فی دوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

فی دوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلود مقاله معاد شناسی

اختصاصی از فی دوو دانلود مقاله معاد شناسی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

دانلود مقاله معاد شناسی


دانلود مقاله معاد شناسی

 

مشخصات این فایل
عنوان: معاد شناسی
فرمت فایل : word( قابل ویرایش)
تعداد صفحات: 67

این مقاله درمورد معاد شناسی می باشد.

خلاصه آنچه در مقاله معاد شناسی می خوانید :

آفرینش‌ باطل‌ نیست‌، و همه‌ بسوی‌ خدا در حرکتند
 آیاتی‌ در قرآن‌ کریم‌ داریم‌ که‌ مثل‌ دو آیة سابق‌ الذّکر دلالت‌ دارند بر عدم‌ بطلان‌ عالم‌، مثل‌ آیة‌:
 «و ما آسمان‌ و زمین‌ و آنچه‌ را که‌ در بین‌ آنهاست‌ باطل‌ و جزاف‌ خلق‌ ننمودیم‌؛ این‌ پندار کسانی‌ است‌ که‌ کفر می‌ورزند. پس‌ وای‌ بر کسانی‌ که‌ کفر میورزند از آتش‌ دوزخ‌.»
 و مثل‌:
 «حقّاً که‌ در آفرینش‌ آسمان‌ها و زمین‌ و اختلاف‌ شب‌ و روز، نشانه‌ها و علاماتی‌ است‌ برای‌ خردمندان‌؛ آن‌ کسانی‌ که‌ در حال‌ ایستاده‌ و نشسته‌ ذکر خدا میکنند و آنگاه‌ که‌ بر پهلویشان‌ می‌آرامند ذکر خدا میکنند، و در خلقت‌ آسمان‌ها و زمین‌ تفکّر می‌نمایند که‌: ای‌ پروردگار ما! تو این‌ دستگاه‌ عظیم‌ را بیهوده‌ و باطل‌ نیافریده‌ای‌! تو پاک‌ و منزّه‌ هستی‌ از آنکه‌ بیهوده‌ بیافرینی‌! پس‌ ما را از عذاب‌ آتش‌ محفوظ‌ و مصون‌ بدار!»
 و مثل‌ آیة‌:  «و ما در خلقت‌ آسمان‌ و زمین‌ و آنچه‌ که‌ در بین‌ آنهاست‌، بازیگر نبوده‌ایم‌ (به‌ بازیچه‌ نیافریده‌ایم‌) اگر می‌خواستیم‌ جهان‌ هستی‌ را بازیچه‌ گرفته‌ و کار بیهوده‌ و عبثی‌ کرده‌ باشیم‌، میکردیم‌ (و هیچکس‌ را بر ما حقّ اعتراضی‌ نبود؛ ولیکن‌ آنچه‌ آفریده‌ایم‌ عین‌ مصلحت‌ و حکمت‌ است‌.)
 و ما علاوه‌ بر اینکه‌ کار باطل‌ نمی‌کنیم‌، همیشه‌ حقّ را بر باطل‌ می‌زنیم‌ و غلبه‌ میدهیم‌ بطوریکه‌ باطل‌ را نابود و نیست‌ میگرداند، پس‌ باطل‌ از بین‌ میرود؛ و وای‌ بر شما که‌ خداوند را به‌ کار باطل‌ و بازیچه‌ توصیف‌ میکنید!»
 و از همة‌ این‌ آیات‌ روشن‌تر و واضح‌تر آیة‌:
 «خداوند آب‌ را از آسمان‌ فرو فرستاد، پس‌ جاری‌ شد و هر وادی‌ و محلّی‌ به‌ اندازة‌ گنجایش‌ خویش‌ از آن‌ بر گرفت‌. و در اثر جریان‌ سیل‌ بر روی‌ آن‌ کفی‌ بالا آمد و روی‌ آب‌ را بپوشانید. و از آنچه‌ را که‌ مردم‌ در آتش‌ بر آن‌ می‌دمند و آتش‌ را بر آن‌ مشتعل‌ میکنند تا زینتی‌ یا متاعی‌ برای‌ خود بسازند نیز یک‌ چنین‌ کفی‌ بر روی‌ آن‌ پدیدار می‌شود؛ این‌ طور خداوند حقّ را و باطل‌ را به‌ هم‌ میزند و در هم‌ می‌آمیزد، پس‌ آن‌ کف‌ به‌ بیهودگی‌ از بین‌ میرود و نیست‌ و نابود میشود؛ ولی‌ آنچه‌ برای‌ مردم‌ مفید است‌ و به‌ آنها منفعت‌ میرساند، در روی‌ زمین‌ باقی‌ می‌ماند؛ و این‌ طور خداوند مثل‌هائی‌ میزند.»
 یعنی‌ باطل‌ صورتی‌ از باطل‌ دارد و دوام‌ ندارد؛ بلکه‌ مسیر بر حقّ است‌ و در باطن‌ هر باطلی‌ حقّی‌ است‌ که‌ پایدار است‌. و این‌ مَثَل‌ها را خداوند میزند تا شما از جریان‌ گذشت‌ زمان‌ و تغییرات‌ عالم‌ و مصائب‌ و شدائد پی‌ به‌ حقّی‌ برید که‌ پیوسته‌ توأم‌ با آن‌ جریانات‌ بوده‌ و از آنها انفکاک‌ ندارد؛ پس‌ عالم‌ حرکتش‌ بسوی‌ حقّ است‌.
 ما در ابحاث‌ گذشته‌ گفته‌ایم‌ که‌ تمام‌ عالم‌ زنده‌ است‌ و دارای‌ شعور و قدرت‌ است‌؛ حیوانات‌، نباتات‌ و جمادات‌ هم‌ دارای‌ قوّة‌ ادراک‌ و قدرت‌ هستند. و بنابراین‌ ما چنین‌ می‌پنداریم‌ که‌ جمادات‌ از حیات‌ و علم‌ خالی‌ هستند، ولی‌ حقّ مطلب‌ در مسأله‌ اینست‌ که‌ خالی‌ نیستند ولی‌ ما نمی‌دانیم‌.
 پس‌ معاد اختصاصی‌ به‌ انس‌ و جنّ ندارد، فرشتگان‌ و نباتات‌ و جمادات‌ و بطور کلّی‌ هر چه‌ موجود زمینی‌ و یا آسمانی‌ و یا موجود بَینهما شمرده‌ می‌شود دارای‌ معاد و حَشْر خواهد بود.

 لزوم‌ حشر و معاد حیوانات‌
پس‌ آنچه‌ از آیة‌ گذشته‌ در سورة‌ انعام‌ استفاده‌ شد، اینست‌ که‌: حشر حیوانات‌ بسوی‌ خداوندشان‌ نتیجه‌ و حاصل‌ از اینست‌ که‌ امّت‌هائی‌ همچون‌ انسان‌ هستند، و علّت‌ و سبب‌ این‌ آفرینش‌ را همانند انسان‌ چنین‌ میفرماید که‌ مَا فَرَّطْنَا فِی‌ الْکِتَـ'بِ مِن‌ شَیْءٍ، ما در کتاب‌ آفرینش‌ و صحیفة‌ الهیّة‌ تکوین‌ از آفریدن‌ هیچ‌ چیزی‌ که‌ دارای‌ غایت‌ و نهایتی‌ باشد و بر اساس‌ حقّ در حرکت‌ باشد، دریغ‌ ننموده‌ایم‌؛ و جهت‌ آن‌ همین‌ است‌ که‌ کتاب‌ تکوین‌ قصوری‌ ندارد و در آن‌ عبث‌ و بیهودگی‌ وجود ندارد
 و حقّانیّت‌ این‌ کتاب‌، ایجاب‌ میکند که‌ اختلافاتی‌ که‌ در بین‌ موجودات‌ ذی‌ حیات‌ هست‌، و بعضی‌ را جنبنده‌ میکند و بعضی‌ را خزنده‌ و بعضی‌ را پرنده‌ و بعضی‌ را شناور، و بواسطة‌ این‌ اختلافات‌ دارای‌ أشکال‌ و صور مختلفی‌ میگردند و دارای‌ أفعال‌ و خواصّی‌ می‌شوند که‌ هر یک‌ از این‌ امّت‌ها را از غیرش‌ جدا می‌سازد و متمایز میکند، آنها را لغو و باطل‌ نکند و بیهوده‌ و عبث‌ نسازد. بلکه‌ این‌ اختلافات‌ هر یک‌ به‌ نوبة‌ خود در وصول‌ به‌ غایت‌ مؤثّر باشد، و در رسیدن‌ به‌ کمال‌ مطلوب‌ هر شیئی‌ نسبت‌ به‌ خودش‌، و نهایت‌ حرکت‌ اختصاصی‌ هر یک‌ مفید واقع‌ گردد؛ بدون‌ آنکه‌ قبل‌ از رسیدن‌ به‌ غایتِ مطلوب‌، در بین‌ راه‌ آنها را دستخوش‌ هلاک‌ و بوار سازد و به‌ دیار نیستی‌ و نابودی‌ گسیل‌ دارد.
 و گرنه‌ این‌ اختلاف‌ در موجودات‌ باطل‌ بود و در کتاب‌ الهی‌ تفریط‌ و کوتاهی‌ و قصور مشاهد می‌شد و به‌ اتقان‌ و استواری‌ آن‌ اخلال‌ وارد می‌گشت‌؛ وَ سُبْحانَ اللَهِ أنْ یَکونَ فی‌ فِعْلِهِ تَفْریطٌ کَما لا یَکونُ فی‌ صِفاتِهِ وَ ذاتِهِ قُصورٌ.
 پس‌ محصّل‌ مطلب‌ این‌ شد که‌ حیواناتِ زمینی‌ امّت‌هائی‌ همچون‌ بشرند، و دربارة‌ آنان‌ همان‌ عودی‌ که‌ برای‌ انسان‌ و اجتماع‌ او در نزد پروردگارش‌ هست‌ خواهد بود.
و از جملة‌ آیات‌ و نشانه‌های‌ خدا آفرینش‌ آسمانها و زمین‌ و آنچه‌ را که‌ خداوند از اصناف‌ جنبندگان‌ در آسمانها و زمین‌ پراکنده‌ و منتشر کرده‌ است‌ می‌باشد؛ و پروردگار بر جمع‌ کردن‌ آنها در آن‌ وقتی‌ که‌ بخواهد تواناست‌.»
 چون‌ در این‌ آیه‌ نیز حکم‌ «جمع‌» را که‌ همان‌ حشر است‌، برای‌ تمام‌ افراد ذی‌ روحی‌ که‌ در آسمانها و زمین‌ است‌ اثبات‌ کرده‌ است‌. و نظیر این‌ آیه‌ نیز در سورة‌ مریم‌ است‌:
 «هیچ‌ یک‌ از کسانی‌ که‌ در آسمانها و زمین‌ هستند تحقّقی‌ ندارند مگر آنکه‌ به‌ نزد پروردگار رحمن‌، در حال‌ عبودیّت‌ رهسپارند. خداوند حقّاً یکایک‌ آنها را احصاء فرموده‌ و به‌ شمارش‌ صحیح‌ و دقیق‌ در آورده‌ است‌، و تمام‌ افراد آن‌ در روز قیامت‌ بسوی‌ خداوند در حال‌ تنهائی‌ وارد شوندگانند.»

 معنای‌ فرد و فُرادی‌ و جمع‌ در قرآن‌
و امّا مراد از اینکه‌ در روز قیامت‌ تنها به‌ نزد خداوند می‌آیند، اینست‌ که‌ همه‌ صِفرالکفّ و تهیدستند؛ از اسباب‌ و تعیّنات‌ دنیا هیچ‌ با خود نبرده‌اند، و حَول‌ و قوّه‌ و اولاد و اعوان‌ و عشیره‌ و اموال‌ و اعتباراتی‌ که‌ به‌ حسب‌ ظاهر در دنیا موجب‌ شخصیّت‌ و استکبارشان‌ بود با خود نبرده‌اند.
 «تمام‌ اقسام‌ سبب‌های‌ دنیویّه‌ از آنها جدا می‌شود و بریده‌ میگردد.»
یعنی‌ هر کس‌ بسوی‌ خدا می‌رود، لخت‌ و عریان‌ به‌ حسب‌ معنی‌ میرود و با نفس‌ خود هیچ‌ یک‌ از متعلّقاتی‌ را که‌ در دنیا ادّعای‌ مالکیّت‌ آنرا داشت‌ نمی‌برد، و به‌ تمام‌ معنَی‌ الکلمه‌ تنهاست‌؛ و در آنجا عَبْد است‌ به‌ حقیقت‌ معنای‌ عبودیّت‌.
 همیشه‌ عبد بود و مالک‌ نبود و نخواهد شد؛ لیکن‌ در عالم‌ مجاز و در پشت‌ حجاب‌ انانیّت‌ ادّعای‌ ربوبیّت‌ کرد و دعوی‌ ملکیّت‌ نمود، اینک‌ که‌ روز قیامت‌ و روز ظهور و بروز حقائق‌ است‌ روشن‌ می‌شود که‌ حقّاً عبد بوده‌ و خواهد بود.

 از أسامی‌ قیامت‌، یوم‌ الجمع‌ است‌
در آنجا هر کس‌ به‌ بهشت‌ رود و یا به‌ جهنّم‌ رهسپار گردد با آن‌ گروهی‌ که‌ هم‌ دست‌ و هم‌ داستان‌ است‌ اجتماع‌ میکند و به‌ حال‌ اجتماع‌ میرود؛ یعنی‌ کثرات‌ و جهات‌ تمییزیّه‌ و تفریقیّه‌ ریخته‌ می‌شود و اصل‌ و مبدأ نفوس‌ حَسنه‌، با یکدگر چون‌ شیر و شکر به‌ هم‌ آمیخته‌ می‌شوند و داخل‌ در بهشت‌ میروند. و اصل‌ و مبدأ نفوس‌ سیّئه‌ نیز با یکدگر چون‌ زهر و حنظل‌ آمیخته‌ می‌شوند و به‌ جهنّم‌ روانه‌ میگردند؛ اینست‌ معنای‌ جمع‌ که‌ در آیات‌ قرآنیّه‌ از ذکر آن‌ و ذکر حَشر بسیار سخن‌ به‌ میان‌ آمده‌ است‌؛ و یَوْمُ الْجَمْع‌ یکی‌ از اسامی‌ روز قیامت‌ قرار گرفته‌ است‌.
 و این‌ معنای‌ بسیار دقیقی‌ است‌ که‌ از الفاظ‌ فرد و فُرادی‌ که‌ در آیات‌ آمده‌ است‌، و آن‌ در قبال‌ لفظ‌ جمع‌ می‌باشد استفاده‌ گردیده‌ است‌؛ و اطلاق‌ لفظ‌ جمع‌ و حشر در بسیاری‌ از آیات‌ است‌ مثل‌ آیة‌:
 «خداوند البتّه‌ شما را در روز قیامت‌ که‌ در آن‌ شکّی‌ نیست‌، به‌ مقام‌ جمع‌، جمعیّت‌ میدهد.»
 «روزی‌ است‌ که‌ خداوند شما را برای‌ یوم‌ الجمع‌، جمع‌ می‌کند، و آن‌ روز روز تغابن‌ است‌.»
 پس‌ معنای‌ فرد و جمع‌ که‌ در اذهان‌ ما بصورت‌ دو معنای‌ مختلف‌ و مقابل‌ یکدیگر بود، در اینجا دارای‌ معنای‌ واحدی‌ شد؛ یعنی‌ فرادَی‌ رفتن‌ بسوی‌ حضرت‌ احدیّت‌ لازمه‌اش‌ جمعیّت‌ است‌ که‌ کثرات‌ مفرّقه‌ و مشتّته‌ فراموش‌ شود.
 و در مسألة‌ شفاعت‌ و لحوق‌ و الحاق‌ به‌ حول‌ و قوّة‌ خدا خواهیم‌ دید که‌ چگونه‌ این‌ لفظِ جمع‌ در میدانِ بروز و ظهور آمده‌ و پرچمدار حلّ آن‌ مسائل‌ میگردد.
 «و سوق‌ داده‌ می‌شوند کسانی‌ که‌ کفر ورزیده‌اند به‌ سوی‌ جهنّم‌ دسته‌ دسته‌.»
 «و سوق‌ داده‌ می‌شوند کسانی‌ که‌ تقوای‌ پروردگارشان‌ را به‌ جای‌ آوردند به‌ سوی‌ بهشت‌ دسته‌ دسته‌.»
 این‌ دستجات‌، ترتیب‌ و تنظیمش‌ بر اساس‌ همان‌ جمع‌ است‌، که‌ افرادی‌ که‌ با هم‌، هم‌ فکر و هم‌ عقیده‌ و هم‌ مسلک‌ باشند جهاتِ تفریقیّه‌ و تمایزات‌ شخصیّه‌ را افکنده‌ و با هم‌ در مقام‌ جمع‌ متّحد و پیوسته‌ گردیده‌ و یکپارچه‌ به‌ بهشت‌ میروند و یا به‌ جهنّم‌ رهسپار می‌شوند.
 و نیز آیة‌ کریمة‌ ذیل‌ معنای‌ خود را خوب‌ مبیّن‌ می‌دارد:
 «و کسانی‌ که‌ کافر شده‌اند، بسوی‌ جهنّم‌ حشر و جمع‌ می‌شوند، برای‌ اینکه‌ خداوند پلیدان‌ را از پاکیزگان‌ جدا سازد و جنس‌ پلید را بعضی‌ را به‌ روی‌ بعضی‌ دیگر قرار دهد و متراکم‌ و بسته‌ و یک‌ پارچه‌ کند و سپس‌ در جهنّم‌ وارد کند؛ ایشانند زیانکاران‌.»

بخشی از فهرست مطالب مقاله معاد شناسی

مقدمه :
مقام‌ انسان‌ در میان‌ موجودات‌
فرق‌ کردار مردان‌ خدا و بردگان‌ دنیا
دنیا برای‌ عزّت‌ و غنی‌ و راحتی‌ است‌
تأثیر میزان‌ وابستگی‌ به‌ دنیا در سهولت‌ و سختی‌ مرگ‌
زندگی‌ موقّت‌ و حیات‌ جاودان‌  
سرآمد زندگی‌ و اجل‌ معیّن‌ در قرآن‌ کریم‌
فرار از مرگ‌، عین‌ برخورد و رسیدن‌ به‌ آنست‌
معنی‌ دو نوع‌ اجل‌ در قرآن‌ مجید: اجل‌ و اجل‌ مسمّی‌
اجل‌ دنیوی‌ و اجل‌ مسمّی‌ یک‌ حقیقت‌ است‌ به‌ دو وجه‌
 اجل‌ خدا همان‌ اجل‌ مسمّی‌ است‌ و همان‌ امر الهی‌ است‌.
کلام‌ ابن‌ سینا در علّت‌ ترس‌ مردم‌ از مرگ‌
علّت‌ حقیقی‌ ترس‌ و فرار مردم‌ از مرگ‌
مؤمن‌ بواسطة‌ ربط‌ با خداوند هیچ‌ نگرانی‌ از مرگ‌ ندارد
اشتیاق‌ مؤمن‌ به‌ مرگ‌
بهترین سرمایة تکامل وتعالی
گفتار أبوذر در علّت‌ ترس‌ از مرگ‌
راه‌ بهشت‌، پافشاری‌ و صبر در ناملایمات‌ است‌
معنای‌ دنیای‌ مذموم‌
زندگی‌ در روی‌ زمین‌ بر اساس‌ تقوی‌ و عدالت‌ زندگی‌ دنیا نیست‌
اخبار رسول‌ امین‌ بر عوالم‌ بعد از موت‌
ارتباط‌ افراد پاک‌ سیرت‌، با عالم‌ برزخ‌
هشدار خداوند دربارة‌ قیامت‌
اشتیاق أمیر المؤمنین به لقاءخدای تعالی
 مجانست‌ خواب‌ و مرگ
خوابیدن‌، مردن‌ کم‌ اثر است‌
خطبه‌های‌ هشدار دهندة‌ أمیرالمؤمنین‌ علیه‌ السّلام‌ راجع‌ به‌ مرگ‌
کیفیّت‌ قبض‌ روح‌ ملک‌ الموت‌ افراد کثیری‌ را در یک‌ لحظه‌
خصوصیّات‌ عالم‌ برزخ‌
بعد از مرگ‌، عمل‌ انسان‌ رفیق‌ و قرین‌ انسان‌ است‌
دلالت‌ آیات‌ قرآن‌ بر وجود عالم‌ برزخ‌
جوابهائی‌ که‌ افراد به‌ سؤال‌ مَنْ رَبُّکَ می‌دهند
 احوالات‌ مؤمن‌ و کافر پس‌ از مرگ‌
کیفیّت‌ ارتباط‌ عالم‌ برزخ‌ با عالم‌ طبع‌ و قبر
ارواح‌ مؤمنان‌ به‌ صورت‌ انسانند
ساعت‌ قیام‌ قیامت‌ نمی‌تواند مشخّص‌ باشد
قدرت‌ خداوند برای‌ آحاد آفرینش‌، یکسان‌ است‌
عمومیّت‌ معاد برای‌ تمام‌ موجودات‌ زمین‌ و آسمان‌
آفرینش‌ باطل‌ نیست‌، و همه‌ بسوی‌ خدا در حرکتند
 لزوم‌ حشر و معاد حیوانات‌
 معنای‌ فرد و فُرادی‌ و جمع‌ در قرآن‌
 از أسامی‌ قیامت‌، یوم‌ الجمع‌ است‌
منابع :


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله معاد شناسی

دانلود تحقیق جایگاه معاد

اختصاصی از فی دوو دانلود تحقیق جایگاه معاد دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

دانلود تحقیق جایگاه معاد


دانلود تحقیق جایگاه معاد

دسته بندی :  علوم انسانی _ معارف اسلامی و دینی ، مذهبی

فرمت فایل:  Image result for word ( قابلیت ویرایش و آماده چاپ

حجم فایل:  (در قسمت پایین صفحه درج شده )

فروشگاه کتاب : مرجع فایل 

 


 قسمتی از محتوای متن ...

جایگاه معاد : معاد در تحمل و فطرت هر انسانی جایگاه قابل توجهی دارد زیرا کیست که نپرسد و یا نخواهد بداند که آینده انسان و جهان چه می شود؟ پایان عمر و تلاش ما به کجا می رسد؟ نتیجه و هدف از زندگی چیست؟ آری این سئوالها برای همه مطرح است گرچه افرادی به زبان معاد را نمی پذیرند ولی ناخوداگاه در عمق جان خود احساس ابدیت برای انسان دارند و گاه و بی گاه از خود علامتهایی نشان می دهند که دلیل آن است که با وجود مرگ و پوسیده شدن جسم حاضر نیستند انسانیت و شخصیت واقعی او را نابود و نیست شده بدانند که ما نمونه هایی از این علامتها را در اینجا بیان می کنیم .
1- تمام منکران معاد به قبر نیاکان خود احترام می گذارند.
2- نام شخصیتهای مرده را بر روی خیابانها ، موسسات ، مدارس و دانشگاهها می گذارند.
3- گاه ی مردگان خود را مومیایی کرده تا فاسد نشوند یکی از احساسات درونی انسان احساس غربت است دنیا برای او تنگ است با همسر و باغ و مسافرت هم موقتا خود را سرگرم می سازد ولی پس از چندی ابز از درون احساس کمبود می کرد همۀ وسائل رفاه هم او را سیر نمی کند گاهی به فکر خود کشی می افتد گاهی می پرسد هدف آفرینش چیست؟ چرا من هستم تمام این قلقلک های درونی نشان می دهد که انسان احساس غربت می کندو این جهان با تمام گستردگیش برای او تنگ است و جسم برای او قفس و دنیا برای او زندان است که این احساس فیزیکی از زمینه های ایمان به روزی است که در آنجا انسان سیر می شود به تمام آرزوها و اهدافش می رسد زیرا پاسخ هر نیاز و احساس و قلقلک درونی در بیورن موجود است مثلا احساس تشنگی با آب و احساس شهوت با همسر و احساس غربت هم با معاد پاسخ داده می شود در طول تاریخ هیچ کس دلیل علمی برای نبودن معاد نیاورده و چیزی که مخالفان معاد زمزمه می کنند آن است که مگر می شود انسان مرده ای که ذراتش پوسیده و پخش شده است بار دیگر زنده شود؟ پاسخ عقل و قرآن آن است که می شود و این کار نشدنی نیست هم در فکر قابل تصور است و هم دائما در شبانه روز نمونه هائی از زنده شدن مردگان را با چشم خود می بینیم امام جواد (ع) می فرماید: خوابیدن و بیدار شدن بهترین نمونه ای است که مردن و زنده شدن را برای ما قابل درک می کند آری مرگ یک خواب طولانی و شدیدی بیش نیست بهار و پاییز درختان نمونه دیگری از زنده شدن و مردن گیاهان است در سورۀ فاطر می خوانیم : خداست که با دها فرستد تا ابر را انگیزد و آن را به شهرها و مناطق مرده روانه می کند و پس از باریدن آن شهر مرده را زنده می کند سپس می فرماید «کذلک النشور» یعنی زنده شدن مردگان هم مانند زنده شدن درختان و گیاهان است در جای دیگر می فرماید: «احیینا به بلده میتا کذلک الخروج» ما به واسطه باران شهر مرده را زنده کردیم همچنین است خروج شما در قیامت .
بنابراین نمونه هائی از زنده شدن در آفرینش هر روز و شب و هر سال و فصل پیش چشم ما می درخشد و مساله زنده شدن مرده را برای ما ساده و ممکن جلوه می دهد.
داس

تعداد صفحات : 12 صفحه

  متن کامل را می توانید بعد از پرداخت آنلاین ، آنی دانلود نمائید، چون فقط تکه هایی از متن به صورت نمونه در این صفحه درج شده است.

پس از پرداخت، لینک دانلود را دریافت می کنید و ۱ لینک هم برای ایمیل شما به صورت اتوماتیک ارسال خواهد شد.

 
« پشتیبانی فروشگاه مرجع فایل این امکان را برای شما فراهم میکند تا فایل خود را با خیال راحت و آسوده دانلود نمایید »
/images/spilit.png
 

دانلود با لینک مستقیم


دانلود تحقیق جایگاه معاد

دانلود مقاله کامل درباره معاد در قرآن و روایات

اختصاصی از فی دوو دانلود مقاله کامل درباره معاد در قرآن و روایات دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

دانلود مقاله کامل درباره معاد در قرآن و روایات


دانلود مقاله کامل درباره معاد در قرآن و روایات

 

 

 

 

 

 

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*

فرمت فایل: Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

تعداد صفحه :21

 

فهرست مطالب :

مقدمه

1-1. اصل معاد و جایگاه آن در معارف اسلامی

1-2. ایمان به معاد و اثرات آن

1-3. اقرار به معاد

2- ماهیت مرگ و خواب

3- برزخ از دیدگاه کتاب و سنت

برزخ از نظر فرهنگ ها

برزخ از نظر عقل و وحی

برزخ از نظر مصریان

4- شفاعت

مفهوم شفاعت

نفی شفاعت باطل و اثبات شفاعت حق


منابع

رستاخیز از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه    مؤلف: محمد طاهریان

معاد در نگاه عقل و دین                         مؤلف: محمدباقر شریعتی سبزواری

معاد شناسی                                          مؤلف: آیت الله جعفری سبحانی

مقدمه و ترجمه دکتر علی شریعتی


اصل معاد و جایگاه آن در معارف اسلامی:

یکی از اصول اعتقادی دین اسلام، اصل معاد است. بنابراین اصل، همه انسان هایی که در این عالم به دنیا امده و رفته اند و از این پس می آیند و مدتی زندگی می کنند و می‌روند، همه و همه در جهان دیگری زنده شده و در دادگاه عدل الهی حاضر می شوند و به پاداش یا کیفر اعمال خود می رسند: یا به بهشت می روند و یا روانه دوزخ خواهند شد و در هر حال از یک حیات ابدی برخوردارند.

ایمان به این اصل شرط مسلمانی است و اگر کسی این ایمان را از کف بدهد و عالم آخرت را انکار کند از زمره مسلمانان بیرون است.

همگی پیامبران الهی- از آدم تا خاتم- پس از اصل توحید، اصل معاد را بیان می کرده مردم را به ایمان و اعتقاد به حیات اخروی می خواندند.

*** متن کامل را می توانید بعد از پرداخت آنلاین ، آنی دانلود نمائید، چون فقط تکه هایی از متن به صورت نمونه در این صفحه درج شده است ***


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله کامل درباره معاد در قرآن و روایات

دانلود تحقیق کامل درمورد معاد در قرآن و روایات

اختصاصی از فی دوو دانلود تحقیق کامل درمورد معاد در قرآن و روایات دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

دانلود تحقیق کامل درمورد معاد در قرآن و روایات


دانلود تحقیق کامل درمورد معاد در قرآن و روایات

 

 

 

 

 

 

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*

فرمت فایل: Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

تعداد صفحه :33

 

بخشی از متن مقاله

در این مبحث بر آنیم تا پاره ای از مسایل زندگی اخروی و صحنه هایی را که قرآن و روایات برای انسان پس از رستاخیر ترسیم می کند، مورد بررسی قرار دهیم.

تأکید قرآن بر معاد

دعوت به معاد باوری یکی از ویژگی های ادیان الهی است. قرآن کریم آخرین کتاب آسمانی و هدایت کننده ی بشر به سوی عالم نور و رها کننده ی وی از همه ی پلیدی ها و ظلمت ها و تصدیق کننده ی کتب آسمانی پیشین درباره ی رجوع انسان به سوی خداوند به تفصیل سخن گفته است. بی شک پس از دعوت به توحید، مقوله ای به این اندازه مورد تأکید قرار نگرفته است. شواهد ذیل می تواند اهمیّت معاد را از دیدگاه قرآن کریم نشان دهد:

الف ـ کثرت آیاتی که زندگی آدمی را در برزخ و قیامت توضیح میدهد.

ب ـ معاد باوری از ارکان ایمان است زیرا در کنار ایمان به خداوند قرار گرفته است:

«ذلک یوعظ به من کان منکم یؤمن بالله والیوم الآخر.»(بقره / 232)

و انکار آن در ردیف انکار خداوند واقع شده است:

«قاتلوا الذین لایؤمنون بالله ولا بالیوم الآخر.» (توبه / 29)

و از این روست که دعوت مردم به معاد در سرلوحه ی برنامه ی انبیا بوده است:

«یا معشر الجنّ والانس الم یأتکم رسل منکم یقصّون علیکم آیاتی وینذرونکم لقاء یومکم هذا.» (انعام / 130)

ج ـ خداوند به پیامبر دستور می دهد که بر وقوع قیامت قسم یادکند:

«و یستنبؤنک احقّ هو، قل ای وربّی انّه لحقّ.» (یونس / 53)

«زعم الذین کفروا ان لن یبعثوا، قل بلی وربّی لتبعثنّ.» (تغابن / 7)

د ـ عبث بودن خلقت در صورت منتفی بودن معاد:

«أفحسبتم انّما خلقناکم عبثا وانّکم الینا لاترجعون.» (مؤمنون / 115)

استدلال قرآن بر معاد

قرآن کریم، در عین آنکه ایمان به معاد را ضروری می شمارد، در مواردی نیز به استدلال بر معاد می پردازد و این مطلب گواه بر منافات نداشتن مقوله های ایمانی با تعقل و خردورزی است. این استدلال ها مبتنی بر خداشناسی است و معادشناسی بدون خداشناسی صحیح و مصون از خطا به انجام نمی رسد. بر این اساس، اسما و صفات ثبوتی خداوند چون حکمت، قدرت، صدق و... یا صفات سلبی هم چون امتناع لهو و ظلم از خداوند، می تواند دلیلی عقلی بر تحقق معاد باشد. بنابراین اصل معاد هم از راه درونْ دینی و هم از راه برونْ دینی (که گاه با هدایت متون دینی به مواد و مقدمات لازم به انجام می رسد) قابل اثبات است. در اینجا به اختصار پاره ای از استدلال های قرآن بر معاد را که مبتنی بر حکمت و عدل الهی است یادآور می شویم:

الف ـ قرآن بقا و جاودانگی و رجوع به سوی خداوند را توجیه کننده ی خلقت آسمان و زمین می داند و حذف معاد را موجب عبث و بیهودگی خلقت عالم می شمارد، در حالی که هم خالق حقّ است و هم خلقت او، و باطل به هیچ روی به طبیعت حق راهی ندارد.

«و ما خلقنا السّموات والارض وما بینهما لاعبین. ما خلقناهما الاّ بالحقّ ولکنّ اکثرهم لایعلمون.» (دخان / 39 ـ 38)

«وما خلقنا السموات والارض وما بینهما الاّ بالحقّ وانّ السّاعة لاتیة.»(حجر / 85)

لعب به افعالی گفته می شود که غایت آن ها خیالی است، نه واقعی; هم چون افعال کودکان که صرفاً از توهم و خیال کودکانه ناشی می شود. و چون افعال لعب صاحب خود را از اعمال واقعی یعنی اعمالی که غایت حقیقی دارند، باز می دارد، از مصادیق لهو به شمار می روند. بر اساس آیه ی یاد شده اگر خلقت عالم، غایتی نداشته باشد و رو به عدم و نیستی برود، وجودش عبث و بیهوده می شود و خداوند منزه از کار عبث و بیهوده است.

خداوند بسیاری از امور را به وجدان و بنیاد اخلاقی آدمی سپرده است، تا خود داوری کرده حق را دریابد. چگونه می توان پذیرفت که انسان عاقلی کاری را انجام دهد و هیچ هدف و مقصدی از آن نداشته باشد. چیزی را بسازد که می خواهد نابودش کند. و یا وقتی از او می پرسند چرا کاری را انجام می دهد توجیهی نداشته باشد. حال که چنین است، خداوند ما را به وجدانمان ارجاع می دهد. شما آدمیان چگونه می توانید کار خداوندی را که علم و قدرتش مطلق و بی نهایت است، عبث و بیهوده تلقی کنید. انکار معاد خلقت خداوند را عبث و بیهوده می نمایاند. پس کل نظام مخلوقات باقی و برقرار خواهد بود.

درباره ی ضرورت معاد و جاودانگی آدمی و ملازمه ی نفی معاد با عبث و بیهودگی آمده است:

«أفحسبتم انّما خلقناکم عبثا و انّکم الینا لاترجعون.» (مؤمنون / 115)

بنابراین، یا توجیه کننده ی خلقت آسمان ها و زمین و از جمله انسان، بازگشت به سوی خداوند و جاودانگی است و یا توجیه کننده ی خلقت آسمان و زمین، وجود انسان و توجیه گر وجود انسانی جاودانگی اوست. اما به نظر می رسد که نظریه ی اول را شواهد بیش تری تأیید می کند. فی المثل، از پاره ای آیات چنین به دست می آید که همه ی حیوانات از جاودانگی شخصی برخوردارند، هر چند به تفصیل در کیفیت زندگی اخروی آن ها سخن نرفته است:

«وما من دابَّة فی الارض ولا طائر یطیر بجناحیه الاّ امم امثالکم ما فرّطنا فی الکتاب من شیء ثمّ الی ربّهم یحشرون.» (انعام / 38)

بر اساس این آیه، همان طور که در دنیا حیوانات در بسیاری از جنبه های حیاتی هم چون دفع ضرر، جلب منفعت ،و جنبه های اخلاقی مانند حیله گری، جرأت، جبن و... باآدمی شباهت دارد، در جاودانگی و حشر به سوی خداوند نیز چنین اند. شاهد دیگر بر این سخن آیه ی «و اذا العشار عطّلت. واذا الوحوش حشرت» (تکویر / 5 ـ 4)است.

هم چنین آیاتی بر این معنا دلالت دارد که سنگ ها، بت ها و همه ی مخلوقاتی که شریک خدا پنداشته می شدند در قیامت حاضر و به جهنم ریخته می شوند و آسمان و زمین با نظام دیگری بر پا خواهد شد. همه ی این شواهد حکایت از جاودانگی همه ی موجودات و منتفی بودن نابودی و اضمحلال آن ها می کند. بنابراین اگر انعدام موجودی مستلزم عبث بودن خلقت آن است، هیچ موجودی از میان نخواهد رفت و با انتقال از دنیا به چهره ی اخروی در قیامت حاضر خواهد بود.

ب ـ قرآن کریم حذف معاد را مستلزم ظلم و بی عدالتی می شمارد و چون ظلم منتفی است، پس معاد به ضرورت ثابت و محقق است.

دو دلیل یاد شده را می توان از آیه ی بیست و دوم سوره ی جاثیه دریافت:

«وخلق الله السموات والارض بالحقّ و لتجزی کلّ نفس بما کسبت وهم لایظلمون. {جاثیه / 22}

بر این اساس، خلقت آسمان و زمین برای آن است که طاعت پاس داشته شود و به معصیت و ناپاکی کیفر عادلانه داده شود. عدل الهی به پادارنده ی عالمی است که در آن هر انسانی جزای عمل خویش را بازیابد و چون دنیا نه از نظر وجودی می تواند چنان عالمی باشد و نه از نظر تجربی چنین عالمی است، پس عالمی جز دنیا در کار است و آن سرای آخرت است. پس انکار کنندگان آخرت و بدکاران چه بد گمان می کنند که زندگی و مرگ آنان مانند زندگی و مرگ مؤمنان و درست کاران است:

«ام حسب الذین اجترحوا السّیّئات ان نجعلهم کالّذین امنوا وعملوا الصالحات سواء محیاهم ومماتهم، ساء مایحکمون.» (جاثیه / 21)

«افنجعل المسلمین کالمجرمین. ما لکم کیف تحکمون.» (قلم / 36 ـ 35)

از این رو قرآن کریم به آدمیان هشدار می دهد که به عاقبت کار مجرمان بیندیشند و در زمین سیاحت کنند و دریابند که خداوند چگونه مجرمان را به سبب اعمالشان در دنیا مجازات می کند. پس در نظام هستی ظلم و ناپاکی بی جزا نمی ماند و چون هر ظلمی در دنیا کیفر و هر نیکی و طاعتی پاداش داده نمی شود، پس وجود عالم آخرت ضروری و لازم است; بنابراین آیاتی که بشر را به سیاحت در زمین فرا می خواند، او را به سوی نوعی دلیل تجربی بر جزای اعمال در نظام هستی سوق می دهد:

«قل سیروا فی الارض فانظروا کیف کان عاقبة المجرمین.» (نمل / 69)

پاسخ قرآن به اشکال منکران معاد

اما آنچه در قرآن بسیار بدان توجه شده است، استبعاد منکران معاد از دوباره زنده شدن است. به گمان آنان احیای مجدد آدمیان کاری غیر ممکن است; هر چند هیچ دلیلی بر امتناع آن ندارند:

«وقالوا ما هی الاّ حیاتنا الدّنیا نموت ونحیا وما یهلکنا الاّ الدّهر، وما لهم بذلک من علم ان هم الاّ یظنّون.» (جاثیه / 24)

این استبعاد مستقیماً متوجه احیای دوباره ی ابدان از هم پاشیده شده است; یعنی کافران چه از وجود روح و تجرد آن اطلاع داشتند یا نداشتند، دعوت انبیا را چنین می فهمیدند که روزی ابدان پوسیده شده انسان جمع و دوباره زنده خواهد داشت و این برای آنان بسیار عجیب بود:

«وقالوا أَءِذا کنّا عظاما ورفاتا أَءِنّا لمبعوثون خلقا جدیداً.» (اسراء / 49)

«ویقول الانسان أَءِذا ما متّ لسوف اخرج حیّا.» (مریم / 66)

و از این رو گاهی معاد را از مقوله ی اساطیر یا سحر می شمردند:

«ولئن قلت انّکم مبعوثون من بعد الموت لیقولنّ الّذین کفروا ان هذا الاّسحر مبین.» (هود / 7)

قرآن کریم گوشزد می کند که برانگیخته شدن ابدان به دست توانای ربوبی جای تعجب ندارد و شگفتی در شک و تردید منکران معاد است:

«وان تعجب فعجب قولهمْ أَءِذا کنّا ترابا أَءِنّا لفی خلق جدید.» (رعد / 5)

آن گاه از راه های متفاوتی به این استبعاد پاسخ می گوید:

الف ـ در دسته ای از آیات قدرت نامتناهی خداوند را تذکر می دهد; به طوری که در ساحت قدرت نامتناهی او هیچ کاری آسان تر از کار دیگر نیست و ایجاد هر امر ممکن مقدور خداوند است و معاد جسمانی و برانگیخته شدن آدمیان ممکن است نه ممتنع. پس خداوند نه فقط آدمیان که سرای قیامت را نیز برپا خواهد کرد:

«اولم یروا کیف یبدء الله الخلق ثمّ یعیده، انّ ذلک علی الله یسیر" عنکبوت 19)

«ولله غیب السموات والارض، وما امرالسّاعة الاّکلمح البصر او هو اقرب، انّ الله علی کلّ شیء قدیر.» (نحل / 77)

متن کامل را می توانید بعد از پرداخت آنلاین ، آنی دانلود نمائید، چون فقط تکه هایی از متن به صورت نمونه در این صفحه درج شده است.

/images/spilit.png

دانلود فایل 


دانلود با لینک مستقیم


دانلود تحقیق کامل درمورد معاد در قرآن و روایات

معاد در نگاه خیام و حافظ 22 ص

اختصاصی از فی دوو معاد در نگاه خیام و حافظ 22 ص دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

معاد در نگاه خیام و حافظ 22 ص


معاد در نگاه خیام و حافظ 22 ص

چکیده

حکیم عمر خیام نیشابوری در یکی از سالهای نیمه اول سدة پنجم هجری به دنیا آمده و در حوالی سال 520 ه. از دنیا رفته است، این سالها مطابق با دورانی است که متشرعان و دکان داران مذهب با طرز فکر خشک و انعطاف ناپذیر خود آراء مخالف خود را بر نمی تابیدند و با برچسب تکفیر مخالفان خود را از سر راه بر می داشتند، خیام یکی از بزرگان تاریخ ادبیات فارسی است که از تهمت الحاد در امان نمانده است. اما آیا به درستی خیام ملحد بوده است یا اینکه افکار او نگاه هنرمندانه و معترض به عالم هستی است که درشعر دیگر هنرمندان و شاعرانی که به مسلمانی و خوش مذهبی معروفند نیز وجود دارد. برای نمونه حافظ که قرآن را با چارده روایت می خوانده است دربسیاری از مضامین با خیام هم داستان است اما زبان و نحوه ی بیان این دو فرق دارد؛ در این مقاله از چندین مضمون مشترک شعر حافظ و خیام (آفرینش ، خدا، جبر و اختیار، قضا و قدر، مرگ) تنها به مسئلة روح و معاد پرداخته شده است.

واژگان کلیدی:

خیام، حافظ، معاد، فلسفه

برای خیام ماورای ماده چیزی نیست. دنیا در اثر اجتماع ذرات بوجود آمده که بر حسب اتفاق کار می کنند. این جریان دائمی و ابدی است . و ذرات پی در پی در اشکال و انواع، داخل می شوند و روی می گردانند. از این رو انسان هیچ بیم و امیدی ندارد و در نتیجه ترکیب ذرات و چهار عنصر و تأثیر هفت کوکب بوجود آمده و روح او مانند کالبد مادی است و پس از مرگ نمی ماند:

ای آنکه نتیجه چهار و هفتی             و ز هفت و چهار دایم اندر تفتی

می خور که هزار باره بیشت گفتم     باز آمدنت نیست چو رفتی رفتی

می خور که به زیر گل بسی خواهی خفت    

بی مونس و بی رفیق و بی یاور وجفت

زنهار به کس مگو تو این راز نهفت

هر لاله که پژمرد نخواهد بشکفت

خیام اگر ز باده مستی خوش باش   

با لاله رخی اگر نشستی خوش باش

چون عاقبت کار جهان نیستی است

انگار که نیستی چو هستی خوش باش

اما خیام به همین اکتفا نمی کند و ذرات بدن را تا آخرین مرحله نشئاتش دنبال می نماید و بازگشت آنها را شرح می دهد. در موضوع بقای روح معتقد به گردش و استحاله ذرات بدن پس از مرگ می شود. زیرا آنچه محسوس است و به تمیز در می آید این است که ذرات بدن در اجسام دیگر دوباره زندگی و یا جریان پیدا می کنند. ولی روح مستقلی که بعد از مرگ زندگی جداگانه ای داشته باشد نیست. اگر خوشبخت باشیم، ذرات تن ما خم باده می شوند و پیوسته مست خواهند بود، و زندگی مرموز و بی اراده ای را تعقیب می کنند.

محمدتقی جعفری در توضیح رباعی فوق (=می خور که به زیر گل بسی خواهی خفت) چنین می نویسد: «پس از توصیه به میگساری، به اصطلاح یک راز مگو را با همه آدمیان در میان می نهند و می گوید: «هر لاله که پژمرد نخواهد بشکفت»! این راز مگو که در نظر گوینده انقلابی در فکر بشری ایجاد خواهد کرد! این است که : بروید در بهاران قدمی چند در گلستان بزنید، گلهایی را خوهید دید که بسیار زیبا و با طراوت و شکوفایی عطر افشانی می کنند و در پاییز و زمستان سراغ همان گلستان را بگیرید و بروید خواهید دید همة آنها پژمرده و از بین رفته اند و دیگر نخواهند رویید، حال وضع آدمیزادگان هم چنین است که وقتی خزان اجل بر آنان وزیدن گرفت و به زیر خاک تیره شان کشید، دیگر زنده نخواهند گشت. [1]

از آن جا که خیام شاعر و فیلسوف مادی است فکر او در محور نیستی با تفکر و فلسفه الهیون کاملاً مغایر است. مثلاً افلاطون که بزرگترین نماینده و معرف این مکتب است اعتقاد داشت که بعداز مرگ، روح باقی می ماندو به حیات دیگر که جاودان است، در قلمرو عقول و مثل عروج می کند. ازاین رو جسم به مثابه زندان و قفس روح است، هر چه زودتر این قفس بشکند، روح زودتر می رهد. اما مساله به این شکل برای خیام مطرح نیست، چرا که او اساساً به روح اعتقاد ندارد . پس فقط می ماند جسم و استحالة‌ذرات مادی. دستی که امروز بر گردن یاری پریچهر و سیه چشم و مشکین مو حلقه شده است، فردا دستة کوزه می شود. حال روح به کجا می رود، اساسا وجود دارد یا نه برای خیام خالی از اعتبار است . برای او در همه حال تحول مادی، گردش ذرات و بینش مادی اهمیت دارد و در ورای ماده جز خلاء و نیستی ، هیچ چیز متصور نیست. همین جاست که نقطة عزیمت و آغاز یأس خیام است، چرا که اگر او به جهانی دیگر اعتقاد داشت، این یأس لازم نمی آمد و می توانست با رغبت، مرگ تن را تحمل کند و به سرای باقی بشتابد، در این رباعی که او آخر عمر درازش سروده، این یأس لازم نمی آمد و می توانست با رغبت مرگ تن را تحمل کند و به سرای باقی بشتابد، در این ربعای که او آخر عمر درازش سروده، این یأس و ترس از نیستی به خوبی مشهود است:

من دامن زهد وتوبه طی خواهم کرد     با موی سپید قصد می خواهم کرد

پیمانه عمر من به هفتاد رسید             این دم نکنم نشاط کی خواهم کرد

این عدم اعتقاد او به دنیای دیگر و چسبیدن دو دستی به همین دنیا به عنوان اولین و آخرین پایگاه و این که بعد از آن نیستی محض است، چنان هراسی در دل او افکنده که از همه چیز دل می گسلد و از یأس فلسفی چابک و رندانه به سرداب خم های شراب نقب می زند.

محمدتقی جعفری بااشاره به رباعی ذیل در تحلیل شخصیت خیام بیان می کند که این رباعی صریح در انکار معاد است:

در پردة اسرار کسی را ره نیست  زین تعبیه جان هیچ کس آگه نیست

جزر در دل خاک هیچ منزلگه نیست      می خور که ازین فسانه ها کوته نیست.[2]


[1] - تحلیل شخصیت خیام ، جعفری ، محمدتقی ص 184.

[2] - همانجا، ص 148.


دانلود با لینک مستقیم


معاد در نگاه خیام و حافظ 22 ص