دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .
چکیده
روح جنگجویی در عرب بیابانی و تعصب جاهلی وی، ریشه بسیاری از جنگها بود. ازدواج خیلی زود و حتی اغلب در سنین هشت، نه سالگی دختر انجام می گرفت و رضایت پدر و پرداخت بهای عروس شرط اساسی ازدواج بود.
رسیدگی به کار کعبه و پذیرایی از زوارخانه خدا و تقسیم آن میان حاجیان بر عهده قریش بود. پیامبر(ص) در هفدهم ربیع الاول- عام الفیل به دنیا آمد. حضرت محمد(ص) هیچ وقت پدر خود را ندید زیرا پدر بزرگوار آن حضرت در بازگشت از سفر شام در یثرب بیمار شد و درگذشت.«حلیمه» دایه ی پیامبر (ص)می گوید از روزی که محمد(ص) را به خانه خودم بردم ، روز به روز خیر و برکت خانه ام بیشتر شد و دارائی و گله ام فزونتر گشت. پیامبر(ص) با خدیجه ازدواج کرد و زندگی جدیدش آغاز شد پنج سال بعد که حضرت محمد سی ساله بود حضرت علی(ع) مولود کعبه به دنیا آمد. پیامبر (ص) در غار حراء مشغول به عبادت می شد و وقتی که پیامبر چهل ساله شد خداوند دل او را روشن ن و پاکترین دل یافت و در غار حراء بود که به امر خدا جبرئیل به او نازل شد و وحی آغاز شد. پیامبر اولین دعوت های خود را به صورت علنی اعلام کرد و سپس پیامبر دعوت عمومی خود را از قریش شروع کرد اولین کسانی که به دین اسلامایمان آوردند حضرت خدیجه(س) و حضرت علی(ع) بودند.
مقدمه
شاید شما بارها از خود پرسیده باشید که تاریخ چیست؟ چه فایده ای دارد؟ تایخ اسلام به ما چه می آموزد؟
تایخ آینه حوادث گذشته است. تاریخ حوادثو زمان را نقشبندی می کند و جاودان نگاه می دارد. تکاپوی معنوی گذشتگان با همان تازگی و حیات همیشه در گنجینه تایخ محفوظ است قرنهای خسته و از راه مانده در بالین تاریخ سر نهاده اند.
و فایده تاریخ آشنایی و اطلاع از حال گذشتگان و شناخت تجربه ها، راهها، روشها، جهشها، تمدنها و ... پیشینیان و دانستن زادن، زیستن و مردن آنهاست. ولیکن ما تاریخ را برای درس گرفتن از آن بررسی می کنیم، به خصوص تاریخ اسلام که به ما می آموزد و مسلمین در تنگناها و هنگام سختی ها چگونه بوده اند و در اوج اقتدار اقتصادی و نظامی چه روشی داشته اند ما تاریخی که درصدد بیانش هستیم تاریخ مظلومیت است زیرا نوای مظلومیت در رواق تاریخ هدایت است نه تاریخ سلطنت و خلافت چرا که هدف ما پیروی از الگوها و اسوه هاست .
ما از این تاریخ درس زندگی، درس تقوا، درس اخلاق، درس شجاعت و شهامت، درس روابط داخلی و خارجی و درس برادری و آزادی فرامی گیریم.
فصل اول
سیمای عربستان قبل از بعثت
بخش اول: اوضاع جغرافیایی، اجتماعی و سیاسی شبه جزیره عربستان
بخش دوم: اوضاع اقتصادی – جنگ و خونریزی
بخش سوم: زن و خانواده
بخش اول:
اوضاع جغرافیایی ، اجتماعی و سیاسی شبه جزیره عربستان
عربستان، بزرگترین شبه جزیره دنیاست که در جنوب غربی آسیا واقع است.
و اطرافش را آبهای خلیج فارس از طرف شرق و دریای عمان و اقیانوس هند از طرف جنوب و دریای سرخ از طرف مغرب فراگرفته است و از طرف شمال، ریگزارهای وسیعی آن را پوشانده است و به عراق و اردن محدود می شود.
این شبه جزیره که بیش از سه میلیون کیلومتر مربع وسعت دارد ، عموماً صحراست و حاشیه باریکی از زمینهای آباد و مسکونی ، اطراف آن را فراگرفته است. تقریباً یک ششم مردم عربستان ، شهر نشین بودند که بیشتر در نواحی جنوب و در شمال و شمال غربی زندگی می کردند. در حجاز که یک قسمت از(عربستان سعودی فعلی) است هم شهر مکه ،یثرب و طایف وجود داشت.
دیگر ساکنین عربستان یعنی حدود پنج ششم جمعیت آن صحرا نشین بودند . شهرنشینان عرب هم اخلاق و روحیات خود را از صحرانشینی و نظام قبیله ای گرفته بودند.به جز بعضی از نواحی شمال و نواحی جنوب دیگر سرزمین های عربستان کمتر مورد توجه فاتحان بزرگ تاریخ بود، زیرا فتح چنین سرزمینی با آن بیابانهای سوزان و بی آب ، کار بسیار مشکلی بود، چون به سختی می شد سپاهی را از آن عبو داد وانگهی عربستان نه از نظر اقتصادی چیزی داشت و نه عرب بیابانی قابل کنترل و انتظام بود از این رو منطقه حجاز، استقلال خود را حفظ کرده بود و کمتر تحت تاثیر افکار و تمدن دیگران ، قرار می گرفت.
«گوستان ولو بودن» مورخ فرانسوی ، می نویسد: اسکندر مقدونی درصدد حمله به مناطق عرب نشین و شام و فلسطین که از دنیا رفت، پس از وی متصرفانش میان سردارانش
تقسیم شد.
«آنتی گون» یکی از سرداران وی، پسر خود « دمتریس را به جنگ اعراب فرستاد. وقتی
دمتریس وارد شهرهای فلسطین شد، اعراب به او چنین می گفتند: ای امیر بزرگ: چرا با ما جنگ می کنی؟ ما، در جایی زندگی می کنیم که فاقد کلیه وسایل زندگی و محروم از تمام نعماتی است که اهالی شهرها و قصبات از آن بهره مندند. ما سکونت در یک چنین صحرایی را به این جهت اختیار کرده ایم که نمی خواهیم بنده ی کسی باشیم ، بنابراین ، هدایای ما را قبول کن و برگرد ! و بدان که عرب ، د.ست صمیمی تو خواهد بود و اگر می خواهی که این محاصره را ادامه دهی ، صریحاً به تو می گوییم:«طولی نخواهد کشید که دچار مشکلات و مصیبت های فراوان خواهی شد، و هیچ وقت هم نمی توانی ما را مجبور کنی که شیوه زندگی را که از کودکی با آن مأنوس شده ایم تغییر دهیم، و اگر بتوانی از میان ما اشخاصی را اسیر کنی، آنها غلامانی بداندیش خواهند بود و هیچ وقت نمی تواند طرز زندگی خود را از دست داده و روش دیگری برگزیند.»
بخش دوم
اوضاع اقتصادی – جنگ و خونریزی
شغل اصلی اعراب ....... دامپروری بود و در آن محیط خشک پیوسته در جستجوی چراگاههای مناسب بودند تا قبیله به آنجا کوچ کند در بین آنها کشاورزی وجود نداشت و فقط در اطراف مدینه و طائف باغستان هائی آن هم به صورت ساده وجود داشت که برخی از مردم نیز در آن به کشاورزی مشغول بودند و برخی دیگر در یمن که درآنجا زراعت و تمدن وجود داشت. سرزمین مکه نیز فاقد تولید بود، نه زمین قابل کشت داشت و نه فراورده هایی که خود مصرف کنند وبه دیگران عرضه نیز عرضه دارند از این رو، ساکنان مکه، به کار تجارت اشتغال داشتند و زندگی خود را با وارد نمودن نیازمندی ها از
خارج می گذراندند.وجود مکه و تقدسی که در میان قبائل عرب جاهلی داشت و منطقه حرم که جایگاه امنی بود و آمد و رفت قبایل عرب از نقاط مختلف عرب نشین به مکه ، چه برای پرستش بت های خود و چه به منظور شرکت در مراسم حج که در ذی الحجه انجام می گرفت ، زمینه خوبی برای مبادلات بازرگانی بود تجارت حجاز تقریباً در اختیار مردم قریش ، یعنی مردم مکه و اشراف طائف بودند و آنها با فلسطین و شام ( سوریه) در شمال و با یمن در جنوب روابط تجاری داشتند و گاهی هم از راه دریا به حبشه واز راه عراق تا مدائن پایتخت ساسانی و شاید داخل ایران سفر می کردند و حتی با مصر و هند هم روابط تجاری داشتند.
بازرگانان مکه در عربستان به شمال می رفتند، که آب و هوایی خوش داشت ، ودر زمستان به جنوب.
به غیر از دامپروری ف غارتگری و تجارت که مخصوص قریش بود ، عده ای از قبایل عرب از طریق حفاظت کاروان های تجاری و با راهنمایی کاروان هادر صحرا، درآمدی کسب می کردند.
جنگ وخونریزی :
گاهی قبایل ،بر سر تصاحب چراگاهها مناسب ، با هم به نزاع برخاسته ، یک جنگ و خونریزی را بین دو یا چند طایفه فراهم می اوردند .روح جنگجویی در عرب بیابانی و تعصب جاهلی وی ، ریشه ی بسیاری از جنگ ها بود، همانگونه که غارت دیگران، خود انگیزه مهمی برای شروع جنگ با دیگر قبایل به شمار می آمد.
از طرفی قبیله ای که مورد تجاوز قرار می گرفت ، حاضر بود برای گرفتن انتقام ، حتی تمام افراد قبیله متجاوز را بکشند . صحرا نشینان عرب می گفتند خون را جز خون نمی شود.
جنگ ها معمولاً از یک برخورد ساده دو فرد از دو قبیله ، شروع می شدو گاهی چون
جنگ چهل سال طول می کشید تا وقتیکه تقریباً مرد جنگجویی در دو قبیله باقی نمی ماند و با دخالت دیگران کار به صلح می انجامید.
اعراب جاهلی برای اینکه آرامشی داشته باشند تا در پناه آن بتوانند به تجارت و خرید و فروش و زیارت و عبادت خود برسند. جنگ و خونریزی را در چهار ماه سال که عبارتند از : ذیقعده، ذیحجه، محرم و رجب، ممنوع کرده بودند. گاهی می شد که خود این سنت را شکسته و در این ماه ها جنگ می کردند.
بخش سوم
زن و خانواده
ازدواج خیلی زود و حتی اغلب در سنین هشت ، نه سالگی دختر انجام می گرفت و رضایت پدر و پرداخت عروس شرط اساسی ازدواج بود. تعدد زوجات بدون هیچ قید و شرطی رواج فراوان داشت زن کالایی بود جزو دارایی پدر یا شوهر یا پسر بشمار می رفت و او را با اموال ثروتی که باقی می ماند به ارث می بردند. از این رو ازدواج با زن پدر منع قانونی نداشت . البته ازدواج با محارم مثل خواهر و مادر ممنوع بود.
یکی دیگر از راههای متداول زناشویی در نظام جاهلی این بود که مثلاً با مرد دیگری از قبیله دیگر که زنش همراه او باشد برخورد کندو بر سر بدست آوردن آن زن بجنگد اگر غالب می شدزن را اسیر گرفته و بی هیچ قید وشرطی او را در زمره ی زنان خود قرار می دادفساد و فحشاء در جامعه عرب جاهلی رواج زیادی داشت بعضی از قبایل عرب ، دختران خود را زنده به گور می کردند . آنها اساساً فرزند دختر را مایه ننگ می پنداشتند و وقتی یکی از آنان را به فرزند د ختری مژده می دادند از شدت اندوه رخسارش سیاه شده و سخت دلتنگ می شد.
از جمله عللی که می توان برای این پدیده بسیار زشت آن دوران ذکر کرد این است که
دختر نمی توانست از قبیله دفاع کند.و یا ممکن بود در آینده به دست دشمنان اسیر شود.
عرب جاهلی دختران را زنده به گور می کردند بلکه گاه بعضی از آنان فرزندان پسر را نیز به خاطر ترس از فقر و ناداری می کشتند.
فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد
تعداد صفحات این مقاله 31 صفحه
پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید