
تمام رفتارهای نابهنجار در هر انسانی، زمینه های علت و معلولی دارد و برای شناخت یک رفتار نابهنجار باید علل و عوامل آن را ریشه یابی کرد که به چه دلایلی این امر اتفاق افتاده است، آن وقت است که می تواند در جهت تخفیف یا از بین بردن ناهنجاری اقدام کرد، این که چرا نوجوان یا جوانی دست به شرارت می زند چون و چرایی این پدیده را در گفتگو با محمدحسن پروند دکترای تعلیم و تربیت از آمریکا عضو هیات علمی دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی تهران مورد بررسی قرار داده ایم.
در این نوشته میخواهیم از منظر سلامت روان، نگاهی به پدیده شرارت واوباشگری وعلل آن بیندازیم.
پیشگیری بهتر از درمان است. این یکی از شعارهای مهم در سلامت جسم و روان هر جامعهای است و در واقع برای رسیدن به جامعهای پویا و سالم، قبل از هر چیزی، باید زمینههای مناسب برای پرورش انسانهای سالم را فراهم آورد. به طور قطع، هیچ انسانی در بدو تولد مخرب و خطرناک نیست؛ مگر آنکه جامعه، خانواده و مدرسه از او شخصیتی بدفکر و بدکردار بسازند. اگرچه انسانها باید عواقب اعمال خود را به گردن بگیرند و عقوبت کارهای زشت خود را بپردازند، اما هیچ از خودمان پرسیدهایم که این اراذل و اوباش، محصول کدام تربیت هستند و دستپروردههای کدام جامعه؟ «در یک طبقهبندی کلی میتوان گفت که در بروز هر نوع آسیب اجتماعی، از جمله اوباشگری، بسیاری از فاکتورهای اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی مؤثرند و از آن جمله میتوان به درهم ریختن سنتها و سرعت غیر مجاز مدرنیته اشاره کرد. در حال حاضر، ما با سرعتی غیر قابل قبول به سمت مدرنیته پیش میرویم و غافلیم که مدرن شدن فقط پوشیدن کت و شلوار و مجهز شدن به تکنولوژی جدید نیست، بلکه گاهی باید در کنار حرکت به سمت زندگی مدرن، برخی از سنتهای مفید خودمان را هم حفظ کنیم، چراکه این سنتها مانند ترمزی در مقابل اثرات مخرب مدرنیته عمل خواهند کرد و جامعه را محفوظ و مصون نگه میدارند؛ وگرنه جامعه کمکم به جامعهای بیدر و پیکر تبدیل میشود که ارزشهای آن فراموش میشود، احترام به بزرگترها رنگ میبازد و ...»
بیکاری، فقر، نابسامانیهای خانوادگی و مشکلات هویتی جوانان عامل اصلی بروز اوباشگری هستند و: «این مسائل به طور مستقیم، زمینههای اجتماعی را برای وجود انواع آسیبها از جمله اوباشگری در جامعه فراهم میکند. ضمن اینکه زمینههای غیر مستقیم مانند طلاق والدین، اعتیاد والدین و... نیز در بروز این آسیبها مؤثرند. در واقع، عوامل مختلف به صورت زنجیرهای به هم پیوسته در این روند نقش دارند.» در اینجا بد نیست اشاره کنیم که بیشتر کسانی که ما از آنها با عنوان اراذل و اوباش یاد میکنیم، در واقع بیمارانی هستند که به دلایل مختلف از بیماریهای روانی خاصی رنج میبرند. این گروه از بیماران معمولاً از لحاظ شخصیتی به اختلالاتی از قبیل اختلال شخصیتی ضد اجتماعی یا مرزی مبتلا هستند.
اراذل و اوباش و شخصیتهای ضداجتماعی
این اختلال که با بیاعتنایی شدید و زیر پا گذاشتن قانون همراه است، معمولاً از 15 سالگی شروع میشود و مبتلایان به آن غالباً در سازگاری خود با موازین اجتماعی ناتوان هستند. آنها معمولاً به انجام کارهای غیر اخلاقی و غیر قانونی مانند دزدی دست میزنند. فریبکاری که با دروغگوییهای مکرر همراه است و استفاده از نامهای غیر واقعی مانند علیسیاه یا حمیدخطر و ابراز وجود با روشهای مرضی (دیروز 5 نفر را کتک زدم) و آزار و تجاوز به حقوق دیگران از ویژگیهای بارز این افراد است.
«اضطرابی در درون این بیماران شعلهور است که ریشه آن را باید در آزردگیهای شدید و تحقیرها و توهینهای دوران کودکی جستجو کرد. وقتی مادری به دلیل چپدستی کودکش، او را داغ میکند؛ خیلی دور از ذهن نیست که خشم فروخورده این کودک، سالها بعد در بزرگسالی دامن فرد دیگری را بگیرد و او انتقام خشم فروخوردهاش را از سایر افراد جامعه مطالبه کند.» «این افراد برای تسکین اضطراب درونی خود از داروها، مواد مخدر و روشهای بیمارگونه استفاده میکنند. آنها نه تنها دیگران را دوست ندارند، بلکه خودشان را هم دوست
فهرست مطالب:
پیشگفتار
مقدمه
اراذل و اوباش و شخصیتهای ضداجتماعی
آیا این نکته صحیح است که بگوییم شرارت از کودکی، شکل می گیرد؟
مبتلایان به اختلال شخصیت
اراذل و اوباش و اختلال شخصیت مرزی
چه باید کرد؟
منابع
شامل 8 صفحه فایل word قابل ویرایش
دانلود مقاله شرارت اوباشگری وعلل آن