپ به این دروازه برود یا به آن دروازه، چه اثری بر این کار مترتب است؟ هیچ. البته هر لعبی - اگر دقت کنید - لعب نسبی است‏یعنی از نظر آن کار بازیچه است، ولی این بچه چرا این کار را می‏کند؟ او در عالم خیال خودش به هدفی می‏رسد. فقط از نظر خیال این بچه (یا بزرگ) بازی نیست; یعنی از این راه قوه خیال او به هدف و مقصد خیالی خودش می‏رسد.

مثال دیگری عرض می‏کنم. فلاسفه بحثی دارند در باب لعب و لهو و این جور چیزها. اغلب ما عادتهایی داریم که نوعی عبث و لعب است. یک کسی عادتش این است که انگشتانش را می‏شکند، دیگری عادتش این است که با تسبیح بازی کند، یکی با انگشترش بازی می‏کند، یکی با محاسنش بازی می‏کند. اگر از کسی که این بازی را می‏کند بپرسید این کار را برای چه می‏کنی؟ می‏گوید هیچ چیز. راست است، خود این کار برای «هیچ چیز» صورت می‏گیرد یعنی در این کار «هیچ چیز» است. اما نیرویی در این هست که می‏خواهد خودش را به جایی برساند، یعنی قوه خیال و واهمه او با همین «هیچ چیز» تفنیی می‏کند، ولی خود کار «هیچ چیز» است. حالا می‏آییم سراغ کار حکیمانه. کارهایی که ما انجام می‏دهیم که اینها را «حکیمانه‏» تلقی می‏کنیم بعد می‏بینید همین کارهای حکیمانه ما از یک نظر حکیمانه است و از یک نظر همه کارهایی حکیمانه دنیا لعب است (انما الحیوة الدنیا لعب و لهو) ۴

 

چطور؟ کار حکیمانه چگونه است؟ مثلا می‏آییم در زمینی خانه‏ای می‏سازیم دارای هال، مهمانخانه، آشپزخانه، حمام و ... هر که از ما بپرسد این کار را برای چه می‏کنی، دیگر نمی‏گوییم «هیچ چیز» ، می‏گوییم معلوم است، می‏خواهم زندگی کنم، انسان که می‏خواهد زندگی کند جا لازم دارد. چرا این طور می‏سازی؟ آدم مهمان برایش می‏آید، مهمانخانه می‏خواهد، حمام می‏خواهد، ... اینجا این کار شکل حکیمانه به خودش می‏گیرد، یعنی روی یک نقشه عقلانی و روی اثر و فایده‏ای که بر این کار برای آن شخص مترتب است صورت می‏گیرد. اینجا دیگر «خیال‏» این کار را نکرده، «عقل‏» این کار را کرده است و چون هدف درستی از این کار دارد، ما این کار را «حکیمانه‏» می‏گوییم. باز هم این کار حکیمانه نسبت‏به «کننده‏» حکیمانه است، از نظر کسی که این کار را می‏کند و از نظر انتساب این کار به شخصی که این کار را انجام می‏دهد حکیمانه است، ولی از نظر مجموع آجرها و سنگها و کچها و آهنهایی که در این خانه به کار رفته چطور؟ یعنی اگر ما خودمان را مجزا کنیم و توجهی به اینها بکنیم، برای اینها چه کار حکیمانه‏ای صورت گرفته؟ از نظر این آجرها که قبلا خاک بود و هنوز در کوره نرفته بود و به صورت آجر در نیامده بود و امروز به صورت آجر در آمده و جرم این دیوار را تشکیل می‏دهد چگونه است؟ یعنی اگر او به جای ما باشد و اگر او شاعر به ذات خودش باشد، برای او فرق نمی‏کند، باز برای او کاری است لعب; یعنی از نظر طبیعت و ذات آن اشیاء لعب است.

از نظر کننده، این کار حکیمانه است نه از نظر خود آن کار. به تعبیر دیگر ما با این کار خودمان این در و دیوار را به کمال خودشان سوق نداده‏ایم، اینها را در خدمت منفعت‏خودمان قرار داده‏ایم. اگر کار ما کار درستی باشد، یعنی اگر ما در نظام عالم حق داشته باشیم - که چنین حقی هم داریم - که این اشیاء را در خدمت‏خودمان قرار بدهیم از نظر خودمان به سوی کمالی حرکت کرده‏ایم و کار حکیمانه انجام داده‏ایم اما این اشیاء را به سوی کمال خودشان سوق نداده‏ایم.

مثال دیگر ذکر می‏کنیم درست در جهت عکس این مثال: پدر و مادری با یکدیگر زندگی می‏کنند، عمل زناشویی انجام می‏دهند و بچه‏ای پیدا می‏شود. اینجا قضیه بر عکس است. از نظر اینها که یک لذت موقت و آنی نصیبشان شده چیز دیگری است. ولی نتیجه‏ای به دست آمده که اینها در واقع آن را انجام نمی‏دهند بلکه مسخرند برای انجام دادن آن; یعنی این کار مقدمه پیدایش یک موجود است، زمینه پیدایش یک موجود را فراهم می‏کند که وجودش از نقص شروع می‏شود و به کمال منتهی می‏گردد; یعنی از نظر آن بچه‏ای که به وجود می‏آید، اینها زمینه را فراهم کردند که موجودی از نقص به کمال برسد. این خیلی فرق دارد با ساختمانی که شخصی می‏سازد.
یا یک نفر کشاورز که می‏آید بذری را در زمین می‏پاشد مقصد او مقصد خاصی است ولی بالاخره کار او در مسیر خلقت قرار می‏گیرد، یعنی او با کار خودش یک دانه گندم را تبدیل به یک بوته گندم می‏کند، یک شاخه را تبدیل به یک درخت می‏کند. ولی اینجا 1% آن به او مربوط است، 99% آن به او مربوط نیست، به دستگاه خلقت مربوط است: «ا فرایتم ما تمنون ا انتم تخلقونه ام نحن الخالقون‏»
 ۵ ، «افر اتم ما تحرثون ا انتم تزرعونه ام نحن الزارعون‏» ۶ . اگر اشیاء را از آن جهت که با خدا نسبت دارند به خدا نسبت‏بدهیم، هیچ فعلی از افعال خدا شبیه ساختن خانه برای انسان نیست. اگر کمی شبیه باشد - که شبیه بودن هم تعبیر درستی نیست - شبیه عمل کشاورز است، یعنی خداوند هر چه را که خلق می‏کند خلق کردن او عبارت است از رساندن اشیاء به کمال لایق خودشان. حال نهایت امر در خلقت چیست؟ آیا نهایت امر نیستی است؟ یعنی هستی برای نیستی است؟ پایان هستی نیستی مطلق است؟ یا پایان هستی، هستی است؟ پایان هستی رسیدن به حق مطلق و رفتن به سوی حق مطلق است؟ اگر کسی گمان کند که خدا این عالم را خلق کرده، بعد هم معدوم می‏کند، درست همان کرا بچه می‏شود که اتاقک را درست می‏کند و بعد خراب می‏کند، دائما درست می‏کند و دائما معدوم می‏شود، و چون در این شکل دیگر چیزی وجود ندارد، مگر اینکه فرض کنیم خدا - العیاذ بالله - مثل بچه‏ای است که می‏خواهد تفنن کند، او را یک موجود متفنن بدانیم که برای تفنن خودش کار بیهوده‏ای را انجام می‏دهد، موجود می‏کند معدوم می‏کند، موجود می‏کند معدوم می‏کند، یعنی اشیاء غایت ندارند، تمام و متمم ندارند، به سوی کمال خودشان نمی‏روند.

اما به دلیل اینکه خداوند متعال حکیم است و لا عب و بیهوده کار نیست‏باید بدانیم وجهه تمام این هستیها یک هستی دائم لا یزال لا یزول است، یعنی عالم بقا. اگر عالم بقایی نبود و عالم فقط عالم فنا بود هستی لعب بود، ولی این عالم فنا جدا از عالم بقا نیست، رویه‏ای از عالم بقاست. همه چیز یک وجهه «بقایی‏» دارد حتی همین زمین و زمان ما. «یوم تبدل الارض غیر الارض و السموات و برزوا لله الواحد القهار» ۷ هر چیزی یک وجهه زمانی دارد و یک وجهه دهری: «ما عندکم ینفد و ما عند الله باق‏» اشیاء نسبت‏به شما فانی هستند و نسبت‏به خداوند باقی. این است که می‏گوید اگر بقایی نباشد و اگر ابدیتی نباشد و اگر معادی نباشد و اگر بازگشت‏به خدا نباشد (دیگر در بازگشت‏به خدا نیستی معنی ندارد; در بازگشت‏به هستی مطلق که نمی‏تواند نیستی وجود داشته باشد) و اگر هستی همین یک رویه نیستی را ی‏داشت‏یک چیز لغو بیهوده‏ای بود، اما این چنین نیست.

 این است که استدلال می‏کند بر قیامت‏به دلیل اینکه ما که زمین و آسمان را باطل نیافریده‏ایم (باطل یعنی بی غایت و بی هدف)، ما که بازیگر نبودیم که مثل بچه‏ها بخواهیم بازی کنیم یک چیزی را خلق کنیم، ما که بیهوده کار نیستیم. گفتیم اینجا از راه توحید استدلال بر معاد است; یعنی اگر کسی خدا را بشناسد به عنوان یک موجود کامل الذات، به عنوان یک موجود منزه از لعب و عبث و فعل باطل (خودش حق است، فعلش هم حق است) و به عنوان یک موجود حکیم، آن وقت می‏داند که قیامت و عالم بقا نمی‏تواند نباشد. این است که می‏فرماید: «و ما خلقنا السموات و الارض و ما بینهما لا عبین‏» .

این در جواب آنها بود که گفتند: «ان هی الا موتتنا الاولی و ما نحن بمنشرین‏» جز همین یک مرگی که ما به چشم خودمان می‏بینیم مرگ دیگری و طبعا حیاث بعد از مرگ و حیات بعد از آن مرگ دوم (احییتنا اثنتین) ۸ وجود ندارد، تو چرا این حرفها را می‏زنی که روزی خواهد آمد که عده‏ای می‏گویند خدایا ما را دوبار میراندی، دوبار زنده کردی، در دنیا میراندی آوردی به برزخ، در برزخ میراندی شد قیامت; این دو مرحله موت و دو مرحله - بلکه سه مرحله - حیات یعنی چه؟ به اینها بگو «و ما خلقنا السموات و الارض و ما بینهما لا عبین‏» این حرف شما انکار معاد نیست، انکار توحید است. ولی آنها خودشان را به خدا معتقد نشان می‏دادند. به دلیل اینکه خدایی هست قیامت هم هست. در آیات آخر سوره آل عمران می‏خوانیم:

ان فی خلق السموات و الارض و اختلاف اللیل و النهار لایات لاولی الالباب × الذین یذکرون الله قیاما و قعودا و علی جنوبهم و یتفکرون فی خلق السموات و الارض ربنا ما خلقت هذا باطلا ۹

این است که عالم برای یک مسلمان واقعی تنها آینه توحید نیست، آینه معاد هم هست. «ربنا ما خلقت هذا باطلا» بعد «سبحانک فقنا عذاب النار» . به دنبال آن فورا مساله قیامت و جهنم و اینها را مطرح می‏کند: «ربنا انک من تدخل النار فقد اخزیته و ما للظالمین من انصار» ۱۰ . اینکه اینها وقتی که به عالم نگاه می‏کنند می‏گویند پروردگارا تو عالم را باطل و بیهوده نیافریدی، یعنی از نظام عالم، حقیقت می‏بینند و در حقیقت، حاقه را می‏بینند که عین متن حق و حقیقت است. این است که اگر دنیا را از آخرت مجزا کنیم جز یک لعب و بازی و بازیچه چیز دیگری نیست و برای اهل دنیا کارهای حکیمانه‏شان هم بازی است. آیه «انما الحوة الدنیا لعب و لهو و زینة و تفاخر بینکم و تکاثر فی الاموال و الاولاد» ۱۱ همین مطلب را بیان می‏کند. مولوی داستان خوبی در تفسیر این آیه دارد; می‏گوید:

کودکان هر چند در بازی خوشند                  شب کسان شان سوی خانه می‏کشند

شب شد و شد گرم بازی طفل خرد                      دزد ناگاهش لباس و کفش برد

آنچنان سرگرم به این کار بیهوده خودش هست که آنچه برایش لازم می‏آید - که کفش و لباس است - اساسا از یادش می‏رود.

شب شد و بازی و او شد بی مدد                            رو ندارد که سوی خدا رود

بعد می‏گوید: «نی شنیدی انما الدنیا لعب‏» حکایت همین است.

«ما خلقناهما الا بالحق و لکن اکثرهم لا یعلمون‏» . اول کلمه «لاعب‏» را آورد; اینجا نقطه مقابل لا عب، «حق‏» را ذکر می‏کند. خیر، آسمانها و زمین (مجموع آسمانها و زمین چون عالم علوی و سفلی است‏به صیغه تثنیه آورده شده. نفرمود «ما خلقناهن‏» چون آسمانها جمع است، بلکه به اعتبار اینکه همه آسمانها و زمین مجموع عالم علوی و سفلی را تشکیل می‏دهد به صورت تثنیه ذکر می‏کند) ما این دو را - آسمان و زمین را - نیافریدیم الا بالحق. این «ب‏» در «بالحق‏» را در اصطلاح ادبی «باء ملابست‏» می‏گویند.

در تعبیر فارسی این طور باید بگوییم: مگر توام با حق. حق توام با اینهاست. نه صرفا می‏گوید برای حق، اصلا حق توام با اینهاست. از ذات حق جز حق صادر نمی‏شود، از ذات حق باطل صادر نمی‏شود «و لکن اکثرهم لا یعلمون‏» ولی اکثر این مردم اینها را نمی‏فهمند و نمی‏دانند.

«ان یوم الفصل میقاتهم اجمعین‏» . از عناوینی که قرآن به قیامت داده است کلمه «یوم الفصل‏» است. فصل یعنی جدایی، البته نه جدایی به معنی فراق، جدایی به معنی ممتاز ساختن. عالم ما عالم امتزاج و اختلاط و ترکیب است، نور و ظلمت در اینجا با یکدیگر مخلوط هستند; سعادت و شقاوت، سعید و شقی در سرنوشت‏یکدیگر مؤثرند; سعید در سرنوشت‏شقی مؤثر است، شقی در سرنوشت‏سعید ممکن است مؤثر واقع بشود; ولی وقتی که آنجا رفتند دیگر عالم، عالم بدن نیست، عالم اضداد نیست، عالم ترکیب نیست، آنجا دیگر عالم امتیاز و جدایی است. در اینجا اگر انسان با عطر فروش بنشیند معطر می‏شود و به قول فردوسی اگر با آدم ذغالی و ذغال فروش هم بنشیند سیاه می‏شود، البته این تمثیل است، یعنی بودن با صالحان در انسان اثر می‏گذارد، بودن با صالحان هم در انسان اثر می‏گذارد، عالم عالم تاثر و تاثر است:

صحبت صالح تو را صالح کند                  صحبت طالح تو را طالح کند

می‏رود از سینه‏ها در سینه‏ها                     از ره پنهان صلاح و کینه‏ها

به همین معنا ما می‏گوییم این عالم عالم اسباب است، یعنی این عوامل اثر می‏گذارد. همین قدر که انسان از این دنیا رفت‏به آن دنیا، تقطعت منه الاسباب، تمام این عوامل مؤثر که یا در جهت‏خوبی اثر می‏گذاشت‏یا در جهت‏بدی، از او جدا می‏شوند و انسان تحت تاثیر هیچ عاملی قرار نمی‏گیرد مگر عامل باطن خودش و باطن اعمال خودش ۱۲ . آنچا دیگر طبعا نیکان از بدان جدا می‏شوند (و امتازوا الیوم ایها المجرمون). با اینکه آنجا به یک معنا روز جمع است، اولین و آخرین با هم جمع می‏شوند، یعنی معیت پیدا می‏کنند، یعنی آن جدایی که مثلا مردم این زمان با مردم ده قرن پیش و مردم صد قرن بعد داشتند از میان می‏رود، ولی آن ارتباط و آن تاثیر و تاثری که به موجب آن با مردم همزمان و هم مکان خودشان مجموعا یک واحد مرکب اجتماعی را به وجود می‏آورند به کلی از بین می‏رود و لهذا هم روز جمع است و هم روز فرق، از یک نظر جمع است و از نظر دیگر فرق و امتیاز. این است که تعبیر می‏فرماید: «ان یوم الفصل‏» . تعبیر تعجیبی است! «ان یوم الفصل میقاتهم اجمعین‏» . میقات یعنی وعده‏گاه. در اصل در مورد وعده‏گاه زمانی گفته می‏شود واحیانا در مورد وعده‏گاه مکانی، که میقاتهای حج را که ما «میقات‏» می‏گوییم برای این است که در واقع وعده‏گاه مسلمین است که بیایند در آنجا محرم بشوند.

این تعبیر قرآن هم تعبیر عجیبی است: یوم الفصل وعده‏گاه عمومی همه مردم است. گویی نظیر آنچه قرآن در باب توحید می‏گوید:

«و اذ اخذ ربک من بنی ادم من ظهورهم ذریتهم و اشهدهم علی انفسهم الست‏بربکم قالوا بلی‏» یعنی در عمق فطرت همه مردم توحید هست و مردم در عمق فطرتشان بلی را به زبان تکوین گفته‏اند، همچنین در عمق فطرت مردم چنین میعادگاهی وجود دارد. یک وقت هست مردم می‏آیند جمع می‏شوند در جایی که اصلا انتظارش را نداشته‏اند، ولی یک وقت مردم در جایی می‏آیند جمع می‏شوند که وعده‏گاه است; البت هرمه مردم که ایمان نداشتند ولی وعده‏گاه همه مردم است چون در عمق فطرت همه مردم این مطلب هست که دنیا عبث نیست، باطل نیست، لعب نیست، بالاخره به جایی خواهد رسید که این سرگشتگیها همه به پایان برسد.

«ان یوم الفصل میقاتهم اجمعین‏» قیامت میقات و وعده‏گاه عموم مردم است. در کلمه «یوم الفصل‏» عرض کردیم که اسباب منقطع و بریده می‏شود، اینجا هم باز همان مطلب را ذکر می‏کند، مخصوصا اسبابی را ذکر می‏کند که مردم طمع می‏بندند: «یوم لا یغنی مولی عن مولی شیئا و لا هم ینصرون‏» آن روزی که هیچ دوستی برای هیچ دوستی سود نمی‏تواند داشته باشد، هیچ دوستی نمی‏تواند دوست‏خودش را بی نیاز کند و به او کمک برساند.

کلمه «ولی‏» و «مولی‏» موارد استعمال زیادی دارد و از آن جمله مواردی است که تقریبا در دو جهت ضد است. (از ماده «ولی‏» است.) دو نفر که با یکدیگر مصاحب باشند، به هم نزدیک باشند، به هم مرتبط و متصل باشند، گاهی به اینها «مولی‏» می‏گویند به اعتبار اینکه هم پیمان و نزدیک هستند. وقتی هم پیمان می‏شوند این مولای اوست، او مولای این، یعنی به هم نزدیک‏اند. و گاهی «مولی‏» می‏گویند ولی از این دو نفر به یکی می‏گویند «مولی‏» یعنی حامی، پناه دهنده، به دیگر می‏گویند «مولی‏» یعنی واقع در حت‏حمایت او و کسی که دیگری دارد از او حمایت می‏کند. لهذا ما به امیر المؤمنین می‏گوییم «مولای‏» ، درباره خودمان می‏گوییم: «انا مولیک‏» ، در زیارتها هست.

به ایشان می‏گوییم: «مولی کل مؤمن و مؤمنة‏» یا می‏گوییم: «حضرت مولی چنین فرموده‏» . گاهی هم در دعاها می‏گوییم: «او مولاست‏برای ما» یعنی در تحت تصرف او هستیم. اینجا می‏فرماید: «یوم لا یغنی مولی عن مولی شیئا» روزی که هیچ مولایی، هیچ حامی‏ای از کسی که تحت ‏حمایتش است نمی‏تواند حمایت کند و سودی به او برساند. «و لا هم ینصرون‏» و نه کمک می‏شوند. می‏خواهد بگوید که نه کسی می‏تواند صد در صد نجات دهنده شخص دیگر باشد و نه کسی می‏تواند کمک برساند، یعنی خود او چیزی داشته باشد ولی دیگر می‏آید مدیی به او می‏رساند، مثل اینکه در جلسه امتحان یک وقت هست کسی هیچ چیزی ندارد، دیگری همه را به او می‏رساند، یک وقت نه، کمی بلد است، چند کلمه‏ای هم که بلد نیست دیگری به او می‏گوید. هیچ اینها وجود ندارد «الا من رحم الله‏» . این جمله استثنای از «و لا هم ینصرون‏» است: مگر کسی که مورد رحمت الهی قرار بگیرد.

مفسرین گفته‏اند این خودش از ادله شفاعت است. از «یوم لا یغنی مولی عن مولی شیئا» استثنا نشده. این طور نیست که یک کسی به دلیل اینکه مولی است، از کسی که حت‏حمایت اوست پشتیبانی کند و بدون اینکه در این شخص هیچ گونه لیاقتی باشد، همه کارهایش را او بکند، چون در شفاعت هم ما «الا من ارتضی‏» داریم، یعنی شرط دارد.

اما «نصرت‏» یعنی کمک کردن، عنایت کردن، که این همان معنای مغفرت و رحمت پروردگار از مجرای شفیع است، ...! ۱۳ این همان نصرت الهی است. آن بازی‏ای که ما می‏گوییم اسمشان حضرت مولی است و بعد ما می‏شویم بچه درویش و یدگر همه کارها را مولی کرده، آن وجود ندارد. اما کمک هست و گفتیم زمینه کمک این است که همیشه در جایی است که شخص لیاقتی دارد، اعانتی به او می‏شود; و معنی شفاعت این است.

درحدیثی هست، شخصی به نام زید شحام گفت در خدمت‏حضرت صادق علیه السلام بودیم، همین آیه خوانده شد: «یوم لا یغنی مولی عن مولی شیئا و لا هم ینصرون الا من رحم الله‏» حضرت فرمود: «من رحم الله‏» ما هستیم (به اعتبار شفاعت کردن نه به اعتبار شفاعت‏شدن) ۱۴ .

«انه هو العزیز الرحیم‏» خدا عزیز و غالب است و مهربان است. از آن جهت که عزیز و غالب است کسی نمی‏تواند از او فرار کند، ولی از آن جهت که رحیم است، افرادی که لیاقتی داشته باشند نصرت و رحمت الهی و شفاعت اولیاء الهی شامل حال آنها می‏شود.


پی‏نوشتها
1- دخان / 38-42.

2- دخان / 34 و 35.

3- مؤمنون / 115.

4- محمد / 36.

5- واقعه / 58 و 59.

6- واقعه / 63 و 64.

7- ابراهیم / 48.

8- غافر / 11.

9- آل عمران / 190 و 191.

10- آل عمران / 192.

11- حدید / 20.

12- این کلمه در نوار نامفهوم بود.

13- حدود سه کلمه در نوار نامفهوم است.

14- بحار الانوار، ج 24 / ص 205 (باب 54، روایت 3).

 


دانلود با لینک مستقیم


اثبات معاد از طریق توحید

راز داوینچی

اختصاصی از فی دوو راز داوینچی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

راز داوینچی


راز داوینچی

دانلود رمان راز داوینچی این رمان در سال ۲۰۰۳ بازار را تسخیر کرد و فروشش حتی از مجموعه هری پاتر نیز پیشی گرفت. تا می ۲۰۰۶‌ بیش از ۶۰ میلیون نسخه از این کتاب به فروش رسیده است و به ۴۴ زبان (از جمله فارسی) ترجمه شده است. محبوبیت و شهرت این کتاب به جایی رسید که شرکت‌های مسافرتی در سرتاسر دنیا، تورهایی ایجاد کرده‌اند که حول وقایع این کتاب می‌گردد و شرکتهایی مثل شرکت «راوینچیز» مسابقاتی با استفاده از مفاهیم کتاب ایجاد کرده‌اند. در ضمن یک فیلم سینمایی و یک بازی ویدئوئی نیز بر اساس آن ساخته شده اند. هم زمان, بخصوص بخاطر موضوع جنجالی کتاب, مخالفت های بسیار متنوع و مختلفی نیز با آن صورت گرفت. این کتاب شدیداً علیه کلیسای کاتولیک، واتیکان، پاپ و گروه مذهبی اپوس دئی است و از همین رو گروه‌های مختلف مسیحی و اسلامی علیه آن واکنش نشان داده‌اند. «کلمبیا پیکچرز» (متعلق به سونی) سریعا فیلمی بر اساس این کتاب تهیه کرد که در اواخر می ۲۰۰۶ به نمایش عمومی درآمد. آکیوا گلدسمن فیلمنامه این فیلم را نوشته است و ران هاوارد کارگردانی آن را به عهده دارد. تام هنکس نقش رابرت لنگدان، آدری تاتو نقش سوفی نوو و ایان مک کلن نقش لی تیبینگ را بازی می‌کنند. ترجمه و چاپ در ایران این کتاب توسط چند مترجم به فارسی برگردانده شده است


دانلود با لینک مستقیم


راز داوینچی

دانلود مقاله سیستم مدیریت منابع بنگاه از دیدگاه ذینفعان

اختصاصی از فی دوو دانلود مقاله سیستم مدیریت منابع بنگاه از دیدگاه ذینفعان دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  12  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید

 

 

 سیستم مدیریت منابع بنگاه از دیدگاه ذینفعان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

چکیده :

 

سیستم مدیریت منابع بنگاه ERP یک بسته نرم افزاری است که هدف آن یکپارچگی اطلاعات و جریان اطلاعات بین تمام بخش­های سازمان از جمله  بخش مالی ، حسابداری ، منابع انسانی ، زنجیره عرضه  و مدیریت مشتریان است . این سیستم با بهبود کیفیت اطلاعات در سطح کل سازمان ، بستر مناسب تری را برای تصمیم گیری مدیریت فراهم می­کند. اجرای پروژه یERP  را می توان ازمنظر تغییرات سازمانی مورد توجه قرار داد. اکثر مشکلات ERP  ، در ارتباط با عدم هماهنگی این سیستم با ویژگی های سازمان و دیدگاه های ذینفعان است . در این مقاله اجرای ERP  و تاثیرات آن بر دیدگاه های ذینفعان ، مورد بررسی قرار می­گیرد. درک تفاوت در دیدگاه های ذینفعان برای انجام اقدامات مناسب مدیریت در اجرای  اثر بخش ERP  مفید خواهد بود.

 

واژگان کلیدی : سیستم مدیریت منابع بنگاه، دیدگاه های ذینفعان، زنجیره عرضه، تکنولوژی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مقدمه

 

  سیستم مدیریت منابع بنگاه، یک فکر و فن آوری سیستم، برای مدیریت کارای منابع مختلف سازمان است. این نوع مدیریت ازطریق یکپارچه کردن فعالیت ها، درجهت بالا بردن کارایی و بهره وری سازمان و افزایش رضایت و ارزش مشتریان انجام می گیرد. سیستم مدیریت منابع بنگاه، تمام مراحل عملیاتی فرآیند را درسازمان نمایش می دهد. یک سفارش پس از دریافت به بخش طراحی و سپس تولید هدایت می گردد. پس از آن به بخش انبار و نهایتاً به ارسال کالا منجر می شود. این مراحل تا صدور صورتحساب و محاسبات درآمد در ارتباط با آن سفارش در سیستم مدیریت منابع بنگاه ثبت در اختیار تمام بخش های مربوط در شرکت قرار می گیرد. ERP ،  سیستم های رایانه ای قدیمی و مستقل واحدهای امور مالی، منابع انسانی، تولید و انبار را حذف می کند وبه جای آنها تنها برنامه نرم افزاری، یکنواخت شده قرار می دهد که ازچند مجموعه نرم افزاری،تقریباً شبیه سیستم های قدیمی تشکیل شده است. در حقیقت، دوایر مالی و تولید و انبار همچنان صاحب سیستم های خود هستند؛ با این تفاوت که همه آنها در نرم افزار جدید به هم متصلند ودر نتیجه، فرد شاغل در دایره مالی می تواند نرم افزار انبار را ببیند و وضعیت حمل سفارش را بررسی کند.

 

سیستم مدیریت منابع بنگاه تمام بخشها و وظایف آنها را در یک سیستم رایانه ای وبه شکل یکپارچه قرار می دهد ؛ به نحوی که نیازهای خاص تمام بخش­های سازمان در این سیستم پشتیبانی شود .این سیستم همچنین مسئولیت پاسخگویی کارکنان در سازمان را به سطحی بالاتر ارتقائ می­دهد وابزار مناسبی جهت پاسخ خواهی از مدیریت ارشد شرکت را فراهم می­آورد .

 

سابقه­ی تاریخی سیستم مدیریت منابع بنگاه

 

مفهوم سیستم مدیریت منابع بنگاه برای اولین بار دردهه 1960 به وجودآمد. تا سال1972، سیستم مدیریت منابع بنگاه به عنوان یک مفهوم که در هیچ طبقه بندی خاصی قرار نمی گرفت، مطرح بود. درسال 1972 پنج تن از مدیران شرکت آی.بی.ام از سمت خود استعفا داده و جهت تحقق مفهوم سیستم مدیریت منابع بنگاه، شرکت SAP را تأسیس کردند که امروزه یکی از پیشگامان جهانی نرم افزارهای سیستم مدیریت منابع بنگاه به شمار می رود. سیستم مدیریت منابع بنگاه، در واقع نسل جدیدی از سیستم های اطلاعاتی است که سیستم های اطلاعاتی مدیریت (MIS) نسل قدیمی­تر آن به حساب می­آیند[1]. با توجه به این تاریخچه، مشاهده می شود که سیستم مدیریت منابع بنگاه درواقع ادامه راه سیستم اطلاعات مدیریت(MIS) می باشد؛ لیکن نیازی نیست که در هر سازمان دقیقاً تمام این مسیر گام به گام طی شود؛ بلکه می توان مستقیماً وارد مقوله سیستم مدیریت منابع بنگاه شد. این موضوع برای سازمان هایی که هنوز سیستم اطلاعات مدیریت(MIS) خود را راه اندازی نکرده اند بسیار مفید است وباعث کاهش هزینه ها می شود. بسته های نرم افزاری سیستم مدیریت منابع بنگاه برمبنای فرآیندهای تجاری هستند ونه وظایف تجاری  واین مهم ترین تفاوت آنها با سیستم های اطلاعاتی به حساب می آید.

 

 علل نیاز سازمان­ها به سیستم مدیریت منابع بنگاه

 

بقای سازمان ها وابسته به کسب موقعیت در فضای رقابتی بازار است . در بازارهای رقابتی امروز، طول عمر مزایای رقابتی سازمان ها کاهش یافته است و به سرعت باید روندها را در جهت بدست آوردن مزایای جدید رقابتی، بهینه سازی کرد. به منظور افزایش کارآیی سازمان ، شناخت و برنامه ریزی روندها در تمام ابعاد سازمان ضروری است ؛ لذا نیاز به امکاناتی از قبیل، سیستم ­های هزینه یابی بهای تمام شده ، برنامه ریزی و شبیه سازی خرید، برنامه ریزی و شبیه سازی تولید، برنامه ریزی منابع انسانی، برنامه ریزی منابع مالی، توأماً مطرح می شود. برای این منظور، ابزاری لازم است که در هر لحظه توانایی جمع آوری سریع اطلاعات از همه ابعاد سازمان و مدل سازی دقیق براساس شرایط کل سازمان را داشته باشد[1].

 

در فضای رقابتی امروز، تنها سازمان هایی موفق به ایجاد مزیت رقابتی می شوند که بتوانند با یک دید همه جانبه به فعالیت بخش های مختلف خود، اقدام به طراحی روندهای جامع رقابتی کنند. با استفاده ازامکانات سیستم مدیریت منابع بنگاه می توان اثر فعالیت ها را درطول بخش های مختلف سازمان ردیابی کرد و با تکیه بر امکان هماهنگ کردن هریک از فعالیت ها در بخش های مختلف، اقدام به برنامه ریزی کلان درجهت ایجاد مزایای رقابتی نمود.

 

 منابع سازمانی به سه دسته­ی منابع مالی، منابع انسانی، تجهیزات و امکانات سازمان تقسیم می شوند. برای برنامه ریزی دقیق در راستای استفاده بهینه از منابع سازمان، لازم است که تأثیر هر فرآیند بر منابع سازمانی تعیین شود. سیستم مدیریت منابع بنگاه  با ایجاد یک بستر مناسب و استفاده صحیح از ابزار و فن آوری اطلاعات، قادر خواهد بود با سرعت و دقت بسیار بالا به بررسی تأثیر روندها برکلیه منابع سازمانی بپردازد. با تکیه براین ابزار می توان در هر لحظه ظرفیت آزاد منابع مختلف را شناسایی و با شبیه سازی فرآیندها تأثیر آنها برمنابع را پیش بینی کرده و درجهت استفاده بهینه از منابع سازمان برنامه ریزی کرد.

 

در راستای پاسخ به این سئوال که چرا شرکت­ها به سیستم مدیریت منابع بنگاه رو می­ آوردند، تحقیقات مختلفی انجام شده است؛ به عنوان نمونه کلاید(2005) دلایل روی آوری شرکتها را به ERP  به شرح زیر می داند[5] :

 

  • یکپارچه سازی داده های عملیات
  • افزایش تولید
  • همگون کردن فرآیند های شرکت
  • افزایش قابلیت انعطاف پذیری کسب و کار
  • حمایت از راهبرد جهانی شدن
  • بهینه کردن زنجیره ارزش

 

 

 

به عبارت بهتر می­توان بیشترین دلیل برتری سیستم مدیریت منابع بنگاه نسبت به سایر سیستم ­های اطلاعاتی ،  افزایش کیفیت سرویس دهی به سفارشات مشتریان و پردازش صورتحساب ها و نهایتا افزایش سود دانست . اما 5 دلیل اصلی برای استفاده شرکتها از سیستم مدیریت منابع بنگاه به شرح زیر است [1]:

 

  • یکپارچه سازی اطلاعات مالی : اطلاعات مالی مربوط به درآمد ، با اطلاعات فروش و دیگر واحدهای مرتبط با فروش، متفاوت است. سیستم مدیریت منابع بنگاه دراین موارد تنها یک عدد واقعی ارائه می­کند و اطلاعات واحدهای دیگر به دلیل استفاده از یک سیستم مشابه تفاوتی نخواهد کرد.
  • یکپارچه سازی اطلاعات سفارشات: در شرایط فعلی ، واحد فروش تا ارسال کالا توسط انبار و صدور صورت حساب توسط بخش مالی، در جریان اجرای سفارشات قرار نمی گیرد. چنانچه این اطلاعات در یک سیستم نرم افزاری باشند و نیازی به جستجو دراین سیستم های مختلف نباشد، شرکت ها می توانند به راحتی عملیات و مراحل هر فرآیند مانند سفارشات را ردیابی و مدیریت کنند. علاوه بر ردیابی در مراحل اداری و حسابداری، هماهنگی همزمان در مراحل طراحی و تولید و انبارداری و حمل هم می تواند اعمال گردد.
  • استانداردسازی وسرعت در فرآیند تولید: شرکت های تولیدی اغلب دارای چند واحد سازمانی هستند که به طور همزمان از روش ها وسیستم های رایانه ای مختلف استفاده می کنند. سیستم های مدیریت منابع بنگاه با روش های استاندارد، برخی مراحل فرآیند های تولیدی را خودکار می کنند. استاندارد سازی آن فرآیندها واستفاده از سیستم یکپارچه به جای چند سیستم رایانه ای مختلف، می تواند موجب بالابردن بهره وری وکاهش هزینه های سربار و صرفه جویی در زمان گردد.
  • کاهش حجم انبارداری: سیستم مدیریت منابع بنگاه جریان کاملاً روانی در فرآیند تولیدی را پشتیبانی کرده و موجب نظارت همزمان براجرای فرآیند در شرکت می گردد. این تسهیلات موجب کاهش حجم مواد و کالاهای نیمه ساخته و کالاهای ساخته شده موجود درانبار می شود. ضمناً این سیستم، برنامه توزیع و تحویل کالا به مشتری را دقیق و قابل قبول می کند.
  • استانداردسازی اطلاعات منابع انسانی: در سازمان های دارای چند واحد سازمانی، هماهنگی و مدیریت زمان و ارتباط بین منابع انسانی، کاری ساده نیست. سیستم مدیریت منابع بنگاه در این زمینه کمک شایانی می کند{3}.

 

 

 

 

 

مزایای سیستم مدیریت منابع بنگاه

 

مزایای فراوانی در استقرار سیستم های برنامه ریزی و تخصیص منابع سازمان ازجمله سیستم مدیریت منابع بنگاه وجود دارد که می توان به موارد زیر اشاره کرد[1]:    

 

  • کاهش هزینه های انبار (نگهداری، حمل و نقل)، هزینه های سفارش ، هزینه های تولید و هزینه های ناشی از توقف خط تولید، عملیات حسابداری و ثبت وقایع مالی.
  • کاهش حجم تأمین مالی مورد نیاز برای سرمایه گذاری در تجهیزات وماشین آلات، کارخانه و زمین.
  • کاهش هزینه های ناشی از هماهنگی ضعیف بین واحدهای سازمان و ایجاد پل ارتباطی بین شکاف های اطلاعاتی سازمان.
  • ERP کاهش هزینه ها را به دنبال داشته ونهایتاً به افزایش فروش و سهم بازار بیشتر سازمان منتهی می گردد.
  • برقراری فرآیند تولید انعطاف پذیر، کاهش زمان تکمیل و نهایی کردن محصول، افزایش شفافیت و ردگیری فرآیند تولید برای مشتری و قابلیت متناسب سازی برای آنها و نهایتاً تطبیق بیشتر با نیازهای وی وبهبود ذهنیت جمعی درباره سازمان.
  • افزایش رضایت مندی مشتری در تمام فرآیندهایی که وی باآنها درگیر است که این فرآیندها ازلحظه سفارش شروع و تا دریافت محصول و خدمات پس از فروش ادامه دارد.
  • سیستم مدیریت منابع بنگاه به سیستم اطلاعات یکپارچه کمک می کند تا کلیه عملکردهای مؤسسه را پوشش دهد[3].
  • سیستم مدیریت منابع بنگاه نه تنها در سراسر بخش های مختلف شرکت، بلکه در سراسر شرکت هایی که تحت یک مدیریت قرار دارند، سیستم های کاملاً یکپارچه فراهم می کند. لیکن نباید فراموش کرد که سیستم مدیریت منابع بنگاه صرفاً راه حلی برای مدیریت بهتر پروژه است.

 

معایب سیستم مدیریت منابع بنگاه

 

علی رغم مزایای ذکر شده برای سیستم مدیریت منابع بنگاه، این سیستم از نقطه نظر سازمان ها و موارد مربوط به فناوری و جنبه های فرهنگی، همانند هر محصول(نرم افزازی) دیگر دارای معایبی است که موارد زیر به طورخاص در سیستم های مدیریت منابع بنگاه  مشاهده می شود[2]:

 

  • پیاده سازی آن مشکل است. (مشکل تبدیل وظایف تجاری به فرآیند تجاری)
  • خیلی گران است.(ده ها میلیون دلار هزینه صرف می شود.)
  • پیاده سازی آن زمان بر است .
  • استفاده از سیستم های مدیریت منابع بنگاه یک تصمیم راهبردی است و در حقیقت روی سرنوشت سازمان و موفقیت آن شرط بندی می شود.

 

حال سئوالی که مطرح می­شود آن است که چرا اغلب پروژه های سیستم مدیریت منابع بنگاه شکست می خورند؟

 

در پاسخ به این سئوال باید گفت اگر کارکنان در بخش های مختلف شرکتی که قرار است از این نرم افزار استفاده کند، برتری شیوه های کاری آن را نسبت به روش های فعلی خود، قبول نداشته باشند، در مقابل استفاده از سیستم مدیریت منابع بنگاه مقاومت می کنند و یا از بخش فناوری اطلاعات می خواهند که آن را متناسب با روش های کاری فعلی خود تغییر دهند. اینجا همان نقطه ای است که پروژه های سیستم مدیریت منابع بنگاه را با شکست مواجه می کند[1]. در چنین شرایطی بحث وجدل در مورد نصب یا عدم نصب نرم افزار یا نحوه نصب آن آغاز می شود و سرانجام بخش فناوری اطلاعات به مخمصه پر هزینه تغییر سیستم مدیریت منابع بنگاه متناسب با خواسته کارکنان گرفتار می شود. سفارشی کردن، نرم افزار را ناپایدار و نگهداری ازآن را دشوارتر می سازد. به عنوان قاعده کلی می توان گفت که اگر شرکت در مقابل  تغییر مقاومت کند، اجرای پروژه سیستم مدیریت منابع بنگاه در آن شرکت به احتمال زیاد با شکست مواجه خواهد شد.

 

 

 

دلایل شکستERP  را می توان به سه دسته تقسیم کرد[3] :

 

  • مقاومت
  • عدم توجه به فرهنگ سازمانی و فرهنگ ملی
  • عدم توجه کافی به ریسک های پیاده سازی

 

معرفی یک نوآوری در سازمان همواره با تردید وابهام همراه است . نوآوری ها بطور بالقوه سبب تغییر در رویه­ها ، ارتباط نقش ها و حتی شرایط لازم برای عملکرد یا کارایی می شود . نتایج فعایت های اجرای تکنولوژی در یک سازمان به فعالیت رهبران و تصمیم گیرندگان سازمان و نیز به واکنش کاربران (نهایی)به این فعالیت ها بستگی دارد [4]. مطالعات زیادی پیرامون پذیرش ERP انجام شده است . در این مطالعات اشاره شده است که تفاوت در پذیرش ERP اغلب به سطوح سازمانی افراد در  سلسه مراتب سازمان ، تجربه ، وابستگی کارکردی و ارشدیت آنها نسبت داده می شود .

 

بسیاری از افراد ذینفع در مدت اجرای ERP درگیر آن هستند. این افراد شامل مدیریت ارشد ، مدیران پروژه ، تیم رهبری ، آموزش دهندگان،  مشاوران  ، فروشندگان وکاربران نهایی می­باشند. این افراد از نظر علایق شخصی و میزان قدرت سازمانی با هم متفاوت هستند که این امر ممکن است بر نتایج اجرای ERP اثر گذار باشد . درک تفاوت در دیدگاه های ذینفعان برای انجام اقدامات مناسب مدیریت در اجرای  اثر بخش ERP  ضروری است . برای مثال ممکن است مدیران، فقط دقایقی را که تیم پروژه صرف ملاقات با کارکنان می­کند را به عنوان ارتباطات کافی و اثربخش در یک پروژه بدانند؛  در حالی که ممکن است کارکنانی که قسمتی از تیم اجرای پروژه نیستند این ملاقات ها را ناکافی بدانند و خواستار مکانیسم های ارتباطی اثربخش­تر باشند. لذا درک تفاوت های موجود در رویکرد گروه های مختلف در درون یک سازمان و ماهیت این تفاوت ها می­تواند به اجراکنندگان آن در ایجاد مکانیزم های مداخله مناسب از قبیل آموزش و ارتباطات که می تواند منجر به موفقیت یا شکست ERP شود ، کمک کند .

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  12  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله سیستم مدیریت منابع بنگاه از دیدگاه ذینفعان