فی دوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

فی دوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

مقاله در مورد حضرت خدیجه

اختصاصی از فی دوو مقاله در مورد حضرت خدیجه دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

مقاله در مورد حضرت خدیجه


مقاله در مورد حضرت خدیجه

لینک پرداخت و دانلود:

فرمت فایل: word

تعداد صفحه:26

 

خدیجه، (محدث، متوفى سال 10 ه) دختر خویلد، بانویى با فضیلت از بانوان شرافتمند و بزرگوار، اولین کسى بود که اسلام آورد و همواره حامى و پشتیبان همسرش رسول خدا صلى الله علیه و آله بود و از بذل جان و مال در راه دین خدا و پیامبرش دریغ نداشت.

وى 68 سال قبل از هجرت (پانزده سال قبل از عام الفیل) به دنیا آمد.مادرش فاطمه دختر زائدة است.خدیجه بانویى تاجر و شرافتمند و ثروتمند بود.وى مردان را به اجاره مى‏گرفت و به آنها سرمایه مى‏داد که به مضاربه تجارت کنند.عموهاى پیامبر صلى الله علیه و آله که قصد داشتند همسرى براى آن حضرت بگیرند، نزد خدیجه رفتند و از وى خواستند تا سرمایه‏اى در اختیار نبى گرامى که آنزمان جوانى پاک و ستوده بود قرار دهد تا با آن به تجارت رود و با سود حاصل از این تجارت ازدواج کند.


دانلود با لینک مستقیم


مقاله در مورد حضرت خدیجه

دانلود مقاله کامل درباره حضرت خدیجه

اختصاصی از فی دوو دانلود مقاله کامل درباره حضرت خدیجه دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

دانلود مقاله کامل درباره حضرت خدیجه


دانلود مقاله کامل درباره حضرت خدیجه

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*

فرمت فایل: Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

تعداد صفحه :26

 

بخشی از متن مقاله

خدیجه، (محدث، متوفى سال 10 ه) دختر خویلد، بانویى با فضیلت از بانوان شرافتمند و بزرگوار، اولین کسى بود که اسلام آورد و همواره حامى و پشتیبان همسرش رسول خدا صلى الله علیه و آله بود و از بذل جان و مال در راه دین خدا و پیامبرش دریغ نداشت.

وى 68 سال قبل از هجرت (پانزده سال قبل از عام الفیل) به دنیا آمد.مادرش فاطمه دختر زائدة است.خدیجه بانویى تاجر و شرافتمند و ثروتمند بود.وى مردان را به اجاره مى‏گرفت و به آنها سرمایه مى‏داد که به مضاربه تجارت کنند.عموهاى پیامبر صلى الله علیه و آله که قصد داشتند همسرى براى آن حضرت بگیرند، نزد خدیجه رفتند و از وى خواستند تا سرمایه‏اى در اختیار نبى گرامى که آنزمان جوانى پاک و ستوده بود قرار دهد تا با آن به تجارت رود و با سود حاصل از این تجارت ازدواج کند.

خدیجه چون به صفات حضرت واقف شد، وى را براى تجارت به شام فرستاد.در طى سفر میسره (غلام خدیجه) معجزات و کراماتى از حضرت مشاهده کرد و از راهبى شنید که وى پیغمبر خداست.میسره پس از بازگشت همه آنچه را که شنیده بود به اطلاع خدیجه رساند.شوق و رغبت خدیجه به حضرت بیشتر شد و در نهایت به رسول الله صلى الله علیه و آله ارادت و علاقه خویش را ابراز داشت و پیشنهاد ازدواج داد و به رسول خدا صلى الله علیه و آله عرض کرد: «به سبب خویشاوندیت با من، و شرف و بزرگى و امانتداریت در میان قوم، و اخلاق نیکو و راستگویى‏ات، مایلم با تو ازدواج کنم.»

تنها همین شرف و بزرگى وى را بسنده است که مادر دخترى چون فاطمه زهرا علیها السلام است .او به امام على علیه السلام نیز علاقه داشت، علامه مجلسى درباره حب و علاقه حضرت خدیجه علیها السلام نسبت به على علیه السلام مطلبى نقل کرده که مضمون آن چنین است: پس از ازدواج خدیجه علیها السلام با پیامبر صلى الله علیه و آله، على علیه السلام به دنیا آمد.رسول خدا صلى الله علیه و آله با خدیجه علیها السلام درباره دوستى و محبت على علیه السلام صحبت فرمود.خدیجه علیها السلام به على علیه السلام محبت فراوان داشت و براى آن‏حضرت به وسیله خدمتکارانش، لباس، زیور آلات و ملزومات مى‏فرستاد.مردم مى‏گفتند: این (على علیه السلام) برادر و محبوبترین افراد نزد او و نور چشم خدیجه است.سعادت از همه سو به آن حضرت روى آورده بود.الطاف و محبتهاى خدیجه روز و شب، صبح و عصر به خانه ابوطالب روان بود.از دیگر مناقب خدیجه علیه السلام، قبول ولایت على علیه السلام و اولادش بود.آن را قبول و اظهار مى‏داشت.

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: جبرئیل نزد من آمد و گفت: خدیجه را از طرف پروردگارش و من سلام برسان و او را به خانه‏اى از جواهر در بهشت که هیچ رنجى در آن نیست بشارت ده.

حضرت خدیجه پس از بازگشت از دوران محاصره سخت مکیان در شعب ابى طالب، در رمضان سال دهم، در سن 64 سالگى وفات یافت، آن سال را عام الحزن (سال اندوهها) نامیدند.

زینب، (محدث، متوفى سال 20 ـ 21 ه) دختر جحش، ام المؤمنین، مادرش امیمة دختر عبد المطلب، و کنیه‏اش ام الحکم، زنى مؤمن و مطیع فرمان الهى بود.از مهمترین فضایل این بانوى گرامى آن است که خداوند عقد وى را در آسمانها با رسول الله صلى الله علیه و آله بست.

او زنى صالح، بسیار روزه‏گیر، بسیار نمازگزار و زیاد صدقه دهنده به بینوایان بود و رسول خدا صلى الله علیه و آله وى را بسیار دوست مى‏داشت.او در اولین روزهاى دعوت رسول خدا صلى الله علیه و آله اسلام آورد و در پى هجرت پیامبر صلى الله علیه و آله، او نیز به مدینه هجرت کرد.رسول الله صلى الله علیه و آله نام او را که برة بود به زینب تغییر داد و او را براى زید بن حارثه (1) خواستگارى نمود، پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: «من به این ازدواج رضایت مى‏دهم» .

بعد از این صلاحدید پیامبر زندگى مشترک آن دو شروع، ولى پس از مدتى زید تصمیم به طلاق او گرفت و وى را طلاق داد.و چون عده اش سرآمد، پیامبر صلى الله علیه و آله به فرمان الهى براى بر هم زدن حکم جاهلیت که همسر پسر خوانده به پدر محرم است و نمى‏تواند با او ازدواج نماید و بر اساس حکم آیات قرآن، با زینب ازدواج کرد.رسول خدا صلى الله علیه و آله پس از ازدواج با ام سلمه در اواخر سال پنچم هجرى، با زینب دختر عمه‏اش ازدواج کرد.

عایشه در رثاى او گفته است: «ذهبت حمیدة فقیدة مفزع الیتامى و الارامل...» ، زن ستوده مرحومه‏اى که پناه یتیمان و بینوایان بود، درگذشت.من زنى به خوبى او در دین و پاکیزه ومتقى‏تر از او نسبت به خداى عز و جل و راستگوتر از وى در گفتار ندیدم...

ام المؤمنین زینب، زنى صبور و بسیار دست و دل باز بود، پوست دباغى مى‏کرد و مى‏فروخت و پول آن را صدقه مى‏داد.هنرهاى دیگرى هم داشت که عواید حاصل از آنها را به فقرا مى‏بخشید .با آنکه درآمد خوبى داشت، هنگام مرگ چیزى به ارث نگذاشت و همه را به بینوایان داده بود .بانو زینب نمونه یک زن مسلمان و مؤمن است که (با هنرهایى که داشت) کار مى‏کرد و براى خود درآمد داشت و این مال، هرگز سبب فخرفروشى و خودبینى وى نشد.او همه را در راه خدا انفاق کرد و براى خود چیزى اندوخته نساخت و زیورى نخرید.زینب در سال 20، به قولى در سال 21 ه و در 53 سالگى دنیا را وداع گفت.علامه مامقانى مى‏نویسد: «انى اعتبرها من اعلى الحسان» از لحاظ حسن بودن او را در بالاترین درجه مى‏دانم. (2)

سوده، (محدث، متوفى قرن 1 ه) دختر زمعة بن قیس، مادرش شموس دختر قیس است.شیخ طوسى در رجالش و ابن عبد البر، ابن منده، ابو نعیم، ابن اثیر و دیگران وى را از اصحاب و راویان رسول الله صلى الله علیه و آله شمرده‏اند.علامه مامقانى درباره‏اش مى‏گوید: «انى اعتبرها من الحسان و اعتمد على روایتها» : من او را از احسان (3) مى‏شمارم و بر روایتش اعتماد دارم.سوده پنج حدیث از رسول خدا صلى الله علیه و آله روایت کرده که یکى از آنها را صحیحین ذکر نموده‏اند.

سوده چون اسلام آورد و با رسول الله صلى الله علیه و آله بیعت کرد، شوهرش سکران بن عمر نیز که پسر عمویش بود مسلمان شد و این دو با هم به حبشه مهاجرت کردند.پس از رحلت خدیجه علیها السلام و فوت سکران و قبل از ازدواج پیامبر صلى الله علیه و آله با عایشه، حضرت با وى ازدواج کرد ولى فرزندى به دنیا نیاورد.از ابن عباس روایت شده که سوده مى‏ترسید رسول خدا صلى الله علیه و آله او را طلاق دهد، از این رو عرض کرد: مرا طلاق ندهید و نوبت مرا براى عایشه قرار دهید، مى‏خواهم روز قیامت در زمره همسرانتان محشور شوم، و رسول خدا صلى الله علیه و آله چنین کرد.این آیه شریفه درباره او نازل شد: «و ان امرأة خافت من بعلها نشوزا او اعراضا فلا جناح علیهما ان یصلحا بینهما صلحا...»

سوده داراى اخلاقى ستوده بود، عایشه از وى تعریف کرده و گفته است: کسى نزد من محبوبتر از سوده نبود.

ابن سیرین در روایتى مى‏گوید: رسول خدا صلى الله علیه و آله براى حجة الوداع همه همسران خویش را برد، و بعد از پیامبر صلى الله علیه و آله زنان آن حضرت حج به جاى آوردند، اما سوده به حج نرفت و مى‏گفت: حج من این است که از خانه بیرون نروم.این خصلت سوده بیانگر نهایت اطاعت و عفت اوست.

حرة، (محدث، متوفى قرن 1 ه) دختر حلیمه سعدیه، خواهر رضاعى رسول الله صلى الله علیه و آله، یکى از بانوان عالم، مؤمن و معتقد به ولایت على بن ابى طالب علیه السلام که با سخن و زبان خویش جهاد کرد و در برابر سلطان جائرى همچون حجاج بن یوسف، کلمه حق را ادا نمود.

وى در حضور حجاج بن یوسف، برابرش ایستاد.حجاج گفت: تو حره دختر حلیمه سعدیه هستى؟

حره جواب داد: از فرد بى ایمانى، فراست و هوشیارى ظاهر شده (که مرا شناخته است) .حجاج گفت: خدا تو را به اینجا آورد، مى گویند که تو قائل به برترى على بر ابوبکر و عمر و عثمان هستى؟

حره گفت: آن که گفته من او را تنها بر اینها برترى مى‏دهم، دروغ گفته است.

حجاج گفت: مگر از غیر اینها هم او را برتر مى‏دانى؟

حره گفت: او را بر آدم و نوح و لوط و ابراهیم و داود و سلیمان و عیسى برترى مى‏دهم.

حجاج گفت: واى بر تو، او را بر صحابه برترى دادى، و هفت پیامبر اولى العزم را هم اضافه کردى؟ اگر بر گفته خود دلیل نیاورى، گردنت را مى‏زنم.

حره گفت: من او را برتر نمى‏دانم، بلکه خداوند عز و جل او را در قرآن فضیلت داده است .

او سپس شواهد و آیات قرآنى خود را در این باره بیان کرد و حجاج را به تعجب و تحسین واداشت .

صفیه، دختر عبد المطلب، (محدث، متوفى 20 ه) مادرش هالة دختر وهیب است.او در اوائل دعوت پیامبر صلى الله علیه و آله اسلام آورد و با رسول الله صلى الله علیه و آله بیعت نمود و به مدینه هجرت کرد.از رسول خدا صلى الله علیه و آله روایت کرده و در جنگهاى احد و خندق و خیبر شرکت داشت.وى زنى صبور و بسیار شجاع بود و در شهادت برادرش حمزه صبر و پایدارى زیاد از خود نشان داد.وى از شاعران بسیار خوب عرب بود و در مصیبت از دست دادن پدرش عبد المطلب و برادرش حمزه و رسول خدا صلى الله علیه و آله اشعار خوبى سروده است.

شیخ صدوق به اسناد خود از فاطمه بنت الحسین از اسماء بنت ابى بکر از صفیه بنت عبد المطلب روایت مى‏کند که فرمود: «لما سقط الحسین من بطن امه و کنت ولیتها قال‏النبى صلى الله علیه و آله یا عمة هلمى الى ابنى.فقلت: یا رسول الله انا لم ننظفه بعد، فقال: یا عمة انت تنظفینه؟ ان الله تبارک و تعالى قد نظفه و طهره» .

همچنین با همین سند از صفیه بنت عبد المطلب آورده است که فرمود: «لما سقط الحسین من بطن امه فدفعته الى النبى صلى الله علیه و آله فوضع النبى صلى الله علیه و آله لسانه فى فیه (فمه) و اقبل الحسین على لسان رسول الله صلى الله علیه و آله یمصه، قالت: فما کنت احسب رسول الله صلى الله علیه و آله یغذوه الا لبنا او عسلا قال: فبال الحسین علیه فقبل النبى (ص) بین عینیه ثم دفعه الى و هو یبکى و یقول: لعن الله قوما هم قاتلوک یا بنى، یقولها ثلاثا.قالت: فقلت: فداک ابى و امى و من یقتله؟ قال: بقیة (تقتله) الفئة الباغیة من بنى امیة لعنهم الله.»

هنگامى که حسین علیه السلام به دنیا آمد، او را به پیامبر صلى الله علیه و آله دادم، آن حضرت زبانش را در دهان حسین گذاشت و حسین زبان رسول خدا را مى‏مکید.صفیه گوید: گمان نمى کردم که رسول خدا صلى الله علیه و آله به جز شیر یا عسل چیزى به او بدهد.نوزاد را در آغوش پیامبر بود که لباس او را خیس کرد [ولى‏] پیامبر صلى الله علیه و آله میان دو چشم حسین را بوسید، سپس او را به من داد ولى بسیار محزون و گریه مى‏کرد و مى‏فرمود: پسرم، خدا لعنت کند قومى را که قاتل تو هستند و سه بار تکرار فرمود.صفیه گوید: گفتم : پدر و مادرم فدایت، چه کسانى او را مى‏کشند؟ فرمود: گروه سرکش از بنى امیه، که خدا لعنتشان کند.

ابن سعد به سند خود نقل مى‏کند: هنگامى که رسول خدا صلى الله علیه و آله براى جنگ با دشمنان از مدینه خارج شد، همسرانش و زنان را در حصار حسان بن ثابت گذاشت.مردى یهودى (جاسوسى) به طرف حصار آنها آمد.صفیه به حسان گفت: این یهودى را بکش.گویا حسان مى‏ترسید، صفیه عمودى (میله آهنى) گرفت و از حصار پایین آمد، در آهسته آهسته باز شد و به مرد یهودى حمله کرد و او را با عمود به قتل رساند.صفیه در جاهلیت با حارث بن حرب ازدواج کرد و بعد از وى به عقد عوام بن خویلد (برادر خدیجه علیه السلام) در آمد و زبیر و سائب و عبد الکعبه را به دنیا آورد.اعیان الشیعه مى‏نویسد: صفیه ادیب، عاقل و شاعر فصیح بود.او در 73 سالگى از دنیا رفت و در بقیع مدفون شد.

فاطمه، دختر اسد بن هاشم، (محدث، متوفى قرن 1 ه) مادرش فاطمه بنت هرم بن رواحه است.وى نخستین زنى است که پس از حضرت خدیجه علیها السلام مسلمان شد و اولین بانویى است که با پاى پیاده هجرت کرد و در مدینه بر رسول خدا صلى الله علیه و آله وارد شد.تنها کسى است که دیوار کعبه برایش شکافته شد و در خانه خدا وضع حمل کرد.فاطمه بنت اسد اولین زن هاشمى است که فرزند هاشمى به دنیا آورد.فاطمه بنت اسد داراى فضیلتها وصفات بى شمارى است: او مادر على علیه السلام، بلکه مادر همه ائمه علیه السلام است.در حق پیامبر صلى الله علیه و آله مادرى کرد و آن حضرت را بر فرزندان خود مقدم داشت.آنگاه که خدیجه علیها السلام از دنیا رفت و فاطمه زهرا علیها السلام خردسال بود فاطمه بنت اسد براى زهرا علیها السلام نیز مادرى کرد.

مرحوم کلینى حدیثى به اسناد خویش از مفضل بن عمر نقل مى‏کند که گفت: از ابا عبد الله علیه السلام شنیدم که فرمود: وقتى رسول خدا صلى الله علیه و آله متولد شد، سفیدى مملکت فارس و کاخهاى شام براى آمنه (مادرش) نمایان شد.فاطمه بنت اسد، خندان نزد ابو طالب رفت و آنچه را آمنه گفت بود به او خبر داد.ابو طالب گفت: تعجب کردى؟ تو نیز وصى و وزیر او را حامله خواهى شد و به دنیا مى‏آورى.این حدیث علاوه بر فضیلت فاطمه بنت اسد، دلیل روشنى بر علم و ایمان ابو طالب به پیامبر حضرت رسول صلى الله علیه و آله و وصى آن حضرت (امیر المؤمنین) است.پس اینکه برخى گفته‏اند ابو طالب ایمان نیاورد و مشرک از دنیا رفت، کلامى ناصواب و بیهوده است.

رسول خدا صلى الله علیه و آله، به دیدن فاطمه مادر على علیه السلام مى‏رفت و در خانه اش استراحت و او را بسیار احترام و تعظیم مى‏نمود.جبرئیل علیه السلام به رسول خدا صلى الله علیه و آله خبر داد که فاطمه بنت اسد اهل بهشت است.

کلینى و ابن اثیر و طبرانى ضمن نقل خبرى روایت کرده‏اند که پس از غسل فاطمه بنت اسد، رسول خدا صلى الله علیه و آله پیراهن زیرین خویش را داد تا او را کفن کنند، سپس جنازه را بر دوش گذاشت تا به قبر رسید، پیامبر صلى الله علیه و آله در قبر فاطمه دراز کشید و پس از آن جنازه را در قبر گذاشت و فرمود: «لا اله الا الله، اللهم انى استودعها ایاک ...» : بار خدایا او را نزد تو امانت گذاشتم» .پس از ختم مراسم دفن او پیامبر صلى الله علیه و آله پرسیده شد: نماز و احترامى به کار بردید که براى کسى تاکنون نکردید؟ حضرت فرمود: امروز مهربانى ابو طالب را از دست دادم، فاطمه اگر چیز خوبى نزدش بود مرا بر خود و فرزندانش مقدم مى‏داشت.من از روز قیامت یاد کردم و گفتم: مردم برهنه محشور شوند .او گفت: اى واى از این رسوایى.من ضامن شدم که خدا او را با لباس محشور کند، و از فشار قبر یادآور شدم، او گفت: اى واى از ناتوانى.من ضمانتش کردم که خدا او را کفایت کند.از این جهت او را در پیراهنم کفن کردم و در قبرش خوابیدم و سر به گوشش گذاردم و آنچه از او مى‏پرسیدند تلقینش کردم.چون از او درباره پروردگارش پرسیدند پاسخ داد، و چون از پیامبرش پرسیدند، جواب گفت، لکن چون از ولى و امامش سؤال کردند، زبانش به لکنت افتاد، من گفتم : پسرت، پسرت.

فاطمه همسر ابو طالب و پسرانش، طالب، عقیل، جعفر و على علیه السلام، و دخترانش، جمانه، ام هانى و ریطه مى‏باشند.فاطمه بنت اسد در مدینه در سال چهارم هجرى از دنیا رفت و در بقیع مدفون گشت.

امامه، (محدث، متوفى قرن 1 ه) دختر ابى العاص، مادرش زینب دختر رسول خدا صلى الله علیه و آله و از زنان محدث است.ابن عبد البر و ابن اثیر او را از اصحاب رسول الله صلى الله علیه و آله برشمرده‏اند.آیت الله خویى در رجال خود امامه را در زمره نساء حدیث شمرده و گفته است او از على علیه السلام روایت نموده است.

کلینى به سند خود از ابو بصیر از فاطمه بنت على از امامه روایت مى‏کند که گفت: على علیه السلام در ماه رمضان نزد من آمد، براى شام خرما و قارچ آوردم و آن حضرت خورد.که او قارچ دوست مى‏داشت.

امامه در زمان رسالت رسول خدا به دنیا آمد.آن حضرت امامه را بسیار دوست داشت تا حدى که در نماز هم او را برگردن حمل مى‏کرد و در رکوع و سجود او را به زمین مى‏گذاشت وى نوه پیامبر صلى الله علیه و آله و خواهر زاده فاطمه علیها السلام است.فاطمه علیها السلام به امامه علاقه خاصى داشت و هنگام رحلت، به امیر المؤمنین علیه السلام سفارش نمود که بعد از وى با دختر خواهرش، امامه ازدواج کند، زیرا او براى اولاد آن حضرت، مثل مادر بود.امامه پس از شهادت امیر المؤمنین علیه السلام، مطابق فرمایش آن حضرت، با نوفل بن حارث ازدواج نمود.

اسماء دختر عمیس، (محدث، متوفى قرن 1 ه) اسماء از زنان بزرگوار و ساجده تشیع است که در ولاى اهل بیت علیهم السلام مى‏درخشد، در ایمان به اسلام از پیشگامان است و قبل از اینکه رسول خدا صلى الله علیه و آله در مکه به دار ارقم داخل شود، با آن حضرت بیعت کرد .

از هنگامى که به مدینه آمد، روز و شب براى فاطمه علیها السلام چون مادرى مهربان بود، بطورى که آن حضرت وصیت هایش را به او فرمود.اسماء بنا به خواسته آن حضرت، یک عمارى (تابوت) ساخت تا حجم بدن مبارکش وقت تشییع پیدا نباشد.بنابر وصیت فاطمه علیها السلام در شستن بدن مطهر آن حضرت، به على علیه السلام کمک کرد اسماء از شاهدان قضیه فدک است، اما ابوبکر شهادت او را نپذیرفت.وى از تکذیب کنندگان حدیث مجعول «نحن معاشر الانبیاء لا نورث، ما ترکناه صدقة» است.

رسول خدا صلى الله علیه و آله درباره اسماء و خواهرانش فرمود: خواهران مؤمن میمونه (همسر پیامبر)، ام الفضل (همسر عباس بن عبد المطلب) و اسماء بنت عمیس هستند.عبد الله بن سنان از امام صادق علیه السلام نقل کرده است: نجابت محمد بن ابى بکر از طرف مادرش اسماء بنت عمیس است.

وى با جعفر طیار ازدواج و با او به حبشه مهاجرت کرد و همه فرزندان آنها در حبشه به دنیا آمدند.در روز فتح خیبر (سال 6 هجرى) به همراه جعفر وارد مدینه شد و رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: «نمى دانم از کدام واقعه مسرور شوم، از آمدن جعفر یا فتح خیبر» .

اسماء پس از شهادت جعفر، با ابوبکر و پس از مرگ او با على علیه السلام ازدواج کرد و یحیى به دنیا آمد.

شیخ طوسى، اسماء را از اصحاب و راویان رسول الله صلى الله علیه و آله مى‏داند و زرکلى صاحب اعلام درباره‏اش مى‏نویسد: از اصحاب رسول الله است و شأن و مقام بالایى داشته است .

او از رسول الله صلى الله علیه و آله و فاطمه علیها السلام روایت کرده و على بن الحسین علیه السلام، عبد الله بن جعفر (پسرش)، قاسم بن محمد بن ابى بکر، ام عون بنت محمد بن جعفر، سعید بن مسیب، عبید بن رفاعة، ابو بردة بن ابى موسى، فاطمه دختر امام على علیه السلام، عبد الله بن عباس، عبد الله بن شداد، ابو زید مدنى عمر بن خطاب، عروة بن زبیر، ابو موسى اشعرى، عون بن جعفر (پسرش)، و دیگران از او روایت کرده‏اند.

حضرت امام رضا علیه السلام نیز از پدرانش از على بن الحسین علیه السلام از اسماء بنت عمیس روایت مى‏کند.

طبرانى به سند خود از فاطمة دختر امام حسین علیه السلام از اسماء بنت عمیس روایت کرده است که گفت: «قال رسول الله صلى الله علیه و آله لعلى علیه السلام: انت منى بمنزلة هارون من موسى غیر انه لا نبى بعدى» .

طبرانى 41 حدیث از راویان مختلف از اسماء بنت عمیس روایت کرده است.بخارى نیز در صحیح خود از او روایت دارد.

ام البنین، (محدث، متوفى سال 70 ه) (فاطمه کلابیه)، دختر حزام، از زنان مؤمن، شجاع و فداکار بود.روایت است که امیر المؤمنین علیه السلام پس از شهادت حضرت زهرا علیه السلام به برادرش عقیل که انساب عرب را خوب مى‏دانست و از احوال خانوادگى آنها آگاه بود فرمود : مى خواهم زنى برایم خواستگارى نمایى که از خاندان شجاعت باشد تا فرزند شجاعى برایم به دنیا آورد.عقیل، فاطمه کلابیه (ام البنین) را به ایشان معرفى نمود و گفت: در بین عرب خاندانى شجاعتر از خانواده وى سراغ ندارم.این مادر پسرانش عباس، جعفر، عبد الله و عثمان را چنان تربیت کرد که همه شیفته برادر بزرگوارشان حضرت امام حسین علیه السلام بودند و در رکاب آن حضرت شهید شدند.

ام البنین در واقعه کربلا حضور نداشت، هنگامى که بشیر به مدینه بازگشت و ام البنین را ملاقات کرد، خواست تا خبر شهادت فرزندانش را به وى دهد ام البنین گفت: رگ قلبم راپاره کردى بچه‏هایم و آنچه زیر آسمان است فداى ابا عبد الله علیه السلام، از حسین برایم بگو .

ام البنین براى عزادارى هر روز همراه نوه‏اش عبید الله (فرزند عباس علیه السلام) به بقیع مى‏رفت و نوحه مى‏خواند و مى‏گریست و این اشعار را زمزمه مى‏کرد:

یا من رأى العباس کر 
على جماهیر النقد

و وراه من ابناء حیدر 
کل لیث ذى لبد

أنبئت أن ابنى أصیب‏ 
برأسه مقطوع ید

ویلى على شبلى امال‏ 
برأسه ضرب العمد

لو کان سیف فى ید (یدى)  
لما دنا منه احد

اى آن که عباس را دیدى، که بر گروه بیچارگان حمله مى‏کرد،

و دنبال او از فرزندان حیدر (على علیه السلام) جنگاورانى بودند، که هر یک یال و کوپالى داشتند، خبردار شدم که بر سر پسرم آسیب وارد شد، در آن حال که دستش قطع بود،

واى بر من که ضربه عمود سرش را خم کرد،

(عباسم) اگر شمشیرت در دستت بود، هرگز کسى به تو نزدیک نمى شد.

مروان بن حکم با تمام دشمنى اش نسبت به خاندان بنى هاشم با دیگر مردم، با این نوحه سرایى ام البنین دور او جمع مى‏شدند و مى‏گریستند.

ام هانى، (محدث، متوفى قرن 1 ه) دختر ابو طالب، نام او را فاخته و یا هند هم گفته اند .شیخ کلینى به سند خویش از ابو بصیر از یکى از دو امام باقر و یا صادق علیه السلام روایت مى‏کند که فرمود: (پس از اسلام آوردن ام هانى و فرار هبیره) رسول خدا صلى الله علیه و آله از ام هانى خواستگارى فرمود، وى گفت: من زن مصیبت دیده‏اى هستم و چند فرزند دارم مى‏ترسم که نتوانم حق شما را ادا کنم.حضرت فرمود: هیچ زنى در سوارکارى و مهربانى با اطفال و مدارا و رعایت حال اقتصادى همسر، به زنان قریش نمى رسد.

عبد الرحمن بن ابى لیلى به چند طریق از ام هانى روایت مى‏کند که رسول خدا صلى الله علیه و آله روز فتح مکه به خانه او وارد شد و هشت رکعت نماز گزارد.ابن سعد به سند خود از ابى صالح از ام هانى روایت مى‏کند که گفت: رسول خدا صلى الله علیه و آله از من خواستگارى کرد و من عذر خواستم، و این آیه نازل شد «یا أیها النبى انا أحللنا لک أزواجک اللاتى اجورهن و ما ملکت یمینک مما افاء الله علیک و...» .

ام هانى از راویان حدیث الثقلین است.او حدیث غدیر را نیز روایت کرده است که رسول الله صلى الله علیه و آله فرمود: «من کنت مولاه فعلى مولاه...» .طبرانى نزدیک به 109 حدیث از ام هانى نقل کرده است که بیشتر درباره نماز و روزه است.وى خواهر امام على علیه السلام و مادر طالب و عقیل و جعفر و جمانه است.

ام کلثوم، (محدث، متوفى قرن 1 ه) دختر على بن ابى طالب علیه السلام، از زنان محدث عالم پرهیزکار و از اصحاب بود.وى بسیار نوجوان بود که عمر بن خطاب وى را خواستگارى کرد، على علیه السلام فرمود: «او بچه سال است.» عمر مجددا خواستگارى کرد و حضرت چون راضى به این ازدواج نبود پاسخهاى مختلف داد.سرانجام عمر، عباس (عموى پیامبر) را خواست و تهدید کرد و حضرت به ناچار پذیرفت.

عمر، ام کلثوم را با چهل هزار درهم مهریه به عقد خود در آورد.از عمر پرسیدند: چرا با ام کلثوم ازدواج کردى؟ گفت: از رسول خدا صلى الله علیه و آله شنیدم که فرمود: هر نسب و فامیلى و سببى روز قیامت قطع مى‏شود، جز نسب و سبب با من.خواستم با او پیوند و نسبت داشته باشم.

البته در صحت سلسله سند و متن این حدیث تردید است.

هنگامى که حضرت زهرا علیها السلام، دار فانى را وداع گفت، ام کلثوم که پنج سال بیش نداشت برقعى به صورت انداخت و چادرى بلند بر سر کرد و با آه و ناله گفت: «یا ابتاه یا رسول الله الان حقا فقدناک فقدا لا لقاء بعده ابدا.»

پس از شهادت امیر المؤمنین علیه السلام ام کلثوم با چشمى گریان، خطاب به ابن ملجم گفت : واى بر تو، بر پدرم افسوس و اندوهى نیست.اما خداوند تو را در دنیا و آخرت خوار کرد .جایگاه تو جهنم است و تا ابد در آن خواهى ماند.

ابن عبد البر، ابن اثیر و ابن حجر وى را در زمره صحابیات رسول خدا ذکر کرده اند و ابن سعد ام کلثوم را ذیل نام کسانى ذکر کرده که از غیر رسول الله روایت کرده اند.علامه مامقانى مى‏نویسد: «هى جلیلة القدر فهیمة بلیغة، و انى اعتبرها من الثقات» .عمر رضا کحاله مى‏گوید : از برترین بانوان زمان خویش بود.

زینب کبرى، (محدث، متوفى قرن 1 ه) دختر امیر المؤمنین على علیه السلام و فاطمه زهرا علیها السلام.فضیلتهاى بانو زینب علیها السلام مشهور تر از آن است که نیازى به ذکر آن باشد.نام مبارکش به وسیله جبرئیل علیه السلام بر رسول خدا صلى الله علیه و آله عرضه شد و پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: حاضران و غایبان را وصیت مى‏کنم که حرمت این دختر را پاس دارید، که او مانند خدیجه کبرى علیها السلام است.تمام فصحا و بلغا به فصاحت و بلاغت این بانو اعتراف دارند.هرگاه لب به سخن مى‏گشود گویا على علیه السلام سخن مى‏گفت .امام سجاد علیه السلام به ایشان مى‏فرمود: یا عمه انت بحمد الله عالمة غیر معلمة فهمة غیر مفهمة.محبت و علاقه زینب نسبت به برادر عزیزش امام حسین علیه السلام، چنان بود که روزى را بدون دیدار آن حضرت سر نمى کرد.در ایمان و فداکارى در راه دین و جهاد چنان شوقى داشت که با تمام وجود در کنار امام و پیشوایش بود و پسرانش را در راه دین اهدا نمود .در عبادت، زهد، تقوا، جود و سخاوت سر آمد زنان زمان خویش بود.از مال و زینت و آسایش منزل همسرش چشم پوشید و براى انجام وظیفه، به همراه برادر رهسپار شد.

متن کامل را می توانید بعد از پرداخت آنلاین ، آنی دانلود نمائید، چون فقط تکه هایی از متن به صورت نمونه در این صفحه درج شده است.

/images/spilit.png

دانلود فایل 


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله کامل درباره حضرت خدیجه

دانلود تحقیق کامل درمورد شمه‏ اى از فضایل خدیجه

اختصاصی از فی دوو دانلود تحقیق کامل درمورد شمه‏ اى از فضایل خدیجه دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

دانلود تحقیق کامل درمورد شمه‏ اى از فضایل خدیجه


دانلود تحقیق کامل درمورد شمه‏ اى از فضایل خدیجه

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه: 5

 

شمه‏ اى از فضایل خدیجه

این حدیث در کتابهاى حدیثى شیعه و اهل سنت آمده که‏رسول خدا-صلى الله علیه و آله-فرموده:

«کمل من الرجال خلق کثیر و لم یکمل من النساء الآمریم،و آسیه امراة فرعون،و خدیجة بنت‏خویلد،و فاطمة بنت محمد» (1) یعنى از مردان گروه زیادى به کمال رسیدند ولى از میان‏زنان جز چهار زن کسى به مرحله کمال نرسید:مریم،و آسیه‏همسر فرعون،و خدیجه دختر خویلد،و فاطمه دختر محمد.

و در حدیث دیگرى که ابن حجر در کتاب الاصابه و دیگران‏از ابن عباس روایت کرده‏اند اینگونه است که گوید: رسول‏ خدا(ص)چهار خط روى زمین ترسیم کرده آنگاه فرمود:

«افضل نساء اهل الجنة خدیجة،و فاطمة و مریم و آسیة‏». (2)

یعنى برترین زنان اهل بهشت:خدیجه و فاطمه و مریم وآسیه هستند...

و در روایت دیگرى که او و ابن عبد البر و دیگران از رسول‏خدا(ص)با مختصر اختلافى روایت کرده‏اند اینگونه است که فرمود:

«خیر نساء العالمین اربع،مریم و آسیه و خدیجه و فاطمه‏» (3) یعنى بهترین زنان جهانیان چهار زن هستند:مریم و آسیه وخدیجه و فاطمه.و از عایشه روایت کرده ‏اند که گوید:هیچگاه ‏نمى ‏شد که رسول خدا از خانه بیرون رود جز آنکه خدیجه را یادمى‏ کرد و ستایش و مدح او را مى‏نمود،تا اینکه روزى طبق همان شیوه‏اى که داشت نام خدیجه را برد و او را یاد کرد، دراینوقت رشک و حسد مرا گرفت و گفتم:

«هل کانت الا عجوزا فقد ابدلک الله خیرا منها». (4)

خدیجه جز پیرزنى بیش نبود در صورتى که خداوند بهتر از اوبهره تو کرده.!

عایشه گوید:در اینوقت رسول خدا-که این سخن مرا شنیدغضبناک شد بحدى که از شدت غضب موهاى جلوى سرآنحضرت حرکت کرد آنگاه فرمود:

«و الله ما ابدلنى الله خیرا منها،آمنت اذ کفر الناس،و صدقتنى‏و کذبنى الناس،و واستنى فی مالها اذ حرمنى الناس و رزقنى الله‏منها اولادا اذ حرمنى اولاد النساء».

بخدا سوگند خداوند بهتر از او زنى به من نداده،او بود که‏بمن ایمان آورد هنگامى که مردم کفر ورزیدند،و او بود که مراتصدیق کرد و مردم مرا تکذیب نموده(و دروغگویم خواندند)واو بود که در مال خود با من مواسات کرد(و مرا بر خود مقدم‏ داشت)در وقتى که مردم محرومم کردند،و از او بود که خداوندفرزندانى روزى من کرد و از زنان دیگر نسبت‏بفرزند محرومم‏ساخت.

عایشه گوید:با خود گفتم:دیگر از این پس هرگز به بدى اورا یاد نخواهم کرد (5) .

و در روایت اربلى در کشف الغمه اینگونه است که على‏علیه السلام فرمود:روزى نزد رسول خدا(ص)نام خدیجه سلام‏الله علیها برده شد و رسول خدا(ص)گریست.عایشه که چنان‏دید گفت:

«...ما یبکیک على عجوز حمراء من بنى اسد؟فقال صدقتنى اذکذبتم و آمنت‏بى اذ کفرتم،و ولدت لى اذ عقمتم،فقالت عایشه:

فما زلت اتقرب الى رسول الله-صلى الله علیه و آله-بذکرها» (6) یعنى چه گریه‏اى است که براى پیرزنى سرخ رو از بنى اسدمى‏کنى؟

رسول خدا فرمود:او مرا تصدیق کرد هنگامى که شماتکذیبم کردید.و بمن ایمان آورد در وقتى که شما کافر شدید.

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود تحقیق کامل درمورد شمه‏ اى از فضایل خدیجه

تحقیق در مورد حضرت خدیجه 2

اختصاصی از فی دوو تحقیق در مورد حضرت خدیجه 2 دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

تحقیق در مورد حضرت خدیجه 2


تحقیق در مورد حضرت خدیجه 2

ینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*

 

فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

  

تعداد صفحه53

 

فهرست مطالب

مقدمه

آیا خدیجه (س) قبل از پیامبر (ص) ازدواج کرده بود ؟

آشنایى با حضرت محمد (ص) 

ازدواج خدیجه

احترام پیغمبر خدا (ص) به خدیجه

خصال خدیجه (س)

سخن از خدیجه ، سخن از یک دنیا عظمت و پایدارى و استقامت درراه هدف است . به حق قلمفرسایى در باره کسى که خداوند بر اوسلام و درود فرستاد ، بسى مشکل است . اما به مصداق «مالا یدرک‏کله لا یترک کله ،» به بررسى گوشه ‏هایى از شخصیت و زندگى این‏بزرگ بانو مى‏پردازیم :

ولادت و خانواده

خدیجه (س) 68 سال قبل از هجرت بدنیا آمد . خانواده‏اى که‏خدیجه را پرورش داد ، از نظر شرافت‏خانوادگى و نسبت‏هاى‏خویشاوندى ، در شمار بزرگترین قبیله‏هاى عرب جاى داشت . این‏خاندان در همه حجاز نفوذ داشت . آثار بزرگى و نجابت و شرافت ازکردار و گفتار خدیجه پدیدار بود .

خدیجه از قبیله هاشم بود و پدر و اقوامش از ثروتمندان قریش‏بودند . پدرش خویلدبن اسد قریشى نام داشت . مادرش فاطمه دخترزائد بن اصم بود .

اخلاق خدیجه (س)

خدیجه در بین اقوام خود یگانه و ممتاز و میان اقران کم نظیربود . او به فضیلت اخلاقى و پذیرایى‏هاى شایان بسیار معروف بود وبدین جهت زنان مکه به وى حسد مى‏ورزیدند .

دخترت خویلد در سجایا و کمالات اخلاقى زبانزد و نمونه بود و به‏حق ایشان کفو خوبى براى پیامبر (ص) بود . بى‏تردید مى‏توان گفت‏که این سجایا و فضایل اخلاقى سبب شد تا خدیجه براى همسرى پیامبراکرم (ص) شایسته شمرده شود . طبق روایات ، او براى پیامبراکرم (ص) یاورى صادق بود .

 


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق در مورد حضرت خدیجه 2

تحقیق در مورد حضرت خدیجه

اختصاصی از فی دوو تحقیق در مورد حضرت خدیجه دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

تحقیق در مورد حضرت خدیجه


تحقیق در مورد حضرت خدیجه

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*

 

فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

  

تعداد صفحه1

 

فهرست مطالب ندارد 

خصائص پیامبران

انبیاء الهی بعضی خصوصیات را دارا می باشند که در هیچ یک از مردمان و انسان ها یافت نمی شود. همین خصائص است که موجب برگزیده شدن این تعداد از افراد بشر از بین انسان ها می شود و آنها را مفتخر به صفت رسالت و پیامبری می نماید. اینان انسان های برگزیده ای هستند که خداوند آنها را از بین مردمان برای امر خطیر رسالت و دعوت انسان ها به سوی او انتخاب می کند. خلاصه ای از خصائص انبیاء به شرح ذیل است:

1 ـ اعجاز: معجزه کاری است که تمامی بشر غیر از انبیاء الهی از انجام آن معذورند و نمی توانند از عهده آن برآیند. هر پیامبری که از جانب خداوند مبعوث می شد، از قدرت خارق العاده خود،‌ یک یا چند اثر مافوق قدرت بشر را ابراز می داشت که نشان دهنده بهره مندی او از آن نیروی خارق العاده الهی بود، تا گواهِ راستین بودنِ دعوت او و آسمانی بودن سخنش باشد.

2 ـ عصمت: عصمت یعنی مصونیت از گناه و اشتباه. یعنی پیامبران نه تحت تاثیر هواهای نفسانی قرار می گیرند و نه مرتکب اشتباه می شوند و نه در کارهای خود دچار اشتباه و خطا می گردند.

برکناری آنها از گناه و اشتباه،‌ حدّ اعلای قابلیت اعتماد را به آنها می دهد.

3 ـ رهبری: رهبری دینی و اطاعت مردمان، از بزرگترین خصوصیات انبیاء الهی است. آنها عهده دار امر هدایت و رهبری انسان ها می شوند تا انسان ها را از خطرات ضلالت و گمراهی آگاه سازند.

4 ـ خلوص نیّت: پیامبران به حکم اینکه تکیه گاه الهی و خدایی دارند، هرگز رسالت عظیمی را که از طرف خداوند متعال بر دوش آنها گذاشته شده است را از یاد نمی برند و کار او را به انجام    می رسانند. لذا در کار خود، نهایت خلوص نیت را دارند، یعنی هیچ منظوری و هدفی جز هدایت بشر که خواسته خداوند است، ندارند و از مردم اجر و پاداشی برای انجام رسالت خود نمی خواهند.

5 ـ سازندگی: پیامبران هستند که به نیروها تحرک می دهند و آنها را سامان می بخشند. صرفاً در جهت ساختن فرد و جامعه انسانی است. به عبارت دیگر در جهت سعادت بشری است نه در جهت فاسد کردن فرد یا تباهی جامعه. لذا اگر دعوت یک مدعی پیامبری، فاسد ساختن انسان ها، از کار انداختن نیروهای آنها یا به فحشاء و هرزگی افتادن و تباهی جامعه انسانی و انحطاط مجتمع انسان ها باشد، خود دلیل قاطعی است بر اینکه این مدعی پیامبری در دعوت خود صادق نیست.

6 ـ درگیری و مبارزه: با خرافات و شرک ها، جهالت ها، ساخته های خیال بافانه، ظلم ها، ستم ها و ستمگری ها یکی دیگر از علائم و خصوصیات یک مدعی پیامبری است.

 

 


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق در مورد حضرت خدیجه